
اخلاقمداران فضای دانشگاهی، استقلال و بینش لازم برای طرح سؤالات بزرگ را دارند، اما فاقد تأثیر نهادی هستند. شاغلین در مرزهای عملیاتی، نزدیکی و منابع لازم برای اقدام را دارند اما با محدودیتهای سازمانی در مورد انواع سؤالات و نگرانیهای اخلاقی که میتوان به آنها پرداخت روبهرو هستند. آیا سیاست دموکراتیک راه بهتری را ارائه میدهد؟ تصمیمگیرندگان منتخب برای تعیین و در نظر گرفتن پیامدهای اخلاقی و در نظر گرفتن اهداف و برنامههای گسترده برای اکتشاف فضا موقعیت خوبی دارند. بااینحال، سوابق آنها در زمینه اخلاق فضایی بسیار ضعیف بوده است.
زمانی که رئیسجمهور وقت امریکا جانافکندی در سال ۱۹۶۱ اعلام کرد که آمریکا تا پایان دهه فضانوردان را روی ماه خواهد فرستاد، گفت: «ما رفتن به ماه را انتخاب میکنیم.»، به این معنی که مردم آمریکا بهطورجمعی تصمیم به انجام این کار گرفتهاند. بااینحال، چنین تصمیمی به شکل جمعی گرفته نشد. در واقع، نظرسنجیها در آن زمان نشان داد که تنها کمی بیش از یکسوم آمریکاییها از مأموریت ماه حمایت میکردند و بیش از نیمی مخالف بودند.
علاوه بر این، اگرچه کندی به آرمانهای «دانش و پیشرفت» متوسل شد و در سخنرانی خود چشماندازهایی از یک «ماجراجویی بزرگ» و «کاوش» را به مخاطبان القا کرد اما در واقعیت، پرواز به ماه ناشی از نگرانیهایی دربارهٔ پیامدهای امنیتی رقابت با شوروی بود. موفقیت در فضا و تصمیم برای رفتن به ماه ممکن است از نظر اخلاقی مجاز باشد شاید حتی ضروری باشد اما تصمیم واقعی نه جمعی بود و نه با مشورت اخلاقی دقیق.
این بحث اخلاقی گسترده که در تصمیمگیری دربارهٔ پرواز به ماه نادیده گرفتهشده بود، در شعر گیل اسکاتهرون در سال ۱۹۷۰ به نام «سفیدی روی ماه» بهوضوح مشخص شد. اسکاتهرون به دلیل اینکه سیاهپوستان آمریکایی با بیعدالتی نژادی، سیاسی و اقتصادی مواجه بودند، انتقاد گزندهای از هزینههای هنگفت برنامهٔ آپولو ارائه کرد.
اسکاتهرون ما را ترغیب کرد که بپرسیم با منابع اختصاص دادهشده به اکتشاف فضایی چهکار دیگری میتوانیم انجام دهیم. آیا وعدههای پیشرفت و فواید پروژه بهاندازهٔ کافی دقیق و قابلتوجه است که هزینههای عمومی گسترده در فعالیتهای مربوط به فضا را توجیه کند؟ با توجه به وضعیت کنونی سیاست دموکراتیک سامانهایست که در آن برای منافع مالی توسط تصمیمگیرندگان تصمیم گرفتهمیشود و فقط صدای آنها شنیده میشود نه صدای شهروندان عادی و نهادهایی که تنظیمکنندهها به دلیل عدم تقارن دانش اغلب اسیر منافع خصوصی میشوند. بهاینترتیب افزایش فعالیتهای فضایی با بودجهٔ خصوصی میتواند دولت را بهعنوان مکانیسمی که امکان این را دارد پیامدهای اخلاقی اکتشاف فضا را در نظر بگیرد، تضعیف کند.
وجود مؤسسات چندجانبه، بهویژه دفتر امور فضایی سازمان مللمتحد[۱] (UNOOSA) امیدوارکنندهاند. دفتر امور فضایی سازمان مللمتحد بهطورمنظم کارشناسان و تصمیمگیرندگان فضایی را برای بحث در مورد موضوعات موردعلاقهٔ دوجانبه از جمله نحوهٔ هماهنگکردن ماهوارههای(LEO) برای جلوگیری از برخورد، نحوهٔ تنظیمکردن معادن فضایی و چگونگی تسهیل همکاری بینالمللی در مورد داراییهای مشترک مانند ایستگاه فضایی بینالمللی، گرد هم میآورد.
