براساس گزارش منتشرشده در نیویورک تایمز، در روزهای اخیر ایران به یک پایگاه نظامی آمریکا در عربستان سعودی حمله کرد و منجر به زخمیشدن حدود ۲۴ نفر نیروی نظامی شده است. همچنین دو پهپاد بندری در عمان را هدف قرار دادهاند و حملهای دیگر فرودگاه بینالمللی کویت را مورد اصابت قرار داده است. در امارات نیز، کارگران یک کارخانه آلومینیوم در ابوظبی در پی حمله موشکی و پهپادی زخمی شدهاند.
در همین حال، ارتش آمریکا اعلام کرده میزان حملاتی که ایران از آغاز جنگ انجام داده، حدود ۹۰ درصد کاهش یافته است. ارتش اسرائیل نیز مدعی شده حدود ۷۰ درصد از صدها سکوی پرتاب موشکی ایران را از کار انداخته است. اما گزارش تأکید میکند که کاهش تعداد حملات الزاماً به معنای نابودی ذخایر موشکی و پهپادی ایران نیست، بلکه میتواند صرفاً نشاندهنده کاهش «نرخ شلیک» باشد.
در ادامه این گزارش آمده است که میلیونها اسرائیلی همچنان روز و شب با صدای آژیر خطر و انفجارها به پناهگاهها میگریزند و این وضعیت، فضای عمومی اسرائیل را در حالت دائمی از ترس و فلج اجتماعی نگه داشته است. طبق اعلام خدمات اورژانس اسرائیل، در پی موج حملات موشکی روز پنجشنبه، هفت نفر در مرکز اسرائیل زخمی شدند. تصاویر دوربینهای نظارتی نیز لحظهای را ثبت کردهاند که در آن دو نفر پیش از انفجار یک خودرو از محل فرار میکنند و خودرو پس از انفجار در هوا پرتاب میشود. همچنین روز جمعه، یک شهروند تلآویو بر اثر برخورد یک «بمبچه» ناشی از کلاهک خوشهای جان خود را از دست داده است.
این گزارش تصریح میکند که حتی در مواردی که سامانههای دفاعی اسرائیل یا متحدانش موفق به رهگیری موشکها میشوند، باز هم بقایای ناشی از رهگیری میتواند خسارت ایجاد کند. در ابوظبی، دو نفر روز پنجشنبه در اثر اصابت ترکشهای ناشی از سقوط بقایای یک موشک رهگیریشده کشته شدند.
فرزین ندیمی، تحلیلگر امنیتی در مؤسسه «واشینگتن» که در حوزه ایران و خلیج فارس تخصص دارد، در این گزارش میگوید عملیات آمریکا و اسرائیل در هدف قرار دادن ساختار فرماندهی ایران و نابودی تأسیسات نظامی مؤثر بوده و نیروی هوایی و دریایی ایران تقریباً بهطور کامل از بین رفته است. اما او تأکید میکند که «شاخص واقعی موفقیت ایران» نه داشتن نیروی هوایی یا دریایی، بلکه توان ادامه شلیک موشکهای بالستیک و پهپادها به سمت اسرائیل، پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس است.
ندیمی میگوید: «از نظر ظاهری، نابودی نیروی دریایی و از بین رفتن کامل نیروی هوایی معیار مهمی برای پیروزی است. اما همه میدانیم معیار اصلی موفقیت ایران این است که بتواند همچنان موشکهای بالستیک و پهپادها را به سمت اسرائیل، پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس شلیک کند؛ و میدانیم که هنوز توانسته این کار را انجام دهد.»
یک مقام آمریکایی که به شرط ناشناسماندن صحبت کرده، گفته است ایران احتمالاً همچنان هزاران پهپاد «شاهد» در اختیار دارد و ممکن است با وجود حملات چهار هفته اخیر آمریکا و اسرائیل، هنوز صدها موشک بالستیک ذخیره داشته باشد. با این حال این مقام آمریکایی هشدار داده است که به دلیل محدودیت اطلاعاتی، برآورد دقیق میزان توان باقیمانده ایران عملاً غیرممکن است.
