بسیاری از افراد درباره تغییرات آینده جهان توسط هوش مصنوعی پیشبینی میکنند. با این حال، گزارش جدیدی بر وقوع یک تحول بزرگ در زمان حال تأکید دارد. دادههای ترافیک وب نشاندهنده یک تغییر مهم هستند. ابزارهایی مانند خلاصههای هوش مصنوعی گوگل[۱] و چتجیپیتی[۲] ترافیک سایتهای خبری را به شدت کاهش میدهند. این کاهش در برخی موارد تا ۴۰ درصد گزارش شده است.
این تحول گفتگوهای زیادی را در بخش رسانه ایجاد کرده است. با این حال، نباید این موضوع را تنها به معنای هدف قرار دادن روزنامهنگاری دانست. این پدیده نشاندهنده بازسازی سیستماتیک الگوهای دسترسی به اطلاعات است. الگوهای مصرف آنلاین نیز در حال تغییر هستند. گزارش مذکور واقعیتهای مهمی را نشان میدهد. طبق این آمار، ۳۷ مورد از ۵۰ وبسایت برتر در دستهبندیهای مختلف با کاهش ترافیک روبرو شدهاند. این کاهش گسترده نفوذ هوش مصنوعی را ثابت میکند. این تأثیر فراتر از حوزه روزنامهنگاری است. بخشهایی مانند تجارت الکترونیک، سرگرمی و منابع مرجع نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند.
موضوعاتی مانند «امور مالی»، «سهام» و «ورزش» به ترتیب ۳۳ درصد، ۲۱ درصد و ۱۷ درصد از جستجوهای خبری در هوش مصنوعی را شامل میشوند. این آمار نشان میدهد که منابع خبری سنتی تنها وبسایتهای متأثر از این تحول نیستند. موضوعاتی مانند «اقتصاد» و «سیاست» نیز به ترتیب تنها ۱۲ درصد و ۱۱ درصد سهم دارند. این روند به معنای حمله هدفمند به روزنامهنگاری نیست. این وضعیت نشاندهنده یک تنظیم مجدد فراگیر است. این تغییر بزرگ در کل اکوسیستم اطلاعات رخ میدهد.
هوش مصنوعی میتواند پاسخهای مستقیم و ترکیبشده[۳] ارائه دهد. این فناوری محتوای سازماندهیشده را در اختیار مخاطب میگذارد. در نتیجه، نیاز کاربران به مراجعه به وبسایتهای منبع اصلی برای پرسوجوهایشان کاهش مییابد. این موضوع ماهیت پیمایش در وب را دوباره تعریف میکند. ما از کاوشِ لینکمحور به سمت یک تعاملِ مستقیم حرکت میکنیم. این تعاملِ جدید کاملاً پاسخمحور است. این مسیر یک تجمیع بزرگ را در مصرف اینترنت نشان میدهد. بخش بزرگی از اطلاعات وسیع وب در این فرآیند فیلتر میشوند. هوش مصنوعی این دادهها را پردازش میکند. سپس این اطلاعاتِ شخصیسازیشده به کاربر تحویل داده میشود.
هوش مصنوعی میتواند پاسخهای مستقیم و ترکیبشده ارائه دهد. این فناوری محتوای سازماندهیشده را در اختیار مخاطب میگذارد. در نتیجه، نیاز کاربران به مراجعه به وبسایتهای منبع اصلی برای پرسوجوهایشان کاهش مییابد. این موضوع ماهیت پیمایش در وب را دوباره تعریف میکند.
این وضعیت مشابه جایگاه تاریخی گوگل به عنوان درگاه اصلی وب برای ۹۰ درصد کاربران است. اکنون یک یا چند ابزار غالب هوش مصنوعی میتوانند همان عملکرد را بر عهده بگیرند. اتحادیه اروپا و برخی سیاستگذاران آمریکایی «انحصار» گوگل را محکوم میکنند. اما واقعیت این است که گوگل مطلوبیت کاربر را با فناوریهای زمان خود به حداکثر رساند. گوگل روشی موثر و آسان برای یافتن اطلاعات در میان انبوه وبسایتهای پیچیده بود. اکنون تجربه کاربری در حال تغییر است. ما از جستجو و مرور فعال به سمت دریافتِ مکالمهمحورِ دانشِ ترکیبشده حرکت میکنیم.
این تغییرِ تحولآفرین فواید زیادی دارد. این موضوع بهویژه در رابطه با کیفیت مصرف اطلاعات اهمیت مییابد. گزارشها بر یک پیامد مثبت تأکید میکنند. ما شاهد گذار از مصرفِ واکنشی به سمت تعاملِ مسئلهمحور هستیم. ابزارهای هوش مصنوعی خلاصههای کوتاهی از موضوعات پیچیده ارائه میدهند. در نتیجه، کاربران از پیمایش مداوم تیترهای زرد رها میشوند. این اتفاق سوگیریهای سیاسی در محتوای خبری را نیز کاهش میدهد. این امر پتانسیل تمرکز بر تحقیقات دقیقتر را فراهم میکند. افراد به جای واکنش به اخبار فوری، در مسائل زیربنایی عمیق میشوند. آنها زمینههای تاریخی و دیدگاههای متنوع را بررسی میکنند. این روند گفتمان عمومیِ متفکرانهتری را پرورش میدهد. چنین تغییری سطح درک عمومی را ارتقا میدهد. همچنین این فرآیند از تعاملات سطحی فراتر میرود.
