
کودک-اینفلوئنسرها آنباکس میکنند، اسباببازیها را امتحان میکنند، شوخی میکنند و اسلایم میسازند. آنها آواز میخوانند، میرقصند و دیالوگهایشان را از حفظ میگویند: «کانالم رو سابسکرایب کن!» کودکان از بزرگترین ستارههای یوتیوب و اینستاگرام هستند و از طریق قراردادهای اینفلوئنسری با برندهای مطرح یا برنامۀ همکاری یوتیوب[۱] که بخشی از درآمد تبلیغات را به سازندگان اختصاص میدهد، میلیونها دلار کسب میکنند.
در حالیکه شبکههای تلویزیونی به ما مری-کیت و اشلی اولسن را دادند، شبکههای اجتماعی دوقلوهای همسان، آلکسیس و آوا مککلور [۲] را معرفی کردند. چهرۀ میلیوندلاری مکالی کالکین (بازیگر فیلمهای تنها در خانه) جای خود را به لبخند دنداننمای رایان، کودک هفتسالهای که نقدهای اسباببازیاش او را به پردرآمدترین ستارۀ یوتیوب در سال ۲۰۱۸ تبدیل کرد، داده. جایگاهی که زمانی متعلق به بازیگران کودک مانند درو بریمور[۳] بود، اکنون توسط ستارههایی چون اورلی رز[۴] ششساله پر شده است؛ دختربچهای که شیرینکاریهای بامزهاش از جاذبههای اصلی ولاگهای یوتیوبی پدر و مادر بسیار محبوبش به شمار میرود.

دوقلوهای نیوجرسی، آوا و الکسیس مککلر در لینک برترین اینفلوئنسرهای کودک نشریه فوربز در سال ۲۰۱۷ قرار گرفتند.
اما در حالیکه ستارگان کودک امروزی میتوانند بدون آنکه پایشان به استودیوهای هالیوودی باز شود، به شهرت و ثروتی چشمگیر دست یابند، ممکن است یکی از ویژگیهای کمزرقوبرقتر صنعت سرگرمی مستقر در جنوب کالیفرنیا را از دست بدهند: سختگیرانهترین قوانین کار کودکان برای بازیگران در کل آمریکا.
این قوانین که برای محافظت از کودکان در برابر بهرهکشی والدین و کارفرمایانشان طراحی شدهاند، بهطور مستمر برای سلبریتیهای کوچک امروزی اعمال نمیشوند، با وجود آنکه پلتفرمهای اصلی مانند یوتیوب و اینستاگرام در کالیفرنیا مستقر هستند. وضعیت، چیزی است شبیه «اوبر منتها برای.. کودکان کار[۵]» است، با فناوریای ساختارشکنانه که بازارها را دگرگون کرده و در عین حال قوانین کار کودکان را نیز دور میزند.
“قطعاً وقت آن رسیده که نگاهی داشته باشیم به شیوههایی که والدین یا سایر بزرگسالان از طریق هنرنمایی یا کار کودکان کسب درآمد میکنند. قانون باید اصلاح شود تا با فناوری همگام گردد.“
اکنون کودک-بازیگران سابق و کارشناسان حقوقی لب به سخن گشودهاند، به این امید که والدین و پلتفرمها روند خود را تغییر دهند، یا قانونگذاران و نهادهای نظارتی وارد عمل شوند.
«برایم مهم نیست که فقط آنباکس کردن یک گیفت باکس باشد، باز هم کار کردن حساب میشود» شیلا جیمز کیول[۶]، کودک-بازیگر سابق و از نویسندگان قانون سال ۱۹۹۹ که حمایتهای کاری از بازیگران کودک در کالیفرنیا را دگرگون کرد، گفت. «اگر از کاری پول درمیآوری، دیگر اسمش بازی کردن نیست.»
کیول فعالیت حرفهای خود را از هشتسالگی در رادیو آغاز کرد، دوران نوجوانیاش را با بازی در نقش زلدا گیلروی در سیتکام «عشقهای فراوان دابی گیلیس[۷]» سپری کرد، سپس وارد دانشکدۀ حقوق شد و ۱۴ سال در مجلس ایالتی کالیفرنیا خدمت کرد. او اکنون یکی از اعضای شورای شهر لسآنجلس است.
