
مطالعهی این متن میتواند برای علاقهمندان به این موضوع از هر صنفی جذاب و مفید باشد، چه متخصص فنی زنجیرهبلوک و چه سیاستگذار آن. آنچه در ادامه میآید ترجمه و برداشتی آزاد از این متن است.
« اخلاق یا فلسفهی اخلاق شامل سامانبخشیدن، تعریفکردن و تجویز نمودن مفاهیم مربوط به رفتار درست و نادرست است. اخلاق به قصد پاسخدادن به پرسشهایی از اخلاق انسانی به کار گرفته میشود، با تعریف مفاهیمی مانند خیر و شر، درست و نادرست، فضیلت و رذیلت و عدالت و جنایت.» این تعریف، لبّ مطلب «زنجیرهبلوک اخلاقی» است!
همانطور که این تعریف مورد اشاره قرار میدهد، اخلاق، اصولی مقدماتی است که بر رفتار مردم فرماندهی میکند. این اصول، مردم را در موقعیتهایی رهنمون میشوند که آن موقعیتها، لزوماً سهل و آسوده نیستند. اخلاق به مردم کمک میکند تا پاسخ پرسشهای بیشماری را که در نقد تصمیمگیریهای خود دارند، بیابند، پرسشهایی از قبیل اینکه: کنشهای من برای دنیا مفید است یا مضرّ؟ وظایف من چیست؟ وقتی وظایفم با هم تعارض مییابند، چگونه باید تصمیم بگیرم؟
تعریف اینکه چه چیزی رفتار اخلاقی را بنیان مینهد، از آن روی که دغدغهی بشریت است، ضروریست. حتی عرصهی فناوری هم که بستر درآمیختن انسانها با ماشینهاست، نیازمند اخلاق است. دربارهی اخلاق هوش مصنوعی و وسایل نقلیهی خودران هم مباحثی شایع است. در این مباحث، ما به دنبال آنیم که چهچیزی اخلاق محسوب میشود و چهچیزی اخلاق به شمار نمیرود، و اینکه در صورت خطا کردن ماشینها، چه کسی باید مسئولیت بپذیرد؟
از اخلاق هومَص ، امروزه فراوان صحبت شده است. اما دربارهی زنجیرهبلوک، دیگر فناوری نوپدید چطور؟ آیا نیازمند تعریف اخلاق برای زیستبومی که تحت سیطرهی قراردادهای هوشمندی است که این قراردادها، خود به خود حکم تخلف را اجرا میکنند، نیستیم؟! آیا نیازمند یک «زنجیرهبلوک اخلاقی» نیستیم؟ «ریس لیندمارک » مسئول بخش «جامعه و اثر بلند مدت اجتماعی » در آزمایشگاه رسانهی دانشگاه MIT میگوید: «مانند دیگر عرصههای اخلاق فناوری»، عرصهی اخلاق زنجیرهبلوک هم بایستی تبیین کند که این فناوری چه میتواند انجام دهد، و دربارهی آثار بالقوهی آن هم درنگ نماید.» به زعم او، فقدان اخلاق در زنجیرهبلوک، آسیبهای متعدّدی در پی خواهد داشت.
زنجیرهبلوک یک سامانهی فاقد راهبر است. این فناوری مستعدّ آنست که بدون حکمرانی اخلاقی، منجر به ایجاد بیحکومتی شود. با این وصف، تعبیهی اقداماتی اخلاقی برای چنین زیستبوم تمرکزگریخته ای ضروری است.
چهچیزهایی یک «زنجیرهبلوک اخلاقی» را شکل میدهند؟ این پرسش، چارچوبی راهنماست که برای جنبههای مختلف مربوطه، و منحصراً دربارهی خود زنجیرهبلوک، مطرح میشود.
