یک سال گذشته است و جاناتان هایت[۱] دربارهٔ اینکه کتابش چگونه گفتوگوی جهانی پیرامون کودکان و ابزارهای دیجیتال را تغییر داده سخن میگوید و توضیح میدهد چگونه با نوجوانهای خودش برخورد میکند.
هایت مردی با یک مأموریت است. این کلیشه را باید ببخشید، زیرا دقیقاً حقیقت دارد. نویسندهٔ نسل مضطرب، یک هشدار فوری دربارهٔ اثر فناوری دیجیتال بر ذهن جوانان، در دانشکدهٔ کسبوکار دانشگاه نیویورک پایه دارد. او میگوید: «من همیشه در میان آدمهای شرکتی هستم و مدام دربارهٔ شرکتها و بیانیهٔ مأموریتشان صحبت میکنیم.» پس او تصمیم گرفت یک بیانیهٔ مأموریت هم برای خودش بسازد:«خیلی ساده است. مأموریت من این است که از پژوهش هایم در روانشناسی اخلاق و پژوهش های دیگران استفاده کنم تا به مردم کمک کنم یکدیگر را بهتر درک کنند و نهادهای مهم اجتماعی بهتر عمل کنند.»
این ویژگی هایت است. ممکن است نوشتن مانیفست برندِ شخصی کمی خودبزرگبینانه به نظر برسد، اما چیزی که منتقل میشود، میل یک فرد دانش دوست[۲] به بیشترین اثر بخشی است و نیز عشق یک روانشناسِ مثبتگرا است. (یکی از درسهای مشهورش شکوفایی[۳] نام دارد که تکلیفهایی مانند «۱۰ فکر خودکار را بهدام بینداز و تحلیل کن» میدهد)
هایت برای حدود یک هفته در لندن است و ما در کافی شاپ هتلی باشکوه نزدیک وایتهال ساعت ۸ صبح ملاقات میکنیم (این شروع زودهنگام باعث شد احساس کنم که به مدار یک روتین ترسناکِ بهرهوری کشیده شدهام). او بهخاطر آسیب تارهای صوتی آهسته صحبت میکند که به او حالتی مؤدبانه و دانشگاهی میدهد اما گاهی با هیجان دربارهٔ سقراط یا قانون اساسی آمریکا صحبت میکند.
این ظاهر آرام باعث میشود که فراموش کنیم او نویسندهٔ یک کتاب پرفروش عظیم و اکنون یک فعال پرمشغله است . کتاب نسل مضطرب، که در نسخهٔ شومیز چاپ شده است در بخش کتابهایی دربارهٔ خوشبختی، قطبیسازی سیاسی و جنگهای فرهنگی دانشگاهی است. این کتاب یک فراخوان مبتنی بر شواهد اما کاملاً مأموریتمحور است: او استدلال میکند گوشیهای هوشمند بزرگترین عامل فروپاشی سلامت روان نوجوانان از سال ۲۰۱۰ هستند. این تصویر تیره شامل افزایش اضطراب، افسردگی، خودزنی و حتی خودکشی است. با شاخصهایی سخت مثل افزایش مراجعهٔ اورژانسی بابت خودزنی، که نشان میدهد این موضوع نمیتواند صرفاً ناشی از «آگاهی بیشتر» باشد.
راههایی برای خروج از این آشفتگی وجود دارد. هایت میگوید، اما زمان محدود است، بهویژه اگر بخواهیم از تهدید بزرگتری که هوش مصنوعی ایجاد میکند جلوگیری کنیم.
او استدلال میکند گوشیهای هوشمند بزرگترین عامل فروپاشی سلامت روان نوجوانان از سال ۲۰۱۰ هستند. این تصویر تیره شامل افزایش اضطراب، افسردگی، خودزنی و حتی خودکشی است.
