امروزه، فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی نفوذ انکارناپذیری در همۀ ساحتهای زندگی بشری پیدا کردهاند؛ آنچنانکه تقریباً تمام حوزهها، از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و روابط انسانی، تحت تأثیر آنها قرار گرفته است. درواقع، بهدلیل همین تأثیرگذاری گسترده است که مباحث غیرفنی هوش مصنوعی نیز بهاندازۀ مباحث فنی آن در جریان است و اهمیت خاصی دارد. در کتاب حاضر، با گردآوری و ترجمۀ معتبرترین مقالات مرتبط با حوزۀ هوش مصنوعی، میکوشم ضمن واکاوی ابعاد گوناگون فلسفی، اجتماعی و اخلاقی این حوزۀ پیشرو در فناوریهای نوظهور و درحالتوسعه، اثری آموزنده و الهامبخش در زمینۀ مطالعات هوش مصنوعی فراهم کنم.
این کتاب در پنج بخش اصلی و سیزده فصل (زیربخش فرعی) تنظیم شده است که هریک از بخشهای اصلی، تبیین یکی از حوزههای اصلی مطالعات هوش مصنوعی را بر عهده دارد. در بخش اول که جنبۀ مقدماتی دارد، اولاً، خواننده در جریان تکامل مفهومی ـ تاریخی هوش مصنوعی قرار میگیرد و به نگاهی کلی و بسترمند به این فناوری دست مییابد؛ ثانیاً، تا حدود زیادی هوش مصنوعی را از حالت جعبهسیاه خارج کرده و فهمی انضمامی برای علاقهمندان و مخاطبان فراهم میکند. حصول این درک مفهومی، فنی و تاریخی، زمینه را برای طرح بحثهای فلسفی در حوزۀ هوش مصنوعی آماده خواهد کرد. با خواندن بخش دوم و آشنایی با بحثهای فلسفی، خواننده برای قدمگذاشتن به بخش سوم و طرح بحثهای اخلاقی در حوزۀ هوش مصنوعی آماده میشود. در بخش چهارم، تأثیرات این فناوری بر جامعه را بررسی میکنم که البته خالی از وجوه اخلاقی نیست. گفتوگو دربارۀ تأثیرات هوش مصنوعی بر جامعه، بهطور طبیعی به پرسش از نحوۀ مدیریت و کنترل پیامدهای این فناوری کشیده میشود. در بخش پنجم، پرسشی را دربارۀ حوزۀ حکمرانی هوش مصنوعی بررسی میکنم. در ادامه، توضیح و شرح دقیقتری از بخشهای اصلی و فصلهای مرتبط با آنها ارائه خواهم کرد. گفتنی است، اعداد نوشتهشده در کروشه [] ارجاع به بخش منابع هر فصل است.
چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، بخش اول کتاب به مباحث مقدماتی حوزۀ هوش مصنوعی اختصاص دارد. در فصل اول این بخش، از تفکیک «هوش مصنوعی بهمثابۀ علم» و «هوش مصنوعی بهمثابۀ مهندسی» سخن به میان آمده است و انواع رویکردها به تعریف و مفهومسازی هوش انسانی را بررسی و مرور میکنم. فصل دوم این بخش به تاریخچۀ هوش مصنوعی اختصاص دارد. این تاریخچه تقویمی نیست؛ یعنی در آن صرفاً به ذکر رویدادهای مهم و نقاط عطف تاریخ هوش مصنوعی بسنده نشده است، بلکه تکامل مفهومی هوش مصنوعی را نیز دنبال کرده است. همین رویکرد مفهومی است که باعث شده در این فصل تا حدودی وارد بحثهای فنی نیز بشوم و به این ترتیب، هوش مصنوعی را از حالت جعبهسیاه خارج کنم. هر دوی این فصول از کتاب «هوش مصنوعی: چیزهایی که نیاز است همگان بدانند»، نوشتۀ جری کاپلان، انتخاب شده است. این کتاب را انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۱۶ منتشر کرده است و یکی از بهترین منابع غیرتخصصی و غیرفنی برای آشنایی با هوش مصنوعی بهشمار میرود.