گزارش همچنین به نحوه بیان محتاطانه مقامات نظامی آمریکا اشاره میکند و میگوید عباراتی که در بیانیههای رسمی به کار میرود، عمداً دقیق و محدود است. برای نمونه، «برد کوپر» فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) گفته است «نرخ پرتاب موشک و پهپاد ایران ۹۰ درصد کاهش یافته است»؛ اما این جمله به معنای نابودی ۹۰ درصد توان تسلیحاتی ایران نیست.
در بخش دیگری از گزارش، «کلی ای. گریکو» پژوهشگر ارشد در مرکز «استیمسون» میگوید تعداد حملات لزوماً معیار تعیینکننده نیست و آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده ایران از ظرفیت موجود است. او با تحلیل دادههای منبعباز از حملات ایران میگوید اگرچه آمار دقیق نیست، اما نرخ اصابت ایران در طول جنگ افزایش یافته و از ۱۰ مارس تاکنون بیش از دو برابر شده است.
گریکو میگوید: «دشمنان تطبیق پیدا میکنند. نشانههایی وجود دارد که ما با یک دشمن شکستخورده مواجه نیستیم، بلکه با دشمنی روبهرو هستیم که در حال تطبیق و یادگیری است و به اندازه کافی خسارت وارد میکند تا استراتژی خود را پیاده کند.»
این گزارش میافزاید ممکن است ارتش آمریکا کاهش تعداد حملات را با کاهش توان عملیاتی اشتباه گرفته باشد. به گفته گریکو، ایران میتوانسته کمتر شلیک کند چون در حال جابهجایی تجهیزات یا بازآرایی موشکها و پهپادها بوده، نه به دلیل نابودی ذخایر. او همچنین احتمال میدهد ایران روند حملات را کند کرده تا اطلاعات جدید شناسایی، مراقبت و جاسوسی را وارد چرخه تصمیمگیری هدفگیری خود کند.
ایران هفته گذشته ضربهای نمادین وارد کرد؛ زمانی که یک موشک به شهر صحرایی دیمونا در جنوب اسرائیل برخورد کرد و تنها حدود ۱۰ مایل با تأسیسات تحقیقاتی و راکتور هستهای اسرائیل فاصله داشت؛ یکی از حفاظتشدهترین مراکز این کشور. در نتیجه این حمله دهها نفر زخمی شدند.
او میگوید دولت آمریکا بیش از حد روی تعداد بمبهای ریختهشده و کاهش حجم حملات تمرکز کرده و مدام رقم «۹۰ درصد» را تکرار میکند، در حالی که این عدد ممکن است تغییر رویکرد ایران را پنهان کند.
گزارش ادامه میدهد که موج حملات ایران در آخر هفته نیز ادامه داشته و موشکها و پهپادها خسارتهایی در منطقه ایجاد کردهاند؛ از جمله از کار انداختن یک سامانه راداری در فرودگاه کویت، زخمی شدن یک کارگر و آسیب دیدن یک جرثقیل در بندر عمان. همچنین حمله حوثیها به اسرائیل در روز شنبه نشانهای از آن دانسته شده که نیروهای متحد ایران میتوانند فشار نظامی را افزایش دهند.
اگرچه ارتش اسرائیل اعلام کرده اکثریت قریب به اتفاق موشکهای بالستیک ایران رهگیری شدهاند، اما ایران هفته گذشته ضربهای نمادین وارد کرد؛ زمانی که یک موشک به شهر صحرایی دیمونا در جنوب اسرائیل برخورد کرد و تنها حدود ۱۰ مایل با تأسیسات تحقیقاتی و راکتور هستهای اسرائیل فاصله داشت؛ یکی از حفاظتشدهترین مراکز این کشور. در نتیجه این حمله دهها نفر زخمی شدند.
