خانه » مقالات » دگرگونی امور مالی در جهان توسط ارزهای دیجیتال بانک مرکزی
دگرگونی امور مالی در جهان توسط ارزهای دیجیتال بانک مرکزی
سه شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۹
زمان تقریبی مطالعه ۲۷ دقیقه
ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)، برداشت ما از پول و نحوه استفاده آن را به طور کلی تغییر خواهند داد.

بالغ بر 80 درصد بانک‌های مرکزی دنیا در حال کار و تحقیق پیرامون ارزهای دیجیتال بانک مرکزی هستند و در حال آزمایش و اجرای برنامه‌های امتحانی هستند. اخیرا، بانک‌ تسویه حساب بین‌المللی (BIS) با استفاده از یک نمودار توجه روزافزون بانک‌های مرکزی به CBDC را به تصویر کشیده است. این نمودار به دو قسمت تقسیم می شود. نمودار سمت چپ میزان سخنرانی‌ها و گزارشات مربوط به CBDC را نشان می دهد و نمودار سمت راست میزان جستجوی گوگل درباره آن را به نمایش می گذارد.

CBDCآیا این ارزهای دیجیتال آینده صنعت پرداخت را تشکیل می دهند یا سروصدایی بیش نیستند؟

نمودار سمت راست: میزان جستجوی گوگل در گذشت زمان

  • نمودار نارنجی: میزان جستجوی گوگل درمورد بیتکوین
  • نمودار آبی: میزان جستجوی گوگل درمورد لیبرای فیسبوک
  • نمودار بنفش: میزان جستجوی گوگل درمورد ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)

نمودار سمت چپ: مدت زمان سخنرانی ها و گزارشات مربوط به CBDC

  • مجموع سخنرانی ها در طی 12 ماه

منبع: بانک تسویه‌حساب‌های بین المللی

یکی از کشورهایی که شامل این روندهای افزایشی می شود چین است. این کشور از اولین مناطقی است که به ارز CBDC روی آورده است. بانک خلق چین، CBDC را به صورت امتحانی در شهر بزرگ شنژن راه‌اندازی کرده و قصد دارد در بازی‌های المپیک زمستانی 2022 در پکن از آن استفاده کند. این کشور، حداقل از سال 2014 روی یک ارز دیجیتال کار می کرده و با توجه به مطبوعات، تا سال 2022 آن را به مرحله اجرا در می آورد.
عرضه CBDC در پرجمعیت‌ترین کشور جهان و کشوری که دومین اقتصاد بزرگ جهان را دارد، می تواند نتایج بسیار مهمی داشته باشد.

وضعیت پروژه‌های CBDC

ایالات متحده آمریکا نیز در پروژه‌های مربوط به ارز دیجیتال اقداماتی را از پیش گرفته است. در ماه آگوست، بانک فدرال رزرو آمریکا اعلام کرد که قصد دارد در سال 2023 یا 2024 شروع به پیاده‌سازی سیستم پرداخت فوری کند و هم‌اکنون اقداماتی را در این زمینه انجام داده است. به علاوه، بانک فدرال رزور بوستون با همکاری موسسه فناوری ماساچوست شروع به طراحی و ساخت یک ارز دیجیتال فرضی کرده است که بتواند «مناسب با کاربرد بانکی از آن استفاده کند.»
در پارادایم تغییر به سمت ارزهای CBDC، معنا، مادیت و ثبات پول نیز تغییر خواهد کرد. همچنین، کشورها می توانند متناسب با سیاست‌ها و اهداف دولت و بانک‌های مرکزی‌شان ارزش پول خود را دستکاری کنند. این اتفاق مسائلی همچون حریم خصوصی، استفاده از داده، اجرای سیاست پولی و ارتباط بین شهروندان و دولت ها را دستخوش تغییر می کند و می تواند پیامدهای زیادی برای آن ها داشته باشد. حال اگر عواقب بین‌المللی مربوط به حریم خصوصی، استفاده از داده و رابطه بین افراد نظامی با دولت‌های خارجی را نیز در نظر بگیریم، موضوع از آن هم پیچیده تر می شود.

