انقلاب چهارم
کتاب

موضوع این کتاب دربارۀ چگونگی اثرگذاری فنّاوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی (فاوا) بر درک ما از خویشتن، ارتباط ما با یکدیگر و همچنین چگونگی شکل‌دادن به دنیای خود و تعامل با آن است. [مثال‌هایی از فنّاوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی موجود عبارت‌اند از:] نانوفنّاوری، اینترنت اشیا، وب ۲.۰، وب معنایی، رایانش ابری، بازی‌های مبتنی بر ضبط حرکت، اپلیکیشن‌های گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و صفحه‌نمایش‌های لمسی، مکان‌نما، واقعیت افزوده، هم‌نشینان مصنوعی، پهپادهای بدون سرنشین، اتومبیل‌های بدون راننده، دستگاه‌های پوشیدنی رایانه‌ی، چاپگرهای سه‌بعدی، سرقت هویت، دروس برخط، رسانه‌های اجتماعی و جنگ سایبری.

دل‌باختگان فنّاوری و فنّاوری‌گریزان پرسش واحدی دارند: فنّاوری بعدی چه خواهد بود؟ فیلسوفان در شگفت‌اند که چه چیزی در پشت فنّاوری نهفته است. آیا دیدگاهی متحدساز وجود دارد که از طریق آن بتوان تمام این پدیده‌ها را جنبه‌هایی از روندی در مقیاس بزرگ تفسیر کرد؟ علت دشواری در پاسخ‌گویی تا حدودی آن است که ما همچنان عادت داریم به فاوا به‌منزلۀ ابزارهایی برای تعامل با جهان و با یکدیگر نگاه کنیم. درواقع، این فنّاوری‌ها به نیروهای محیط‌زیستی، انسان‌شناختی، اجتماعی و تفسیری تبدیل شده‌اند. این نیروها در حال خلق و شکل‌دادن به واقعیت‌های عقلانی و فیزیکی ما هستند؛ فهم ما از خود را تغییر می‌دهند، شیوۀ ارتباط ما با یکدیگر و با خود را اصلاح می‌کنند، نحوۀ تفسیر جهان از سوی ما را ارتقا می‌دهند و تمام این کارها را به‌صورتی فراگیر و عمیق و بی‌وقفه انجام می‌دهند.

به‌این‌ترتیب، این کتاب اثری فلسفی است و با‌این‌حال، صرفاً مختص فلاسفه نیست. در این کتاب، در پی شناسایی و توضیح برخی نیروهای عمیق فنّاورانه‌ام که بر زندگی و اعتقادات و هر چیزِ اطراف ما تأثیر می‌گذارند؛ اما رساله‌ای فنی یا فاضلانه نیست. همان طور که خوانندگان با مرور سریع فهرست مطالب متوجه خواهند شد، به‌عقیدۀ من با شروع یک انقلاب عمیق فرهنگی رو‌به‌روییم که به‌طور عمده فاواها آن را پیش می‌برند. می‌دانم هر نسلی فکر می‌کند که خودش خاص است؛ زیرا زنده است و درنتیجه، به‌طور بی‌همتایی فکورانه، میان کسانی که مرده‌اند و کسانی که متولد نشده‌اند قرار دارد. بنابراین، قبول دارم که هر چیزی را باید در جای خودش دید. با‌این‌حال، گاهی 16دسامبر1773 است و شما در بوستون زندگی می‌کنید، یا 14جولای1789 است و در پاریس هستید. آنچه در این کتاب بر آن تأکید دارم، این است که گاهی [علاوه بر این که در تاریخ خاصی زندگی می‌کنید،] با هزارۀ جدیدی رو‌به‌رویید و در سپهر اطلاعاتی قرار دارید.

