
هوش مصنوعی مولد به نوعی از تکنولوژی اطلاق میشود که میتواند محتوای جدیدی تولید کند؛ این محتوا میتواند شامل متن، تصویر، موسیقی و غیره باشد و بهوسیله الگوریتمهای پیچیده و یادگیری ماشین ایجاد میشود. این فناوری به کاربران امکان میدهد تا با استفاده از مدلهای زبانی بزرگ، مطالب و اطلاعات جدیدی را بر اساس ورودیهای خود دریافت کنند و به این ترتیب به ابزاری قدرتمند در زمینههای مختلف تبدیل شده است.
در این مقاله بهروز شده، زائو سندرز وضعیت کنونی هوش مصنوعی مولد را با توجه به تحولات یک سال گذشته مورد بررسی قرار میدهد. او به ظهور «جیپیتیهای سفارشی» اشاره میکند که برای تأمین نیازهای خاص طراحی شدهاند و به فعالان جدیدی مانند دیپسیک و گراک که رقابت بیشتری در بازار ایجاد کردهاند، میپردازد. این مقاله همچنین به رونمایی ابزارهای جدید، مانند ابزار تولید پادکست گوگل به نام نوتبوکالام و مدلهای جدید شرکت اوپنایآی اشاره دارد. همچنین، مفهوم «استدلال زنجیرهای» که به کاربردهای عمیقتر و تحلیلیتری در استفاده از این فناوری میپردازد، در این مقاله تبیین شده است.
نویسنده با هدف ثبت تجربیات واقعی کاربران به تحلیل بالای جذابیت و تأثیر این فناوری پرداخته و تأکید دارد که چگونه «هوش مصنوعی مولد» به ابزار اصلی در زندگی روزمره و حرفهای تبدیل میشود. زائو سندرز با استفاده از دادههای بهدستآمده از انجمنهای آنلاین و منابع معتبر، در این نوشته به معرفی ۱۰۰ کاربرد برتر هوش مصنوعی مولد پرداخته و در آن به تغییرات مؤثر در رفتار کاربران و نیازهای آنان اشاره کرده است.
بنابراین، آیا واقعاً هوش مصنوعی مولد میتواند به ابزاری جداییناپذیر در دنیای مدرن تبدیل شود؟ و آیا استفاده از آن میتواند ما را در جستجوی نیازهای روانی و اجتماعیامان یاری کند؟ با خواندن این مقاله، به دنیای شگفتانگیز کاربردهای هوش مصنوعی مولد قدم بگذارید و کشف کنید که چگونه میتوانید از این فناوری بهرهبرداری کنید.
مقدمه
سال گذشته، نشریه کسبوکار هاروارد[۱] مقالهای درباره نحوه استفاده افراد از هوش مصنوعی مولد منتشر کرد. طی ۱۲ ماه گذشته تحولات بسیاری رخ داده است. اکنون ما «جیپیتیهای سفارشی[۲]» (هوش مصنوعی انطباقیافته برای مجموعههای محدودتری از نیازمندیها) را در اختیار داریم. بازیگران نوظهوری مانند دیپسیک[۳] و گراک[۴] وارد عرصه شدهاند که رقابت و انتخاب بیشتری را فراهم میکنند. رونمایی گوگل از ابزار تولید پادکست خود، یعنی نوتبوکالام[۵]، توجه میلیونها نفر را به خود جلب کرد. اُپناِیآی[۶] نیز مدلهای جدید متعددی را معرفی نموده و وعده داده است که تمامی این مدلها را در قالب یک رابط کاربری یکپارچه ادغام خواهد کرد. مفهوم «استدلال زنجیرهای[۷]» نیز وارد عرصه شده است؛ الگویی که در آن، هوش مصنوعی با کاستن از سرعت پردازش، بر عمق تحلیلی و کیفیت پاسخها تمرکز میکند. اکنون فرامین صوتی، تعاملات بیشتر و متفاوتی را امکانپذیر ساختهاند، به عنوان مثال، به ما اجازه میدهند هنگام رانندگی از هوش مصنوعی مولد استفاده کنیم. همچنین، طی دوازده ماه پرتلاطم گذشته، هزینههای استفاده از این فناوری بهطور چشمگیری کاهش یافته و دسترسی عمومی به آن گسترش یافته است. با توجه به این تحولات، تصمیم گرفتیم نسخهای بهروزشده از مقاله پیشین را بر مبنای دادههای گردآوریشده طی سال گذشته تهیه کنیم. آنچه در ادامه میآید، مروری است بر یافتههای این دادهها در خصوص نحوه استفاده کنونی کاربران از هوش مصنوعی مولد.