ارائهدهندگان محتوای دیجیتال تاریخچهای درخشان در سازگاری با تغییرات دارند. ظهور موتورهای جستجو برای مثال نیاز به توسعه روشهای بهینهسازی[۴] را ایجاد کرد. این روشها ساختاردهی و برچسبگذاری محتوا را بهطور کلی متحول کردند. هدف اصلی از این کار تضمین دیده شدن محتوا بود. گسترش رسانههای اجتماعی نیز به همین ترتیب ناشران را به تسلط بر کانالهای توزیع جدید مجبور کرد. بسیاری از شرکتها خود را با این تغییرات بزرگ سازگار کردند. آنها در نهایت توانستند بقای خود را در بازار حفظ کنند.
تحول فعلی نیازمند بازنوآوری است. ذینفعان صنعت باید رویکردهای جدیدی برای کسب جایگاه در محیطهای هوش مصنوعی تدوین کنند. آنها باید فرمتهای محتوایی و مدلهای تعامل جدید را کشف کنند. یافتن مسیرهای درآمدزایی فراتر از تبلیغات سنتی ضروری است. این تلاش مستلزم درک عمیق نحوه ارائه اطلاعات توسط هوش مصنوعی است. محتوا باید برای الگوهای مصرفِ نوظهور بهطور بهینه پیکربندی شود.
تحول فعلی نیازمند بازنوآوری است. ذینفعان صنعت باید رویکردهای جدیدی برای کسب جایگاه در محیطهای هوش مصنوعی تدوین کنند. آنها باید فرمتهای محتوایی و مدلهای تعامل جدید را کشف کنند.
برخی مدلهای نوآورانه در حال شکلگیری هستند. اوپنایآی[۵] توافقی ۲۵۰ میلیون دلاری با «نیوز کورپ[۶] » منعقد کرده است. این قرارداد شامل نشریات برجستهای مانند وال استریت ژورنال[۷] میشود. این معامله برای دسترسی به محتوای آرشیوی صورت گرفت. این اقدامات نشاندهنده یک پیشرفت مهم است. رابطه حقوقی بین هوش مصنوعی و حق چاپ همچنان نامشخص است. با این حال، برقراری روابط پولی بین هوش مصنوعی و خالقان محتوا امکانپذیر به نظر میرسد.
این ابتکارات نشاندهنده شناختِ ارزشِ محتوای باکیفیت است. توسعهدهندگان هوش مصنوعی به پرداخت غرامت به ناشران تمایل دارند. ارزش ابزارهای هوش مصنوعی در صورت نبودِ محتوای معتبر کاهش مییابد. این ابزارها برای ارجاع به محتوای اصیل نیاز دارند. این موضوع نشاندهنده یک رابطه اقتصادیِ همزیستی است. چنین ترتیباتی جریان درآمد جدیدی برای تولیدکنندگان محتوا ایجاد میکند. این کار وابستگی به تبلیغات را به سمت قراردادهای مستقیم لایسنسینگ[۸] سوق میدهد. معرفی «آفروال[۹] » توسط گوگل نیز تلاشی در همین راستا است. این ابزار مسیرهای درآمدزایی متنوعی برای خالقان فراهم میکند. این اقدامات نشاندهنده آیندهای مشترک برای توسعه اکوسیستمهای پایدار است.
با این وجود، ابزارهای هوش مصنوعی باید به یک ضرورت حیاتی بپردازند. ایجاد سازوکارهای قویِ اعتباردهی و ارجاع در این مسیر الزامی است. مدلهای هوش مصنوعی اطلاعات را از منابع بیشمار ترکیب میکنند. در نتیجه، ارائه انتساب شفاف به خالقان اصلی محتوا بسیار مهم میشود. این موضوع صرفاً یک مسئولیت اخلاقی نیست. این کار برای حفظ یکپارچگی اکوسیستم اطلاعات اساسی است. کاربران باید بتوانند ادعاهای واقعگرایانه را تأیید کنند. آنها همچنین باید موضوعات را با عمق بیشتری کاوش نمایند. استناد صحیح باعث میشود پدیدآورندگان محتوای ارزشمند، شناساییِ مناسبی دریافت کنند. خطر بیارزش شدن روزنامهنگاری و تحقیق اصلی در نبود استناد صحیح وجود دارد. این اتفاق پایههای مدلهای هوش مصنوعی را سست میکند. اجرای مکانیسمهای ارجاع واضح در پاسخهای هوش مصنوعی ضروری است. این کار باعث تقویت اعتماد میشود. همچنین این روند یک رابطه سالم و متقابل بین پلتفرمها و تولیدکنندگان محتوا تضمین میکند.
پدیده منحرف کردن ترافیک وبسایتها توسط هوش مصنوعی، شاخصی از تحول گسترده اینترنت است. این تغییر چالشهای قابلتوجهی دارد. با این حال، فرصتهایی برای تعامل عمیقتر و مدلهای جدید درآمدزایی فراهم میکند. صنعت پیش از این با موفقیت خود را با سئو و رسانههای اجتماعی سازگار کرد. اکنون نیز باید برای شکوفایی در محیطِ هوشمحور نوآوری کند. توسعه استراتژیهای جدید برای دیده شدن و خلق ارزش ضروری است. همچنین باید انتساب صحیح برای محتوای این سیستمهای هوشمند تضمین شود. آینده وب بدون شک مستلزم تلاشی مشترک خواهد بود. این مسیر نیازمند انطباق مداوم و تعهد به پرورش یک چشمانداز دیجیتال پویا است.