خانه » مقالات » مبارزه برای حاکمیت دیجیتال در خاورمیانه
مبارزه برای حاکمیت دیجیتال در خاورمیانه
شنبه, ۲۷ تیر ۱۴۰۵
زمان تقریبی مطالعه ۶ دقیقه
کشورهای منطقه در حال تجربۀ گذار از ژئوپلیتیک سنتی به عصر حاکمیت دیجیتال هستند؛ عرصه‌ای که در آن، کنترل جریان داده‌ها، شبکه‌های ابری و کریدورهای ارتباطی به میدان جدید زورآزمایی منطقه‌ای تبدیل شده است. این یادداشت، به بررسی رقابت میان کشورهای حاشیۀ خلیج فارس به‌ویژه امارات متحدۀ عربی و عربستان سعودی، برای تبدیل شدن به قطب اصلی ترانزیت داده میان آسیا، اروپا و آفریقا می‌پردازد. نکتۀ اصلی این ارزیابی، هشدار نسبت به تداوم رقابت‌های کنترل‌نشده و تلاش برای انحصارطلبی در این زمنیه است. نویسنده هشدار می‌دهد که رقابت تند، بدون همکاری ممکن است به موازی‌کاری و شکاف‌های زیرساختی منجر شود. در مقابل دستیابی به سطحی از هماهنگی راهبردی، این ظرفیت را دارد که کل حوزۀ خلیج فارس را به حیاتی‌ترین کریدور استراتژیک دیجیتال جهان ارتقا دهد.

امارات از قصد خود برای احداث پروژه WorldLink خبر داده است. این پروژه، زیرساختی ارتباطی با اعتباری بالغ بر ۷۰۰ میلیون دلار است که امارات متحدۀ عربی را از مسیر عراق به ترکیه متصل می‌کند. این اقدام، اندکی پس از اعلام پروژه سعودیِ SilkLink با اعتباری بالغ بر یک میلیارد دلار صورت می‌گیرد؛ پروژه‌ای که هدف آن بازسازی زیرساخت‌های ارتباطی سوریه و تبدیل این کشور به یک کریدور زمینی تبادل داده میان آسیا و اروپا است.

این دو پروژه نمایانگر تلاش روبه‌رشد کشورهای خلیج فارس برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان قطب‌های اتصال منطقه‌ای و جهانی است؛ تلاشی که بخشی از یک رقابت گسترده‌تر بر سر زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مراکز داده و نفوذ اقتصادی و ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود.

امارات متحدۀ عربی در یک دهۀ گذشته، جایگاه خود را به‌عنوان مرکزی‌ترین و پیشرفته‌ترین گره ارتباطی خاورمیانه در حوزۀ اتصال‌پذیری داده‌های جهانی تثبیت کرده است. برتری این کشور برآمده از هم‌افزاییِ تراکم بسیار بالای کابل‌های ارتباطی زیردریایی (که برخی از آن‌ها از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کابل‌های جهان هستند)، یک زیست‌بوم پیشرفته از مراکز داده و خدمات ابری، و همچنین تنظیم‌گری باثبات و مطلوب برای بازیگران بین‌المللی است. در عمل، امارات دیگر صرفاً یک ایستگاه ترانزیت منطقه‌ای نیست، بلکه به جزئی جدایی‌ناپذیر از زیرساخت اینترنت جهان بدل شده است.

در مقابل، عربستان سعودی در تلاش برای کاهش فاصلۀ خود با همسایه‌اش و تثبیت موقعیت خود به‌عنوان یک مرکز دیجیتال پیشرو در منطقه است. در چارچوب چشم‌انداز ۲۰۳۰، عربستان سعودی منابع قابل‌توجهی را برای توسعۀ شبکۀ فیبر نوری در قلمرو خود، احداث مراکز داده و پیشبرد پروژه‌های اتصال‌پذیری زمینی سرمایه‌گذاری می‌کند. مزیت نسبی این کشور در گستردگی بازار داخلی و تقاضای فزایندۀ بومی برای خدمات ابری، هوش مصنوعی و محتوای دیجیتال است. عربستان سعودی، اتصال‌پذیری داده‌ها را مؤلفه‌ای از حاکمیت دیجیتال و سیاست کلان صنعتی خود می‌داند.

علاوه‌بر این، پروژه‌های اتصال منطقه‌ای با هدف تقویت ظرفیت ارتباطی در خلیج فارس نیز در حال پیگیری هستند که یکی از محوری‌ترین آن‌ها، کابل ارتباطی زیردریایی «الخلیج» (Al-Khaleej) است. این کابل، با نادیده‌گرفتن عربستان سعودی، امارات متحدۀ عربی را به بحرین، عمان و قطر متصل خواهد کرد.

این پروژه‌ها بازتاب‌دهندۀ یک روند آشکار منطقه‌ای هستند: رقابت کشورهای خلیج فارس بر سر کنترل مسیرهای آتی داده‌ها، صرفاً یک مسئلۀ فناورانه نیست، بلکه بخشی از یک مبارزۀ گسترده‌تر برای تثبیت جایگاه راهبردی، نفوذ اقتصادی و پیشگامی در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی است.

ریاض و ابوظبی بر سر تبدیل‌شدن به هابِ منطقه‌ای، جذب شرکت‌های ابری جهانی و تسلط بر ترافیک داده‌ها میان آسیا، اروپا و آفریقا با یکدیگر در رقابت‌اند. بااین‌حال، رقابتِ بدون محدودیت می‌تواند به موازی‌کاری و شکاف بینجامد؛ درحالی‌که هماهنگی (حتی در سطح همکاری‌های خرد) کل منطقۀ خلیج فارس را به یکی از مهم‌ترین کریدورهای راهبردی دیجیتال جهان تبدیل خواهد کرد.

سایر مقالات