امروزه فضای مجازی به فضای سیاسی مورد مناقشه میان قدرتهای بزرگ جهان در حوزه فناوری، بهخصوص چین و ایالات متحده آمریکا که منافع، هنجارها و ارزشهای متفاوت و بعضاً متضادی دارند، تبدیل شده است. چین از سالهای ابتدایی اتصال به اینترنت همواره سعی نموده تا با کنترل اینترنت در مرزهای خود، مدل اینترنتی خود را گسترش دهد و با اینترنت آزاد ادعایی مورد نظر آمریکا که از دید پکن بهعنوان عاملی برای نفوذ و کنترل جوامع دیگر پنداشته شده است، مقابله نماید. انگیزه اصلی چین در مسائل مربوط به فضای سایبری، پیشیگرفتن از غرب در سراسر قلمروهای هنجاری، اقتصادی، فنی، سیاسی و همچنین تضمین جایگاه برابر در میز تصمیمگیری بهعنوان یک قانونگذار بوده است. در بحثهای سایبری بینالمللی، جمهوری خلق چین بهشدت بر اصول الزامآور حقوق بینالملل که در منشور سازمان ملل متحد اعلام شده است، از جمله اصولی مانند حاکمیت و برابری، حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات، عدم استفاده از زور، عدم مداخله، احترام متقابل و دیگر اهداف منشور مانند حق تعیین سرنوشت تأکید کرده است. چین برای تقویت موقعیت خود در نظم دیجیتال جهانی، به دنبال تغییر شکل زنجیرههای تأمین، سیستمهای اقتصادی و فناوری جهانی است و از عرصهها و ابتکارات مختلف در سطح بینالمللی برای دستیابی به این اهداف استفاده میکند.
به طور خاص، پکن به دنبال ارتقای قدرت نهادی و نفوذ هنجاری خود در جهت توسعه ایده حاکمیت فضای سایبری بوده است. این رکن مرکزی دیپلماسی سایبری چینی که بیشتر جهتگیری بینالمللی دارد، مستلزم ترویج ایده حاکمیت سایبری و یک مدل چندجانبه از حاکمیت اینترنت با اعطای نقش اصلی به دولتها (در مقابل مدل چندذینفعی مورد نظر دولتهای غربی که در آن شرکتهای فناوری نقش اصلی را ایفا مینمایند) میباشد. البته چین برای رسیدن به این اهداف محدودیتهایی نیز دارد: کمبود استعداد و نوآوری برای اجرای این اهداف استراتژیک و وابستگی گسترده به فناوریهای خارجی، مهمترین چالشهای پیش روی چین برای دستیابی به این اهداف است.


