رونویسی لحظهای از جنگ اوکراین
جنگی که در 5 سال گذشته تا کنون در اوکراین جریان دارد، به آزمایشگاهی برای تست فناوریهای جدید، شیوههای هجوم و دفاع، ایدهپردازی برای مقابله با انواع سلاحها و تاکتیکها و محک زدن توان واقعی قدرتهای نظامی تبدیل شده است. درس گرفتن از تجربۀ جنگ اوکراین آنقدر لحظهایست که هر تجربۀ موفقی خیلی زود در جبهههای فعال در سراسر دنیا به کار گرفته میشود. نمونۀ بارز این الگوبرداری را در پهپادهای فیبر نوری FPV به عنوان سلاحی تهاجمی یا رهگیری و مقابله با پهپادهای ارزانقیمت به عنوان تکنیکی دفاعی میبینیم که فوراً در درگیریهای کنونی خاورمیانه به کار گرفته شده است.
درسهای جبهۀ اوکراین
یکی از بارزترین درسهای جنگ اوکراین، تغییر رابطۀ میان هزینه و اثرگذاری در میدان نبرد است. چند دهه پیش، برتری نظامی به تجهیزات پیچیده و پرهزینه مانند جنگندههای پیشرفته و تانکهای سنگین وابسته بود. اما فناوریهای تجاری ارزانقیمت معادلات را تغییر داده است. پهپادها از ابزارهای شناسایی به سامانههای تهاجمی انعطافپذیری تبدیل شدهاند که با هزینۀ مختصر، اهداف مهمی را در عمق خاک دشمن هدف قرار میدهند.
راز این تحول در تغییر «هزینۀ حمله»، «سرعت تولید»، «قابلیت جایگزینی» و «دامنۀ اهداف قابلدسترس» نهفته است. بهکارگیری گستردۀ پهپادهای FPV، سامانههای بدونسرنشین و مهمات سرگردان، به دلیل قیمت نسبتاً پایین، قابلیت گسترش ظرفیت و قابلیت انطباق سریع، پارادایم سنتی جنگافزارهای گرانقیمت و انحصاری را به چالش کشیده است. در این الگوی نوین، تسلیحات لزوماً داراییهای سرمایهای و بلندمدتی نیستند که نگهداری آنها سالها زمان ببرد؛ بلکه سامانههای طراحیشده برای مصرفِ سریعاند که پیش از انطباقپذیری دشمن، نسخههای ارتقایافتۀ آنها جایگزینشان میشود.
اندیشکدۀ RUSI بریتانیا این منطق را با عنوان «انبوهِ مصرفی» (Expendable Mass) تبیین میکند که مقصود از آن، بهکارگیری انبوه سامانههای کمهزینه و تجدیدپذیر است. در حوزۀ پهپادهای FPV که ویژگیهایی مانند دقت بالا در هدفگیری، بهکارگیری آسان دارد این ویژگی امکان اجرای حملات متعدد علیه ادوات و مواضع را با کسری از هزینۀ مهمات متعارف فراهم کرده است. بنابراین، فناوریهای کاربردی کوچکمقیاس مزیت راهبردی را از «حفاظت از تعداد محدودی تسلیحات سنگین و پیچیده» به مزیت «تولید مداوم ظرفیت تهاجمی سبک» تغییر داده است.
کوتاهشدن چرخۀ عمر فناوری و مزیت انطباقپذیری
از دیگر ابعاد برجستۀ این نسل تسلیحات فناورانه، پویاییِ بالای آنهاست. جنگ اوکراین نمونۀ توسعۀ مداوم جنگ الکترونیک و سامانههای ضدپهپاد است و در این وضعیت، مدتزمان اثربخشیِ هر طراحی محدود است. در طول این جنگ، کارایی پهپادها، با اقدامات متقابل دشمن بهسرعت کاهش مییابد که بهروز کردن مداوم نرمافزارها، حسگرها و پروتکلهای ارتباطی را در بازههای زمانی کوتاه (هر 2 تا 4 ماه) ضروری میسازد. در نتیجه، چرخۀ عمر فناوری نظامی بهشدت کوتاه و فشرده شده و مزیت رقابتی در میدان نبرد، بیش از آنکه به کیفیت اولیۀ سلاح وابسته باشد، به سرعتِ چرخۀ اصلاح و بهروزرسانی پیش از خنثیسازی توسط دشمن مربوط است.
