خانه » مقالات » بهره‌گیری از فناوری‌های نوپدید دیجیتالی و اثرات زیست‌محیطی
بهره‌گیری از فناوری‌های نوپدید دیجیتالی و اثرات زیست‌محیطی
شنبه, ۱ آذر ۱۴۰۰
زمان تقریبی مطالعه ۳۳ دقیقه
تحول دیجیتال این پتانسیل را دارد که به مواردی چون کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، مدیریت و استفاده درست منابع محدود انرژی، کمک کند و همزمان جلوی رشد اقتصادی کشورها هم گرفته نشود، اما باید توجه داشت که در این مسیر، مقوله تحول دیجیتال به تنهایی نمی تواند، به‌عنوان یک ناجی ایفای نقش کند، ابتدا بایستی موانع مهم آن برطرف شود؟!

گذار به یک دنیای پایدار، بی‌شک یکی از آرزوهای دیرینۀ بشری است، که امروزه به‌عنوان بخشی از موضوع پیامدهای اجتماعی بین انقلاب‌های صنعتی، خصوصاً در آستانۀ گذار به انقلاب صنعتی چهارم مطرح و جامعۀ بشری به روی آن متمرکز گردیده است. هر چند که در آستانۀ این مهاجرت، همچنان موضوعات بسیار مهمی چون مهارت‌ها ، اشتغال ، اعتماد به کاربست فناوری‌ها و ارزش‌های مشترک حاصله از آن فناوری‌ها مطرح است، اما بیش از هر چیزی، امروزه، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای ، مدیریت و استفادۀ درست منابع محدود انرژی مدنظر است. تحول دیجیتال این پتانسیل را دارد که به این موارد کمک کند و همزمان جلوی رشد اقتصادی کشورها هم گرفته نشود، اما باید توجه داشت که در این مسیر، مقولۀ تحول دیجیتال به‌تنهایی نمی‌تواند، به‌عنوان یک ناجی ایفای نقش کند، ابتدا بایستی موانع مهم آن برطرف شود ؟!

در همین راستا، با وجود دسترسی متفاوت به انواع فناوری‌های نوپدید[۱]، انسان امروزی توانسته، مرزبندی مشخصی را بین شاخص‌های رشد اقتصادی، رشد انتشار گازهای گلخانه‌ای و میزان مصرف منابع انرژی ایجاد کند. روند تاریخی در این حوزه[1]، حاکی از آن است که به ازای هر یک درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی[۲]، انتشار [۳]CO2 تقریباً 0.5 درصد و میزان مصرف منابع انرژی هم 0.4 درصد افزایش می‌یابد. مطابق با گزارش شرکت اکسنچر [2] شیوه‌های تجاری فعلی جهانی، به شکاف جهانی 8 میلیارد تنی بین عرضه و تقاضای منابع طبیعی تا سال 2030 می‌شود که سبب از دست رفتن 4.5 تریلیون دلار رشد اقتصادی جهانی تا سال 2030 می‌شود.

به همین دلیل در بیست و یکمین کنفرانس سازمان ملل متحد (COP21[۴]) در دسامبر 2015 ، جامعۀ جهانی به یک توافق قانونی و الزام‌آور جهانی در خصوص آب و هوا دست یافت و هدف از این توافق، کمک به کاهش گرمایش زمین تا 2 درجه سانتیگراد بوده است و امروزه خیلی از کشورهای صنعتی عضو این سازمان در تلاش برای کاهش دمای 1.5 درجه سانتیگرادی در قیاس با دوران قبل صنعتی شدن؛ هستند [3] اما واقعیت این است که عملیاتی‌سازی چنین تعهدی، اصلاً کار ساده‌ای نیست، خصوصاً در این سال‌ها که عمدۀ کشورهای دنیا، توامان درگیر بحران اقتصادی و پاندمی کوید19 هستند.