جمعآوری اخلاقی داده
زنجیرهلوک برای ذخیرهی هویات مردم، شرکتها و تجهیزات در نظر گرفته شده است. نکتهی منحصر به فرد زنجیرهبلوک، شفافیت و تغییرناپذیری ذاتی آنست. اما همین نقاط قوت، در مقام ذخیرهسازی دادههای حسّاس، میتواند نقطهی ضعف باشد. در این صورت، چند پرسش اخلاقی دیگر هم به بار میآید: آیا اجازهی دسترسی عمومی به دادههای حسّاس، پذیرفته است؟ اگر این دسترسی به دادهها موجب نارضایتی مردم شود، چه رخ خواهد داد؟ آیا امکان سوء استفاده از این دادهها توسط فرآوران و اعتباردهندگان فراهم نیست؟
افزون بر آن، برخی از کشورها ذخیرهسازی اطلاعات حسّاس را جز برای نهادهای قضایی خود، ممنوع اعلام کردهاند. زنجیرهبلوک، یک سامانهی توزیعشده با اعضایی از سراسر دنیاست. ما چطور میتوانیم مطمئن شویم که دادهها از یک نهاد قضایی به بیرون درز نمیکند؟ قوانین حریم شخصی به مردم اجازه میدهد تا از شرکتها درخواست کنند که اطلاعات هویتیشان را پاک کنند. آیا شرکتهایی هم که از زنجیرهبلوک استفاده میکنند، چنین درخواستی را میپذیرند؟
«طراحی با رویکرد کاربرمحور » راهکاری کلیدی در ارتباط با نشاندهی مسائل دادههای خصوصی است. محافظت از حریم خصوصی کاربران یک اصل راهنماست. در اینجا تشخیص اینکه اساساً هویت به چه معناست، ضروری است. چگونه میبایست به جمعآوری، ذخیرهسازی، ایجاد دسترسی و بکارگیری دادههایی بپردازیم که نیازمند ارزیابی آگاهانهاند؟ زنجیرهبلوک، گزینهای مناسب برای ذخیرهسازی دادههای حسّاس و شخصی قابل تشخیص نیست. بنابر این، بایستی دربارهی گردآوری حداقلی اطلاعاتی که برای احراز هویت کاربر لازم است، احتیاط نمود. مثلاً به این طریق که دادههای حسّاس در جایی دیگر ذخیره شود، ولی نشانی پیوند محلّ ذخیرهی آنها به دادههای داخل زنجیرهبلوک اضافه شود. البته استفاده از «براهین دانش صفر » میتواند موجب محدود شدن امکان دسترسی به اعضای مدنظر و در نتیجه پنهان ماندن از سایرین، از جمله از فرآوران و اعتباردهندگان شود.
اخلاق امنیت
ایمن نگهداشتن اطلاعات حسّاس و آسیبپذیر در یک زیستبوم توزیعشده ضروری است. برخی از مردم اصرار دارند که چنین دادههایی را به منظور محافظت از حملات و داده دزدیها در چند سامانه ذخیره کنند. اما هکرها نه یکی، بلکه چند مقصد آسیبپذیر را برای هک مدّ نظر میگیرند. پس ما چگونه میتوانیم از سامانههایی که در سطح جهان پراکندهاند محافظت کنیم؟ میتوان دادههای ذخیرهشده را با استفاده از سازوکارهای رمزگذاری «وضع هنر » رمزگذاری کرد. روشهای آیندهنگرانهای نظیر رمزنگاری پساکوانتومی هم میتواند به کار گرفته شود. لیکن این رمزنگاریها، یک دوراهی دیگر برای ما به ارمغان میآورند؛ مسئلهی مدیریت کلید رمز : چه کسی باید حضانت کلیدهای فردی یا فرآوران را بر عهده بگیرد؟ اگر کلیدها گم بشوند چه اتفاقی میافتد؟!
اینکه یک نفر، همهی کلیدها را در دست داشته باشد، خودش یک مصیبت جدید است! این مورد دربارهی کلیدهای رایانشی چند نفره با احتیاط به کار گرفته میشود. در این کلیدها، تنها همراه شدن همهی کلیدها با هم است که قفل داده را باز میکند. کلیدهای چند نفره همچنین متضمّن این میشوند که هیچ نفری نتواند بدون جلب رضایت از دیگر نفرات دخیل، از داده استفاده کند. همچنین این نوع از کلیدها، هنگامی که یکی از نفرات کلیدش را گم کند، یک گزینهی پیشگیرنده از آسیب است؛ با این راه حل که دیگران با ایجاد یک کلید جدید برای آن یکنفر موافقت کنند. البته تضمین این هم مهم است که دسترسی به چنین کلیدی نباید آنقدر توزیعشده باشد که مدیریت آن، خودش یک مشکل جدید باشد.
