
آسیبهای همرسانی غیرارگانیک برای دموکراسی
بر اساس ادعاهای مطرحشده، در سالهای اخیر، مصادیق بیشماری از اجرای پویشهای همرسانی غیرارگانیک مخرب در جهان دیده شده است که آسیبهای بیشماری را در پی داشتهاند. مقامات غربی مدعی هستند که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 و میان دورهای کنگره این کشور سال 2018 و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، از مهمترین نمونههای همرسانی غیرارگانیک مخرب در کشورهای غربی بزرگ، به شمار میرود.
در 14 سپتامبر سال 2020، پولیتیکو[۱] گزارش داد که ویلیام اوانینا[۲]، عالیترین مقام ضدجاسوسی دولت ترامپ، خبر تلاش روسیه برای تاثیرگذاری بر انتخابات از طریق رسانههای اجتماعی را تایید کرده است. وی در ادامه سخنان خود طی آن بازه زمانی، مدعی شد:
«مسکو به دلیل مشی ضدروسیه نامزد دموکرات آمریکا، در پی بدنام ساختن و تخریب چهره بایدن است. این تلاشها در کنار فعالیتهای نفوذی ایران و چین در بستر فضای مجازی، تهدیدی مستقیم برای ساختار دموکراسی محسوب میشود.»
اشتراکگذاری غیرارگانیک اطلاعات، معضل بزرگی است که حدودا یک دهه از ظهور آن به شکل نوین و در بستر رسانههای اجتماعی میگذرد. این روند در طول 5 سال اخیر رشد فزاینده و چشمگیری داشته است. به عنوان مثال، رسوایی کمبریج آنالیتیکا[۳] نشان میدهد که چگونه میتوان از تبلیغات هدفمند برای برای دستکاری و ایجاد تغییر در رای افراد، استفاده کرد. در پرونده یاد شده، اطلاعات شخصی افراد توسط فیسبوک، جمعآوری، تجزیه و تحلیل میشد و نتایج آن جهت استفاده در تبلیغات سیاسی، موجود در رسانههای اجتماعی، در اختیار کمبریج آنالیتیکا، قرار میگرفت.
علاوه بر این، مقامات آمریکایی نیز در سالهای اخیر بارها، مسئله تاثیر روسیه بر روند دموکراتیک امور سیاسی غرب را مطرح ساختهاند. چنین تهدیداتی در جهان آینده به حدی حائز اهمیت هستند که مقامات رسمی ایالات متحده، بارها مدعی شدهاند که چندین کشور خارجی، از جمله روسیه، چین و ایران با جنگ اطلاعاتی و انتشار اخبار جعلی بر روی رسانههای اجتماعی در پی اثرگذاری بر دموکراسی غرب هستند.
این در حالی است که با وجود ادعاهای فراوان، هنوز کسی نمیتواند ماهیت، حجم و میزان اثرگذاری این قبیل دخالتهای سیاسی را تایید یا ارزیابی کند. اصل وجود مسئله پویشهای یاد شده در فضای مجازی، فارغ از میزان صحت و سقم اتهاماتی که مقامات آمریکا و اروپا به دولتهایی چون روسیه میزنند، امری غیر قابل انکار است.
استفاده از حسابهای کاربری غیرواقعی که با هدف فریب ساخته شدهاند، نمونه دیگری از فعالیت غیرارگانیک رسانه اجتماعی محسوب میشود که بر انتشار و ارتقای پستهای تبلیغاتی مبتنی نیست. در این شیوه، کاربران غیرواقعی و مخرب، میتوانند بارها از آدرسهای ایمیل یکبار مصرف یا اطلاعات تماس جعلی استفاده کنند. این حسابهای کاربری در صورت فعالیت به عنوان یک گروه سازمان یافته، وسیلهای مناسب برای دستکاری و ایجاد اخلال در الگوریتم طبیعی رسانههای اجتماعی محسوب میشوند. به عبارت دیگر، این دست اقدامات در بستر پلتفرمهای اجتماعی، میتواند سبب محبوبیت بیشتر برخی دیدگاههای سیاسی یا افراد خاص شود.
ترولهای سیاسی
در شرایط فعلی، هنوز هم بسیاری از افراد، وجود جریانهای حرفهای مداخلهگر در امور سیاسی کشورها از طریق انتشار اخبار جعلی و جهت دار در فضای مجازی را تئوری توطئه میدانند. این در حالی است که سازمانهای امنیتی تلاش میکنند، وجود بسیاری از این دست عملیات مخرب را با اسناد و مدارک موثق اثبات کنند. به عنوان مثال، آژانس تحقیقات اینترنت روسیه[۴] طی سالهای اخیر، بارها کیفرخواستهای مختلفی را به اتهام «دخالت در سیاستهای داخلی ایالات متحده»، از سوی وزارت دادگستری آمریکا دریافت کرده است. تلاش برای دخالت در نتایج انتخابات ریاست جمهوری 2016 نیز از جمله اتهامات یاد شده، به شمار میرود.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته و ادعاهای مطرح شده از سوی مقامات رسمی آمریکا، متد عملیاتی آژانس تحقیقات اینترنت روسیه، راه اندازی کمپینهای اینترنتی، سازماندهی حسابهای کاربری جعلی، مهندسی اجتماعی، عملیات پرچم دروغین[۵] و دیگر انواع روشهای جنگ شناختی را شامل میشود. غربیها مدعی هستند که گروه مهاجم روس، علاوه بر نقش پررنگ در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016، در ترند سازی جنبشهای اجتماعی مانند «Black Lives Matter» نیز حضوری گسترده داشته است. کارشناسان، هدف نهایی کمپینهای مجازی منتسب به دولت روسیه را افزایش تحرکات پوپولیستی، ایجاد ناآرامی در ساختار اجتماعی ایالات متحده آمریکا و در نهایت بیاعتبار ساختن دموکراسی غربی، معرفی میکنند.