انقلاب اطلاعاتیِ مدنظر، فرصت بزرگی برای آیندۀ ماست. بنابراین، این کتاب خوش‌بینی ملایمی نیز دارد. می‌گویم «ملایم»، زیرا پرسش این است: آیا قادر خواهیم بود از فاواها بیشترین بهره را ببریم، در‌حالی‌که از بدترین عواقب آن دوری می‌کنیم؟ چطور می‌توان مطمئن شد که از تمام مزایای آن بهره‌مند خواهیم شد؟ برای شناسایی و هماهنگی و پرورشِ بهترین تحولات فنّاورانه، چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؟ مخاطرات نهان در تبدیل جهان به محیطی که روز‌به‌روز با فاواها سازگارتر می‌شود، کدام‌اند؟ آیا فنّاوری‌های ما قرار است ما را توانمند سازند و به ما قدرت دهند یا فضای فیزیکی و مفهومی ما را محدود خواهند کرد و به‌آرامی ما را وادار خواهند ساخت که با آن‌ها مطابقت پیدا کنیم، به این دلیل که بهترین کار ممکن یا گاهی تنها راه است؟ آیا فاواها می‌توانند به ما کمک کنند تا مبرم‌ترین مشکلات اجتماعی و محیط‌زیستی خود را برطرف کنیم یا مسائل را بدتر می‌کنند؟ این‌ها فقط برخی از پرسش‌های چالش‌برانگیزی است که انقلاب اطلاعاتی مطرح می‌کند. امیدوارم این کتاب، اگر موجبِ درکی خردمندانه‌تر و عمیق‌تر از تأثیر این مسائل بر زندگی فعلی و آیندۀ خود شود، به تلاش‌های بیشتر و بی‌وقفه برای شفاف‌سازی و پرداختن به آن‌ها کمک کند؛ و [درنتیجه،] رویکردی مفیدتر و مؤثرتر به مسائل و فرصت‌های ناشی از وجود فاواها امکان‌پذیر شود.

فرصت بزرگی که فاواها عرضه می‌کنند، با این مسئولیت بزرگ فکری همراه است که آن‌ها را درک کنیم و از آن‌ها به روش صحیح بهره بگیریم. این نیز دلیل دیگری است که چرا کتاب حاضر به متخصصان تعلق ندارد؛ بلکه متعلق به تمام کسانی است که دلواپس پیشرفت فنّاوری‌های ما و چگونگی اثرگذاری آن‌ها بر ما و آیندۀ پیش‌بینی‌شدنی بشریت هستند. این کتاب اگرچه کتاب درسی اولیه‌ای برای افراد مبتدی نیست، هیچ‌گونه دانش پیشینی را در این موضوعات مفروض نمی‌گیرد. می‌توان پدیده‌های پیچیده را به‌صورت مفهومی ساده‌سازی کرد، اما آستانه‌ای وجود دارد که ساده‌سازی فراتر از آن، منجر به تحریفی اعتماد‌ناپذیر و، بنابراین، بی‌فایده می‌شود. با تمام توان کوشیده‌ام در نزدیک‌ترین فاصله به آن آستانه حرکت کنم؛ بدون آن که از آن بگذرم. امیدوارم خوانندگان تلاش‌های من را با نظر لطف قضاوت کنند.

این کتاب، به‌منزلۀ کتابی برای غیرمتخصصان، ممکن است به دو شکل، نقش مقدمه را بازی کند؛ زیرا بخشی از پروژۀ وسیع‌تری دربارۀ مبانی فلسفۀ اطلاعات است که در پی به‌روزکردن اندیشۀ فلسفی ما و مرتبط‌ساختن آن به زمان ما و فرارفتن از دیوارهای دانشگاه است. با در‌نظر‌گرفتن نوآوری‌های بی‌سابقه‌ای که طلوعِ عصر اطلاعات در حال ایجاد آن است، عجیب نیست که بسیاری از دیدگاه‌های بنیادین فلسفی ما، که در تاریخ و به‌ویژه در عصر صنعتی تثبیت شده‌اند، ممکن است نیازمند ارتقا و تکمیل و چه‌بسا نیازمند آن باشند که به‌طور کامل جایگزین شوند. شاید هنوز در دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها، مراکز تحقیقاتی یا دفاتر تحقیق و توسعه این‌گونه نباشد؛ اما در کوچه و خیابان و در اینترنت، آشکارا فضایی از انتظار مبهم و آغشته به نگرانی دیده می‌شود. [علت این نگرانی] آگاهی از تغییرات پایین به بالای هیجان‌انگیزی است که در دیدگاه‌های ما دربارۀ جهان و خودمان و تعاملاتمان با جهان و با یکدیگر در حال وقوع است. این فضا و آگاهی، نتیجۀ برنامه‌های تحقیقاتی یا تحت‌تأثیر درخواست‌های موفقیت‌آمیز برای کمک‌هزینه نیست. دگرگونی در دیدگاه‌های ما به جهان، به‌گونه‌ای بسیار واقع‌بینانه‌تر و قدرتمندتر، اما همچنین گیج‌کننده‌تر و موقتی‌تر، نتیجۀ مطابقت فکری و رفتاریِ روزانۀ ما با واقعیتی است که در مقابل چشمان و زیرپایمان به‌شکل نمایی و به‌طور مداوم در حال تغییر است. همان طور که باعجله به‌سمت آینده پیش‌ می‌رویم، با شکل‌دادن به شرایط جدیدِ خود و مطابقت‌یافتن با آن، تعادل جدیدی نیز کسب می‌کنیم؛ در‌حالی‌که آن شرایط هنوز به‌شکل کامل تثبیت نشده است.

