خانه » مقالات » از انزوا تا نوآوری؛ پیوند نامرئی میان مهاجران ایرانی و استارتاپ‌های داخل
از انزوا تا نوآوری؛ پیوند نامرئی میان مهاجران ایرانی و استارتاپ‌های داخل
دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۴۰۴
زمان تقریبی مطالعه ۱۱ دقیقه
در چهار دهۀ گذشته، تعداد قابل توجهی از ایرانیان به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند. امروز بخش تحصیل‌کرده، حرفه‌ای و غالباً مرفه این دیاسپورا به یکی از تکیه‌گاه‌های اصلی استارتاپ‌های داخلی بدل شده است. آنان با تکیه بر تجربۀ جهانی‌شان، شبکه‌ای غیرمتمرکز از سفیران فناوری ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که بی‌سروصدا و حتی زیر سایۀ سانسور و تحریم، دانش، سرمایه و زیرساخت را به داخل می‌آورند. این تصویر تازه با برداشت قدیمی از دیاسپورای ایرانی فرق دارد: نخبگانی که زمانی هویت‌شان را بر مخالفت سیاسی با جمهوری اسلامی بنا می‌کردند، امروز عمل‌گراترند؛ کمتر ایدئولوژیک‌اند و بیشتر متمرکز بر یاری‌رسانی فنی به زیست‌بوم علم و نوآوری ایران هستند و گویی یک نوع بی‌طرفی سنجیده و خودخواسته سیاسی پیشه کرده‌اند تا به وطن و هم‌وطنان‌شان خدمت کنند.

رشد فناوری در دل انزوای بین‌المللی

با وجود تحریم‌های ثانویه آمریکا که بسیاری از صنایع ایران را از اقتصاد جهانی جدا کرده و باعث ایجاد محدودیت‌های شدید در دسترسی ایرانیان به فناوری‌های روز دنیا شده، استارتاپ‌های ایرانی اما رشد قابل توجهی داشته‌اند. این رشد نشان‌دهنده مهارت، انگیزه و دانش بالای نسل جوان ایرانی است.

گرچه اقتصاد ایران در سال‌های اخیر از نظر روابط بین‌المللی دچار انزوا بوده، اما جامعه آن از نظر فناوری عقب‌مانده نیست. در سال ۲۰۲۳ حدود ۸۰ درصد مردم ایران به اینترنت دسترسی داشتند؛ رقمی که از میانگین جهانی (۷۲.۴۶ درصد) بالاتر است. ایران با جمعیت ۹۰ میلیونی، حدود ۱۵۱ میلیون سیم‌کارت فعال دارد و نزدیک به ۹۴ درصد جمعیت به تلفن همراه دسترسی دارند. هر سال تعداد جوانانی که به فناوری‌های نوین و راه‌اندازی کسب‌وکارهای دیجیتال علاقه‌مند می‌شوند، بیشتر می‌شود.

برآورد می‌شود نرخ رشد سالانه استارتاپ‌ها در ایران از آوریل ۲۰۲۴ تا آوریل ۲۰۲۵ حدود ۱۴.۱ درصد باشد. به گفته حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری، درآمد شرکت‌های دانش‌بنیان در سال گذشته  ۶۰ درصد رشد داشته و فروش حجمی محصولات دانش‌بنیان نسبت به سال ۲۰۲۳ حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است.

سفیران فناوری

نیاز استارتاپ‌های ایرانی به استفاده از فناوری‌های پیشرفته جهانی، آنان را به همکاری با متخصصان ایرانی خارج از کشور سوق داده است. طی یک دهه گذشته، این علاقه دوطرفه بوده؛ دیاسپورای فناوری ایران نیز فرصت‌هایی برای همکاری، منتورینگ و انتقال تجربه به شرکت‌های داخلی فراهم کرده است؛ شرکت‌هایی که به دلیل تحریم‌ها به بسیاری از فناوری‌ها دسترسی مستقیم ندارند. این شبکه را می‌توان سفارتخانه‌های مجازی نام داد؛ بدون وابستگی سیاسی، بدون شعار سرنگونی و مبتنی بر انتقال تجربه و تکنیک.

برای نمونه، گروهی از ایرانیان مقیم خارج  پروژه‌ای به نام OpenHopeHack را در گیت‌هاب ایجاد کردند که امروز به نمادی از منتورینگ تکنولوژیک دیاسپورا تبدیل شده است. آنها جوانان ایرانی را تشویق می‌کنند در پروژه‌های متن‌باز مشارکت کنند و حتی با جوایزی مثل لپ‌تاپ، آنان را به فعالیت و رقابت تشویق می‌کنند.