گزارش همچنین میگوید ایران بهنظر میرسد یک «شکاف» در سامانه دفاعی اسرائیل یافته و با شلیک موشکهای بالستیک دارای کلاهک خوشهای به مناطق مسکونی، توانسته اثرگذاری حملات را افزایش دهد. این موشکها در ارتفاع بالا باز میشوند و دهها بمبچه را در محدودهای چند مایلی پخش میکنند. هرچند این بمبچهها معمولاً قدرت تخریب کمتری نسبت به یک انفجار بزرگ دارند، اما در برخی موارد مرگبار بودهاند.
به گفته کارشناسان، بهترین راه مقابله با چنین موشکهایی رهگیری آنها در خارج از جو است تا بقایای آنها در جو بسوزد و بیخطر شود. اما رهگیرهای «ارو-۳» اسرائیل که توان رهگیری در ارتفاع بسیار بالا دارند، بسیار گران و محدود هستند. در مقابل، رهگیری در ارتفاع پایین ممکن است نتواند مانع آزاد شدن بمبچهها شود.
در بخش پایانی گزارش آمده است که توان ایران برای پاسخگویی و تلافی در این جنگ نشاندهنده بازیابی سریع این کشور پس از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته است؛ زمانی که اسرائیل حمله گستردهای را آغاز کرد و بنیامین نتانیاهو پس از پایان آن مدعی شد اسرائیل به «پیروزی تاریخی» دست یافته و توان تولید موشک بالستیک ایران نابود شده است؛ پیروزیای که به گفته نتانیاهو قرار بود «برای نسلها» باقی بماند.
اما گزارش میگوید اگر اسرائیل چیزی را دستکم گرفته باشد، سرعت بازسازی توان موشکی ایران بوده است. تحلیلگران میگویند ایران مانند اسرائیل پس از جنگ قبلی بیکار ننشست و از زمان به دست آمده برای آمادهسازی درگیری بعدی استفاده کرد.
«میری آیسین» سرهنگ بازنشسته اسرائیلی در این گزارش میگوید ایران مانند اسرائیل فرصت کافی برای برنامهریزی داشته است. او تأکید میکند توان ایران کاهش یافته و در حال تحلیل رفتن است، اما در جنگهای چند هفتهای، بیش از این نمیتوان انتظار داشت.
در ادامه، فرزین ندیمی میگوید با وجود حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به پایگاههای موشکی، مناطق آمادهسازی پرتاب، کارخانهها و انبارها، ایران همچنان قادر بوده روزانه حدود ۲۰ تا ۳۰ موشک شلیک کند. او اشاره میکند برخی از این موشکها سوخت مایع و بزرگ هستند و پیش از شلیک ردپای قابل مشاهدهای ایجاد میکنند، اما با این حال ایران توانسته آنها را عملیاتی نگه دارد.
این وضعیت به گفته تحلیلگران نشان میدهد ایران همچنان به تونلهایی که به «شهرهای موشکی» زیرزمینی و انبارهای پهپادی متصل است دسترسی دارد. احتمال دیگر نیز وجود پایگاههای پنهان موشکی است که از دید اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل پنهان ماندهاند، هرچند ندیمی این احتمال را کمتر محتمل میداند.
در بخش دیگری از گزارش، «فرزان ثابت» پژوهشگر سیستمهای تسلیحاتی و ایران در مؤسسه مطالعات عالی ژنو، با تحلیل گریکو موافقت میکند و میگوید اگرچه ایران تعداد شلیکها را کاهش داده، اما نرخ نفوذ موشکها بیشتر شده است. همچنین ایران بهنظر میرسد اهداف حساستر و نمادینتری را انتخاب میکند؛ از جمله اشاره به پایگاه «دیگو گارسیا» در اقیانوس هند که حدود ۲۵۰۰ مایل فاصله دارد یا حمله به دیمونا.
او میگوید در ابتدای جنگ، توان ایران در اجرای موجهای بزرگ حملات موشکی و پهپادی بازار انرژی و کشورهای خلیج فارس را دچار آشفتگی کرد. اما پس از ایجاد فضای ناامنی و بیثباتی، دیگر نیازی به هزاران شلیک در روز نیست و «دهها نفوذ موفق» میتواند همان اثر راهبردی را ایجاد کند.