کیول افزود: «قطعاً وقت آن رسیده که نگاهی داشته باشیم به شیوههایی که والدین یا سایر بزرگسالان از طریق هنرنمایی یا کار کودکان کسب درآمد میکنند. قانون باید اصلاح شود تا با فناوری همگام گردد.»
آیا فعالیت کودک-اینفلوئنسرها نوعی کار است؟
امی مککلور[۸]، مادر دوقلوها آلکسیس و آوا، در مصاحبهای اخیر با گاردین گفت: «چیزی که همیشه بر آن تأکید میکنم این است که این ماییم که کار میکنیم، نه دخترها».
در واقع، امی و همسرش جاستین، سال گذشته از شغل خود استعفا دادند تا به صورت تماموقت مدیریت حرفۀ دخترانشان را به عهده بگیرند. نتیجۀ این تصمیم، قراردادهای پرسودی بود، مانند تبلیغ دوربین هوشمند «پورتال» متعلق به فیسبوک، که آن را در حساب اینستاگرام خود منتشر کردند.
“برخی از والدین اینفلوئنسرها میگویند که کودکان در حال خوشگذرانی هستند، یا تقریباً متوجه نیستند که چه میکنند“
برخی از والدین اینفلوئنسرها میگویند که کودکان در حال خوشگذرانی هستند، یا تقریباً متوجه نیستند که چه میکنند. در پستی در سال ۲۰۱۷ در حساب رسمی اینستاگرام، مادر زویی مییوشی[۹] ، کودک-اینفلوئنسری که در آن زمان پنج ساله بود، یک «#نکته_مادری» درباره گرفتن عکسهای خوب از ظاهر ویژه دخترش به اشتراک گذاشت: « استفاده از عینک آفتابی هنگام عکس گرفتن کمک میکند. اغلب اوقات او مستقیم به من نگاه نمیکند، که عینک آفتابی باعث میشود این موضوع پنهان بماند.»
بی فیشر[۱۰]، مادر سه پسر معروف اینستاگرامی، به مجله وایرد گفت: «اگر روزهایی باشد که اصلاً حال و حوصلهاش را ندارند، نیازی نیست جلوی دوربین بروند. مگر اینکه پروژۀ پولی باشد. آن وقت باید حضور داشته باشند. در این روزها همیشه برایشان آبنبات چوبی داریم.»
اگر این روایتها کمی نگرانکننده به نظر برسند، در مقایسه با داستانی که درباره ماشل هابسون[۱۱] مطرح شده، تقریباً ناچیزند. این زن ۴۷ ساله اهل آریزونا در ماه مارس ۲۰۱۹ به اتهام سوءاستفاده از پنج نفر از هفت فرزندخواندهاش تحت تعقیب قرار گرفت. جزئیات سوءاستفادههای وی، کتک زدن، اسپری فلفل زدن، آزار جنسی و گرسنگی دادن به کودکان شش تا پانزده ساله، وحشتناک است؛ انگیزۀ ادعایی او نیز دلهرهآور است.
در اسناد اتهامی پلیس آمده است: «همۀ کودکان اشاره کردند که مجبور بودند در ویدیوهای کانال یوتیوب مادرشان به نام Fantastic Adventures شرکت کنند، کانالی که بیش از ۷۰۰ هزار دنبالکننده و بیش از ۲۴۲ میلیون بازدید دارد.» «مجموعۀ Fantastic Adventures کودکان فرزندخوانده را در سناریوهای مختلفی به تصویر میکشد. آنها گفتهاند اگر دیالوگهایشان را بهخاطر نیاورند یا مطابق دستور مادرشان در ویدیوها بازی نکنند، به روشهایی که گفته شد تنبیه میشوند. آنها همچنین گفتهاند این یکی از دلایلی بود که مادرشان آنها را از مدرسه بیرون آورد تا بتوانند ویدیوهای بیشتری ضبط کنند و ذکر کردهاند که سالهاست به مدرسه نرفتهاند.»
واکنش اولیۀ یوتیوب به دستگیری هابسون، قطع درآمدزایی کانال Fantastic Adventures بود (یعنی توقف پخش تبلیغات در ویدیوها)؛ این شرکت بعداً کانال را بهطور کامل حذف کرد. هابسون در دادگاه اعلام بیگناهی کرد[۱۲]. به گزارش روزنامه آریزونا ریپابلیک، بر اساس یک فرم مالیاتی از گوگل، او در سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۳۰۰ هزار دلار از این کانال درآمد داشته است.