کتاب تاکنون ۱.۷ میلیون نسخه در ۴۴ زبان فروخته است و توجه یک نسل مضطربِ متفاوت را جلب کرده: والدینی که خوشحالند خودشان در دوران بدون گوشی بزرگ شدهاند، اما حالا که خود صاحب فرزند شدهاند، بهشدت در پی راهنماییاند. بیان مشکل و توصیههای مستقیم هایت دربارهٔ اقدامات لازم، سیاستگذاران را نیز متقاعد کرده است. در استرالیا، کار او قانون را تغییر داده: قانونی که استفاده از شبکههای اجتماعی برای زیر ۱۶ سال را ممنوع میکند. هایت می گوید: «همسر سیاستمداری که در طراحی این قانون کمک کرد، زمان خواب کتاب نسل مضطرب را میخواند، و به همسرش میگوید: تو باید این کتاب را بخوانی، و بعد باید کاری در اینباره بکنی. »
روز پیش از دیدار ما، او در جلسهای در پارلمان که توسط بیبان کیدرون[۴]، عضو مستقل مجلس[۵]، ترتیب داده شده بود حضور یافت. قوانینی که او برای حفاظت از حریم خصوصی کودکان در شبکههای اجتماعی پیشنهاد کرده بود، بخشی از قانون حفاظت از دادهی [۶]۲۰۱۸ شد.
و او همچنین با وزیران دولت بریتانیا در تماس است: «نامی نخواهم برد. من قرار است با چند نفر از طریق زوم صحبت کنم.»
پس نسخهٔ او برای معکوسسازی، یا دستکم درمان، آنچه او آن را «تغییر دادن نحوه عملکرد زندگی کودکان[۷]» مینامد چیست؟
او «چهار هنجار» را تعیین میکند که والدین و جامعه بهطور کلی باید اتخاذ کنند: هیچ گوشی هوشمندی پیش از ۱۴ سال؛ هیچ شبکهٔ اجتماعی تا ۱۶ سال؛ مدارس بدون گوشی؛ بازیهای فضای آزاد و استقلال بسیار بیشتر کودک.
اگرچه کتاب او عمدتاً بهعنوان کتابی دربارهٔ دستگاههای دیجیتال دیده شده، اما او در مورد نکتهٔ آخر (بازی و استقلال کودکان) به همان اندازه تأکید دارد.
نسلهای بومر[۸]، ژنریشن ایکس[۹] و حتی میلینیالها[۱۰] از بازیهای فضای آزاد وبیرونی زیادی لذت بردند، در زمانی که نرخ جرم بسیار بالاتر از امروز بود.
والدین مدرن که در معرض موجی از اخبار بدِ مداوم قرار دارند، بیشتر پارانویایی شدهاند. این رشد را بازمیدارد و فرصت یادگیری مهارتهایی مانند همکاری و حل تعارض، غلبه بر ترسها و، خوب، لذت بردن را کاهش میدهد. اساساً، او استدلال میکند که ما در یک حوزه (دنیای واقعی) در محافظت افراط کردهایم و در حوزهٔ دیگر (آنلاین) بهصورت ناکافی محافظت میکنیم.
او میگوید: «فکر میکنم این یکی از نکات مهم سریال نوجوانی[۱۱] بود». اشاره به آن سریال نتفلیکس که تأثیر «منواسفر[۱۲]» بر پسران نوجوان را نمایش داده بود.
«ما در دههٔ ۹۰ از دنیای بیرون وحشتزده شدیم. همهمان فکر میکردیم فرزندانمان در خطرند اگر در دید ما نباشند و بنابراین دیگر اجازهٔ بیرون رفتن به آنها نمیدادیم، و فکر میکردیم: خب، تا وقتی آنها پشت کامپیوترند، خوب است. برنامهنویسی یاد میگیرند. یک شرکت راه میاندازند.» یکی از لحظات تأثرآور در آن سریال وقتی بود که والدین گفتند: «فکر میکردیم او در امان است. او فقط در اتاق خودش بود.»
چهار هنجار روی کاغذ بهنظر ساده میآیند. اما دربارهٔ واقعیت پلید اجرای آنها چه میشود، بهویژه اگر فرزندانتان از پیشتر همیشه آنلاین باشند؟
هایت میگوید: «آنچه در سال پس از انتشار کتاب یافتم این است که والدینی که بچههای کوچک دارند کتاب را دوست دارند. آنها هیجانزدهاند، مثلاً: بله، ما این کار را انجام خواهیم داد. در حالی که والدین نوجوانان واکنشهای مختلطتری دارند، دقیقاً به این دلیل که همهٔ ما از قبل اینقدر عمیق در آن گرفتار شدهایم.»
هایت با هنرمند و عکاس جِین ریو [۱۳] دو فرزند دارد. یک دختر ۱۵ ساله و یک پسر ۱۸ ساله.