سال گذشته، مطلبی در اینجا (نشریه کسبوکار هاروارد) منتشر کردم درباره اینکه مردم در واقعیت چگونه از هوش مصنوعی مولد[۸] استفاده میکنند مقاله ظاهراً بازتاب گستردهای پیدا کرد: بهطوریکه محبوبیت یافت، در پستهای پربازدید (وایرال) به آن پرداخته شد و اینفوگرافیک زیبای ضمیمۀ آن نیز به شکلی گسترده به اشتراک گذاشته شد. موارد استفادهای که در آن بررسی شد، تقریباً به طور مساوی میان نیازهای شخصی و کاری تقسیم میشد و حدود نیمی از آنها هر دو حوزه را پوشش میدادند.
از آن زمان تا کنون، تبوتاب پیرامون هوش مصنوعی، هوش مصنوعی مولد و مدلهای زبانی بزرگ[۹] بیشازپیش شدت یافته است. علاقه کاربران دوچندان شده، سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی به طرز بیسابقهای افزایشیافته، دولتها مواضع قاطعتر و صریحتری اتخاذ میکنند و سطح اهمیت موضوع به بالاترین حد ممکن رسیده است، تا جایی که به باور برخی، آینده بشریت در گرو آن است.
شرکت اوپناِیآی مدلهای متعددی را عرضه کرده و وعده داده است که بهزودی همه آنها را در قالب یک رابط کاربری یکپارچه ادغام خواهد کرد. همچنین، مفهوم جدیدی با عنوان استدلال زنجیرهای مطرح شده است؛ رویکردی که در آن، هوش مصنوعی بهجای ارائه پاسخ فوری، فرایند استدلال خود را مرحلهبهمرحله با کاربر به اشتراک میگذارد تا پاسخ نهایی از عمق و دقت بیشتری برخوردار باشد.
من و ویراستاران نشریه کسبوکار هاروارد، لزوم بهروزرسانی این پژوهش را احساس کردیم. طی ۱۲ ماه گذشته تحولات بسیاری روی داده است. اکنون با نسل جدیدی از جیپیتیهای سفارشی[۱۰] روبهرو هستیم؛ یعنی نسخههایی از هوش مصنوعی که برای مجموعهای محدودتر از نیازها طراحی شدهاند. بازیگران جدیدی همچون دیپسیک[۱۱] و گراک[۱۲] وارد میدان شدهاند که رقابت و حق انتخاب بیشتری را فراهم میآورند. معرفی ابزار جدید گوگل برای تولید پادکست با عنوان نوتبوکاِلاِم[۱۳] نیز توجه میلیونها نفر را به خود جلب کرده است.
شرکت اوپناِیآی[۱۴] مدلهای متعددی را عرضه کرده و وعده داده است که بهزودی همه آنها را در قالب یک رابط کاربری یکپارچه ادغام خواهد کرد. همچنین، مفهوم جدیدی با عنوان استدلال زنجیرهای[۱۵] مطرح شده است؛ رویکردی که در آن، هوش مصنوعی بهجای ارائه پاسخ فوری، فرایند استدلال خود را مرحلهبهمرحله با کاربر به اشتراک میگذارد تا پاسخ نهایی از عمق و دقت بیشتری برخوردار باشد.
