خانه » مقالات » قمار ژئوپلیتیکی با هوش مصنوعی
قمار ژئوپلیتیکی با هوش مصنوعی
رقابت برای توسعه هوش مصنوعی، خاورمیانه را به میدان تازه‌ای تبدیل می‌کند.
یکشنبه, ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
زمان تقریبی مطالعه ۱۵ دقیقه
وقتی زیرساخت‌های حیاتی هوش مصنوعی را به منطقه ای منتقل می کنیم که همزمان با بلندپروازی‌های تکنولوژیک، درگیر تنش های سیاسی بی‌پایان، حملات پهپادی و ریسک بالای درگیری نظامی است، مسئله را به ساخت چند دیتاسنتر هوش محدود نکرده‌ایم. حرف از قرار دادن بخشی از ستون فقرات اقتصاد و امنیت دیجیتال جهان در معرض یک آسیب پذیری واقعی است. یادداشت پیش‌رو بررسی می کند که چرا یک حمله فیزیکی می تواند دامنه گسترده‌تری از آسیب به یک دیتاسنتر ایجاد کند و به اختلال در خدمات حیاتی، امنیت ملی و حتی اقتصاد جهانی منجر شود ...

زیرساخت های هوش مصنوعی در خاورمیانه:
قرار گرفتن بمبی ساعتی زیر خاکستر تصمیمی هوشمندانه!

 

دیباجه

در سال‌های اخیر و به طور مشخص در منطقه ملتهب خاورمیانه، رقابت برای توسعه و گسترش زیرساخت‌های هوش مصنوعی به یکی از اساسی ترین محورهای فناوری و رقابت ژئوپلتیک تبدیل شده است. در این تردیدی نداریم که مراکز داده هوش مصنوعی بزودی بدل به منابع حیاتی اقتصاد جهانی خواهند شد . از همین رو، کشورها سعی می‌کنند تا با سرمایه گذاری در این حوزه ، اقتدار فناورانه خود را به رخ بکشند و برای امنیت و حکمرانی جهانی رل اصلی را بازی کنند .تصمیم دولت دونالد ترامپ مبنی بر ساخت مراکز داده هوش مصنوعی در خاورمیانه ، پرسش‌ها و چالش‌های متفاوتی را درباره ابعاد گوناگون ملاحظات امنیتی ، سیاسی و … به‌وجود آورده است. کشورهای طرف میزبانی این اقدام را نوعی پیروزی دیپلماتیک می‌خوانند، اما ارزیابی دقیق تر از شرایط ژئوپلتیکی منطقه ، وضعیت فیزیکی زیرساخت‌ها و ریسک نظامی موجود در این باره ، موضوع را به مراتب پیچیده‌تر از قبل می‌کند.
در یادداشت پیش‌رو سعی داریم تا با تمرکز بر چالش‌های نامبرده ، به طور مختصر به آسیب شناسی موضوع (انتقال مراکز داده هوش مصنوعی به خاورمیانه) بپردازیم. به ابعادی خواهیم پرداخت که در لابلای معادلات اقتصادی و قراردادهای سیاسی ، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در واقع سعی داریم تا نقدی کوتاه داشته باشیم بر تصمیم جدید دولت ایالات متحده در حوزه همکاری فناورانه با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس .
پیش از ورود به این ملاحظات، لازم است روشن کنیم که منظور از زیرساخت هوش مصنوعی صرفا چند ساختمان مجهز به رایانه نیست. مراکز داده هوش مصنوعی مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از سرورها، پردازنده‌های قدرتمند، سامانه‌های خنک‌کننده، تجهیزات برق و ذخیره‌سازی، شبکه‌های ارتباطی و سایر تجهیزات حیاتی هستند که برای آموزش و اجرای مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی به کار می‌روند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این زنجیره می‌تواند تنها یک مشکل فنی یا اقتصادی نباشد و به مسئله‌ای امنیتی و حتی ژئوپلتیکی تبدیل شود. بنابراین پرسش اصلی این نوشتار صرفا این نیست که آیا خاورمیانه می‌تواند میزبان مراکز بزرگ هوش مصنوعی باشد یا نه؛ مسئله این است که آیا انتقال چنین زیرساخت‌های حیاتی به منطقه‌ای که همزمان با فرصت‌های اقتصادی، با تنش‌های سیاسی بی‌پایان، آسیب‌پذیری‌های امنیتی و ریسک درگیری نظامی روبه‌رو است، از نظر راهبردی تصمیمی قابل دفاع به شمار می‌آید. در ادامه، این موضوع را از منظر آسیب‌پذیری فیزیکی مراکز داده، هزینه‌های حفاظت و تداوم فعالیت، پیامدهای امنیتی و انسانی و همچنین پیچیدگی روابط میان بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ بررسی می‌کنیم.

1. انتقال زیرساخت ها به منطقه جنون!

قراردادن مراکز عظیم داده در عربستان، امارات و قطر یعنی ایجاد ستون فقرات آینده فناوری و هوش مصنوعی در منطقه ای که نشان داده بیش از آنکه تکیه گاه علم و فناوری باشد، مامن پهپادها و تنش نظامی است. زیرساخت فناوری در آن منطقه می‌تواند در کسری از زمان و حتی در یک شب به طور کامل نابود شود.