نوآوری‌ها دیگر به اختلال اولیه نمی‌انجامند؛ اختلالی که در الگوهای نهایتاً پایدارِ «تقریباً یکسان» محو می‌شوند؛ برای مثال، صنعت اتومبیل یا نشر و ثباتی را از نظر بگذرانید که سرانجام پس از دورۀ اولیۀ اختلالات و انطباق‌های سریع پیدا کردند. به‌نظر واضح است که فلسفۀ جدید تاریخی، که درصدد درک دوران ما به‌عنوان پایان تاریخ و آغاز گران‌تاریخ است، می‌طلبد فلسفۀ طبیعت جدید، انسان‌شناسی فلسفی جدید، محیط‌زیست‌گراییِ ترکیبی به‌عنوان پلی میان ما و جهان، و فلسفۀ سیاست جدیدی در میان ما توسعه یابد.

«فرهنگ سایبری»، «پساانسان‌گرایی»، «تکینگی» و دیگر ایده‌های مشابهِ مد روز، همه را می‌توان تلاش‌هایی به‌منظور درک مخمصۀ گران‌تاریخیِ جدیدی دانست که در آن هستیم. این‌ها از نظر من گویا و گاهی الهام‌بخش هستند؛ حتی اگر متقاعدکننده نباشند. به‌قول برزیلی‌ها: «حفره بسیاربسیار عمیق‌تر است»، موضوع بسیار عمیق‌تر از این‌هاست. باید کندوکاو فلسفی عمیق‌تری داشته باشیم. به همین دلیل، دعوت به بازاندیشیِ حال و آینده، در جهانی که به‌طور روزافزونی فنّاورانه می‌شود، معادل است با تمنای فلسفۀ اطلاعات جدیدی که بتوان آن را به همۀ جنبه‌های شرایطِ گران‌تاریخی‌مان اِعمال کرد. باید به‌دقت به ریشه‌های فرهنگ خود نگاه کنیم و آن‌ها را پرورش دهیم؛ دقیقاً به این دلیل که بحق، نگران برگ‌ها و گل‌های آن هستیم.

می‌دانیم ریشه‌های دورِ جامعۀ اطلاعاتی در اختراع خط و چاپ و رسانه‌های جمعی قرار دارد. با‌این‌حال، فقط در سال‌های اخیر، وقتی امکانات فاواها برای ثبت و انتقال [اطلاعات] به ظرفیت‌های پردازشی تکامل یافت، جامعۀ اطلاعات به واقعیت تبدیل شده است. دگرگونی‌های عمیق و گسترده‌ای که به‌واسطۀ فاوا ایجاد شد، به یک خلل بزرگ مفهومی انجامید. واضح است که ما نیاز داریم فلسفه را وارد کار کنیم و به خدمت بگیریم؛ زیرا وظایف پیش رو بسیار جدی‌اند.

برای آن که ماهیت خودِ اطلاعات را بهتر درک کنیم، نیاز به فلسفه داریم. برای پیش‌بینی و هدایت تأثیرات اخلاقی فاوا بر خود و محیط خود، نیازمند فلسفه هستیم. برای بهبود پویایی اطلاعاتی در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، نیازمند فلسفه هستیم. برای ایجاد چهارچوب فکریِ درستی که به ما کمک کند برای مخمصۀ جدیدی که در آن گرفتار هستیم، معناسازی کنیم (به آن معنا داده و معنای آن را دریابیم)، نیازمند فلسفه هستیم. در یک کلام، ما به فلسفۀ اطلاعات، به‌عنوان فلسفۀ زمان خود و برای زمان خود، نیازمندیم.

من دربارۀ وظیفۀ عظیمی که پیش‌ رو داریم دچار توهم نیستم. در این کتاب تنها چند ایده را طرح می‌کنم: ایده‌هایی برای فلسفۀ تاریخ بر اساس فلسفۀ گران‌تاریخ؛ ایده‌هایی برای فلسفۀ طبیعت بر اساس فلسفۀ سپهر اطلاعاتی؛ ایده‌هایی برای انسان‌شناسی فلسفی بر اساس چهارمین انقلاب در خود‌فهمیِ ما پس از انقلاب‌های کوپرنیکی و داروینی و فرویدی؛ ایده‌هایی برای فلسفۀ سیاست بر اساس طراحی سیستم‌های چندعاملی که ممکن است در مسیر رویارویی ما با مسائل جهانی باشند.