همچنین، دستورات صوتی امکان تعاملات متنوعتری را فراهم کردهاند؛ از جمله استفاده از هوش مصنوعی مولد در حین رانندگی. در همین مدت، هزینهها به طور چشمگیری کاهش یافتهاند و دسترسی به فناوری نیز به شکل قابلتوجهی گسترشیافته است.
هدف از نگارش این نسخه بهروزشدن، دقیقاً همان چیزی است که یک سال پیش بود. وقتی مردم میبینند دیگران چگونه از یک فناوری به طور مؤثر، کارآمد و سودمند استفاده میکنند، آنها نیز به پیروی از آن روی میآورند. موارد استفاده در دنیای واقعی میتوانند رفتارها را به شکلی تغییر دهند که حتی تبلیغات، مقالات راهبردی، یا نوآوریهای فناورانه بهتنهایی قادر به انجام آن نیستند. از همین رو، با گردآوری و برجستهسازی نمونههای کاربردی از دل صدها انجمن گفتوگوی اینترنتی[۱۶]، امیدواریم بتوانیم سطح آگاهی را افزایش دهیم و به تسریع استفادههای مثبت، مفید و سازنده از هوش مصنوعی مولد کمک کنیم.
برای تهیۀ این گزارش، همان روشی را به کار گرفتم که سال گذشته نیز از آن استفاده کرده بودم، با این تفاوت که این بار حجم دادههای بررسیشده بسیار بیشتر بود و دامنه نتایج صرفاً به بازۀ دوازده ماه گذشته محدود شد. من به سراغ انجمنهای آنلاین مانند ردیت[۱۷] و کورا[۱۸] رفتم و همچنین مقالاتی را مرور کردم که در آنها به طور مشخص و دقیق به کاربردهای عملی این فناوری اشاره شده بود. شاید به دلیل ماهیت نسبتاً نیمهناشناس[۱۹] بودن کاربران، ردیت بار دیگر غنیترین بینشها را در اختیارم گذاشت. تمامی این مطالب را شخصاً مطالعه کردم و هر پست مرتبط را در دستهبندی مناسب ثبت نمودم. سرانجام پس از چند روز بعد، با فهرستی از صد موردکاربرد جدید، به همراه تعداد دفعات تکرار آنها و نقلقولهای مربوط به هر مورد، کار را به پایان رساندم.
گزارش «۱۰۰ کاربرد برتر هوش مصنوعی مولد در سال ۲۰۲۵»، فهرستی از صد کاربرد برتر در زمان حاضر (سال ۲۰۲۵) را ارائه میدهد. این موارد بر اساس درک عمومی از میزان سودمندی و وسعت اثرگذاری رتبهبندی شدهاند (شاخصهایی که بهصورت کیفی و با ارزیابی کارشناسی سنجیده شدهاند) و برای هر مورد، یک یا چند نقلقول مرتبط نیز ارائه شده است. همانند سال گذشته، ارزش واقعی گزارش دقیقاً در همین نقلقولهاست (گرچه باید توجه داشت که این بخش بهصورت خام و بدون ویرایش منتشر شده و ممکن است برای برخی خوانندگان چندان ملایم نباشد!). در این نسخه، تلاش کردهام نقلقولهایی را انتخاب کنم که صراحت و کاربرد بیشتری داشته باشند، تا خواننده بتواند بهسرعت با موارد استفاده آشنا شود و آنها را در عمل به کار گیرد.