چرا دولت ها و بانک‌های مرکزی به CBDC علاقه دارند؟

اینکه چرا دولت ها و بانک های مرکزی اینقدر خواستار پذیرش CBDC هستند، می تواند دلایل متعدی داشته باشد. در ساختار اقتصادی بازارهای نوظهور، این مسئله معمولا به شمول مالی افراد بدون حساب بانکی (unbanked) و افراد بدون حساب بانکی خرده‌فروشی (underbanked) برمی گردد.
برای مثال در کشورهایی که دسترسی به حساب بانکی دشوار است، داشتن یک تلفن همراه با قابلیت دسترسی به دارایی‌های دیجیتال، می تواند این مشکل را از بین ببرد. تلفن همراه دراقع ابزاری برای ایجاد شمول مالی است و افراد را وارد سیستم مالی می کند. با اینکه این موضوع بسیار مهم است، باید مطمئن شویم که چه انگیزه‌ای که در پس این پیشرفت اقتصادی وجود دارد. اقتصادهای پیشرفته اغلب می خواهند با کمک این پول متغیر و قابل برنامه‌نویسی به ثبات اقتصادی برسند، بهره‌وری در پرداخت را افزایش دهند و سیاست‌های پولی موردنظرشان را اجرا کنند.

چطور می توان این کار را عملی کرد؟

طبق گفته فدرال رزرو و بانک‌ تسویه حساب بین‌المللی، برنامه‌ای که بانک مرکزی چین دنبال می کند، مدلی غیر مسقیم و ترکیبی از یک ارز CBDC است. با این مدل، بیشتر فرایندهای مشتری همانند سابق انجام می شود و تنها چیزی که به شدت تغییر می کند خود پول است.
فان یی فای، نائب رئیس بانک مرکزی خلق چین می گوید که این مدل ترکیبی غیرمستقیم، به طور کلی سرعت پذیرش سیستم را افزایش می دهد. وقتی نوع جدید ارز CBDC روی کار بیاید، تمام فعالیت‌های مربوط به مشتری همچنان به کمک واسطه‌های خصوصی مانند بانک ها انجام می شود ولی ارز متغیر CBDC تحت کنترل بانک مرکزی قرار می گیرد. درنتیجه، این موضوع پیامدهای زیادی خواهد داشت ولی در تجربه مشتری تفاوت چندانی ایجاد نمی کند.