حال در چنین زیست‌بومی، سوال این است که با افزایش فشار جوامع قانون گذار جهانی بر دولت‌ها و حاکمیت‌ها به منظور کاهش میزان مصرف منابع محدود انرژی و نیاز فوری به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، فناوری‌های نوپدید و مقولۀ تحول دیجیتال، چگونه می‌تواند به جامعۀ جهانی در رسیدن به این هدف پایدار زیست‌محیطی کمک کند. و آیا در این خصوص، می‌توان پاسخ را در موارد به شرح زیر جستجو نمود ؟!

تقویت پایداری (تاب‌آوری) محیط زیست از طریق دیجیتالی شدن[۵]

برای یافتن راهکار مطلوب، می‌توان جواب را در این سوال یافت که تحول دیجیتالی صنایع در افق انقلاب صنعتی چهارم چه نقشی در مواجهه با این چالش (کربن‌زدایی و همزمان حفظ توسعۀ اقتصادی) می‌تواند داشته باشد؟ آیا می‌توان گفت که فناوری‌های نوپدیدی چون هوش مصنوعی و امثالهم می‌توانند ابتکارات دیجیتالی و فرصت‌های بدیعی را برای جامعۀ بشری در خصوص کمک به کربن‌زدایی و توامان نگهداشت اقتصاد جهانی ارائه دهند، پاسخ دقیق به این سوال بسیار مشکل است چون هنوز اکثر دولت‌ها و حاکمیت‌های دنیا در این خصوص خط‌مشی‌های دیجیتال[۶] خود را وضع و ارائه ننموده‌اند و حتی با فرض تدوین چنین خط‌مشی‌هایی، پیاده‌سازی آن خط‌مشی‌ها، کار پیچیده‌ای است چرا که:

  • موضوع حل مسائل زیست‌محیطی عمدتاً یک اغراق بزرگ در خط‌مشی‌های زیست‌محیطی است، خصوصاً خط‌مشی‌هایی که به شیوه‌های فناورانه و دیجیتال بخواهند راه‌حل ارائه دهند. عمدۀ خط‌مشی‌های تنظیم شده وقتی به مرحله اجرایی می‌رسند، توانایی یا منابع لازم برای اتمام کار را ندارند، لذا یا رها می‌شوند و یا نیمه‌کاره باقی می‌مانند، خصوصاً در مسائل و نیازمندی‌های زیست‌محیطی که پیچیدگی‌های بسیاری دارد و عمدتاً گره خورده به مسائل مالی و اقتصادی کلان کشورهاست.
  • از مشکلات دیگر در زمینه‌های اجرای خط‌مشی‌های محیط زیستی، عدم توافق بر سر مشکل است، جایی که بر سر مشکل توافق کلی‌ای یا چاره دیگری وجود نداشته باشد، لذا در این شرایط چطور و چگونه به‌تنهایی می‌توان از خط‌مشی‌های تنظیم شدۀ زیست‌محیطی انتظار حل مسائل را داشت درحالی‌که بخش‌های مختلف همچنان بر سر مسائل اولیه اختلاف نظر دارند، نمونۀ مشهود آن را می‌توان در اختلاف نظرهای شرکت‌های خودروسازی و سازمان‌های محیط زیست و استاندارد جستجو نمود.
  • یک مشکل ذاتی و بسیار مهم دیگری هم با نام دخالت ذهنیت در تفسیر وجود دارد، جایی که نهادهای مختلف دولتی و حاکمیتی گزارش‌های زیست‌محیطی را به شیوه‌های مطلوب سازمان خود، تفسیر می‌کنند و خروجی‌ها، عمدتاً تحت تاثیر نظرها و خواستگاه‌های مدیران ارشد آن سازمان‌هاست.
  • محدودیت‌های ذاتی، یکی از اساسی‌ترین مشکلات در اجرای خط‌مشی‌های زیست‌محیطی است، به دلیل پراهمیت بودن موضوع و تاثیرات مستقیم تدوین و اعمال خط‌مشی‌های دیجیتال بروی زیست‌بوم انسانی و حیوانی، نمی‌توان به راحتی و بدون در نظر گرفتن عواقب به‌کارگیری و بهره‌برداری فناورانۀ آن، در محیط‌های واقعی، چنین آزمایش‌هایی را انجام داد. زیرا ما به‌طور دقیق، نمی‌دانیم که تمام عوامل را در یک وضعیت واقعی تحت کنترل داریم یا خیر؟
  • یکی دیگر از مشکلات در این خصوص، پیچیدگی رفتار بشر است، جایی که در خیلی از موارد حتی موفق از اجرای خط‌مشی‌های زیست‌محیطی، دیده شده است که در ادامه و امتداد مسیر، دیدگاه‌ها به دلایل متفاوت و بعضاً شناخته شده‌ای، تغییر جهت داده و مسیر موفقیت اجرای خط‌مشی‌های زیست‌محیطی را با بحران مواجه نموده و از همه مهم‌تر، این است که نمی‌توان موارد انحراف را به‌طور دقیق شناسایی و پیش‌بینی نمود. چرا که مسائل اجتماعی، معمولاً پیچیده‌تر از آن هستند که پیش‌بینی‌های فناورانه هم بتوانند، آن‌ها را شناسایی نمایند.
در جمع‌بندی این بخش بایستی چنین گفت که تجزیه‌وتحلیل خط‌مشی، فعالیتی است که برای آن نمی‌توان دقیقاً برنامۀ ثابتی را ایجاد و پیش‌بینی نمود تا در مراحل مختلف خط‌مشی‌گذاری، بتوان از انحرافات جلوگیری و یا آن‌ها را کنترل نمود، اما امروزه به لطف فناوری‌های نوپدید نظیر فناوری نسل پنجم مخابراتی[۷] در ترکیب با فناوری‌های دیگری چون، هوش مصنوعی و دستیارهای هوشمند، الگوها و مدل‌های نوپدیدی بوجود آمده است که می‌توان برای مسائل زیست‌محیطی همزادهای دیجیتال[۸] را طراحی نمود که امروزه در خیلی از مسائل زیست‌محیطی، خصوصاً در خصوص مقولۀ مواجهه با بحران کم‌آبی، دولت‌های پیشرو از این فناوری بهره جسته‌اند.
اما همان‌طور که در ابتدای متن اشاره شد، قبل اینکه بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم که آیا تحول دیجیتال می‌تواند پاسخگوی دقیق و تمام و کمال مسائل و نیازمندی‌های زیست‌محیطی باشد یا خیر؟ به این موضوع اشاره شدکه قبل‌تر از آن، مسائلی دیگری باقی مانده است که بایستی به آن‌ها رسیدگی شود و با توجه به محدودیت اجرای خط‌مشی که در بالا به برخی از آن‌ها اشاره شد، چگونه می‌توان برای آن‌ها راه‌حلی را پیدا نمود. به‌عنوان‌مثال، آلودگی 26 میلیارد تن متریک از انتشار گاز CO2 تنها به سه صنعت مهم برمی‌گردد که عبارتنداز صنعت برق با سهم 15.8 میلیارد تنی، صنعت لجستیک با سهم 9.9 میلیارد تنی و صنعت خودرو با سهم540 میلیون تنی، خوب سوال غیرفناورانه این است که چگونه می‌توان این صنایع را مجاب به رعایت مسائل زیست‌محیطی نمود درحالی‌که زیرساخت‌های این صنایع در کشورهای مختلف بسیار متفاوت و با استانداردهای گوناگون است. در بخش برق، اگر برنامهریزی و مدیریت داراییهای هوشمند و یکپارچهسازی سیستم‌های ذخیرهسازی انرژی جهانی مطابق با برنامه‌های جهانی پیش رود، تخمین زده می‌شود که تا سال ۲۰۲۵ معادل ۸.۸ میلیارد تن متریک از انتشار گاز CO2 جلوگیری شود و این معادل ۴۱۸ میلیارد دلار ارزش جدید اقتصادی برای جامعۀ جهانی است. که عمدۀ این برنامه‌ریزی‌ها و اعمال شیوه‌های مدیریت نوین مصرف انرژی، مرتبط به بهره‌گیری فناورانه و پایدار دیجیتالی است که در گزارش «[۹]GeSI» به طور مفصل به آن‌ها اشاره شده است. طبق این گزارش فناوریهای دیجیتال پتانسیل معکوس کردن این روند «رشد بالای کربن » را دارند و مزایای اجتماعی و اقتصادی ناشی از بهره‌گیری و استخدام خانوادۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات در صنایع و دولت‌ها، سبب کاهش چشمگیر تولید گاز CO2 می‌شود.تاثیر زیست‌محیطی بهره‌گیری از فناوری‌های نوپدید دیجیتالیبااین‌حال، برای تحقق پتانسیل کامل تحول دیجیتال، تعدادی از چالش‌ها باید مورد توجه قرار گیرند. که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به تأثیرات زیست‌محیطی ناشی از بهره‌گیری خود فناوری‌های دیجیتال اشاره نمود. در این سال‌ها، موضوع بهره‌گیری از فناوری زنجیره بلوکی[۱۰] و تاثیر مستقیم آن بر مصرف انرژی، چالش‌های جدی‌ای، غیر از مسائل مالی و اقتصادی برای کشورهای مختلف دنیا به وجود آورده است و یا از دیگر مثال‌های مطرح در این حوزه بایستی به زبالههای الکترونیکی که در حال رشد هستند؛ اشاره نمود. آلودگی‌ای که ضروت آن برای محیط زیست کمتر از آلودگی‌های هسته‌ای نیست. بر اساس یکی از مطالعات زیست‌محیطی انجام شده در سازمان ملل، 40 میلیون تن زبالۀ الکترونیکی در سال 2014 تولید شده است که از این میان بیشتر سهم، مربوط به دو کشور آمریکا و چین، هر کدام معادل 6 میلیون تن، بوده است[4].عمدۀ نگاه‌های دنیا معطوف به میزان تولید گازهای گلخانه‌ای در مجموعۀ گاوداری‌هاست، این در حالی است که هنوز گزارش رسمی از میزان آلودگی حاصله از مراکز داده[۱۱] ارائه نشده است و این مراکز نیز به دلیل مصرف انرژی بالا و بهره‌گیری از سیستم‌های خنک‌کنندۀ ناکارآمد، به میزان قابل‌توجهی در انتشار گازهای گلخانه‌ای نقش دارند. مراکز داده در حال حاضر 1.5 تا 2 درصد از برق جهان را مصرف می‌کنند و با نرخ سالانۀ 12 درصدی در سرتاسر دنیا در حال رشد هستند. بر اساس پیش‌بینی‌های بخش محیط زیست سازمان ملل، پیش‌بینی می‌شود تا سال 2030 به میزان 140 میلیارد کیلووات ساعت در سال، مصرف برق جهانی افزایش یابد که این میزان از مصرف، معادل تولید سالانه 50 کارخانۀ برق در سرتاسر جهان خواهد بود.