همۀ این‌ها باید به بسط دغدغه‌های اخلاقی و توجه به تمام محیط‌ها بینجامد؛ ازجمله محیط‌های مصنوعی، دیجیتال یا ترکیبی. چنین اخلاق جدیدی که به محیط‌های الکترونیکی مربوط‌ است، باید مبتنی بر اخلاق اطلاعاتی برای تمام سپهر اطلاعاتی و تمامی اجزا و اهالی آن باشد. در فصل‌های بعدی، تنها اشاره‌ای به این ایده‌ها می‌کنم و طرحی اجمالی از نیاز به شالودۀ اخلاقی را ارائه می‌دهم که ممکن است هم‌بسته با آن ایده‌ها باشد. کارهای بسیار بیشتری پیش روست. امید بسیاری دارم که افراد زیاد دیگری تمایل داشته باشند به این جریان بپیوندند.

درنهایت، خوانندگان خواهند دید که کتاب حاضر شامل کلمات تخصصی زیادی است که صرفاً موقتی و آزمایشی‌اند؛ به‌همراه نوواژه‌ها و کلمات مخفف و اصطلاحات فنی. ممکن است تلاش‌های مشابه برای صورت‌بندی مجددِ زبانمان آزاردهنده باشد؛ اما همیشه اجتناب‌پذیر نیستند. تلاش [من در این کتاب] برای یافتنِ تعادل میان خوانایی و دقت، واضح است. تصمیم گرفتم آن را پنهان نکنم. بر اساس تعبیری از تمثیل سرزندۀ «فردریش وایزمن» (1959-1896)، یکی از فیلسوفان عضو حلقۀ وین، درست همان طور که شناگری خوب قادر است خلاف جریان شنا کند، فرض بر این است که فیلسوف خوب نیز باید بتواند بر هنر دشوار اندیشۀ «فراگفتار»، برخلاف جریان عادات زبانی، تسلط یابد. من با این مطلب کاملاً موافقم؛ اما همچنین می‌دانم که تلاش‌هایم برای درک مسائل جدید و عمیقِ فکریِ پیش رو کافی نیست. تلاش برای تاب‌آوردن در برابر دیدگاه‌های کهنه بسیار مهم است؛ زیرا بدون درک بهتر، به‌سختی می‌توان به سیاست‌های بهتری رسید.

شاید نیاز باشد در واژگان مفهومی و روش‌هایمان در معنابخشی به جهان و درک معنای آن (فرایندها و عمل معناسازی ما) تجدیدنظر و آن‌ها را دوباره طراحی کنیم تا درک بهتری از دوران خود داشته باشیم؛ درنتیجه، برای شکل‌دادن به آن و رویارویی موفق با مشکلاتِ آشکار آن، بخت‌یارتر باشیم. در‌عین‌حال، اجازه نداریم وضوح و دلیل، شواهد مرتبط و استدلال‌های قانع‌کننده، توضیحات مقبول و اعترافات صادقانه به نبودِ قطعیت و جهل را نادیده بگیریم. شناکردن برخلاف جریان آب به‌معنای دست‌وپازدن همراه با ترس نیست؛ برعکس، نظم و ترتیب حتی اهمیت بیشتری می‌یابد. باید شرایط فکری خود را بهبود دهیم نه این که از آن دست بکشیم. بدین‌ترتیب، می‌توانم استعارۀ آبیِ دیگری را به‌کار بگیرم که به همین مناسبت «اُتو نویرات» (1945-1882) که او نیز یکی از فیلسوفان حلقۀ وین بود، ارائه کرده است: ما حتی یک قایق هم نداریم؛ اما غرق‌شدن در تیرگی‌ها را انتخاب نمی‌کنیم. تفکر خموده تنها مشکل را بدتر می‌کند. باید همان طور که شنا می‌کنیم، تلاشی عقلانی کنیم و قایقی بسازیم. امیدوارم فصل‌های آتی الوارهایی برای این قایق فراهم کند.

خرید کتاب
موضوع:
سپهر اطلاعاتی چگونه واقعیت انسانی را از نو شکل میدهد
سال نشر:
1404
تعداد صفحات:
377
سایر منشورات