والدین گفتند: «فکر میکردیم او در امان است. او فقط در اتاق خودش بود.»
«نصیحتی که به والدین نوجوانان میدهم این است که اگر اخیراً به فرزندت گوشی هوشمند یا دسترسی به شبکههای اجتماعی دادهای، میتوانی آن را پس بگیری و به آنها یک گوشی تاشو[۱۴] /یک گوشی ساده بده. نکتهٔ کلیدی این است که میخواهی بچههایت بتوانند با دوستانشان ارتباط برقرار کنند، اما نمیخواهی آنها را به شرکتهای سودمحور بسپاری که هدفشان معتاد کردن فرزند توست.»
او میگوید: «حالا، اگر بچههای تو ۱۵ یا ۱۶ ساله باشند و تمام زندگی اجتماعیشان در اینستاگرام و اسنپچت باشد، قطع کامل ارتباط برای آنها بسیار دردناک خواهد بود، چون آن را بهعنوان مرگ اجتماعی تجربه میکنند.»
پس استراتژی کلیدی این است که به آنها کمک کنی توجهشان را بازپس بگیرند با ایجاد بخشهای بزرگی از روز که در آنها آنلاین نباشند.
دستگاهها را در اتاق خواب ممنوع کن، برای مدارس بدون گوشی فشار بیاور، هر کاری که میتوانی بکن تا پنجرهٔ زمانیِ دوری از فناوری اعتیادآور را گسترش دهی.
در سال ۲۰۱۹، زمانی که او برای فرزندان خودش قواعد پایهگذاری میکرد، شواهد به شبکههای اجتماعی بهعنوان شرّ بزرگتر اشاره داشتند، بهویژه برای دختران. بنابراین او شبکههای اجتماعی را ممنوع کرد، نه خودِ گوشیها را بهطور خاص. او میگوید: «دخترم میگوید او تنها فرد در دبیرستانش است که اسنپچت[۱۵] ندارد.» آیا او نگران طرد شدن دخترش نیست؟ او میگوید: «دوستانش این موضوع را جبران کردهاند. میگویند وقتی موضوع مهمی پیش بیاید که باید بداند، برایش پیام میفرستند تا کاملاً از جریان خارج نشود، و این عالی بوده، چون او واقعاً در دنیای واقعی فعال است.» او میدود، خیاطی میکند و لباس میدوزد با این حال، او اکنون برخی کارها را کمی متفاوت انجام میداد: «قاعدهای که ای کاش دنبال کرده بودم این بود: هیچ صفحهنمایشی در اتاق خواب نباید باشد. به نظر میرسد بچههایم اکنون به کامپیوترها و گوشیهایشان بیشتر نیاز دارند، اگر من سیاست بهتری وضع کرده بودم.»
کاملاً مشخص است که هایت کارش را دوست دارد و برای آنچه کارکرد حقیقتگوی پژوهش دانشگاهی میداند ارزش زیادی قائل است. اما با موفقیت کتاب، آیا این خطر وجود دارد که او به نوعی فعال سیاسی/اجتماعی تبدیل شود؟ بله، او میپذیرد، هرچند به نظر نمیرسد از این موضوع ناراحت باشد.
«وقتی متوجه شدم دامنهٔ کامل آنچه برای صدها میلیون کودک اتفاق میافتد چیست یعنی آگاهی انسانی در مقیاس صنعتی در حال تغییر است و این واقعیت که هوش مصنوعی هنوز کاملاً در دنیای ما تنیده نشده، اما دو سال دیگر انجام هر کاری بسیار سخت خواهد شد نوعی شور و شوق یک مبارز را احساس کردم برای اینکه این کار را انجام دهم، برای اینکه هنجارها همین امسال تغییر کنند.»
