خانه » مقالات » رئیس جمهور ایالات متحده با چه مدل رفتاری از فضای مجازی استفاده می‌کند؟
رئیس جمهور ایالات متحده با چه مدل رفتاری از فضای مجازی استفاده می‌کند؟
سه شنبه, ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان تقریبی مطالعه ۱۷ دقیقه

مرد دیوانه در فضای مجازی 

استفاده رهبران از فضای مجازی می‌تواند مستقیماً بر افکار مخاطبان خارجی اثر بگذارد و بخشی از سیاست خارجی محسوب شود، ضمن آنکه در سطح کلان‌تر پژوهش‌های سیاستی نشان داده‌اند دولت‌ها از شبکه‌های اجتماعی برای دستکاری افکار عمومی و کسب مزیت ژئوپولیتیک بهره می‌برند[۱] .کنشگری رسانه‌ای دونالد ترامپ صرفاً حضور در شبکه‌های اجتماعی نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی ترکیبی برای مذاکره، تهدید و اثرگذاری بر افکار عمومی است. رفتار او در پلتفرم‌ها از الگویی سه‌مرحله‌ای پیروی می‌کند: فشار قبل از مذاکره، نوسان در حین آن و بازتعریف نتیجه پس از آن.در عصر حاضر شبکه‌های اجتماعی به ابزار رسمی سیاست خارجی تبدیل شده‌اند، بنابراین پیام‌های او را باید کنش سیاسی هدفمند تلقی کرد. پیش از مذاکره، با تهدید، بزرگ‌نمایی قدرت و تعیین ضرب‌الاجل فضا را متشنج می‌کند؛ روشی که حتی می‌تواند به‌سرعت بر بازارها اثر بگذارد و عدم‌قطعیت ایجاد کند. در جریان مذاکره همزمان دو پیام متضاد می‌فرستد: هم تمایل به توافق و هم تهدید. این «نوسان راهبردی پیام» با ایجاد ابهام، پیش‌بینی رفتار او را برای طرف مقابل دشوار و هزینه تصمیم‌گیری را افزایش می‌دهد.

 پس از بحران یا اقدام نظامی نیز الگوی او تبدیل روایت به پیروزی شخصی است؛ برای مثال پس از حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران در شبکه اجتماعی نوشت زمان صلح فرا رسیده و عملیات را موفقیت‌آمیز توصیف کرد. در مواردی که ابتدا مخالف اقدامی بوده و سپس اقدام موفقیت‌آمیز بوده هم تلاش کرده تا اعتبار آن را به خود نسبت دهد که این تکنیک در علوم رسانه «مالکیت روایت» نامیده می‌شود[۲]. یعنی رهبر روایت را پیش از تثبیت رسانه‌ای مصادره می‌کند. حتی پیام‌های او در فضای مجازی می‌تواند ابزار چانه‌زنی اقتصادی باشد؛ توییت‌های مرتبط با چین او به‌طور معناداری نرخ برابری یوآن را تغییر می‌داد. همچنین تحلیل داده‌ توییت‌های دوره کرونا نشان داد افزایش برخی توییت‌ها با افزایش اخبار منفی همبستگی داشت و می‌توانست توجه عمومی را منحرف کند که نشان‌دهنده کارکرد انحراف افکار عمومی است[۳]. او در اوج اعتراضات داخلی ایران مستقیماً مردم را خطاب قرار داد و نوشت «به اعتراض ادامه دهید،کمک در راه است» که نمونه کلاسیک خطاب مستقیم به جامعه هدف کشور رقیب و تاکتیکی شناخته‌شده در جنگ شناختی محسوب می‌شود. تحلیل سبک نوشتار او نشان می‌دهد سه ویژگی ثابت وجود دارد: استفاده از حروف بزرگ برای القای فوریت و قدرت، جملات کوتاه برای افزایش قابلیت انتشار و شعارسازی برای تبدیل پیام به هشتگ سیاسی؛ نمونه بارز آن شعار (دوباره ایران بزرگ را خواهیم ساخت[۴] ) است که پس از حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران منتشر شد. از منظر نظریه بازی‌ها، ترامپ بازیگری «غیرقابل‌پیش‌بینیِ کنترل‌شده» است؛ به‌طوری‌که این ابهام، هزینه تحلیل طرف مقابل را بالا می‌برد، اغراق در تهدید سقف امتیازگیری را افزایش می‌دهد و پیام‌های متناقض فضای چانه‌زنی را تقویت می‌کند.