جایی در میان طیف والدینی که تنها از تربیت فرزندشان فیلم میگذارند و والدینی که آشکار از کودکان خود سواستفاده میکنند، موقعیتهایی مانند «شوخی» اول آپریل یوتیوبرهای مشهور کول و ساوانا لابرنت[۱۳] با دختر شش سالهشان، اورلی رز، قرار میگیرد که توجه رسانهها را جلب کرد.
این زوج ویدیویی منتشر کردند که اورلی را در وضعیت ناراحتکنندهای نشان میداد. کول لابرنت خطاب به دخترش که گریه میکرد و صورتش را زیر پتو پنهان کرده بود، گفت: «هنوز به مخاطبان ولاگ نگفتی، میخوای براشون تعریف کنی؟». اشک ریختن او نتیجۀ شوخیای پدر و مادر با او بود. به او گفته بودند قرار است سگش را به کس دیگری بدهند، موضوعی که دروغ بود و به عنوان شوخی روز اول آپریل در نظر گرفته شده بود اما از حد گذشت. پس از واکنشهای منفی، این زوج ویدیویی منتشر کردند که در آن به «تمام نفرتهایی که دریافت کردیم» پاسخ دادند، و در آن اعتراف کردند که ویدیوی شوخی «اشتباه» بوده و آن را حذف کردند.
ساوانا لابرنت گفت: «ما میدانیم که میتوانستیم این ویدیو را در یوتیوب منتشر نکنیم، اما ما از کل زندگیمان فیلم میگیریم»، «این کاریست که خودمان انتخاب کردیم.»
پس از جنجالهای پیشآمده، اورلی همچنان در ولاگها و پستهای اینستاگرامی متعددی دیده میشود. او بهطور منظم در ویدیوهایی که در کانال یوتیوب والدینش (با ۸.۸ میلیون مشترک)، کانال یوتیوب شخصی خودش (با ۲.۲ میلیون مشترک) و کانال یوتیوب «دوستان صمیمیاش» (با ۱.۵ میلیون مشترک) منتشر میشوند، ظاهر میشود. او همچنین یک حساب اینستاگرام شخصی (با ۴.۳ میلیون دنبالکننده) و یک حساب اینستاگرام مشترک با «دوستان صمیمی» (با ۱.۲ میلیون دنبالکننده) دارد و اغلب در پستهای تبلیغاتی حساب اینستاگرام مادرش (با ۵.۱ میلیون دنبالکننده) دیده میشود. خانواده لابرنت به پرسشها درباره اینکه آیا سهمی از درآمد یوتیوب را به اورلی پرداخت میکنند یا برای او حساب پساندازی دارند، پاسخ ندادند.
پل پیترسن معتقد است، حمایتهای قانونیای مانند قوانین ایالت کالیفرنیا باید بهطور برابر شامل حال اورلی، ساکن کالیفرنیا، کودکان خانواده هابسون در آریزونا و خانواده مککلور در نیوجرسی شود.
پیترسن میگوید: «این مایۀ شرمساریست» ؛ کسی که در سال ۱۹۹۱ گروهی حامی کودک-بازیگران سابق به نامA Minor Consideration را بنیان نهاد.
او افزود: «یوتیوب در سن برونو، کالیفرنیا مستقر است و تحت صلاحیت قوانین ایالت کالیفرنیاست. اگر قرار است تصاویر کودکان زیر سن قانونی را منتشر کنید و بابت آن به آنها پول بپردازید، باید مفاد قانون کالیفرنیا را رعایت کنید. این موضع گروهA Minor Consideration است. به همین دلیل ما قانون را تغییر دادیم.»
“هر دلاری که یک کودک درمیآورد، متعلق به والدینش است“
پیش از آنکه پیترسن به اصلاح قانون بپردازد، خودش نیز یک ستارۀ کودک بود؛ او یکی از «ماسکیتیر[۱۴]»های اصلی در نخستین نسخۀ برنامۀ Mickey Mouse Club بود. او سپس از دوازده تا بیستسالگی در برنامۀ دانا رید[۱۵] نقشآفرینی کرد، اما پس از پایان این برنامه در سال ۱۹۶۶، با مشکلاتی روبهرو شد.
