طی سالهای اخیر، پلتفرمهای دیجیتال جهانی از ارائهدهندگان خدمات ارتباطی و کاربردی فراتر رفته و به بازیگرانی مؤثر در سازماندهی جریان اطلاعات، دسترسی به خدمات و زیرساختهای دیجیتال تبدیل شدهاند. قدرت این پلتفرمها از منابعی مانند اثرات شبکهای، انباشت داده، جایگاه دروازهبانی، معماری فنی و قواعد حاکم بر اکوسیستم ناشی میشود. این منابع مؤلفههای ساختاری قدرت پلتفرم را تشکیل میدهند، اما قدرت چانهزنی زمانی شکل میگیرد که در تعامل با دولت به اهرمهایی برای اثرگذاری بر تصمیمها و اجرای قواعد تبدیل شوند. بنابراین رابطه دولت و پلتفرم فقط رابطه تنظیمگر و تنظیمشونده نیست؛ عرصه تعامل و چانهزنی بر سر قواعد محیط دیجیتال است.
تجربههای بینالمللی، از مناقشه برزیل با ایکس در سال ۲۰۲۴ تا تلاش اتحادیه اروپا برای اجرای قوانین DMA و DSA، نشان میدهد که وجود قواعد حقوقی و ضمانت اجرا بهتنهایی برای تحقق اهداف تنظیمگری کافی نیست. نتیجه تعامل به منابع قدرت طرفین، ظرفیت اجرایی و امکان نظارت بر سازوکارهای فنی و تجاری پلتفرمها نیز بستگی دارد.
با وجود گسترش مطالعات درباره قدرت بازار، دروازهبانی، حکمرانی محتوا و تنظیمگری پلتفرمها، هنوز روشن نیست کدام منابع قدرت پلتفرمی و از چه سازوکارهایی به اهرمهای چانهزنی تبدیل میشوند و چگونه بر ظرفیت دولت برای قانونگذاری، نظارت و اجرای قواعد عمومی اثر میگذارند. مسئله سیاستی در اینجا بیش از فقدان قواعد حقوقی، به شناخت ناکافی از منابع قدرت پلتفرمها و طراحی ابزارهای اجرایی متناسب با آنها بازمیگردد. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی شناسایی مؤلفههای قدرت چانهزنی پلتفرمهای دیجیتال جهانی در برابر دولتها، تبیین سازوکارهای اثرگذاری آنها بر ظرفیت حکمرانی دولت و ارائه گزینههای سیاستی متناسب است.