نتایج و روندهای بدست آمده چیست؟
در فهرست امسال، ۳۸ مورد جدید به جمع ۱۰۰ کاربرد برتر هوش مصنوعی مولد اضافه شدهاند. این موضوع بار دیگر نشان میدهد که همچنان با حجم بالایی از تغییروتحول در این حوزه مواجه هستیم. در ادامه، ۱۰ کاربرد برتر را مشاهده میکنید:
در صدر فهرست امسال، «درمان و گفتوگو درمانی» بهعنوان کاربرد شماره یک قرار گرفته است (که در ادامه بهتفصیل به آن پرداخته خواهد شد). دو کاربرد جدید دیگر نیز به جمع پنج مورد اول راه یافتهاند: «ساماندهی به زندگیام[۲۰]» و «یافتن معنا و هدف[۲۱]» این سه مورد نشاندهندۀ گرایشی نوظهور بهسوی خودشکوفایی هستند؛ نشانهای از تغییر کاربرد هوش مصنوعی مولد از مسائل صرفاً فنی به حوزههای احساسی و درونی در طول سال گذشته.
من کاربردهای شناساییشده را در قالب شش محور کلی دستهبندی کردم و تغییرات آنها را نسبت به سال ۲۰۲۴ به شرح زیر یافتم:
دستۀ «پشتیبانی شخصی و حرفهای[۲۲]» اکنون با فاصلۀ قابلتوجه، بزرگترین محور کاربردی در میان شش دسته اصلی به شمار میآید. بخش عمدهای از رشد این دسته، از کاهش سهم حوزۀ «پشتیبانی فنی و رفع اشکال[۲۳]» ناشی شده است.
کاربران اکنون چه میکنند؟
در ادامه، چند نمونه از کاربردهای برتر هوش مصنوعی مولد در سال ۲۰۲۵ ارائه شدهاند، به همراه نقلقولهایی از کاربران که نشان میدهند این فناوری در عمل چگونه مورداستفاده قرار میگیرد. این موارد از میان فهرست کامل صدتایی انتخاب شدهاند و هر یک تصویری روشن از شیوههای واقعی و مؤثر بهرهبرداری از این تکنولوژی به دست میدهند:
- درمان روان و همراهی عاطفی (رتبه 1)
«در جایی که من زندگی میکنم، یعنی آفریقای جنوبی، خدمات سلامت روان تقریباً وجود ندارد؛ بهطور میانگین، برای هر ۱۰۰ هزار نفر تنها یک روانشناس و برای هر ۳۰۰ هزار نفر تنها یک روانپزشک در دسترس است. مدلهای زبانی بزرگ[۲۴] در دسترس همگان هستند و میتوانند کمک کننده باشند. متأسفانه، وقتی سلامت روان رو به وخامت میگذارد و دغدغه اصلی، بقا در آغاز هر روز است، دیگر ایمنی دادهها مسئله مهمی به شمار نمیآید».
- ساماندهی زندگی شخصی (رتبه ۲):
«از آن خواستم برایم یک جدول زمانی تنظیم کند تا پیش از ورود مهمانها، خانه را تمیز و مرتب کنم.»
- یادگیری پیشرفته و تقویت مطالعه (رتبه ۴):
«در حال گذراندن یک دوره آنلاین برای یادگیری تحلیل دادهها هستم و از چتجیپی تی بهعنوان راهنمای مطالعاتی استفاده میکنم تا مفاهیمی را برایم توضیح دهد که در دوره آموزشی بهصورت سطحی از آنها عبور شده است؛ سپس این توضیحات را به یادداشتهایم اضافه میکنم. این کار به من کمک میکند مطالب را بهتر درک و تثبیت کنم، و تابهحال فوقالعاده مفید بوده است.»
- سبک زندگی سالمتر (رتبه ۱۰):
«بهتازگی یک برنامه غذایی جدید را آغاز کردهام، اما محاسبه نسبتهای مواد مغذی (ماکروها) با استفاده از جدولهای موجود در سایتهای برنامهریز غذایی، مرا گیج کرده بود. حالا فقط نیازهای تغذیهایام را برای هر وعده مشخص میکنم و از او میخواهم بر اساس آنها دستور غذا بدهد؛ لیست را برمیدارم و برای خرید میروم. بعد با سرخکن بدون روغن و پلوپز غذا درست میکنم، ساده و راحت.»
