
جامعهای از محققان: اخلاق فضایی در تئوری!
بهعنوان یک زمینهٔ تحقیق، اخلاق فضایی امری نسبتاً جدید است. پس از پرتاب ماهوارهٔ شوروی اسپوتنیک در سال ۱۹۵۷ و انتشار گستردهٔ تصاویر زمین از فضا در طول دههٔ ۱۹۶۰ تعداد انگشتشماری از فیلسوفان و دانشمندان شروع به این سوال کردند که برای بشریت «فرار از زندان زمین» چه معنایی دارد. در مقالهٔ ۱۹۶۳ هاناآرنت با عنوان«تسخیر فضا و رفعت انسان[۱]» این پرسش آمده که بودن ما در فضا و دیدن خودمان از آن منظره چگونه بر احساس ما از مکانمان در جهان و همچنین تصورات زمینیمان تأثیر میگذارد. ارزش و تعهد این اخلاق فضایی بیشتر بر این است که چگونه اکتشافات فضایی و انعکاس زمینمرکزی تصورات بشر از خود را تغییر میدهد و کمتر به این مسئله پرداخته که در فضا چهکاری باید انجام دهیم و چهکاری نباید انجام دهیم.
جیمز اسجیشوارتز[۲] و تونی میلیگان[۳] اخلاقدانان برجستهٔ فضایی خاطرنشان میکنند که اخلاق فضایی بروننگر تا حد زیادی تنها در دههٔ ۱۹۸۰ زمانی که دانشمندان در حال بررسی امکان شکلدهی مریخ به شکل زمین بودند، پدیدار شد که در این هنگام بسیاری شروع به این سؤال کردند که «آیا این همان چیزی است که ما باید انجام دهیم؟». کسانی که درگیر این قضایا بودند، افکار خود را در سال ۱۹۸۶ با عنوان «فراتر از کشتی فضایی زمین؛ اخلاق زیستمحیطی و منظومهٔ شمسی[۴]» منتشر کردند.
از آن زمان جامعهٔ دانشگاهی اخلاق فضایی در حال تشکیلشدن است. اگرچه شوارتز و میلیگان خاطرنشان میکنند که تنها در۱۰یا۲۰سال گذشته اخلاقدانان حرفهای، بهجای دانشمندان و متخصصان فضایی علاقهمند، رهبری را برعهدهگرفتهاند. این رشته اکنون دارای صدها مقاله و کتاب در مورد مسائل اخلاق فضایی، دورههای آموزشی در سطح دانشگاهی و یک جامعهٔ محققان مرتبط است که درک ما از پیامدهای اخلاقی اکتشافات فضایی با تلاش آنها غنیشده است.
بااینحال، تأثیر اخلاقدانان فضایی بر تصمیمگیری محدود بوده است. اگرچه برخی از آنان در بحثها و مقالههای کاری در ناسا، آژانس فضایی اروپا و سایر آژانسهای فضایی مشارکت میکنند و گهگاه برای نشریات موردتوجه سیاستمداران یا رسانههای مرسوم مینویسند، بینش و دانش آنها بسیار بیشتر از فرصتهای تأثیرگذاری آنهاست. واقعیتهای نهادی آنچه را که میتوان به دست آورد محدود میکند.
مرز عملیاتی: اخلاق فضایی در عمل
مهندسان، مدیران پرواز و مدیران در مرزهای عملیاتی اکتشاف فضایی برای اعمال ملاحظات اخلاقی در تصمیمگیری و رفتار نسبت به دانشگاهیان در موقعیت بهتری هستند اما برای انجام این کار تجهیزات و انگیزهٔ کمتری دارند. گرچه مرز عملیاتی به موفقیت مأموریتهایی که به آنها محول شده مربوط میشود اما چندان نگران این نکته نیستند که آیا یک مأموریت اصلاً باید ادامه یابد یا خیر. در واقع، ملاحظات اخلاقی که در مرزهای عملیاتی پذیرفتهشدهاند، بیشتر از طریق واکنش به رویدادهای فاجعهبار ظاهر میشوند تا از طریق تأمل پیشگیرانه.
تنها پس از آتشسوزی در کابین ماژول فرماندهی آپولو۱ و مرگ فضانوردان گاسگریسوم، اد.وایت و راجر.کافی در سال ۱۹۶۷ مرکز کنترل مأموریت ناسا، شروع به جدیتر گرفتن خطرات اکتشافات فضایی برای زندگی انسان کرد. در یک سخنرانی پسازاین فاجعه، ژنکرانز مدیر پرواز بخش کنترل، مأموریت را متعهد به اخلاقی جدید و «سخت و شایسته» کرد که در آن سخت به این معنیست که ما برای همیشه در قبال کاری که انجام میدهیم یا در انجام آن کوتاهی میکنیم پاسخگو هستیم و شایستگی به این معنیست که هرگز چیزی را سرسری نمیگیریم.
کمتر از ۲۰سال بعد از فاجعهٔ شاتل فضایی چلنجر که منجر به کشتهشدن همهٔ هفت خدمه – از جمله یک معلم مدرسه کریستا مکآلیف اولین فضانورد غیرنظامی- شد، طول کشید تا ناسا به تصمیمگیری مبتنی بر ریسک کمتر که زندگی انسان را بر برنامههای غیرممکن اولویت میدهد، صرفهجویی در هزینهها، ایجاد دفتر ایمنی و تضمین مأموریت دوباره متعهد شود. همانطور که فیزیکدان آمریکایی، ریچارد پی فاینمن در گزارش خود پس از فاجعه اشاره کرد، «برای یک فناوری موفق، واقعیت باید بر روابط عمومی اولویت داشته باشد، زیرا طبیعت را نمیتوان فریب داد.»
درحالیکه اکثر مقامات ناسا افراد شایستهای هستند که هرگز عمداً رفتار غیراخلاقی از خود نشان نمیدهند، همه سازمانها – از جمله ناسا – تمایل دارند که دارای منطق ساختاری باشند که وظیفهٔ آن تثبیت مرزهای ضمنی در مورد سؤالاتیست که میتوان و نمیتوان مطرح کرد و ساختارهای مشوقی که در صورت وقوع به بحث اخلاقی آسیب میرساند. ناسا واقعاً این را مطرح نمیکند که آیا اکتشاف فضایی ارزش پیگیری دارد یا خیر و در عوض با ملاحظات مالی، جدول زمانی و سیاسی روبهروست که میتواند بازتاب اخلاقی مناسب را مخدوش کند. از سوی دیگر، همانطور که شرکتهای بخش خصوصی بیشتر فعالیتهای فضایی را راهاندازی میکنند، خطر محدودیتهای هزینه و انگیزههای سود که قضاوت اخلاقی را مختل میکند، احتمالاً افزایش مییابد.
ادامه دارد…
بخش اول نوشته را از اینجا بخوانید.
بخش سوم نوشته را از اینجا بخوانید.