از نقش احساسات و شبکههای اجتماعی در شکلگیری افکار عمومی تا راهکارهای مقابله با دستکاری ذهنی؛ چرا نباید هر خبری را بیدرنگ باور یا بازنشر کرد؟
روایتها فقط داستانهایی درباره اتفاقات نیستند؛ آنها میتوانند بر برداشت ما از واقعیت، احساسات و حتی تصمیمهایمان اثر بگذارند. دکتر سعید عبدالملکی، عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور و پژوهشگر حوزه جنگ شناختی، در یک درسگفتار تخصصی به بررسی نقش روایتسازی در شکلدهی به افکار عمومی و راههای مقابله با دستکاری ذهنی پرداخت.
عبدالملکی در این جلسه میان «روایتسازی» و «معماری روایت» تفاوت قائل شد. به گفته او، روایتسازی به معنای ساختن داستانی منسجم از رویدادهاست؛ اما معماری روایت تعیین میکند کدام بخش از یک اتفاق برجسته شود، چه کسی در جایگاه مقصر یا قربانی قرار گیرد و مخاطب چگونه آن را تفسیر کند. به همین دلیل، ممکن است یک رویداد واحد برای افراد مختلف معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد.
او توضیح داد که رسانهها و شبکههای اجتماعی با انتخاب و برجستهکردن برخی خبرها، تکرار پیامها و تحریک احساساتی مانند ترس، خشم و همدلی، میتوانند بر برداشت مخاطبان اثر بگذارند. گاهی نیز مسائل پیچیده به تقابل ساده «ما» و «آنها» تبدیل میشوند؛ رویکردی که میتواند اختلافها را عمیقتر کند، گفتوگو را کاهش دهد و زمینه شکلگیری قضاوتهای تند را فراهم سازد.
در ادامه، نقش روایتها در قطبیشدن جامعه و رادیکالشدن دیدگاهها بررسی شد. در چنین شرایطی، افراد ممکن است بهتدریج از مخالفت با یک دیدگاه به پذیرش مواضع افراطیتر برسند. عبدالملکی همچنین تأکید کرد که جنگ شناختی تنها به انتشار اطلاعات نادرست محدود نیست، بلکه رقابت بر سر معنا، ادراک، نگرشها و اولویتهای ذهنی افراد و جامعه را نیز دربرمیگیرد.
بخش دیگری از این درسگفتار به مفهوم «امنیت شناختی» اختصاص داشت؛ یعنی حفاظت از توانایی افراد برای ارزیابی اطلاعات و تصمیمگیری آگاهانه در برابر تلاشهایی که میتوانند برداشت آنها از واقعیت را دستکاری کنند. در این چارچوب، سوگیریهای ذهنی، حافظه هیجانی و تمایل به پذیرش خبرهایی که باورهای قبلی ما را تأیید میکنند، میتوانند قدرت تشخیص را کاهش دهند.
عبدالملکی برای افزایش تابآوری شناختی، بر چند اقدام ساده اما مهم تأکید کرد: خبرها را با عجله بازنشر نکنیم، منبع و زمان انتشار آنها را بررسی کنیم، درباره هدف پیامها سؤال بپرسیم و پیش از واکنش به محتوای هیجانی، کمی مکث کنیم. توجه به لینکها و پیامهای مشکوک و مراقبت از اطلاعات شخصی نیز از دیگر راهکارهای مطرحشده بود.
در سطح اجتماعی و نهادی نیز گسترش آموزش سواد رسانهای، افزایش شفافیت و اعتماد عمومی، تقویت ارتباط صادقانه با مردم و تولید محتوای مستند و قابل فهم مورد تأکید قرار گرفت. همچنین، هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و رسانهای و توسعه پژوهش در حوزه علوم شناختی میتواند به شناخت بهتر آسیبها و طراحی راهکارهای مؤثرتر کمک کند.
جمعبندی این درسگفتار بر یک نکته کلیدی استوار بود: در فضای پرسرعت رسانهای، هر خبری که احساسات ما را برمیانگیزد، لزوماً تمام واقعیت را بازتاب نمیدهد. بررسی منبع، سنجش شواهد و پرهیز از واکنشهای شتابزده، از مهمترین ابزارهای فردی برای حفظ استقلال فکری و تصمیمگیری آگاهانه است.