اخلاق زیستمحیطی
استفاده از زنجیرهبلوکهایی که بر پایهی «برهان سختی کار » هستند، مانند بیتکوین ، حجم انبوهی از برق را مصرف میکند. مقدار زیادی سوخت فسیلی، تأمینکنندهی نیروی مزرعههای سروری هستند که برای پاسخ به معمای رمزنگاشتی طراحیشده برای فرآوری بیتکوین اختصاص یافتهاند. انتشار کربن، صرف انرژی و هدررفتی که از این فرآیند حاصل میشود، از حد مجاز در برخی کشورها تجاوز میکند.
ما در قبال ساخت آیندهای پایدار مسئولیم. ما میتوانیم در ایجاد محیط زیستی قابل سکونت، با چرخش به سمت منابع انرژی تجدیدپذیر و الگوریتمهای دوستار محیط زیست، نقشآفرین باشیم.
اخلاق قراردادهای هوشمند
قراردادهای هوشمند، نوع کدگذاریشدهای از اصطلاحات و ضوابط هستند که تراکنشهای مالی را مقیّد میسازند. اِعمال خودکار قراردادها، فرآیندهای زمانبر را تسریع میکند. پرداخت از غیر منابع دریافتی، که قبلاً چند روز زمان میبرد، با قراردادهای هوشمند در چند دقیقه اتفاق میافتد. فارغ از فواید قراردادهای هوشمند، وجود نقاط ضعف متعدّد، آن را برای استفاده در شرایط کنونی نامناسب مینماید. کِوین وِرباخ ، از دانشگاهیان مدرسهی وارتون دانشگاه پنسیلوانیا ، گمان میبَرَد که موقعیّتهای متعدّدی وجود دارند که قراردادهای هوشمند نمیتوانند آنها را کنترل کنند. او میپذیرد که قراردادهای هوشمند به لحاظ قانونی قابل اجرا هستند، اما همهی قراردادها هم مشروع و قانونی نیستند. مثلاً قراردادی برای قتل، مشروع است؟
قراردادهای هوشمند فرآیندها را خودکار میکنند، اما این انسانها هستند که آن قراردادها را مینویسند. وقتی انسانها در امری دخیل باشند، غرضورزیها هم در آن امر وارد میشود. ترجیح یک شرکت سهامی با ارزش دارایی میلیارد دلاری به شرکتهای کوچکتر، مصداق یک غرضورزی اجتماعی-اقتصادی است. چگونه میتوان اخلاق را علیه غرضورزیها برتری داد و در ایجاد یک زنجیرهبلوک اخلاقی نقشآفرین بود؟
واکاوی چند نفرهی کد قبل از اِعمال قرارداد، یک دید بازتری به دست میدهد. معلوم بودن کد که با اقداماتی جزئی فراهم میشود، موجب افزایش اعتماد بین نفرات مؤثر و تنظیمگران قرارداد میشود.
حکمرانی اخلاقی
زنجیرهبلوک به بینیازی از واسطههای گوناگون و عوامل متمرکز کمک میکند. اما این ویژگی، در اینجا مورد بحث نیست. بحث اینجاست که علیرغم این ویژگی، امروزه یک اقلّیت خاص (= اُلیگارشی) با استفاده از منابعی -اعمّ از نیروی فرآوری، میزان سهم از سهام و شهرت- بالاتر از دیگران تصمیم میگیرند که کدام تراکنشها در شبکهی زنجیرهبلوک پذیرفتنی باشد. عدهای اندک، شامل توسعهدهندگان یا شورای شرکتهای سهامی بزرگ، دربارهی تغییرات در کد شبکه تصمیم میگیرند . کاربران فعال شبکه هم هیچ رأیی نخواهند داشت. دائو و هکهای همتراز مثالهایی از این هستند که چگونه افرادی معدود برای همهی جمعیت مربوطه، تصمیم میگیرند.