رویداد دیگر، iBRIDGES است؛ کنفرانسی سالانه که به ابتکار دیاسپورای ایرانی برگزار می‌شود و فضایی رسمی و حرفه‌ای برای پیوند میان کارآفرینان داخل کشور و متخصصان فناوری در خارج از ایران فراهم می‌کند. در این مدل همکاری، بی‌طرفی سیاسی و تمرکز بر کمک فنی باعث شده نقش دیاسپورا در رشد فناوری ایران روزبه‌روز پررنگ‌تر شود؛ بدون اینکه مستقیماً زیر نظارت سختگیرانه حاکمیت قرار بگیرد.

در فروردین امسال، پنجمین نوبت از انجمن سالیانه Connect+ در خانه نوآوری و فناوری ایران (iHiT) برگزار شد تا ارتباط میان متخصصان ایرانی خارج از کشور و فعالان فناوری داخلی تقویت شود. طبق آمار معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، ایرانیان خارج از کشور تاکنون ۲۰۰ استارتاپ را به‌صورت دورکاری در داخل ایران راه‌اندازی کرده‌اند. این همکاری حاصل مشارکت بیش از ۲۴۰۰ ایرانی مقیم خارج با مراکز علمی و صنعتی داخل کشور بوده و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲، حدود ۲۰۰۰ متخصص ایرانی در قالب پروژه‌های فناوری به کشور بازگشته‌اند.

به طور خلاصه می‌توان گفت این سفیران فناوری نه وابسته به حکومت‌اند و نه اپوزیسیون سیاسی؛ آنها خارج از فضای پرتنش سیاست عمل می‌کنند و در سکوت، مهارت، دانش و آموزش بین نسلی را حفظ کرده‌اند.

اختلاف‌نظر فکری و سیاسی؛ مانعی بر سر راه مشارکت فنی

مسیر همکاری کارآفرینان داخلی و دیاسپورای فناوری بدون چالش نیز نبوده و سایه اختلافات سیاسی هم‌چنان بر سر این ارتباط افکنده است. در این زمینه هم حاکمیت ایران و هم دیاسپورای آن، گاهی در مسیر غیرسازنده حرکت کرده اند. برای مثال دیاسپورا از ظرفیت این ارتباطات برای یاری‌رسانی به منتقدان در جریان اعتراضات سیاسی بهره برده و حاکمیت و گروه‌های طرفدار آن نیز دیاسپورای فناوری را به جاسوسی برای غرب متهم کرده و پروژه‌های آنان را طراحی وزارت خارجه آمریکا برای صدمه زدن به کشور لقب داده‌اند.

به بیان دیگر حاکمیت در ایران از یک سو، ارزش اقتصادی این همکاری را می‌بیند و می‌داند که استارتاپ‌ها می‌توانند به واسطه دیاسپورا  از سرمایه، تجربه و دانش فنی ایرانیان خارج از کشور بهره ببرند. از سوی دیگر، به دلیل خواستگاه سیاسی دیاسپورا که عمدتاً منتقد حکومت بوده است، همواره با تردید به این ارتباط نگاه می‌کند. به‌طور کلی، به‌ویژه در شرایط تحریم، دولت به این نتیجه رسیده که بدون بهره‌گیری از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور نمی‌تواند در حوزه فناوری پیشرفت کند؛ اما درعین حال ترجیح می‌دهد برای حفظ ثبات سیاسی، این همکاری‌ها را در سطح مشخصی نگاه دارد.

ایرانیان فناور، دست در دست هم از هر گوشه‌ای از دنیا

ایرانیان متخصص حوزه فناوری دیگر صرفاً ناظر بیرونی نیستند؛ آن‌ها به‌طور فعال با نسل جوان و اکوسیستم استارتاپی داخل کشور همکاری می‌کنند. این همکاری از مشاوره در مراحل آغازین کسب‌وکار تا طراحی زیرساخت‌های لازم، طراحی محصول، تبلیغات و فروش را شامل می‌شود. شبکه‌های شکل‌گرفته توسط این افراد، در بسیاری موارد کارآمدی بیشتری از مسیرهای رسمی دیپلماتیک داشته است. در حالی که سیاستمداران در وین یا نیویورک بر سر مسائل کلان سیاسی مذاکره می‌کنند، این منتورهای نامرئی به شکل عملی در حال تقویب پایه‌های فناوری در کشور و ایجاد تاب‌آوری‌ دیجیتال برای کشورند.

دیاسپورای ایرانی با ارائه راهنمایی‌های فنی و پرهیز از پیش‌شرط‌های سیاسی، به استارتاپ‌ها برای آزمایش فناوری‌های نو، شناخت بازارهای جهانی و ادامه رشد در شرایط تحریم و محدودیت‌های حقوقی یاری می‌رساند. با این حال، پایداری و بلوغ این همکاری‌ها زمانی امکان‌پذیر است که سیاست‌زدگی و ملاحظات ایدئولوژیک کنار گذاشته شود و همکاری بر پایه اعتماد، کارآمدی و منافع مشترک سامان یابد.

سایر مقالات