پس از حصول این آشنایی ابتدایی و مفهومی با هوش مصنوعی، امکان ورود به بحثهای فلسفی در بخش دوم فراهم میشود. هوش مصنوعی را بهلحاظ فلسفی میتوان به سه رویکرد اساسی تقسیم کرد: ۱. رویکرد نمادین محض؛ ۲. رویکرد اتصالگرایانه؛ ۳. رویکرد بسترمند. بر همین اساس، هریک از سه فصل این بخش، جداگانه و بهطور ویژه به یکی از این رویکردها اختصاص دارد.
فصل اول بخش دوم معطوف به رویکرد نمادین محض است که به «هوش مصنوعی خوبِ قدیمیِ مدافتاده» معروف است. در این فصل، پس از آشنایی با ایدههای کلّی و بنیادین هوش مصنوعی نمادین، نقاط قوت و ضعف این رویکرد و نیز دلالتهای فلسفی آن بررسی شده است که از آن جمله میتوان به نقد «اتاق چینی» جان سرل و بحثهای هیلاری پاتنم اشاره کرد. در فصل دوم این بخش، بهطور کلی، بسیاری از دلالتهای فلسفی در حوزۀ هوش مصنوعی بررسی شده است؛ مانند مسئلۀ آگاهی، حیث التفاتی، استدلالهای گودلی و اتاق چینی سرل. همچنین، نقدهای هیوبرت دریفوس بهطور فشرده مرور شده و درنهایت، اتصالگرایی و دلالتهای فلسفی آن بررسی میشود.
پس از طرح و آشنایی با این دو رویکرد، زمینه برای طرح رویکردهای بسترمند/بدنمند/موقعیتمند/دینامیکی فراهم میشود که فصل سوم این بخش، بهطور مشخص به این رویکردها اختصاص دارد. در این فصل ابتدا ریشههای این رویکردها در پدیدارشناسی هایدگری، مرلوپونتی و روانشناسی بومشناسانۀ جیمز گیبسون بررسی شده است، سپس مفاهیم اصلی این حوزه و نسبت مغز، بدن و محیط در فرایندهای شناختی و ادراکی بهطور مبسوطی بحث میشود. البته باید دقت کنیم که همۀ این رویکردها امروزه وجود دارند و اینطور نیست که بهطور کامل و مطلق از میان رفته یا کاملاً غالب باشند. هر سه مقالۀ این بخش از «دستنامۀ هوش مصنوعی دانشگاه کمبریج» انتخاب شدهاند.
تا اینجا مخاطب با مطالعۀ دو بخش نخست، با جغرافیای کلی هوش مصنوعی و نیز بحثهای فلسفی آن آشنا میشود. این آشنایی مقدمۀ طرح بحثهای اخلاقی را فراهم میآورد. بخش سوم که خود متشکل از چهار فصل است، عهدهدار مباحث اخلاق هوش مصنوعی است که آنها را بهطور کلی در سه رویکرد میتوان طبقهبندی کرد: ۱. رویکردهای بیرونی (که عمدتاً معطوف به آموزش مهندسان و تهیه و تدوین سندها و آییننامههای اخلاقی است)؛ ۲. رویکردهای درونی (که به اخلاق ماشین نیز معروفاند و در پی درونیسازی قواعد اخلاقی از طریق کدنویسی آنها در ماشینهای هوشمند هستند)؛ ۳. رویکردهای معطوف به آینده (که بیشتر به آیندهنگاری و بررسی پیامدهای هوش مصنوعی در آیندۀ طولانیمدت اختصاص دارند).
