جوامع بشری، از زمان پیدایش، در حال رشد بودهاند تا اینکه حدود شش هزار سال پیش به تمدن دست یافتند؛ تمدنی که تمام عرصههای زندگی آنها را فراگرفت. انسان دیگر نمیتوانست بگوید من در حیات فردیام دنبال رشد و بالندگی هستم؛ زیرا این کشتیِ تمدن بود که او را در دریای پرتلاطم زندگی به ساحل مدنظرش میکشاند. این فلسفۀ توجه ادیان به رشد حیات جمعی انسانهاست؛ بهگونهای که در نظر تمدنپژوهان، ازجمله نویسندۀ کتاب حاضر، هر تمدنی در پرتو دین ظهور مییابد.
با پیدایش تمدن، رشد جوامع بشری متوقف نشد؛ بلکه خودِ تمدنها نیز از زمان شکلگیری تاکنون، دستخوش دگرگونیها و تحولاتی بودهاند. سرانجام، در قرن بیستویکم و با پیدایش فضای مجازی، انسان وارد لایۀ جدیدی از زندگی شد. این فضا به روابط و هویت انسانها رنگوبوی خاصی داد و تعاملات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و سایر تعاملات آنها را در بر گرفت. جامعهای کوانتومی را پدید آورد که دنیای واقعی و مجازی در آن تلفیق شده است.
ازجمله محققان نادری که به چنین مسئلهای توجه کردهاند، پروفسور اندرو تارگوفسکی است. وی از سال 2007 تا 2013، رئیس جامعۀ بینالمللی مطالعۀ تطبیقی تمدنها بود. او نظریۀ «تمدن مجازی» را مطرح کرد و به این مسئله پرداخت: فناوری مجازی چگونه در حال تغییر فرهنگ، اقتصاد، سیاست، جغرافیا و جامعۀ ماست؟ بهگونهایکه دیگر نمیتوان صرفاً به سیاستگذاریهای دنیای واقعی بسنده و از طریق آنها دنیای مجازی را کنترل کرد. تارگوفسکی ضرورت را در این دید که با تشکیل گروهی فکری، مطالعاتی میانرشتهای در سطح نمایِ کلی پیرامون دنیای مجازی داشته باشد و ماهیت تمدن مجازی و میزان کارآمدی و ناکارآمدی آن برای ایجاد منافع مشترک و بهبود کیفیت زندگی را بررسی کند.
بر اساس چنین ضرورتی، پژوهشگاه فضای مجازی نسخهای از کتاب حاضر را از خود نویسنده تهیه کرد و برای ترجمه در اختیار بنده قرار داد. بر خود لازم میبینم از بردار عزیزم، آقای دکتر حسین مطلبی، ریاست پژوهشگاه فضای مجازی کمال تشکر را داشته باشم.
کتاب حاضر در یک پیشگفتار و یک خاتمه و هشت فصل تنظیم شده است.
فصل اول دربارۀ فرایند تحول تمدنهای مستقل و چگونگی تکاملشان از یک سطح به سطح دیگر است. بر مدار تکاملی که در ابزار ارتباطی انسانها رخ میدهد، چرخهای تکاملی برای تمدنها ترسیم میشود. نویسنده، تمدنها را در سه حوزۀ اجتماعی و فرهنگی و زیرساختی بررسی میکند و به دورانها و موجهای تمدن میپردازد که از پیشموجِ سکناگزینیْ آغاز و در جریان تداومیِ خود، از موجِ مجازیسازی به موج اشیای ارتباطی مبدل شده است. این امواج با پشتیبانیِ موج اطلاعات، به نظام اجتماعی و سیاسی و فرهنگی رنگ خاصی میبخشد. تمدن مجازیِ پدیدآمده، تمام معیارهای تمدن واقعی را دارد؛ از مرزهای فضایی گرفته تا محدودۀ زمانی. این تمدن دارای دین، جامعه، فرهنگ و زیرساختِ خاص خودش است و با زیرساختِ اصلی هوش جمعی، بهدنبال کنترل سایر تمدنهاست. این امر، همان طور که میتواند سودمند باشد، ممکن است زیانبار نیز باشد.
نویسنده در فصل دوم بهدنبال بررسی ساختار و معماریِ جامعۀ مجازی و رسانههای اجتماعی است. در هستۀ مرکزی جامعۀ مجازی، تارنماهای شبکههای اجتماعی قرار دارند که هرکدام سوگیری خاصی را دنبال میکنند؛ نظیر سوگیری اجتماعی، تخصصی، سیاسی، مراقبتهای بهداشتی، دولتی، غیرانتفاعی، تجاری، خبری و آموزشی. تارگوفسکی عناصر هر سوگیری را تجزیهوتحلیل و میزان تأثیر هر سوگیری را بهلحاظ جهانی، ملی، منطقهای و محلی بررسی میکند.