قراردادهای هوشمند و عواقب احتمالی پول قابل برنامه‌نویسی

از لحظ نظری، ارزهای CBDC می توانند سیستم قراردادهای هوشمند یا فناوری‌های مشابه آن را در خود جای بدهند. قراردادهای هوشمند قطعه کد‌هایی هستند که اغلب بر پلتفرم‌های دفترکل توزیع شده اجرا می شوند و وقتی شرایط بخصوصی از قرارداد انجام شود، می توانند عمل بخصوصی را در قبال آن به اجرا در آورند. چنین عملکردی به راحتی در ارز CBDC قابل اجراست. اگر فناوری قرارداد هوشمند را وارد CBDC کنیم، بانک مرکزی می تواند ارزش این ارز را طبق شرایط مشخصی تغییر بدهد.
برای اینکه مسئله برایتان روشن تر شود، ارزی را تصور کنید که می تواند به منظور تشویق یا جریمه افراد ارزش و کارکرد متغیری داشته باشد. این سیستم شبیه به یک قرارداد هوشمند ارزی عمل می کند و می تواند اهداف و دلایل مختلفی را در پی داشته باشد. یکی از این دلایل، جلوگیری از تامین مالی فعالیت‌های غیرقانونی است. مثلا در قرارداد ذکر می شود که اگر پول به حساب فردی مشخص یا نوع خاصی از حساب منتقل شود، ارزش آن به صفر می رسد؛ و این یعنی آن پول به منظور اجرای قانون مصادره شده است. همینطور، اگر کسی از این ارز برای خرید محصولات غیرقانونی استفاده کند، همین اتفاق می افتد.
قرارداد هوشمند ارزی را می توان برای تشویق هدفمند، خلق شرایط یا ایجاد انگیزه برای مشتریان نیز استفاده کرد. با توجه به اهداف سیاست اقتصادی هر دولت، می توان یک ارز می تواند طوری برنامه‌نویسی کرد که درصورت خرید نوع خاصی از کالا یا هزینه در بخش خاصی از اقتصاد، افزایش ارزش پیدا کند.
برای مثال، فرض کنید سیاست دولت این است که میزان هزینه در فناوری سبز را افزایش دهد. در این صورت، اگر مشتری بخواهد یک سیستم خورشیدی برای خانه‌اش بخرد، پولی که برای این کار صرف می کند ارزشمندتر می شود. در عمل، فروشنده قیمت کامل محصولش را دریافت می کند ولی مشتری مقداری از پولش را در تراکنش پس می گیرد؛ دقیقا شبیه به نحوه عملکرد کارت‌های اعتباری امروزه. این ارز را می توان برای بخش‌های دیگر بازار (مثلا خرید خواروبار) نیز به همین صورت برنامه‌نویسی کرد.
قراردادهای هوشمند ارزی مفهوم چندان بدیعی به حساب نمی آیند. درواقع، اولین قرارداد هوشمند نزدیک به هشتاد سال پیش در اسکناس‌های آمریکا کار گذاشته شد. در جنگ جهانی دوم، در منطقه اقیانوس آرام اسکناس‌های بخصوصی را صادر کردند که روی آن ها عکسی از ایالت «هاوائی» چاپ شده بود. این عکس چاپی، درواقع همان قرارداد هوشمند اسکناس بود. به این معنا که اگر این اسکناس ها به دست دشمن می افتادند، ارزش خود را از دست می دادند و غیرقانونی می شدند. پس درست مانند قرارداد هوشمند، وقتی شرایط بخصوصی اتفاق می افتاد ارزش اسکناس تغییر می کرد (در این مورد به صفر می رسید.)

اختراع سپرده‌های هوشمند

سپرده‌های هوشمند درواقع همان سپرده‌های مالی هستند که می توانند با بانک مرکزی ارتباط برقرار کنند (در این مورد، این ارتباط از طریق یک نهاد واسطه اتفاق می افتد.) داخل این سپرده ها توافقاتی وجود دارد که به بانک مرکزی اجازه می دهد حساب‌هایی که فعالیت غیرقانونی انجام می دهند را فورا مسدود کند. همچنین بانک مرکزی می تواند به افراد سرمایه تشویقی بدهد، بدون اینکه برای صدور چک به مشکلات امنیتی بربخورند یا اینکه هزینه‌ای پرداخت کنند.
از همه مهم‌تر، سپرده‌های هوشمند به بانک مرکزی اجازه می دهند به اوراق قرضه با نرخ بهره زیر صفر و نرخ بهره منفی نفوذ کند. به این ترتیب، بانک مرکزی می تواند برای کاربرانی که پولشان را به جای خرج کردن به صورت سپرده نگه می دارند جریمه در نظر بگیرد و اینگونه آن ها را تشویق به استفاده از پولشان کند. این کار در هنگام رکود اقتصادی بسیار نجات‌دهنده است و اقتصاد کشور را به حرکت درمی آورد.
در اینجا مثال دیگری برایتان می آوریم: فرض کنید یک سپرده‌دار پیامی را از بانک مرکزی دریافت می کند که در عرض دو هفته، دو درصد از ارزش پولی که در سپرده‌اش دارد کم می شود و برای یک ماه در همان سطح باقی می ماند. در این صورت سپرده‌دار دو گزینه دارد. یا اینکه قبل از به اتمام رسیدن مهلتش، پولش را با ارزش فعلی آن خرج کند، و یا اینکه ضرر سی روزه را بپذیرد. این کار مشتریان را تشویق می کند در زمان لازم پولشان را خرج کنند و درنتیجه، منجر به افزایش تقاضای جمعی می شود. پس سپرده هوشمند نیز نوعی ابزار سیاستی پولی به حساب می آید.
اینکه بانک مرکزی بتواند نرخ بهره منفی ایجاد کند، از لحاظ سیاست پولی فواید چشمگیری به همراه دارد. با این حال، ممکن است اینطور به نظر برسد که کشور دارد ثروت افراد را مصادره می کند. درست مانند سیاست‌های احتیاطی کلان و سیاست‌های پولی فعلی، استفاده از چنین ابزاری به یک فرمان شفاف و حاکمیت بی عیب‌ونقص احتیاج دارد.
ایده دستکاری سپرده ها توسط دولت آمریکا، در تاریخ اقتصادی آمریکا تنها یک بار و آن هم به صورت غیرمستقیم اتفاق افتاد. با وضع لایحه گلد رزرو در سال 1934، دلار آمریکا ارزش خود را دربرابر طلا از دست داد. با اینکه سیستم پولی آمریکا همچنان با استاندارد طلا کار می کرد، همه دلارها، از جمله آن‌هایی که به صورت سپرده بودند کاهش ارزش پیدا کردند، به این امید که این مسئله میزان خرج کردن پول را در زمان «رکود بزرگ» بیشتر کند.

