خانه » مقالات » رای نوشت/ رسانه‌های اجتماعی در برابر دموکراسی (بخش نخست)
رای نوشت/ رسانه‌های اجتماعی در برابر دموکراسی (بخش نخست)
دوشنبه, ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
زمان تقریبی مطالعه ۱۰ دقیقه
بی شک پدیده‌ای که ما در عصر حاضر، «رسانه اجتماعی» می‌نامیم، فرزندان عصری هستند، که اینترنت در آن از طریق ساده‌ترین راه‌ها، امکان ارتباط افراد با یکدیگر را فراهم می‌ساخت. با ورود جهان به قرن 21 و آغاز روند ظهور بسترهای تازه چون فیسبوک و توییتر، مفهوم قادر ساختن مردم به ارتباط با یکدیگر به صورت آنلاین، توسعه یافت و طیف وسیعی از روش‌ها برای تحقق این ایده، ابداع شد. این امر مقدمه‌ای بر ظهور تهدیدی بزرگ برای دموکراسی غربی شد.

بی‌شک پدیده‌ای که ما در عصر حاضر، «رسانه اجتماعی» می‌نامیم، فرزندان عصری هستند، که اینترنت در آن از طریق ساده‌ترین راه‌ها، امکان ارتباط افراد با یکدیگر را فراهم می‌ساخت. به عبارت دیگر، این شبکه ارتباطی در ابتدا کارویژه ساده‌ای چون کمک به کاربران برای یافتن دوستان قدیمیشان را دنبال می‌کرد. با ورود جهان به قرن 21 و آغاز روند ظهور بسترهای تازه چون فیسبوک و توییتر، مفهوم قادر ساختن مردم به ارتباط با یکدیگر به صورت آنلاین، توسعه یافت و طیف وسیعی از روش‌ها برای تحقق این ایده، ابداع شد. در ابتدای راه، معطوف ساختن تمرکز تعاملات اجتماعی جدید بر کنش کاربران، هدف اولیه به شمار می‌رفت.

اما این روش رسانه‌های اجتماعی در حال حاضر، دیگر تازگی روزهای ابتدایی ندارند. این شبکه‌های در هم تنیده ارتباطی میان کاربران که رسانه اجتماعی نام گرفته‌اند، حتی دیگر راهی صرفا سرگرم‌کننده برای استفاده از اینترنت نیز به شمار نمی‌روند. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، امروزه، در سال 2020، بیش از 3.8 میلیارد نفر در سراسر جهان، از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و این بسترهای برخط، به نحوی چشمگیر، شروع به تاثیرگذاری بر بر زندگی ما کرده‌اند. این تحول به حدی دور از ذهن بوده است که 15 سال پیش، عده بسیار کمی از کارشناسان می‌توانستند چنین شرایطی را پیش‌بینی کنند. مردم در بستر شبکه‌هایی چون فیسبوک و توییتر، فقط به ارتباط و تعامل بسنده نمی‌کنند. امروزه ما طیف گسترده‌ای از فعالیت‌ها، مانند پیگیری اخبار، بحث در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی، سازماندهی و مشارکت در فعالیت‌های مدنی و … را از از طریق رسانه‌های اجتماعی انجام می‌دهیم. از سوی دیگر، برخی شخصیت‌های معروف و «اینفلوئنسر» نیز در بطن شبکه‌های اجتماعی معنا می‌یابند. این افراد پتانسیل بسیار بالایی در اقناع و تاثیرگذاری بر دنبال‌کنندگان خود دارد.

نیروهای حاضر در بازی

در سال‌های اخیر، قدرت حیرت انگیزی در دل پلتفرم‌های یاد شده رشد کرده است. این قدرت عظیم، اقتدار سنتی دولت_ملت‌های مدرن را به چالش کشیده است. همین امر سبب مواجه شدن دولت‌ها با 2 مشکل اساسی و تهدید بالقوه شده است:

  • اقتضای منافع، می‌تواند شبکه‌های اجتماعی محبوب و شاخص جهان را به سمت انتشار پنهانی اخبار جعلی، اطلاعات غلط یا چرخش تبلیغاتی هدفمند و متناسب با اهداف تعیین شده آن‌ها سوق دهد. این قدرت، به مدیران ارشد رسانه‌های اجتماعی، امکان تغییر در افکار عمومی و حتی نتایج رویدادهای بزرگ مانند انتخابات را نیز می‌دهد.
  • شرکت‌های فناوری متولی این پلتفرم‌ها در محدوده قلمرو رسانه قدرت زیادی برای تاثیرگذاری بر شبکه خود دارند. به عبارت دیگر، آن‌ها می‌توانند آن‌چه کاربران با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند را دستکاری، محدود یا کنترل کنند.

منافع خارجی

برای درک چگونگی بهره گیری گروه‌های بیگانه خارجی از دستکاری و ایجاد اختلال در فرایند عادی فعالیت رسانه‌های اجتماعی، به منظور تحقق اهدافشان، باید راه‌های انتشار اطلاعات در این پلتفرم‌ها را بفهمیم. در این میان، اگرچه بررسی جزییات دقیق نحوه کار الگوریتم‌ها، مکانیزم‌های حاکم بر توییتر و میزان ضریب نفوذ مطالب می‌تواند مفید باشد، اما مهم‌ترین هدف تمایز میان 2 روش معمول انتشار اطلاعات است:

همرسانی ارگانیک و غیرارگانیک

به عقیده کارشناسان، می‌توان تعاملات موجود بر بستر رسانه‌های اجتماعی را به 2 دسته کلی تقسیم نمود. دسته نخست، روابطی هستند که در آن، کاربران، به صورت کاملا طبیعی درباره علایق خود بحث کرده، اطلاعات خود را با دوستانشان در میان می‌گذارند و همه رفتارها بدون انگیزه‌های پنهان در جریان هستند. جریان داد‌ها در چنین فضایی، که با انگیزه، واکنش و نیات واقعی کاربران حاضر در پلتفرم همراه است، تعاملات ارگانیک نامیده می‌شود که همواره به شکلی طبیعی در همه انواع تعاملات انسانی وجود دارد.

انتشار اطلاعات به صورت غیرارگانیک، در نقطه مقابل رویکرد یاد شده قرار دارد. این شکل از تعامل دقیقا زمانی آغاز می‌شود که شخص، جریان یا سازمانی با برنامه ریزی قبلی و در راستای تحقق هدفی خاص، کنترل بخشی از سازوکار انتشار اطلاعات در بستر یک رسانه اجتماعی را به دست گیرد. این نوع از انتشار داده‌ها، لزوما بد یا مخرب نیست. به عنوان مثال، برخی از انواع همرسانی غیرارگانیک اطلاعات با هدف حمایت از یک پلتفرم خاص یا ترویج دستورالعمل‌های ضروری، صورت می‌گیرند. این پویش‌ها می‌توانند، انتشار پست‌های تبلیغاتی، بازنشر و ترندسازی پست‌های منتشر شده را شامل شوند. با این وجود، فرایند یاد شده، همیشه نیز نتایج مثبت در بر ندارد. گاهی اوقات، پویش‌های هدفمند، در پی دستکاری رسانه‌های اجتماعی و انتشار گسترده اطلاعات مدنظر هستند. هنگامی که رسانه‌های اجتماعی از طریق همرسانی غیرارگانیک و در جهت شکل‌دهی به افکار عمومی مورد استفاده قرار گیرند، مشکل بزرگ به وجود می‌آید.

ادامه دارد…

بخش دوم نوشته را از اینجا بخوانید.

بخش سوم نوشته را از اینجا بخوانید.

سایر مقالات