- طراحی برنامه سفر (رتبه ۲۴):
«از چتجیپی تی چتجیپی تی خواستم برایم یک برنامه سفر مفصل تنظیم کند، شامل جزئیاتی مثل اقامتگاهها و رستورانهای سنتی، جاذبههای اصلی و مکانهای کمتر شناختهشده، و درعینحال با حداقل زمان رانندگی. نتیجه واقعاً بینقص بود.»
- اعتراض به جریمه (رتبه ۸۳):
«یک اخطاریه جریمه[۲۵] بهخاطر ورود به خط اتوبوس دریافت کردم. شهرداری میخواست بابت توقفی حدود ۲۰ ثانیهای، ۸۰ پوند از من بگیرد. از چتجیپی تی خواستم یک متن اعتراض برایم بنویسد و امروز صبح نامهای دریافت کردم که اعلام میکرد جریمه باطل شده است. ممنونم از هوش مصنوعی؛ چون اگر قرار بود خودم یک نامه بلند و خستهکننده بنویسم، احتمالاً جریمه را پرداخت میکردم.»
در جستجوی هدف و معنا
تعداد زیادی از ما برای یافتن معنا و بهبود خود از مدلهای زبانی بزرگ بهره میبریم. درمان روان و همراهی عاطفی در حال حاضر رتبه نخست را در میان کاربردهای هوش مصنوعی به خود اختصاص داده است. این کاربرد در واقع به دو حوزه متمایز اما مرتبط اشاره دارد: درمان[۲۶] به معنای حمایت ساختاریافته و راهنمایی برای پردازش چالشهای روانشناختی است، درحالیکه همراهی عاطفی[۲۷] ناظر بر ایجاد ارتباط اجتماعی و عاطفی مستمر است که گاه بُعدی عاشقانه نیز پیدا میکند. سال گذشته و امسال، این دو حوزه در یک گروه جای گرفتند، چرا که هر دو پاسخی به یکی از نیازهای بنیادین انسان یعنی «ارتباط و حمایت عاطفی» محسوب میشوند.
درمان روان و همراهی عاطفی در حال حاضر رتبه نخست را در میان کاربردهای هوش مصنوعی به خود اختصاص داده است. این کاربرد در واقع به دو حوزه متمایز اما مرتبط اشاره دارد: درمان به معنای حمایت ساختاریافته و راهنمایی برای پردازش چالشهای روانشناختی است، درحالیکه همراهی عاطفی ناظر بر ایجاد ارتباط اجتماعی و عاطفی مستمر است که گاه بُعدی عاشقانه نیز پیدا میکند. سال گذشته و امسال، این دو حوزه در یک گروه جای گرفتند، چرا که هر دو پاسخی به یکی از نیازهای بنیادین انسان یعنی «ارتباط و حمایت عاطفی» محسوب میشوند.
بسیاری از کاربران عنوان کردهاند که درمان با کمک مدلهای هوش مصنوعی به آنها در پردازش سوگ یا تروما (آسیب روانی) یاری رسانده است. سه مزیت کلیدی درمان مبتنی بر هوش مصنوعی به طور مشخص در این روایتها دیده میشود: دسترسی ۲۴ ساعته و در تمام ایام هفته، مقرونبهصرفه بودن (و حتی رایگان بودن در برخی موارد)، نبود قضاوت انسانی. پدیده «هوش مصنوعی بهمثابه درمانگر[۲۸]» در کشورهایی مانند چین نیز مشاهده شده است. اگرچه بحث درباره ظرفیت کامل درمان رایانه محور همچنان ادامه دارد، پژوهشهای اخیر دیدگاهی امیدوارکننده ارائه کردهاند: مداخلههای درمانی ارائهشده توسط هوش مصنوعی به سطحی از پیچیدگی رسیدهاند که از پاسخهای درمانمحور انسانی قابلتمایز نیستند.