نفوذ دیجیتال کشورها در عملیات رسانه‌ای سبک‌های متفاوتی دارد؛ برای نمونه روسیه بیشتر پیام‌های منفی و قطبی‌ساز منتشر می‌کند، ایران ترکیب مثبت و منفی و چین پیام‌های مثبت و تصویری و او ( دونالد ترامپ) در برابر هرکدام لحن متفاوتی انتخاب می‌کند. به‌طوری‌که در قبال چین پیام اقتصادی، در قبال روسیه پیام ژئوپولیتیک و در قبال ایران پیام امنیتی و تهدیدی به کار می‌برد[۵]  می‌توان سیاست‌ورزی دیجیتال ترامپ را این‌گونه خلاصه کرد: شبکه اجتماعی برای او همزمان ابزار مذاکره، سلاح روانی و صحنه نمایش قدرت است و نه صرفاً وسیله اطلاع‌رسانی. این رویکرد به شخصی‌سازی سیاست خارجی، کاهش فاصله تهدید تا اقدام و تبدیل افکار عمومی به میدان چانه‌زنی منجر می‌شود.در واقع ، ترامپ بر خلاف نیکسون که به نظریه مرد دیوانه در میدان سیاست باور داشت ، به این دکترین در بازی‌های رسانه ای باور دارد .

الگوهای رهبری دیجیتال

برای فهم تفاوت مدل ارتباطی ترامپ، می‌توان آن را با سبک ارتباطی سایر رهبران مقایسه کرد: زلنسکی از روایت‌سازی همدلانه برای جلب افکار عمومی و کسب مشروعیت بین‌المللی استفاده می‌کند؛ پوتین از ارتباطات دیجیتال برای نمایش قدرت و تثبیت اقتدار بهره می‌برد و پیام‌هایش ساختاری و غیر‌احساسی است؛ و شی جین‌پینگ ارتباط مستقیم در شبکه‌های اجتماعی ندارد و الگوی ارتباطی چین نهادی و کنترل‌شده است. مقایسه این سه الگو نشان می‌دهد مدل ترامپ یک الگوی «شخصی‌سازی‌شده تهاجمی» است؛ یعنی جایی که رهبر خود تبدیل به رسانه می‌شود و پیام نه از کانال نهاد بلکه از شخصیت صادر می‌شود. این تفاوت نشان می‌دهد کنش رسانه‌ای او نه امتداد دیپلماسی سنتی بلکه جایگزین آن است.[۶] در واقع ، اگر ترامپ را یک پوکرباز و دنیای مجازی را پوکر در نظر بگیریم ، ترامپ تصمیم می‌گیرد تا به گونه ای تهاجمی و با بکارگیری تمام ابزارهای بلوف در نقش یک لیج[۷] بازی کند . پر بیراه نیست اگر تروث سوشال را رویال فلاش[۸] ترامپ بدانیم. حتی اگر دست را ببازد و از پات خارج شود[۹].

او در پیام‌هایش ترکیبی از تهدید و پیشنهاد را به کار می‌گیرد (قدرت هوشمند)،هم‌زمان از فشار رسانه‌ای برای تأثیر بر دولت‌ها استفاده می‌کند (دیپلماسی اجبار) و با ایجاد فضای مبهم و سرگیجه طولانی، طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار می‌کند (الگوی بازی مرغ).موفقیت این پیام‌ها فقط به محتوا مربوط نیست، بلکه به سازگاری آن‌ها با الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی برمی‌گردد؛پیام‌های کوتاه و هیجانی بیشتر دیده می‌شوند و ترامپ دقیقاً همین الگو را به‌کار می‌گیرد. به همین دلیل، وایرال شدن پیام‌هایش بیشتر نتیجه شناخت سازوکار پلتفرم‌هاست.از نظر روان‌شناسی سیاسی، او در دسته رهبران ریسک‌پذیر قرار می‌گیرد که با ابهام، تهدید و سکوت، فضای تصمیم‌گیری را برای رقبا نامطمئن می‌کنند. در این چارچوب، ارتباطات او نه صرفاً انتقال پیام ساده که الگوی منسجم برای مدیریت اذهان است.

تداوم این الگو می‌تواند دیپلماسی را متحول کند: پیام‌های شخصی جای بیانیه‌های رسمی را بگیرند، نقش نهادهای سنتی کاهش یابد و ارتباط مستقیم با افکار عمومی خارجی افزایش پیدا کند. در این وضعیت، شبکه‌های اجتماعی از ابزار سیاست به بستر اصلی آن تبدیل می‌شوند.

سایر مقالات