سند تحول ساختاری نظام حکمرانی فضای مجازی کشور به دنبال دو هدف اساسی به شرح زیر است:
- انسجام بخشی ساختاری
- چابک سازی ساختاری
هر دو هدف مذکور مناسب است اما در بحث انسجام بخشی ساختاری بیشتر به انسجام نهادی پرداخته شده و از انسجام تصمیمگیری کمتر سخن به میان آمده است. مضافا اینکه در انسجام تصمیمگری باید جایگاه مشخصی برای بازیگران مختلف خطمشی مانند مردم، اندیشکدهها لحاظ شود و این موضوع در هدف اول اساسا مغفول واقع شده است.
در مورد چابک سازی ساختاری متاسفانه سند اساسا آن را در موضع هدف متوقف کرده و هیچ راهبرد مشخصی برای چابک سازی ساختاری ارائه نداده است. گویی سند فقط به دنبال حل مساله مقبولیت ساختاری برای مرکز ملی و شورایعالی فضای مجازی است نه چابک سازی حل مساله در نظام حکمرانی کشور .لذا برخی از سیاست های تحول آفرین که ذیل ماده 2 مورد اشاره قرار گرفته است، صرفا در حد بیان کلّی باقی مانده و هیچ یک از راهبرد ها و مفاد مورد اشاره، عملا پیشنهاد و یاساختار محقق کننده برای این سیاستها انجام نمی دهد، این موارد عبارت اند از؛
- سیاست کلی «پیرایش ساختاری و چابک سازی» که ذیل ماده 2 مورد اشاره قرار گرفته است. ذیل این سیاست تحول آفرین، به دو موضوع اشاره شده است؛ یکی پیرایش ساختاری که تا حد زیادی ذیل مفاد سند مورد اشاره و مداقّه قرار گرفته است و دیگری، چابک سازی است که صرفا با مشخص کردن وظایف دستگاه ها و سازمان ها در مفاد سند، اقدام به تحقق این سیاست شده است و هیچ گونه ماده خاص و یا راهبردهای پیشنهادی خاص و منحصربه فردی برای تحقق آن، در سند ارائه نشده است.