وقتی از همکارم میگویم که از بچههایش شنیده «همه تکالیفشان را با چتجیپیتی[۱۶] انجام میدهند»، او سر تکان میدهد و میگوید: «این یک مشکل بالقوه حلنشدنی برای آموزش است مانند همهٔ معلمان، ما در تلاشیم بفهمیم چه باید بکنیم. این کار انجام تکالیف را برای همه آسان میکند، اما دانشآموزان باید یاد بگیرند چگونه کارهای سخت انجام دهند. »
آیا این شور و اشتیاق تازه باعث میشود پذیرش اینکه ممکن است اشتباه کند برایش سختتر شود؟ یا اینکه به مخالفان حق بدهد؟ «اوه، بله، من هم مانند همهٔ مردم از سوگیری تأیید[۱۷] رنج میبرم. من تقریباً یک کتاب کامل دربارهٔ همین موضوع دارم – The Righteous Mind، ۲۰۱۲ – و به همین دلیل یکی از کارهایی که از ابتدا انجام دادهایم این بوده که بهدنبال دیدگاههای متناقض بگردیم، با منتقدانمان صحبت کنیم، و بگذاریم روی ساباستک[۱۸] مقاله منتشر کنند. »
هایت بههمراه پژوهشگر زک راوش[۱۹] توضیحات مستمری دربارهٔ شواهد « تغییر دادن نحوه عملکرد بزرگ» در وبسایت afterbabel.com ارائه میکند. آنجا او «پاسخهایی به شکاکان» منتشر میکند کسانی که ارتباط میان صفحهنمایشها و کاهش سلامت روان را زیر سؤال میبرند. برخی ادعا میکنند که توضیحهای بهتری وجود دارد، مانند کووید[۲۰]. هرچند شاخصهای سلامت روان از ۲۰۱۰ شروع به افت کردهاند یا بحران اقلیمی. هرچند پیشنوجوانان، نه نوجوانان سیاسیتر، بیشتر تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ خلاف چیزی که اگر نگرانی اقلیمی مسئول بود انتظار میرفت.
در مارس ۲۰۲۴، روانشناس کندیس اودجرز[۲۱] نقدی از نسل مضطرب در نیچر[۲۲] نوشت. او نوشت: «صدها پژوهشگر در جستجوی اثرات بزرگی بودهاند که هایت مطرح میکند. تلاشهای ما ترکیبی از عدم ارتباط، ارتباطهای کوچک و ارتباطهای مخلوط را نشان دادهاند»، و افزود: «بیشتر دادهها همبستگی هستند.»
به عبارت دیگر: مشکل شاید همزمان با گوشیهای هوشمند رخ داده باشد، اما نمیتوان گفت رابطهٔ علّی وجود دارد. اودجرز بیشتر به این ایده تمایل دارد که افراد دارای مشکلات قبلی از شبکههای اجتماعی بیشتر یا به روشهای مخربتر استفاده میکنند. اما هایت پرخاشگرانه واکنش نشان میدهد و به «دهها» مقاله استناد میکند. از جمله یک فراتحلیلِ ۲۶ مطالعه که نشان داد خطر افسردگی برای هر یک ساعت اضافه استفاده از شبکههای اجتماعی ۱۳٪ افزایش مییابد.
«او مرا متهم کرد که فرق همبستگی و علّیت را نمیدانم… و عجیب اینکه… هیچ کلمهای نشان نمیداد که او حتی از فصل اول فراتر رفته باشد.» هایت میگوید: «من یک بخش طولانی در فصل شش داشتم با عنوان مشخص همبستگی در برابر علیت[۲۳]…»
اودجرز بعدها پاسخ داد: «مسئله ناتوانی در فهم تفاوت نیست. مسئله ناتوانی در بهکارگیری این فهم هنگام ارائهٔ ادعاهای علّی و صادقانه بگویم، آسیبزننده، دربارهٔ جوانان است. گفتوگوی ما شروع به رفتن به یک تونل بیپایان میکند وقتی هایت سعی میکند یک سند پاسخگویی طولانی به من نشان دهد. من عاشق بحث و جدل هستم. اما این اتهام که فرق همبستگی و علّیت را نمیفهمم… واقعاً روی من تأثیر گذاشت. »