توسعۀ اهداف به شبکههای اقتصادی-اجتماعی
این دگرگونیهای فناورانه، نسبتی مستقیم با گسترش دامنۀ اهداف نظامی نیز دارد که موضوع اصلی این یادداشت است. هر اندازه ابزار تهاجم ارزانتر، دقیقتر و تکثیرپذیرتر میشود، متغیرهای بیشتری نیز در محاسبات راهبردی وارد میشود. نمونۀ بارز این پدیده را میتوان در حملات هدفمند به زیرساختهای تجارت الکترونیک روسیه مشاهده کرد. در ماههای گذشته، مراکز لجستیکی شرکت وایلدبریز (Wildberries) مکرراً هدف حملات قرار گرفتند؛ از جمله انهدام یک انبار ۱۸۰ هزار مترمربعی در سامارا و تکرار حملات تا بیش از ۲۰ نقطه که موجب اختلال ۱۰درصدی در ظرفیت انبارداری این شرکت شد. در هفتههای اخیر،Ozon دومین خردهفروشی آنلاین روسیه نیز به هدف مشابهی تبدیل شده است.
این اتفاق فراتر از تخریب فیزیکیِ داراییِ یک بنگاه تجاری بزرگ است. شرکتهایی نظیر Wildberries و Ozon دو خردهفروش آنلاین بزرگ روسیه و نقاط حیاتی زنجیرۀ تأمین این کشورند. وایلدبریز بهتنهایی روزانه 750 هزار سفارش آنلاین میپذیرد. این یعنی این شرکتها با تأمینکنندگان، انبوهی از مصرفکنندگان، سیستمهای پردازش سفارش و یک شبکۀ گسترده و درنتیجه با مشاغل بسیار زیادی مرتبطاند. در یک تصویر کلی، در نیمۀ نخست سال ۲۰۲۶، بازار تجارت آنلاین روسیه حدود ۴.۵ میلیارد بسته را جابهجا کرده است که از این میزان، نزدیک به ۸۴ درصد آن صرفاً از طریق شبکههای لجستیکی Wildberries و Ozon پردازش شده است. این پلتفرمهای آنلاین فقط یک واسطۀ ساده میان عرضه و تقاضا نیستند، بلکه شریان مهم لجستیک و توزیع کالای کشور به شمار میروند.
این حرکت، ضربه زدن به «نقاط کانونی شبکۀ اقتصادی» طرف درگیری است که مستقیماً برای تأثیر بر تابآوری ملی کشور هدف انجام شده است. این نوعی هدفگذاری نظامی نوین است که اهمیت و جایگاه پلتفرمهای توزیع کالا را در ساختار اقتصادی و همچنین تابآوری اجتماعی و ملی نشان میدهد. چنین اقدامی در کشورهای توسعهیافته و درحال توسعه میتواند به متوقف کردن چرخۀ تأمین کالا و اختلال در اشتغال، خرید و فروش و حملونقل منتهی شود.
در صورتی که کشوری به آسیب زدن به زنجیرههای تأمین کالا در کشور متخاصم رو بیاورد، هم در زنجیرۀ تأمین آن اخلال ایجاد میکند و هم در فروپاشی اجتماعی یا روانی مؤثر است و از آنجایی که در چند سال گذشته جنگ اوکراین در به کار گیری سلاحهای سبک، بهروزسازی مداوم تسلیحات میدان نبرد، استفاده از پهپادهای فیبر نوری، آسیب به زیرساخت انرژی، استفاده از تجهیزات بدون سرنشین و موارد متعدد دیگر، الگو و سرمشقی برجسته برای جنگهای مدرن بوده است، در این مسئله نیز بیتردید سرمشقی برای درگیریهای سراسر جهان بهخصوص منطقۀ خاورمیانه خواهد بود. عموم سیاستگذاران این حوزه و نیز خود پلتفرمها باید به اهمیت و درنتیجه آسیبپذیری در دنیای امروز بیندیشند و برای روزی که امیدواریم هرگز تحقق نیابد، آمادگی کسب کنند.