علی‌رغم چالشهای مهم در مدیریت مصرف انرژی در دنیا، حسب تعقیب ردپای محیطی از دادههای واقعی، برخی از شرکتهای پیشرو در حال برداشتن گامهای بزرگی در این خصوص هستند. امروزه بیش از 27 شرکت فناورانه دنیا از 100% انرژی‌های تجدیدپذیر در عملیات خود استفاده می‌کنند، که از جمله می‌توان به شرکت‌های بزرگی چون Intel، SAP، Datapipe و Motorola.¹ و اپل اشاره نمود. به‌عنوان‌مثال، شرکت اپل مدعی است که در مقولۀ مصرف انرژی از ظرفیت 100% ای بهره‌گیری از انرژی‌های پاک، برای مراکز دادۀ خود استفاده می‌کند و این برنامه در سال 2015، با بودجۀ 1.7 میلیارد یورویی برای ساخت و ساز تجهیزات و زیرساخت‌های مورد نیاز کلیدخورده و بهره‌برداری عملیاتی رسیده است. علاوه‌براین، اپل از سال 2008 میانگین کل انرژی مصرفی محصولات تولیدی خود را به میزان 57 درصد کاهش داده است و بر اساس ادعای این شرکت، قبض برق و انتشار کربن مشتریان خود را به میزان 350000 متریک تن از گاز CO2 در سه سال کاهش داده است[4].