اقدامات میانی برای برنامه‌نویسی پول

قبل از آنکه کشورها به ارزهای متغیر و قابل برنامه‌نویسی CBDC تغییر رویه بدهند، باید اقداماتی را انجام دهند. برای مثال، می توانند حالتی از دلار را به وجود آورند که ویژگی‌های جدیدی از جمله کد QR و تراشه ها را در بر بگیرند، یا با استفاده از فناوری‌های دیگر قابلیت ارتباط داشته باشد یا بتوان نقل و انتقال آن را در پایگاه ‌های داده مختلف یا روی اینترنت ثبت کرد. نمونه‌ای از این سناریو، قبلا در تاریخچه اوراق بهادار دولت آمریکا اتفاق افتاده است.
در دهه 1970 میلادی، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا از اوراق و اسناد فیزیکی کناره‌گیری کرد و به سیستم ثبت دفتری و استفاده از اعداد CUSIP (کمیته رویه‌های متحدالشکل شناسایی اوراق بهادار) روی آورد. در طی این تغییر رویه، هم اوراق دیجیتال و هم اوراق فیزیکی صادر می شدند و اوراق فیزیکی اعداد CUSIP را در بر می گرفتند. این موضوع می تواند درمورد پیوند بین بانک سنتی و فناوری فعلی نیز صادق باشد. اسکناس‌هایی که امروزه استفاده می شوند می توانند همچنان وجود داشته باشند اما هرچه تغییر به سمت CBDC بیشتر شود، تعداد این اسکناس ها هم کمتر می شود.

عواقب چشمگیر و تحول‌آفرین پول قابل برنامه‌نویسی

تغییراتی که ارز CBDC در مفهوم اساسی پول ایجاد می کند، مباحث زیادی را در زمینه حریم خصوصی، قدرت دولت و اهداف سیاسی آن به وجود می آورد.
یکی از رایج‌ترین ابن مباحث (از بین تغییرات دیگر پول) میزان داده‌ای است که دولت از الگوهای خرج‌کرد افراد و چرخش پول آن ها به دست می آورد. همانطور که یی فای درمورد CBDC چین گفت:

«(کسب این داده ها) به بانک مرکزی اجازه می دهد اطلاعات لازم برای اجرای قوانین احتیاطی را داشته باشد و درمورد پولشویی و دیگر جرایم مالی سختگیری‌های بیشتری بکند.»

با این حال، اگر قرار باشد دولتی برای اهداف غیرخیرخواهانه ازCBDC استفاده بکند، این موضوع عواقب بدی خواهد داشت و این موضوع ما را به تردید و تامل بیشتری وا می دارد.
وقتی یک کشور بتواند با استفاده از پول قابل برنامه‌نویسی انگیزه‌ای ایجاد بکند و تراکنش‌های دیجیتال را پیگیری کند، عواقب اخلاقی زیادی به وجود می آید. خواه ناخواه، قوانین قبلی مورد بحث گذاشته می شوند و قوانین جدیدی به وجود می آیند تا بتوانند حریم خصوصی افراد را کنترل کنند و به قدرت احتمالی این ارز قابل برنامه‌نویسی تعادل ببخشند. با توجه به سرعت اجرای ارز CBDC، شاید زمان برای صحبت پیرامون این مسئله همین الان باشد.

منابع
سایر مقالات