او در فصل سوم بهدنبال کشف و تحلیل دینِ تمدن مجازی است و با نگاهی کاملاً سکولار به دین میپردازد. دینِ تمدن مجازی برای دستیابی به منافع مشترک در دنیای مجازی جایگزین، ارزشها و اهدافی نظیر آزادی نامحدود و فضای سایبری و پیشرفتِ متکی بر هوش جمعی را تبلیغ میکند. این دین متشکل از عناصری است؛ همچون ایمان تمدن مجازی، دانش تمدن مجازی، آیین تمدن مجازی و دکترین تمدن مجازی. نویسنده مؤلفههای خاص هرکدام از این عناصر را در این فصل بررسی میکند و برای دین تمدن مجازی، در خوانشی سکولار، قدیسان و رسولانی را نام میبرد که درواقع همان مخترعان و حامیان رسانههای اجتماعی و جامعۀ سایبریاند.
تارگوفسکی در فصل چهارم میخواهد فرهنگ تمدن مجازی را ترسیم کند. فرهنگی که مبتنی بر ابزار فناورانه است و درعینحال که شبیه فرهنگ ملی است، از مرزهای فرهنگ ملی عبور میکند و هنجارهای اجتماعیِ خاصی را در بر میگیرد؛ بهگونهای که شخص هویت خاصی را برای خود ترسیم میکند که با هویت واقعیاش همخوانی چندانی ندارد. اَشکال مدرن فناوری موجب افزایش سرعت انتشار هنجارهای جدید میشود و اشتراک میان خردهفرهنگها را نیز بهتدریج افزایش میدهد. همچنین در این فصل نیروهای محرک فرهنگ دیجیتال را در دو نمای کلان و خُرد بررسی میکند؛ سپس آسیبهای فرهنگِ فراگیر دیجیتال، نظیر وابستگی و اعتیاد رفتاری، را برمیشمارد.
موضوع فصل پنجم شکاف مجازی بهمعنای نابرابری در دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات است. تارگوفسکی این شکاف را یکی از خطرناکترین شکافها معرفی میکند که شهروندان را به دو گروهِ توسعهیافته و توسعهنیافته تقسیم کرده است. این شکاف، هم موجب شکاف عظیم ثروت شده و 1درصد ثروتمندان را از 99درصد مردم جدا کرده است و هم موجب شکاف سیاسی شده است. همچنین موجب پیدایش ابرسرمایهداری شده است که بهرغمِ نبودِ کنترل بر آنها، بهدنبال کنترل دیگران نیز هستند و مانع اعمال سیاست خردمندانه میشوند. البته فضای مجازی میتواند برای رهایی از این شکافها، بستری ارتباطی ایجاد کند و با جایگزینیِ دموکراسیِ مستقیم بهجای دموکراسیِ نمایندگی، منجر به هرجومرج و ناآرامی و انقلاب اجتماعی شود. همچنین در این فصل این مسئله ارزیابی میشود که سهولتِ استفاده از اینترنت، بااینکه سرعت و میزان دسترسی به دادهها را افزایش میدهد، باعث مصرفگرایی و کاهشِ عمق مطالعه و بیحوصلگی میشود.
فصل ششم در زمینۀ تاریخچه و نحوۀ پیدایش فناوریِ واقعیت مجازی و واقعیت افزوده است. تارگوفسکی در این فصل میزان نفوذ واقعیت افزوده در حیات بشری را به تصویر میکشد. این نفوذ بهگونهای است که شناسایی واقعیت افزوده از واقعیت دشوار است.
فصل هفتم دربارۀ تمدن مجازی، بهعنوان لایۀ جدیدی از تکامل انسان، است؛ لایۀ جدیدی که بشر از دنیای واقعی به آن فرار میکند و آن را دنیای کاملی میپندارد که میتواند هویت دلخواه داشته باشد، آزادانه و بدون هیچ بازدارندهای ارتباط غیرمحتاطانه برقرار کند و هر آنچه میخواهد، انجام دهد. نویسنده در این فصل از یک سو، تکامل سیستم اطلاعات و ارتباطات را بهمثابۀ مهمترین معیار مطالعۀ رشد بشریت که موجب شکوفایی اجتماعی و فرهنگی شده است، بررسی میکند. از سوی دیگر، بحرانهایِ پیش روی تمدن جدید را تحلیل و ریشهیابی و مزایا و معایب یادگیری مجازی را ارزیابی میکند. پس از آن، ده قانون را برای دنیای مجازی تعریف میکند؛ قوانینی که موجب بهبود دنیای واقعی میشود.
فصل هشتم دربارۀ آیندۀ تمدن مجازی است. تمدن مجازی از یک سو موجب تقویت ارتباط میان همسالان جوان میشود که در صورت تبدیلشدن به شهروندمحور، میتواند موجب تولد ملتی مجازی جهانی شود و منافع مشترکی را بهدنبال داشته باشد، ولی از سوی دیگر، میتواند باعث هرجومرج سیاسی در تمدنهای واقعی شود. نویسنده در این فصل دو موضوع را بررسی میکند: نخست، نقش موج مجازیسازی در تقویت پیشموج سکناگزینی و موجهای دیگر تمدن، مانند کشاورزی، صنعتیشدن، اطلاعات، ارتباطات افراد، نانوزیست فناوری، جهانیشدن و ارتباطات اشیا؛ دوم، تحولات تمدن جهانی در آغاز قرن بیستویکم. پس از آن، آیندهای شبیه پیشبینی علمیتخیلی را برای دنیای مجازی ترسیم میکند.