یکی دیگر از موضوعات مطرح در خصوص مقولۀ تاثیر زیست‌محیطی بهره‌گیری از فناوری‌های نوپدید دیجیتالی ، مربوط به موانع گسترش اقتصاد چرخشی[۱۲] یا دایره‌ای است که تا کنون به شرکتهای پیشگام و پیشرو جهانی محدود شده است. منظور از اقتصاد چرخشی، رویکرد نوپدیدی در مدیریت تولید و مصرف کالا و اجناس است که با اهداف اشتراک‌گذاری ، استفادۀ مجدد، اجاره دادن، ایجاد قابلیت تعمیرات چندباره و قابل بازیافت بودن به جامعۀ مصرفی ارائه شود تا پس از مصرف و سر آمدن عمر نهایی اجناس و کالاها، پسماندهای تولیدی، به حداقل میزان خود برسد . با این روش، چرخۀ عمر محصولات نیز افزایش می‌یابد و خیلی از کشورهای دنیا حتی با مدل‌های این اقتصاد هم آشنا نیستند در این خصوص، موانع جدی‌ای برای عملیاتی‌سازی این سبک اقتصادی وجود دارد، مواردی از قبیل پراکندگی جغرافیایی زنجیرۀ تأمین گرفته تا پیچیدگی تولید مواد و محصولات … اما خوشبختانه و در این سال‌ها، نوآوری‌های دیجیتال و بهره‌گیری از فناوری‌های نوپدید، این فرصت را برای خیلی از شرکت‌ها در سرتاسر دنیا فراهم نموده تا بر چنین موانعی غلبه کنند. از مهم‌ترین و زیرساختی‌ترین بخش فناورانه که زمینه‌ساز ظهور این سبک از اقتصاد است می‌توان به فناوری اینترنت اشیا[۱۳] اشاره نمود که می‌تواند جریان داده‌های لازم را برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، در اختیار شرکت‌ها و سازمان‌ها قرار دهد. در زیر به چند مورد مطالعاتی واقعی در این خصوص اشاره شده است:

  • زنجیرۀ تأمین دایره‌ای[۱۴] و بهره‌گیری از مواد کاملاً تجدیدپذیر و قابل بازیافت در چرخه‌های تولیدی با هدف کاهش هزینه‌ها و افزایش قابلیت پیش‌بینی و کنترل میزان آلودگی در نمونه‌های عملیاتی از محصولات پلیمری Natureworks و همچنین رنگ‌ها و پوشش‌های AkzoNobel مبتنی بر پارامترهای زیست‌محیطی.
  • بازیابی و بازیافت موادی ضایعاتی در چرخۀ تولید محصولات شرکت Proctor & Gamble ، که در حال حاضر 45 مرکز از تاسیسات بزرگ این شرکت، بر اساس مدیریت بازیابی و بازیافت مواد ضایعاتی کنترل و مدیریت می‌شوند.
  • سامانه‌های اشتراک‌گذاری فرصت‌های تجاری جدید برای مصرف‌کنندگان، توسط شرکت‌های چون Uber، Airbnb و Lyft
  • و همچنین مثال‌هایی از شرکت‌های چون فیلیپس که با معرفی مدل‌های نوپدیدی چون «پرداخت لوکس» دریافت هزینه روشنایی را در برابر فروش محصولات مدل کرده است و یا شرکت میشلن اکنون به ازای هر کیلومتر برای لاستیک خود از مشتری هزینه میگیرد و از فروش لاستیکها به‌عنوان محصول نهایی به مشتریان خود، فاصله جدی‌ای گرفته است.