بزرگترین دستاورد این سازمان معاهدهٔ فضای ماورای جو[۲] در سال ۱۹۶۶ است؛ توافقنامهای که توسط همهٔ کشورهای بزرگ دارای صنعت فضایی امضا شد که اصولی را برای اکتشاف و استفادهٔ صلحآمیز و هماهنگ از فضا با قابلیت دسترسی برای همه و با ممنوعیت صریح برخی از فعالیتهای نظامی تعیین میکند.
باوجود آنکه دفتر امور فضایی سازمانمللمتحد توانسته است توافقات بینالمللی را در مورد اصولاخلاقی مهم بیان و تسهیل کند مانند همهٔ نهادهای چندجانبه، ظرفیت اجرای آن محدود است. اینکه برخی کشورها به استفاده از فضا برای مقاصد نظامی ادامه میدهند، این چالش را آشکار میکند.
اخلاق فضایی دموکراتیکتر
آیا راهی برای انجام مشورت اخلاقی در مورد فعالیتهای فضایی با استقلال موردنیاز و حصول اطمینان از اینکه نتیجهگیریها و بینشهای آن قدرت عملی دارند، وجود دارد؟ یک نهاد ایدئال عاری از آسیبشناسیهایی که نهادهای موجود با آن مواجهاند، احتمالاً وجود ندارد. اما راههایی برای بهبود نحوهٔ انجام اخلاق فضایی و افزایش ارتباط آنها در مرزهای هدفگذاری و عملیاتی وجود دارد.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که دستکم اخلاق فضایی در محیطهای دانشگاهی بهخوبی تأمین اعتبار میشود و از کارشناسان آن بهطور مرتب دعوت میشود تا از طریق جلسات توجیهی، اجلاسها و کمیتهها بینش خود را در تصمیمگیریهای سیاسی و عملیاتی مشارکت دهند. علاوه بر این، ما باید برای بحث عمومی و مشارکت بیشتر در مورد پیامدهای اخلاقیِ مسائل و فعالیتهای فضایی نوظهور تلاش کنیم. این کار میتواند شامل بحثهای مکرر و آگاهانهتر در رسانهها، افکار عمومی و استفاده از نظر شهروندان و پانلهای مشورتی و حتی ایجاد یک موسسهٔ غیرانتفاعی(شاید با الگوبرداری از هیئت فناوری دانمارک) برای تسهیل تحقیقات منظم، آیندهنگری و مشارکت عمومی در این زمینه باشد.
گزینهٔ دیگر فعالیتهای مؤسسه فضایی ماورایجو[۳] یک اندیشکدهٔ سیاستفضایی مستقر در کانادا، برای گنجاندن بحث جامعتر و سامانمندتر در مورد مسائل اخلاقی ناشی از اکتشاف فضا است. با وجود محدودیتها حمایت و تعامل بیشتر با (UNOOSA) به دلیل ظرفیتش بهعنوان یک انجمن برای بحث و هماهنگی فعالیتهای بینالمللی و بین سیارهای حیاتی نیز از دیگر فعالیتهای این مؤسسه است.
همانطور که ما در میان ایدهها و امکانات سازمانی گیج میشویم، حداقل هدف ما باید اجتناب از آن نوع تفکر یا عدم تفکری باشد که مشخصهٔ مشارکت فونبراون در برنامهٔ فضایی آمریکا بود. بازهم فونبراون بهاحتمالزیاد بیشتر فرصتطلب بود تا شرور و مسئولان برنامهٔ فضایی مطمئناً افراد شایستهای هستند که قصد هیچ آسیبی ندارند. اما همانطور که فیلسوف هانا فنیشل پیتکین استدلال کرده است، بسیاری از نارساییهای اخلاقی ما ناشی از نیت بدخواهانه نیست بلکه صرفاً ناشی از فکر نکردن به کاری است که انجام میدهیم. اگر قرار است اکتشافات فضایی به روشهایی منطبق با ارزشهای اصلی انجام شود، باید تفکر اخلاقی بیشتری داشته باشیم و محیط بهتری برای اخلاق فضایی ایجاد کنیم.
بخش اول نوشته را از اینجا بخوانید.
بخش دوم نوشته را از اینجا بخوانید.