داستان «خود» که در عصر دیجیتال با سکوهای رسانههای دیجیتال و فناوریهای تصویربرداری در هم تنیده شده است، با وجود همه پیچیدگیهای ظریفش، هنوز در حال توسعه است. «خود» بهمثابه شکلی از ارزش است که با عملکردهای ناپیدای وب آمیخته است؛ همچنین در خلق ارزش مؤثر است و بهمنزله محتوا و کالا برای مخاطبان مصرفکننده انبوه و ویژه نقش دارد.
«خود» در بحبوحه این فرصتها برای اینکه بخشی از فرایند خلق ارزش و کالاییسازی باقی بماند و در موقعیتهای مختلف روزمرهاش مصرف زیباگرایانه شود، همچنان عمیقاً درگیر است. در همهمه ملالتآور زندگی روزمره، «خود» شکلهای جدیدی از نگاه خیره عموم مصرفکنندگان را به اجرا میگذارد؛ مصرفکنندگانی که درباره دیگران و یکدیگر کنجکاو هستند. میل به دیدن خودمان، که توسط دیگران تأیید و مصرف میشود، اقتصاد کاملاً جدیدی را تسهیل کرده است. در این میل، «خود» بهواسطه سکوهای رسانهای جدید از نو متولد میشود. این سکوها اشتراکگذاری و تأییدهای اجتماعی «خود» تنها را به شکلی از تراکنش تبدیل میکنند.
آسیبهای جدیدی در حال ظهور هستند، همانطور که شکلهای جدیدی از «ابراز خود» ظاهر میشوند. بحث درباره تولید و شیءانگاری «خود» در عصر دیجیتال، طیف کاملی از دروناندیشی را بهواسطه سکوهای غیرمادی طلب میکند. در ضمن این طیف، «خود» معناهای جدیدی پیدا میکند که باید مبادله شوند و واجد ارزش باشند. این موضوعات در زمره مسائل ذاتی عصر دیجیتال قرار دارند و مستلزم اشتغال جدید با فناوریهای روزمره هستند.
این فناوریها مدعیاند که بدن جایگاهی برای تعبیه کردن فناوریهای زندگی روزمره است؛ به این معنا که تصویرگری و رایانش فراگیر، جسمانیشدن بدن را تغذیه میکنند و میخواهند بدن بخشی از چشمانداز تولید در عصر دیجیتال باشد که دائماً در حال شکلگیری است. در این نوع اشتغالات فناورانه، «خود» بهواسطه دستهای از سکوهای اشتراکگذاری ظهور میکند. این سکوها «خود» و زندگی روزمره آن را بهمنزله ابزاری برای ثبت برنامههای روزانهاش زیبا جلوه میدهند، حضور آن را تأیید میکنند و تشویشهای ژرف آن را درباره میرایی بررسی کرده و سازوکارهایی برای نامیرایی آن مییابند.
رواج «سلفی» فقط موضوعی درباره همگرایی فناوریها یا ادغام آنها در تلفنهای هوشمند ما، یا در واقع امتداد حواس ما از طریق فناوریهای پوشیدنی نیست. «سلفی» به راهبردهای ما برای اجرای مجدد «خود» بهواسطه حالتهای جدید بودن با دیگران مربوط میشود و بیانگر حالتهای جدید زندگی و حالتهای جدید «همحضوری» است. در همان حال، ابزاری را برای مشاهده خودمان از طریق صفحه نمایش فراهم میکند.
بازتخیّل «خود» بهواسطه حالتهای غیرمادی بودن، در عین اینکه به دنبال بسط میرایی ما از طریق نامیرایی صفحه نمایش است، به معنای فعلوانفعال پیچیده تنشها در عصر انتشار ویروسی دیجیتال نیز هست؛ عصری که طی آن حضور غیرمتجسد ما به شکل برخط و با لحاظ تشویشهای دائمی درباره مرگ و تداوم میرایی، راهبردهایی را برای کالاسازی و زیباییسازی «خود» بهواسطه و همراهی صفحه نمایش ایجاد میکند.
در این حالت، «خود» روی صفحه نمایش بهمنزله برههای اساسی از جذابیت برای حال و آینده باقی خواهد ماند.