با تمام این تفاسیر و تغییر و تحولاتی که در دنیا در شرف رخ‌دادن است آن موضوعی که همچنان باقی می‌ماند، اعتماد مصرف‌کننده و پذیرش این سطح از به کارگیری فناوری‌های نوپدید است. اگر فرض بر این باشد که بهره‌گیری از مقولۀ تحول دیجیتال و پتانسیل‌هایی که زیرساخت‌های فناورانه و دیجیتال برای جداسازی رشد اقتصادی از رشد انتشار گازهای گلخانه‌ای بوجود می‌آورد، باید چنین برداشت نمود که در آیندۀ نزدیکی احتمالاً، مصرف‌کنندگان به فناوری‌های دیجیتال اعتماد پیدا خواهند کرد و از مزایای حاصله استفاده می‌نمایند. مطابق با یک نظرسنجی در سطح مصرفکننده خدمات و محصولات دیجیتالی، انجام شده توسط Accenture در سال 2015 ، نشان می‌دهد که تا سال 2025، تقریباً نیمی از مصرفکنندگان خدمات و محصولات دیجیتالی، صاحب یک دستگاه متصل به اینترنت اشیا (IoT) خواهند شد که بواسطۀ آن بتوانند مدیریت مصرف انرژی را به‌طور پیوسته کنترل و نظارت کنند[4].

فرصت‌ها و پیشنهادات

مطالعه برروی وی ابعاد اقتصادی چرخشی با هدف تعبیۀ اصول مرتبط برای استانداردسازی و الزام‌آوردن نمودن آن‌ها (در این خصوص یک مثال عملیاتی مربوط به شرکت Brightstar وجود دارد که برای بازیابی و بهره‌گیری مجدد از باتری‌ها از مدل‌های اقتصاد چرخشی استفاده نموده است)

  • وضع قوانین و ایجاد تعهد در شفافیت عملیات مرتبط به مسائل زیست‌محیطی شرکت‌های تولیدی و صنعتی، به کمک بهره‌گیری از فناوری‌ها و دستاوردهای دیجیتالی، که خروجی‌های شفاف و واقعی را در اختیار دولت‌ها و حاکمیت‌ها قرار می‌دهد. (در این خصوص یک مثال عملیاتی مربوط به شرکت نایک وجود دارد که بواسطۀ بهره‌گیری از زیرساخت‌های فناورانه، گزارش‌های شفاف و واقعی را در اختیار نهادهای دولتی قرار می‌دهد)
  • بهره‌گیری از مدل نوپدید Smart Sharing با هدف بهره‌گیری از ظرفیت‌های خالی صنایع برای دیگر صنایع، با هدف کاهش ضایعات و آلودگی‌های زیست‌محیطی، در این خصوص سامانه‌های نوپدیدی در دنیا در حال شکل‌گیری است.
  • توافق بر روی استانداردها و الزامات زیست‌محیطی در سطوح صنعتی و بین صنعتی، با هدف بهره‌گیری از زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، که در دفع مناسب زباله‌های الکترونیکی، تأمین منابع انرژی پاک و بهبود کارایی مراکز داده مورد استفاده قرار گیرد. به‌عنوان‌مثال، در سال 2008، کمیسیون اروپا یک کد رفتاری برای مراکز داده منتشر کرد، که در مسیر این ابتکار، 184 شرکت به صورت داوطلبانه با بندهای آن موافقت نمودند، و خود و سازمان‌های وابسته به خود را در مسیر تحقق این موارد متعهد نمود. از جمله این شرکت: IBM، BT، HP، Vodafone و Unilever است.
  1. GeSI: ICT Solutions for 21st Century Challenges
  2. Accenture Waste to Wealth, Palgrave Macmillan, 2015
  3. UN Framework Convention on Climate Change “Adoption of the Paris Agreement, December 12, 2015
  4. http://reports.weforum.org/digital-transformation/enabling-the-transition-to-a-sustainable-world/
سایر مقالات