رسانههای اجتماعی چه میتوانند بکنند؟
میزان رشد و قدرت درونی شبکههای اجتماعی، بر فعالیت و تولید محتوای بیشتر از سوی کاربران بستگی دارد.همین امر، عزم پلتفرمهای یاد شده برای مبارزه با تولید محتوا به صورت غیرارگانیک و مخرب را کاهش میدهد. در این میان، اساسیترین راهکارهای بالقوه، مستلزم تغییرات گسترده در سیاستهای کلی و بنیادین شرکتهای فناوری متولی رسانههای اجتماعی است. به عنوان مثال، فیسبوک در سال 2020 و در پی آغاز روند تبلیغات سیاسی مخرب در راستای اشاعه اطلاعات غلط در بستر فضای مجازی، تصمیم گرفت که از آغاز هفته منتهی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، انتشار تبلیغات سیاسی بر بستر این رسانه اجتماعی را ممنوع کند.
گرچه این اقدام فیسبوک، اثر تبلیغات هدفمند و دستکاری سیاسی کشور را از بین میبرد، اما درآمد فیسبوک از انتشار تبلیغات سیاسی را نیز به شکل محسوسی کاهش میداد. علاوه بر این، چنین محدودیتهایی، حق آزادی بیان در مورد مسائل سیاسی را از همه کاربران حاضر در این پلتفرم، میگرفت. در چنین شرایطی، تمایز میان فعالیتهای ارگانیک و غیرارگانیک در فضای مجازی به معمایی بی پاسخ بدل میشود.
اقدام فیسبوک، از الگوی عملکرد توییتر برای حذف تبلیغات سیاسی از سیستم خود، در سال 2019 پیروی میکرد. جک دورسی[۶]، مدیرعامل توییتر در آن مقطع زمانی، طی اظهارنظری در مورد مشکلات و چالشهای بیشمار موجود بر سر راه جلوگیری از انتشار اخبار جعلی و دستکاری سیاسی، از طریق حساب کاربری خود، اعلام کرد:
«تبلیغات سیاسی اینترنتی، چالشهای کاملا جدیدی برای گفتمان مدنی ایجاد میکند:
- بهینهسازی پیامرسانی
- هدف گذاری خرد مبتنی بر یادگیری ماشینی
- اطلاعات گمراه کننده کنترل نشده
- جعل عمیق
- و …
از جمله چالشهایی هستند که نه تنها بر فضای تبلیغات سیاسی، بلکه بر همه ارتباطات مبتنی بر اینترنت، تاثیر گذاشته است. بهترین کار این است که تلاش خود را بر روی مشکلات ریشه ای متمرکز کنیم ، بدون اینکه بار اضافی و پیچیدگی بیشتری به همراه داشته باشد.»
به عقیده کارشناسان، راه حل ایدهآل مبارزه با گروههای عملیاتی جنگ اطلاعات در فضای مجازی، این است که کلیه حسابهای کاربری جعلی توسط پلتفرمهای موجود، مسدود و کاربران واقعی دارای عملکرد غیرعادی، شناسایی و معلق شوند. با این وجود، شناسایی و تشخیص یک «ترول حرفهای» با توان پوششی بالا، تقریبا غیرممکن است و از سوی دیگر نیز، سختگیری بیش از حد در مورد عملکرد اکانتها، میتوانند سبب اشتباه پلتفرم و محدودیت عده زیادی از کاربران واقعی شود.
بنابراین، تحقق چنین هدفی عملا غیرممکن است. تشخیص یک ترول هوشمند و دارای برنامهریزی دقیق، از یک کاربر واقعی دارای دیدگاههای رادیکال، تقریبا غیرممکن است. در چنین شرایطی، ناظران شبکههای اجتماعی برای جلوگیری از ممنوعیتهای گسترده فعالیت برای کاربران واقعی بیگناه، با چالش مواجه میشوند و در چرخه بررسی گزارشهای خطا در عملکرد نظارتی قرار میگیرند.
علاوه بر این، در مورد نحوه فعالیت رسانههای اجتماعی نیز یک مسئله وجود دارد: افراد به طور کلی از تعامل با محتوایی که با آن موافق هستند و احساس خوبی در آنها ایجاد می کند لذت میبرند و از آنچه به نظرشان ناپسند آید، اجتناب می کنند. این به طور طبیعی کاربران را در «اتاقهای اکو» آنلاین قرار میدهد. بنابراین، تعامل بیشتر کاربران با افراد همسو و موافق با خود، حتی بدون تأثیر تبلیغات هدفمند نیز به طور طبیعی اتفاق میافتد. این عارضه کاملا طبیعی که حباب اطلاعاتی نیز نام دارد، تنها نوک آشکارشده کوه یخ تهدیدات رسانههای اجتماعی برای دموکراسی به شمار میرود.