او میگوید «یک بخش مهم از پازل این است که شرکتها در گزارشهای داخلی که هرگز برای انتشار عمومی نبودند، پذیرفتهاند که کودکان آسیبپذیرند. او به یکی از گزارشهای تیکتاک[۲۴] اشاره میکند که میگوید این اپ در میان کاربران جوان محبوب است که نسبت به پاداش اجتماعی حساساند و توانایی بسیار کمی برای خودتنظیمی مؤثر دارند. »
اگر شواهد اینقدر قویاند، بهنظر او چه چیزی منتقدانش را تحریک میکند؟
«برخی به نظر میرسد با میل دفاع از کودکان انگیزه میگیرند… که بگویند بزرگسالان نباید کارهایی را که کودکان انجام میدهند نقد کنند.» او ادعا میکند برخی پژوهشگران گیمرهای عمیق هستند. و بنابراین آمادگی دارند همه چیز را نسخهٔ تکراری وحشتهای اخلاقی قبلی ببینند. من همچنین فکر میکنم شاید دخالتهای او در زندگی دانشگاهی و اعتراضهایش به افراطگریهای پیشرو[۲۵] برخی را ناراضی کرده باشد. کتاب سال ۲۰۱۸ او با گرگ لوکیانوف[۲۶]، نازپروردگی ذهن آمریکایی[۲۷] بر اساس مقالهای در اتلانتیک[۲۸] نوشته شده بود، هرچند محتوا محتاطانهتر از آن چیزی است که عنوانش القا میکند. ایده این است که دانشگاهها به مکانهایی بسیار ریسکگریز تبدیل شدهاند. جایی که دانشجویان انتظار دارند از ایدههای دشوار محافظت شوند و اعضای هیئت علمی در ترس از شکایتهایی هستند که میتواند مسیر شغلی آنها را نابود کند. هایت استدلال میکند برای این وضعیت دلایل زیادی وجود دارد. از جمله فرزندپروری بیشمحافظهکارانه که کودکانی شکننده ایجاد کرده و شهریههای بالا که ذهنیت «خدمات مشتری» را ایجاد کرده است و کمبود تنوع دیدگاه میان اعضای هیئت علمی، که به محیطهای فکری ترسو و کمتحرک منجر میشود.
من بهشدت نگران فروپاشی اجتماعی هستم تکنولوژی همیشه جوامع را تغییر داده و ما تازه شروع بزرگترین تغییر تکنولوژیک تاریخ هستیم.
این استدلال در سال ۲۰۲۵ کمی متفاوت به نظر میرسد، با توجه به اینکه دولت ترامپ حملهای بیسابقه علیه دانشگاهها انجام میدهد و از فرهنگ وُک[۲۹] در محوطهٔ دانشگاهی بهعنوان توجیه اصلی خود استفاده میکند.
نامهای که از سوی مقامات و در تهدید هاروارد[۳۰] ارسال شده، بهطور مشخص «تنوع دیدگاه در پذیرش و استخدام» را مطالبه میکند. آیا این نمونهای از «مراقب باش چه آرزو میکنی» است؟ یا به بیان مستقیمتر، آیا دفاع هایت از این موضوع، سلاح و مهمات لازم را برای جنگ کنونی علیه استقلال دانشگاهی فراهم کرده است؟
او میگوید: «فکر نمیکنم این واقعیت که من از سال ۲۰۱۱ خواستار اصلاحات بودهام باید علیه من استفاده شود، وقتی همین نبودِ اصلاحات تبدیل به ماشهای برای دونالد ترامپ شد. هایت معتقد است تکفرهنگیِ پیشرو[۳۱] که درخواستهایی مانند «کاهش بودجهٔ پلیس» و «لغو آزمونهای استاندارد» را تولید کرد، «آدمهای معمولی» را چنان بیگانه کرد که ترامپ بر «موجی از انزجار نسبت به آنچه در دانشگاهها و بهطور گسترده در جامعه رخ میدهد» به قدرت رسید.
آیا تورم و هزینهٔ زندگی نقش بزرگتری در رد شدن نامزد دموکراتها از سوی رأیدهندگان نداشت؟
هایت میپذیرد که «این موضوع تأثیر داشت»، اما در بقیهٔ موارد همچنان بر موضع خود پافشاری میکند بهگونهای که، از نظر من، نشان میدهد او آنقدر در این بحث خاص غرق شده که تصویر بزرگتر را نمیبیند.