او به گاردین گفت: «وقتی شهرت از بین رفت و مجبور شدم با شیاطین درونم مواجه شوم، عمیقاً متوجه شدم که بچههای دیگر نیز با همین مشکل روبهرو هستند: دوری از والدین و خواهر و برادرها، از دست دادن هویت با رفتن شهرت. اگر در راه شهرت، حقت برای تحصیل به دور از تأثیرات بد را قربانی کرده باشی، در معرض خطر هستی، و این مسئله برای خیلیها ناشناخته نیست.»
پیترسن و گروهش نقش کلیدیای در همکاری با قانونگذاران، از جمله شیلا کیول، برای اصلاح قانون کوگان[۱۶] در سال ۱۹۹۹ ایفا کردند؛ قانونی که از کودکان بازیگر در برابر سوءاستفادههای مالی محافظت میکرد.
این قانون نخستین بار در سال ۱۹۳۹ تصویب شد و به نام جکی کوگان، نخستین ستارۀ کودک سینمای آمریکا، نامگذاری شده است. کوگان پس از بازی در نقش دستیار چارلی چاپلین در فیلم «کودک[۱۷]» محصول ۱۹۲۱، به شهرت رسید و در فیلمهای متعددی برای کمپانی مترو-گلدوین-میر (MGM) ایفای نقش کرد و در دوران کودکی تا ۴ میلیون دلار نیز درآمد داشت. او انتظار داشت پس از رسیدن به ۲۱ سالگی، کنترل ثروتش را در دست بگیرد، اما پس از مرگ پدرش و ازدواج مجدد مادرش، با واقعیت تلخی روبهرو شد. ناپدری او در سال ۱۹۳۸ در مصاحبه با رسانهها گفت: «هر دلاری که یک کودک قبل از رسیدن به ۲۱ سالگی درمیآورد، متعلق به والدینش است. جکی هیچوقت حتی یک سنت از درآمدش را نخواهد دید.»
این واکنش هرچند ناخوشایند بود، اما حقیقت داشت. طبق قانون عرف، درآمد کودک متعلق به والدینش بود.
قانونگذاران به سرعت قانون کوگان را تصویب کردند که والدین را موظف میکرد درصدی از درآمد کودک بازیگر را در یک حساب بانکی مسدود (که اکنون به آن «حساب کوگان» گفته میشود) قرار دهند تا زمانیکه کودک به سن قانونی رسید، به آن دسترسی پیدا کند.
این قانون همچنین الزام میکرد که دادگاههای ایالتی قراردادهای کودکان بازیگر را به تایید برسانند، بندی که به گفتۀ دیوید پیرس[۱۸]، مدیر مشترک بخش حقوق سرگرمی در انجمن وکلای بورلی هیلز، با فشار شخص والت دیزنی در قانون گنجانده شد و بیاعتمادی ایالت نسبت به والدین کودک-بازیگران را برای کارکردن به نفع فرزندانشان سامان بندی کرد.
در ادامه سایر حمایتهای قانونی نیز بوجود آمدند. کودکان بازیگر باید مجوز کار بگیرند، و مقررات سختگیرانهای برای محدود کردن ساعات کاری آنها، الزام به داشتن زمان «استراحت و تفریح» در هنگام حضور در صحنه، و تضمین اینکه کار مانعی برای تحصیلشان ایجاد نکند، وجود دارد. به گفتۀ پیرس، تهیهکنندگان فیلم موظفاند «سلامت، رفاه، ایمنی و سلامت اخلاقی» کودکان حاضر در صحنه را حفظ کنند؛ که این مورد شامل بررسی پیشینۀ عوامل و اطمینان از عدم مواجهه کودکان با محتواهای جنسی یا خشونتآمیز نامناسب برای سن آنها میشود.