اکنون تعداد روبهرشدی از خدمات تخصصی نیز بهصورت جزئی با کمک هوش مصنوعی مولد ارائه میشوند؛ از درمان و مشاوره پزشکی گرفته تا مشاوره حقوقی، راهنمایی مالیاتی و توسعه نرمافزار. این تحول در مؤسسه ایوای[۲۹] در حال وقوع است. به گفته سایمون براون[۳۰]، مدیر جهانی آموزش و توسعه در ایوای، این سازمان در حال آموزش کارکنان برای تسلط بر مهارتهای مرتبط باهوش مصنوعی مولد است تا آنها بتوانند با انواع سیستمهای عاملمحورِ تخصصی در حوزههای مختلف حرفهای همکاری کنند. این فرایند شامل استفاده از ۱۵۰ عامل هوش مصنوعی برای انجام وظایف مالیاتی و پشتیبانی از نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر نیروی کاری این سازمان است.
در رتبه دوم، کاربرد جدیدی با عنوان «ساماندهی زندگی شخصی» در فهرست قرار گرفته است. در این دسته، کاربران با کمک مدلهای هوش مصنوعی، آگاهی بیشتری نسبت به اهداف و نیتهای خود (مانند عادتهای روزمره، تصمیمات آغاز سال نو، یا بینشهای درونی) پیدا کرده و راههای ساده و عملی برای شروع آنها مییابند. افراد هم در خانه و از طریق اشتراکهای شخصی ابزارهای هوش مصنوعی مولد مانند چتجیپیتی ، کلاد[۳۱]، و پرپلکسیتی[۳۲]، و هم در محیط کار با استفاده از ابزارهایی مانند مایکروسافت کوپایلوت[۳۳] از این امکانات بهره میگیرند.
جرد اسپاتارو[۳۴]، معاون ارشد شرکت مایکروسافت در حوزه کار مدرن و اپلیکیشنهای تجاری، میگوید: «یکی از جذابترین سناریوهای هوش مصنوعی، ایفای نقش آن بهعنوان دستیار شخصی در محیط کار است. وقتی این ابزار به تمام دادههای کاری شما (از ایمیل و گفتگو گرفته تا فایلها و جلسات) متصل باشد، میتواند شما را از انجام کارهای تکراری نجات دهد و به یک شریک فکری ارزشمند تبدیل شود. این ابزار به کارکنان کمک میکند تا زمان خود را بازیابند و بهرهوری و خلاقیت بیشتری داشته باشند.»
کاربرد نوظهور دیگری که در رتبه سوم قرار گرفته، «یافتن هدف» است. این دسته شامل فعالیتهایی میشود که فرد به کمک هوش مصنوعی ارزشهای خود را بازشناسی و تعریف میکند، از موانع عبور میکند، و در مسیر رشد فردی گام برمیدارد.) برای مثال، ارائه مشاوره درباره اقدام بعدی، بازتعریف یک مسئله، یا کمک به حفظ تمرکز)
سایر کاربردها نیز گرچه در رتبههای پایینتر قرار دارند، اما باز هم جنبههای انسانیتری از زندگی را هدف گرفتهاند؛ از جمله افزایش اعتمادبهنفس (رتبه ۱۸)، ایجاد گفتوگوهای عمیق و معنادار (رتبه ۲۹)، و حتی تلاش برای برقراری ارتباط با درگذشتگان (رتبه ۳۳).
درحالیکه بسیاری از کارشناسان انتظار داشتند که هوش مصنوعی نخست در حوزههای فنی و تخصصی برتری خود را نشان دهد، این پژوهش حاکی از آن است که هوش مصنوعی ممکن است به همان اندازه یا حتی بیشتر، در پاسخ به تمایلات و نیازهای درونی و انسانی ما مؤثر واقع شود.