فصل اول این بخش عبارت است از فراتحلیلی دربارۀ مهمترین اسنادی که تاکنون در حوزۀ اخلاق هوش مصنوعی و با رویکردهای بیرونی نگاشته شده است. در این فصل با دستهبندی این اسناد و نیز مهمترین محورهای اخلاقی آنها آشنا میشویم. در فصلهای بعدی این بخش، دو عنوان از مهمترین و پرارجاعترین مقالههای حوزۀ اخلاق ماشین (با رویکردهای درونی) انتخاب و ترجمه شده است. در فصل دوم، مقالۀ «ماهیت، اهمیت و دشواری اخلاق ماشین» از جیمز مور، که یکی از بنیادیترین و مهمترین دستهبندیها را برای عاملهای اخلاقی ارائه داده است. در فصل سوم، با عنوان «اخلاق مصنوعی: رویکردهای بالا به پایین، پایین به بالا و ترکیبی» نیز کولین آلن با همکاری ایوا اسمیت و وندل والاک، یکی از مهمترین تفکیکهای حوزۀ اخلاق ماشین را معرفی میکند؛ یعنی تفکیک میان رویکردهای بالا به پایین (نقطۀ شروع، اصول کلی اخلاقی است) و رویکردهای پایین به بالا (نقطۀ شروع، موقعیت خاص اخلاقی است). فصل چهارم این بخش نوشتۀ نیک بوستروم، مهمترین چهره در حوزۀ مطالعات اخلاق هوش مصنوعی با رویکرد آیندهنگارانه است. در این مقاله با مفهوم «خطر وجودی» آشنا میشویم.
در ادامۀ بخشها و فصلهای پیشین و پس از آشنایی با پیامدهای فلسفی و اخلاقی هوش مصنوعی، در بخش چهارم به تأثیرات آن بر جامعه توجه شده است. البته این تأثیرات بسیار گستردهاند و بررسی همۀ آنها از عهدۀ یک بخش یا حتی یک کتاب کامل خارج است. بنابراین، در این بخش به مهمترین تأثیرات اشاره شده است. در فصل اول از این بخش ابتدا تأثیر هوش مصنوعی بر قانون و رویههای قضایی بررسی شده است. در این فصل با مفهوم «حقوق رایانشی» آشنا میشویم و روش استفادۀ وکلا و قضات از هوش مصنوعی را مرور میکنیم؛ ضمن اینکه بحثهایی نیز دربارۀ نسبت دادن یا ندادن مسئولیت به هوش مصنوعی ارائه میشود که در راستای مباحث اخلاقی مطرحشده در بخش پیشین است.
فصل دوم این بخش دربارۀ تأثیر هوش مصنوعی بر نیروی کار انسانی است که یکی از مهمترین مباحث مطرح در این حوزه است. در این فصل با تحولات بنیادینی آشنا میشویم که هوش مصنوعی در بازار کار ایجاد کرده است؛ ضمن اینکه با سازوکارهای کلان تنظیم و مدیریت این تحولات بنیادین نیز آشنا خواهیم شد. یکی دیگر از مسائل جاری که بسیار دربارهاش بحث و بررسی شده است، تأثیر هوش مصنوعی بر برابری اجتماعی است و فصل سوم این بخش عهدهدار بحث از این مسئله است. در این فصل میبینیم که هوش مصنوعی چگونه تولید ثروت را افزایش داده، اما توزیع آن کماکان ناعادلانه است و منجر به شکافهای عظیم اجتماعی خواهد شد. درنهایت، راهحلهای عمده برای غلبه بر این مسئله نیز بررسی شده است.
بخش پنجم و پایانی کتاب به یکی از موضوعاتی اختصاص دارد که اخیراً بسیار به آن توجه شده است: موضوع حکمرانی هوش مصنوعی. این فصل که ترجمۀ یکی از مهمترین و پرارجاعترین مراجع این حوزه است، تقریباً تمام مسائل مطرح دربارۀ حکمرانی هوش مصنوعی را پوشش میدهد؛ ازجمله ایمنی و امنیت هوش مصنوعی، و انواع روشها برای حکمرانی و قانونگذاری.