وقتی که انسانها در تصمیمسازی وارد شوند، دغدغههای اخلاقی افزایش مییابند: آیا تصمیمات گرفتهشده دلیلی منطقی دارند؟ آیا آن گروهی از مردم که تصمیمگیری میکنند، اهمّ منافع کاربران را مدّ نظر دارند؟ در صورت ناسازگاری نتایج تصمیمات، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
مدل حکمرانی اخلاقی در اینجا راهگشاست. اعطای قدرت تصمیمگیری به کاربران نهایی، رویکرد آرمانی دربارهی شبکهی زنجیرهبلوکی است که مبتنی بر ارزش سیاسی آزادی اراده شکل گرفته باشد. وقتی تحقق این رویکرد امکانپذیر نباشد، دستکم اتّخاذ رویکردی شفاف و دموکراتیک لازم است. بایستی کاربران شبکه تصمیمگیرندگان را برگزینند. این، مانع از تبانی بین توسعهدهندگان یا شرکتهایی میشود که شبکه را میگردانند. یک طراحی کاربرمحور و معطوف به خروجی ، و پاسخگو ساختن تصمیمگیرندگان، منجر به حکمرانی اخلاقی خواهد شد.
عدم اعتماد و اخلاق
زنجیرهبلوک شبیه یک تیم ورزشی است؛ از آن حیث که سازمانهایی گلچینشده ذیل آن برای یک هدف عمومی و مشترک کار میکنند. اما چنین زیستبوم همکارانهای چالشهای خودش را هم به همراه دارد: چه کسی «صاحب» شبکه است؟ چه کسی حق مالکیت داراییهای فکری را دارد؟ عضویت شرکتهای بزرگ در شبکه، بر شرکتهای کوچک چه اثری دارد؟
برای کامیابی در این چالش، سازمانها بایستی بفهمند که هیچکسی صاحب شبکه نیست. حقوق آی پی همهی سازمانها بایستی محفوظ باشد. همهی این سازمانها باید بفهمند که اینجا برای یک منفعت بزرگتر گرد آمدهاند. این، مسئولیتی همگانی برای نقشآفرینی در ساخت یک زنجیرهبلوک اخلاقی است.
مشوّقها در تقابل با اخلاق
مردم و شرکتهایی در سرتاسر دنیا در یک یا چند شبکهی زنجیرهبلوک عضو هستند. آنها تراکنشهای پیشنهادی در این شبکه را میسنجند و تأیید میکنند. چگونه میتوان متقاعد شد که آنها در این کار، صادقند؟ چهچیزی آنها را از استفاده از سامانه به نفع شخصیشان باز میدارد؟
پاداشها و جرایم، از دیرباز برانگیزانندهی مردم به انجام دادن یا ندادن اموری معیّن بودهاند. آیا اگر در شبکهی زنجیرهبلوک هم صداقت بیشتر مورد تقدیر قرار گیرد، تا اینکه از سامانه سوء استفاده شود، این مشکل اخلاقی هم رفع خواهد شد؟ اگر مجازات بد عمل کردن را بهکار بگیریم، دافعه برای عضویت در شبکه ایجاد نخواهد شد؟ جوایز استخراج فرآوری در بیتکوین و جرایم موجود در اتریوم 2.0 به قصد پاسداری از صداقت کنشگران ایجاد شده است. حقیقت اینست که مشوّقها القاگر رفتار اخلاقی هستند.
سخن پایانی
حتی اگر همهچیز به خوبی اجرا شود، باز هم چالشهایی وجود خواهد داشت. ضمن آنکه، صحبت از واداشتن توسعهدهندگان زنجیرهبلوک به ظاهر لیبرال، به رعایت کد هدایت اخلاقی ، عوارضی در پی خواهد داشت. لیکن، تا آن هنگام که مردم موفق به خودحکمرانی نشوند، به تعریف تفصیلی اخلاق نیاز خواهیم داشت.