تفکر مستقل چگونه ممکن است؟
درباره اینکه آیا مدلهای زبانی بزرگ به توانایی ما برای تفکر مستقل کمک میکنند یا مانع آن میشوند، اختلافنظرها و بحثهای فراوانی وجود دارد. یکی از کاربران صادقانه اعتراف کرده بود که «بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته شدهام.» فردی دیگر نوشته بود: «قطعاً وابستگیام بیشتر شده… بهجای اینکه برای انجام یک کار پیچیده از مغزم استفاده کنم، مستقیم سراغ جیپیتی میروم.» در مقابل، برخی نیز بر توانایی این فناوری در ارتقای یادگیری و تفکر فردی تأکید کردهاند و آن را تحسین کردهاند. به گفته یکی از کاربران: «اگر از آن بهعنوان ابزاری برای یادگیری استفاده نکنید، مسیر پیشرفت شغلی خود را نابود کردهاید و به فردی ایستا و محدود در دانش تبدیل میشوید.»
این نگرانی بهویژه در مورد جوانان با شدت بیشتری ابراز شده است. بسیاری نگران تأثیر این فناوری بر تحصیلات دانشگاهی (رتبه ۲۳) ابراز کردهاند، در دنیایی که مقالهها میتوانند دقیق، باکیفیت و بهصورت آنی تولید شوند. همچنین والدین نسبت به تأثیر هوش مصنوعی مولد بر رشد آموزشی کودکان در مقطع ابتدایی تا دبیرستان(رتبه ۴۱) ابراز نگرانی کردهاند، چرا که مدلهای زبانی بزرگ میتوانند بسیاری از تکالیف درسی را در کسری از ثانیه انجام دهند.
بااینحال، هوش مصنوعی مولد ممکن است در این زمینه نیز نقش مثبتی ایفا کندو به ما کمک کند که عمیقتر، روشنتر و با ترس کمتر فکر کنیم. الی میلر[۳۵]، مشاور هوش مصنوعی در شرکتهای فهرست فورچون[۳۶] ۵۰۰، در توضیح این موارد کاربرد میگوید:
«بهترین عملکرد ما زمانی بروز میکند که از نظر روانی احساس امنیت کنیم، و چرا کار با هوش مصنوعی باید از این قاعده مستثنا باشد؟ نبود قضاوت و امکان کاوش آزادانه، آن را به محیطی ایدهآل برای رویاهای بزرگ، پرسشهای بالقوه خجالتآور، یا اهداف مبهم و ناپخته تبدیل کرده است. آنچه این کاربردها به ما نشان میدهند در واقع نوعی پیشبینی است: آیندهای که در آن هزینۀ حرکت از بذر یک ایده (خواه طراحی یک وبسایت جدید باشد یا یک دگرگونی در زندگی شخصی) تا عملی ارزشمند، به نزدیک صفر میرسد.»
کاربران آگاهتر و پیچیدهتر
شواهد متعددی نشان میدهد که کاربران هوش مصنوعی مولد در سال ۲۰۲۵ به درک عمیقتری از این فناوری، سازندگان آن و زیستبوم پیرامونش رسیدهاند و در کنار آن، نگاه انتقادی و گاه بدبینانهتری نیز در میان آنها شکلگرفته است.
یکی از داغترین نقدهای بدبینانه، به موضوع تصحیح سیاسی بودن[۳۷] مدلهای زبانی بزرگ مربوط میشود. بهویژه در طول سال انتخاباتی ۲۰۲۴ در ایالات متحده، این مسئله پررنگتر بود. این فناوری در نتیجۀ همین امر، دستکم این کاربر را از دست داد: «به همین دلیل اشتراکم را لغو کردم. نمیخواهم از ابزاری حمایت کنم که تلاش دارد دنیا را بیش از حد مؤدب و کنترلشده کند.»