با این حال، تا اصلاحات سال ۱۹۹۹ طول کشید تا قانونگذاران کالیفرنیا قدمی افراطی بردارند و در قانون تصریح کنند که کودکان بازیگر مالک تمام درآمدهای خود هستند، نه فقط ۱۵ درصدی که در حسابهای کوگان کنار گذاشته میشود. والدین میتوانند ۸۵ درصد باقیمانده را برای تأمین نیازهای کودک استفاده کنند، مانند خرید خانه، پرداخت هزینههای زندگی یا حتی گرفتن حقوق بابت مدیریت حرفۀ فرزندشان، اما تمام آن پول، طبق قانون، دارایی کودک محسوب میشود.
پیرس گفت: «این موضوع کمی مبهم است. تا به حال هیچ موردی نبوده که کودکی بگوید “این پول من بود و شما آن را اختلاس کردید”. اما از دید نظری وقتی به قانون نگاه میکنید، این امکان وجود دارد.»
فراتر از بازی و سرگرمی
“اما وقتی اینفلوئنسرهای کودک حتی مالک حسابهای شبکههای اجتماعی خود نیستند، آیا میتوان گفت که مالک درآمدهایشان هستند؟“
اما وقتی اینفلوئنسرهای کودک حتی مالک حسابهای شبکههای اجتماعی خود نیستند، آیا میتوان گفت که مالک درآمدهایشان هستند؟
یوتیوب و اینستاگرام داشتن حساب کاربری برای کودکان زیر ۱۳ سال را ممنوع کردهاند؛ به این معنا که هیچیک از ستارههای خردسال و کودک صاحب حسابهایی که یوتیوب سهمی از درآمد تبلیغات را به آنها پرداخت میکند، نیستند. قراردادهای تبلیغاتی، که در آن برندها به اینفلوئنسرها برای انتشار عکس یا ویدئویی از خودشان در حال تبلیغ یک محصول پول میپردازند، خارج از محیط پلتفرم منعقد میشود و قرارداد آن به احتمال زیاد توسط والدین امضا میشود.
پیرس استدلال کرد که یوتیوب باید سیاستهایی را اجرا کند که بر اساس آن، کودکانی که در ویدئوهای درآمدزا حضور دارند، مستحق دریافت سهمی از درآمد حساب باشند. او گفت: «اگر آنها چنین سیاستی داشتند، آن وقت پولی که طبق قانون کالیفرنیا برای کودک کنار گذاشته میشود، متعلق به خود کودک بود و اگر والدین از آن سوءاستفاده میکردند، کودک میتوانست شکایت کند.»
پیرس همچنین این فرضیه را مطرح کرد که قراردادهای تبلیغاتی که والدین به نمایندگی از فرزندان خود منعقد میکنند، در صورتی که درآمدها کاملاً متعلق به کودک نباشد، ممکن است نامعتبر باشد؛ زیرا رضایت والد برای استفاده از تصویر فرزندش در تبلیغات به منظور بهرهبرداری شخصی، نوعی «تضاد منافع و نقض تعهد حسن نیت و انصاف» محسوب میشود.
نمایندگان یوتیوب و اینستاگرام اعلام کردند که در حال همکاری با کارشناسان درباره سیاستهای مربوط به کودکان هستند، اما هیچکدام به طور مستقیم اظهار نکردند که آیا این شرکتها خود را موظف به الزام حسابهای کوگان یا سایر حمایتها از کودکان بازیگر میدانند یا نه.
سخنگوی یوتیوب گفت: «ما با کارشناسان، سازمانهای غیرانتفاعی و دیگر فعالان صنعت خود همکاری نزدیکی داریم تا از خانوادههایی که از خدمات ما استفاده میکنند محافظت کنیم. ما منابع آموزشی متنوعی در اختیار خانوادهها قرار میدهیم. تا این اطمینان حاصل شود که سازندگان محتوا از سیاستهای ما و قوانین کار مربوط به حضور کودکان در ویدئوها مطلع هستند.»
سخنگوی اینستاگرام نیز اظهار داشت: «بازاریابی اینفلوئنسری همچنان در حال تحول است و ما متعهد به همکاری با نهادهای قانونگذار، برندها و اینفلوئنسرها برای تعیین بهترین رویهها هستیم. ما با همکاری با صنعت و اعضای جامعه خود در حال بازبینی سیاستهای خود در این حوزه هستیم، تا به مسیر درستی برسیم.»