البته این به معنای آن نیست که او از روند وقایع خشمگین نیست. او همچنان آرام و دقیق صحبت میکند، اما نسخهٔ «هایتی» از یک طغیان را عرضه میکند. ترامپ فردی بهشدت بیثبات و خودشیفته است که دیدگاهی مجموع-صفر نسبت به جهان دارد و حس انتقامگیری شدیدی دارد. و اکنون از قدرت دولت فدرال و وزارت دادگستری برای آزار و آسیب رساندن به دشمنانش استفاده میکند. این شوکهکنندهترین تحول آمریکا است که در زندگیام شنیدهام. بنابراین، در حالیکه من منتقد مدارسی مانند هاروارد بودهام که بهعنوان بدترین دانشگاه در زمینهٔ آزادی بیان رتبهبندی شدهاند اکنون همهچیز برعکس شده است. او اضافه میکند: «ترامپ بهطور ویژه از یهودستیزی[۳۲] بهعنوان یک چماق استفاده میکند. فکر نمیکنم این انگیزهٔ واقعی او باشد. و در حالیکه من همیشه طرفدار ارزش تنوع دیدگاه بودهام. همیشه مخالف دخالتریز و جزیینگر دولت در امور دانشگاهها بودهام. در کتاب نازپروردگی ذهن آمریکایی ، هایت خود را «میانهرویی که در اکثریت مسائل در کنار حزب دموکرات قرار دارد» معرفی کرد و گفت «هرگز به جمهوریخواهان رأی نداده است.» اخیراً او گفته است: «من همیشه در جناح چپ بودم. اکنون هیچ هستم. در هیچ تیمی نیستم.» به هر حال، او بیشک پیشروهایی را که رویکردی قبیلهایتر دارند ناراحت کرده است. او ذاتاً مخالفخوان است و این ویژگی را بخشی ضروری از ابزارهای یک روشنفکر میداند. استاد دورهٔ پسادکترای او، ریچارد شوِدر[۳۳] «بازیگوشی شگفتانگیز با ایدهها» را الگو قرار داده بود. و از «انحراف روشنفکرانه» لذت میبرد. یعنی دستورالعملش این بود: اگر کسی چیزی را ادعا کند، تو انکار کن؛ اگر انکار کند، تو ادعا کن. آیا این او را کمی آزاردهنده میکند؟ او بدون ذرهای رنجش میگوید: «اوه، بله، همینطور است. و ادامه میدهد: «این اصل ماجراست: داستان بنیانگذارانهٔ جهان دانشگاهی این است که سقراط یک مگس مزاحم بود.»
آیا این ویژگی وارد زندگی شخصیاش هم میشود؟
«من و همسرم مدتهاست درگیریِ حقیقت در برابر زیبایی را داریم او حاضر است حقیقت را قربانی زیبایی کند. من باید برای هرچیزی یک پانویس داشته باشم و این گاهی من را برای او آزاردهنده میکند.اگر افراط شود، خطر «همهچیزدان بودن» را داردو من توسط همسرم به همین موضوع متهم شدهام. بله، فکر میکنم نقاط قوتم همان نقاط ضعفم نیز هستند. این برای همه صادق است.»
کتاب نسل مضطرب زندگی خود را بهعنوان کتابی متفاوت آغاز کرد. دربارهٔ اثرات فاسدکنندهٔ شبکههای اجتماعی بر دموکراسی. بعد از نوشتن یک فصل، هایت فهمید که فوریت مشکل کودکان و نوجوانان آنقدر شدید است که کتاب باید دربارهٔ آنها باشد. او قصد دارد به پروژهٔ اولیه بازگردد، اما ۲ تا ۳ سال «مرخصی» گرفته تا از جنبشی که آغاز کرده حمایت کند. او میگوید خوشبین است: «بسیار خوشبین که اگر هم کاملاً حل نکنیم، پیشرفت عظیمی خواهیم کرد. همین حالا هم کردهایم.» او قبلاً از تغییرات «مسئولانه» در فیسبوک[۳۴] و توییتر[۳۵] استقبال کرده بود. اما آهی میکشد و میگوید: «بله، آن مُرد. آن جوانهٔ امید زیاد دوام نیاورد.» وقتی دربارهٔ تصویر بزرگتر پرسیدم گفت:«پایان تمدن همانطور که میشناسیم؟»
او در ایمیلی پاسخ میدهد: «من بهشدت نگران فروپاشی اجتماعی هستم تکنولوژی همیشه جوامع را تغییر داده و ما تازه شروع بزرگترین تغییر تکنولوژیک تاریخ هستیم. با تنیدهشدن هوش مصنوعی در همهچیز دموکراسیهای لیبرال نیازمند واقعیتهای مشترک، روایتهای مشترک و نهادهای مورد اعتماد هستند. زمانهای خطرناکی در راه است. این بخشی از دلیلی است که اکنون، در سال ۲۰۲۵، چنین فوریتی برای محافظت از کودکان احساس میکنم. آنها باید قوی، باکفایت و کنترلکنندهٔ توجه خود باشند.»