مسئلۀ حریم خصوصی دادهها نیز بهدفعات مطرح شده است. هرچند اشتیاق به هوش مصنوعی مولد فراوان است، همزمان با آن نگرانیهایی در مورد آنچه شرکتهای بزرگ فناوری با دادههای کاربران انجام میدهند نیز مطرح شده. این نگرانیها گاه با لحنی طنزآمیز و طعنهآمیز بیان میشوند؛ مانند این نظر در ردیت که عصارۀ یک ناامیدی رایج را بیان میکند:
«دیگر دیر شده است: بانک من اطلاعاتم را دارد، کارتهای اعتباریام دارند، گوگل دارد، بینگ دارد، تی-موبایل[۳۸] دارد، دندانپزشک و پزشکم دارند… یکنفس عمیق بکشید = پیامکها، ایمیلها، پیامهای صوتی، اپلیکیشنها، عکسها، ویدئوها، تاریخچه موقعیت مکانی، تاریخچه مرورگر، رمزهای عبور ذخیرهشده، مخاطبین، تقویمها، حسابهای شبکههای اجتماعی، یادآوریها، لیستهای خرید، روشهای پرداخت، کارتهای وفاداری، تعداد قدمها، دادههای خواب، آمار زمان استفاده از صفحهنمایش، ترجیحات استریم و حتی سفارشهای غذای من، همشون شامل اطلاعات شخصی من هستن.»
جالب آنکه در سوی دیگر، برخی کاربران از نداشتن حافظۀ کافی در مدلها گلایه دارند و معتقدند مدلهای زبانی بزرگ اطلاعات لازم دربارۀ کاربران را نگه نمیدارند. یکی از کاربران نوشته است: «واقعاً برام عجیبه که اینهمه محدودیت سختگیرانه برای ذخیرهسازی حافظه اعمال میکنن.»
همانطور که انتظار میرفت، سطح آگاهی فنی کاربران نسبت به گذشته بیشتر شده است. تعداد بیشتری از آنها حالا این اصل اساسی را میدانند که برای مفیدبودن هوش مصنوعی، ابتدا باید خواسته و هدف خود را دقیق مشخص کنیم. به قول یکی از کاربران: «واضحه که فقط وقتی مفیده که خودم بدونم چی میخوام.»و همچنین در گزارش کامل، نمونههای متعددی از پرامپتهای بسیار دقیق و حرفهای خواهید دید که برخی از آنها حتی با کمک مستقیم خود مدل طراحی شدهاند.
با تمام این تفاسیر، انجمنهای گفتگوی عمومی آنلاین، همواره محل تضاد نظرها و بیان دیدگاههای اغراقآمیز هستند. برخی کاربران هوش مصنوعی مولد را چنین توصیف کردهاند: «شگفتانگیزترین اختراع ممکنه، باورم نمیشه هنوز کسایی هستن که ازش استفاده نمیکنن.»و در مقابل:«هیچ چیز خوبی نمیتونم تصور کنم که این فناوری به ارمغان بیاره.»و حتی تندتر: «هیچ کاربردی براش سراغ ندارم که شرورانه و سوءاستفادهگرانه نباشه!»
گام بعدی چیست؟
انجمنهای آنلاین همواره بستری پُربار برای حدس و گمانهای گاه بیپایه و اغلب هیجانزده بودهاند. اکثر پیشبینیها یا به آیندهای بسیار تاریک ختم میشوند یا به آیندهای بسیار درخشان. بااینحال، یکی از پیشبینیهای رایج و پختهتر این بود که مدلهای زبانی بزرگ از ارائه صرفِ اطلاعات و مشاوره، به سمت اقدام و اجرا پیش بروند؛ یعنی تبدیل به عاملهای کنشگر[۳۹] شوند. برای نمونه، یکی از کاربران آرزو کرده بود که: »کاش مدلی داشتم که خودش اشتراکم رو لغو میکرد، قبل از اینکه شروع به گرفتن هزینه کنن. «
سال گذشته، پیشبینی من درست اما بیش از حد محتاطانه بود: اینکه هوش مصنوعی همچنان به پیشرفت خود ادامه خواهد داد، و کاربردهای ما نیز گسترش خواهد یافت. اکنون نیز دقیقاً همان پیشبینی را تکرار میکنم. تا سال ۲۰۲۶، بدرود.