این سخنگو همچنین ادعا کرد که اینستاگرام به طور مستقیم کودکان اینفلوئنسر را استخدام نمیکند. زمانی که گاردین به این موضوع اشاره کرد که شرکت مادر اینستاگرام، فیسبوک، از کودکان اینفلوئنسر برای فروش دستگاههای پرتال استفاده کرده است، او گفت این کمپین توسط یک آژانس خارجی هماهنگ شده بود که «ملزم به رعایت تمامی قوانین قابل اجرا بوده است». او از بردن نام آن آژانس خودداری کرد.
وینا دوبال[۱۹]، استاد حقوق دانشگاه کالیفرنیا، هَستینگز، که در حوزه حقوق کار و بازار کار موقت تخصص دارد، گفت که دستکم یوتیوب وظیفهای فراتر از فقط آگاهسازی والدین از وجود قوانین کار دارد.
دوبال گفت: «میتوان استدلال کرد که یوتیوب کارفرمای مشترک کودک است. یوتیوب تعیین میکند کودک چه کارهایی میتواند یا نمیتواند انجام دهد. آنها جریان پرداخت پول را کنترل میکنند. به احتمال زیاد، طبق قوانین دستمزد و کار کودک در کالیفرنیا، آنها به عنوان کارفرمای مشترک تلقی خواهند شد.»
یک سخنگوی اداره کار کالیفرنیا گفت که این سؤال هنوز توسط ناظر کار این ایالت تعیین تکلیف نشده است، اگرچه موضوعات مرتبط با اینفلوئنسرهای کودک در حال حاضر توسط دفتر نماینده اداره کار در دست بررسی است.
“زمانی که جامعه بپذیرد این مدل کودک-اینفلوئنسری نیز کار کردن است، احتمال مداخله دولت بیشتر میشود، بهویژه چون صحبت از کودکان است“
دوبال گفت: «این موضوع فراتر از بازی و سرگرمیهای ساده است. آنها دارند کار میکنند، و اگر آن کار درآمدزا باشد، آن کودکان مستحق دریافت دستمزد برای آینده خود هستند.»
یوتیوب به سوال دربارۀ مسئله کارفرمای مشترک پاسخ نداد و گفت که درباره حدس و گمانها اظهار نظر نمیکند. این نظریه حقوقی احتمالاً تا زمانی که یک کودک اینفلوئنسر بزرگ شود و لحظهای شبیه به جکی کوگان خود را تجربه کند، آزمایش نخواهد شد.
در همین حال، دوبال گفت این تغییرات وابسته به «تغییر در گفتمان عمومی» درباره معنای درآمدزایی از تصاویر و ویدیوهای کودکان خواهد بود.
او افزود: «زمانی که جامعه بپذیرد این مدل کودک-اینفلوئنسری نیز کار کردن است، احتمال مداخله دولت بیشتر میشود، بهویژه چون صحبت از کودکان است.»
حداقل یک قانونگذار وجود دارد که تلاش کرده وضعیت را تغییر دهد. در سال ۲۰۱۸، کانسن چو[۲۰]، عضو دموکرات مجلس ایالتی کالیفرنیا، لایحهای معرفی کرد که میخواست قانون کوگان را اصلاح کند تا شامل «اشتغال خردسالان در تبلیغات رسانههای اجتماعی» شود.
این لایحه از مجلس گذشت و توسط فرماندار امضا شد، اما لایحهای که به قانون تبدیل شد، شبیه لایحه پیشنهادی اولیه نبود.
چو گفت: «ما با این چالش روبرو شدیم که چطور میتوانیم قانون جدید را با قانون کوگان مطابقت دهیم. وقتی که پول کودک اینفلوئنسرها اکثرا از طریق دادن بلیت، اسباببازی، لباس و چیزهای کوچک دیگر پرداخت میشود؟ باید مشکلات موجود را برطرف کنیم تا بتوانیم به سطوح بعدی برسیم.»
دوبال گفت: «شش سال طول کشید تا مردم استفاده از اصطلاح «اقتصاد شراکتی» را کنار بگذارند و به کاری که رانندگان اوبر انجام میدهند، به عنوان کار سنتی نگاه کنند. ما باید از سرگردانی نسبت به تازگی وضعیت عبور کنیم و به این واقعیت پی ببریم که این فعالیت نیز کار است و قوانینی که یک قرن پیش برای این عرصهها تدوین شدند را دوباره ارزیابی کنیم.»