2. زیرساخت های بزرگ، طعمه های لذیذ سامانه های موشکی

مراکز داده‌ هوش مصنوعی با مساحت بیش از ۱۰ مایل مربع، هدف‌های ایده‌آلی برای حملات هوایی هستند. حفاظت از این مراکز باتوجه به شکل و اندازه بزرگی که دارند، عملا ناممکن است. به طور مثال، قطعات حیاتی مثل سیستم‌های خنک‌کننده بزرگ، در فضای باز و آزاد قرار دارند که عملا این امر حفاظت از آن ها را دشوار می کند.

3. تجربه زنده زیرساخت‌های آرامکو!

حملات پهپادی ایران به زیرساخت های نفتی عربستان در سال 2019 هنوز پیش روی چشم ما قرار دارد. تکرار عملیاتی مشابه از سوی هر یک از کشورهای خاورمیانه می تواند آسیبی هولناک و به مراتب بزرگ تر از حملات ایران به عربستان ( با ابعادی جهانی) ایجاد کند. این زمانی نمود بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم معماران پروژه های این چنینی عمده توان و تئوری های خود را معطوف به تهدیدات سایبری کرده اند و نسبت به آسیب فیزیکی این مراکز و تجهیزات کم توجهی کرده اند.

4. غیر عقلانی بودن هزینه نگهداری دیتاسنتر

هزینه خرید یا ساخت سامانه های دفاعی و پدافندی برای حفاظت از مراکز داده، بسیار بالا و سرسام آور است، به گونه‌ای که هزینه تهیه یک سامانه دفاعی قدرتمند (مشابه سامانه تاد یا پیکان) بیش از دو برابر هزینه ایجاد یک مرکز هوش مصنوعی در کشور مقصد است. این کار رقابت جهانی برای تهیه سامانه های دفاعی را تشدید خواهد کرد ( مشابه وضعیت فعلی اوکراین، ایران، اسرائیل و …).

شکل 1 نادیده گرفتن اوضاع وخیم خاورمیانه تبعات سنگینی خواهد داشت

5. اقدامی معنادار در خلاف جهت سیاست های ایالات متحده

در حالی‌که دولت‌های متوالی آمریکا اذعان می‌کنند تصمیم دارند حضورشان در خاورمیانه را کاهش بدهند، اما این سرمایه‌گذاری عظیم به طور مجدد ایالات متحده رو به‌صورت راهبردی به منطقه گره می‌زند، آن هم بدون اجماع ملی داخلی بین جمهوری خواهان و دموکرات ها یا حداقل تضمین امنیت بلندمدت برای زیرساخت های موجود و حفظ منافع ایالات متحده آمریکا.

6. آسیب به مراکز داده دامنه انسانی بسیار بزرگی خواهد داشت

اینکه یک مرکز داده هوش مصنوعی در خاورمیانه نابود شود، غیر از هزینه های مالی و جانبی شدیدی که به همراه دارد، در حوزه هایی چون خدمات درمانی، حمل و نقل و امنیت ملی هم مشکل آفرین خواهد شد، زیرا می‌دانیم که زندگی امروزی ما وابسته به هوش مصنوعی است. پیامد این تصمیم دومینووار بر اقتصاد جهانی نیز تاثیر خواهد گذاشت.

7. بازیگرانی همسو با منافع ناهمسو

امارات و عربستان شرکای استراتژیک چین هستند و از طرفی با ایالات متحده روابط راهبردی ایجاد کرده اند. این خط دو طرفه و رابطه ژئوپلتیکی به گونه ای است که زیرساخت ها از سوی هر دوطرف می‌تواند تحت نفوذ قرار بگیرد و موجب بحران تازه ای شود.

نتیجه گیری

با بررسی چالش‌های مترتب ، بنظر می‌رسد تصمیم به استقرار زیرساخت های حیاتی هوش مصنوعی در منطقه‌ای ناپایدار ، پرریسک و ناایمن ، چه به لحاظ امنیتی ، چه ژئوپلتیکی و چه اقتصادی ، تصمیمی چالش‌برانگیز خواهد بود. پذیرش تبعات این ریسک می‌تواند بر شرکت‌های فناوری ، سرمایه گذاران ، امنیت ملی ایالات متحده و حتی نظم دیجیتال جهانی اثر انکار نشدنی بگذارد. آسیب‌پذیری ذاتی این مراکز در برابر حملات فیزیکی و به طور ‌ویژه از سوی بازیگران دولتی و غیردولتی مجهز به فناوری‌های ارزان اما مرگبار مانند پهپادها، چالشی است که تاکنون در محاسبات اقتصادی و سیاسی این تصمیم نادیده گرفته شده است.
از این جهت، لازم است قبل از اجرای کامل این طرح، بازنگری‌ همه‌جانبه و مبتنی بر ارزیابی‌های واقعی از ریسک‌های فیزیکی و راهبردی صورت گیرد. تقویت لایه‌های امنیتی، طراحی ساختارهای مقاوم در برابر تهدیدات فیزیکی و مهم‌تر از همه پرهیز از وابستگی بلندمدت به منطقه بحرانی خاورمیانه باید در اولویت سیاست‌گذاران و فعالان این حوزه قرار گیرد. آینده فناوری‌های حساس مانند هوش مصنوعی نباید بر بستری لرزان و ناایمن بنا شود، چرا که تزلزل در زیرساخت، می‌تواند به تزلزل در آینده جهانی ما بینجامد.

 

گردآوری و تالیف :
سامان مطلبی/ مسئول رصد پژوهشگاه تهران

سایر مقالات