ماهیت هوش مصنوعی و توهم تسلط کاربر بر ابزار
استاد پیروزمند در ابتدای این نشست با کالبدشکافی ماهیت هوش مصنوعی، آن را چیزی فراتر از یک فناوری پردازشی ساده دانست و گفت: «هوش مصنوعی در حال شبیهسازی پیچیدهترین کنشهای انسانی نظیر حل مسئله، دادهپردازی، استنتاج و تولید معنا و دانش است. آنچه این پدیده را به شدت متمایز و کانون توجه قرار داده، پیوند آن با کلاندادههاست؛ بهگونهای که ظرفیت و توانمندی هزاران انسان را بهطور همزمان در اختیار یک کاربر قرار میدهد و بشر را به سرعت به سوی خلق یک ابرانسان پیش میبرد.»
وی با مروری بر تطورات تاریخی مواجهه با فناوریهای نوین نظیر رسانههای جمعی و فضای مجازی، به دوگانه انفعالی «ترس و بدبینی مطلق» در برابر «استقبال بیمحابا و ابزارانگاری» اشاره کرد و افزود: «هرچه فناوریها تعاملیتر شدهاند، این توهم در کاربر بیشتر تقویت شده که عنان ابزار در دست اوست. کاربر تصور میکند چون خودش فرمان (Prompt) میدهد، پس مسلط بر میدان است؛ در حالی که این ظاهر ماجراست و در لایههای عمیقتر، این هوش مصنوعی است که در حال ذهنیتسازی، باورسازی و تحمیل الگوهای هنجاری و سبک زندگی خاصی است که در بطن الگوریتمهای آن نهادینه شده است.»

تقاطع هوش مصنوعی و فقاهت؛ تقلیل استنباط یا دستیار فقیه؟
بخش مهمی از این نشست به بررسی نسبت هوش مصنوعی با پویایی فقه شیعی و علوم حوزوی اختصاص یافت. عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی با تأکید بر تفاوت ماهوی پژوهشهای دینی با سایر علوم، اظهار داشت: «در سنت حوزوی، روشمندی استنباط فقهی و خلاقیت مجتهد نقش تعیینکنندهای دارد. علاوه بر این، سلامت نفس و طهارت باطنی محقق، شرط لاینفک سلامت فکری و حجیت دستاوردهای علمی اوست.»
وی در ادامه تصریح کرد: «حیات و کارآمدی هوش مصنوعی مبتنی بر دو رکن “داده” و “الگوریتم” است. هر دوی این ارکان، کاملاً جهتدار هستند و فرهنگ حاکم بر طراحان و الگوریتمنویسها در نحوه ارتباط دادن دادهها و استنتاج نهایی تأثیر قطعی دارد. از همین رو، تقلیل فرآیند پیچیده، پویا و مبتنی بر خلاقیت و تهذیبِ اجتهاد به پردازشهای ماشینی، مخاطرهآمیز است. هوش مصنوعی هرگز نمیتواند جایگزین فقیه شود، بلکه تنها با اعمال شروط و مراقبتهای دقیق میتواند نقش یک “دستیار و معین” را در تنظیم و دستهبندی قواعد اولیه ایفا کند.»
بحران تغییر مرجعیتها و عرصه جنگ روایتهای پنهان
استاد پیروزمند با اشاره به خطرات پنهان استفاده بیضابطه از پلتفرمهای هوش مصنوعی غربی، نسبت به تغییر تدریجی نظام مرجعیت در جامعه هشدار داد. وی بیان کرد: «یکی از جدیترین مخاطراتی که هوش مصنوعی در آیندهای نزدیک تشدید خواهد کرد، به هم ریختن نظام مرجعیتهاست. وقتی پلتفرمهای هوش مصنوعی به مرجع پاسخگویی در حوزههای پزشکی، شرعی، اخلاقی و مشاورهای تبدیل شوند، پیوند مردم با مراجع اصیل علمی، پزشکان، مجتهدان و معلمان قطع میشود. در این نقطه، الگوریتمهایی که با منطق سکولار جهانی برنامهنویسی شدهاند، مرجعیت فکری جوامع را در دست میگیرند و هویتی جدید را به صورت نرم و خزنده تزریق میکنند.»
وی افزود: «ما در این فضا آزادی عمل ظاهری داریم، اما در میدانی بازی میکنیم که قوانینش را دیگران چیدهاند؛ مانند مسابقهای نابرابر که در آن دادهها و الگوریتمهای ما در برابر حجم عظیم دادههای هدایتشده غربی، قدرت هماوردی ندارند.»

نقشه راه راهبردی: درسآموزی از تجربه تلخ اینترنت ملی
استاد پیروزمند با انتقاد از انفعال تاریخی در مدیریت فضای مجازی تأکید کرد که نباید تجربه تلخ تأخیر در راهاندازی شبکه ملی اطلاعات، در عرصه هوش مصنوعی نیز تکرار شود. وی گفت: «سیاستگذاری در این حوزه نباید صفر و صدی باشد. نباید منتظر بمانیم تا یک هوش مصنوعی بومی با ۱۰۰ درصد امکانات نمونههای غربی تولید شود و تا آن زمان جامعه را به حال خود رها کنیم. تأخیر در این عرصه به معنای واگذاری نسلهاست.»
وی راهکار عملیاتی در این بخش را تمرکز بر قابلیتهای حساس دانست و افزود: «باید قابلیتهای هوش مصنوعی را تفکیک کنیم. آن دسته از قابلیتهایی که مستقیماً بر تولید فکر، مقاله، نظریهپردازی و جهتدهی فرهنگی تأثیر دارند (مانند تنظیم متون و تحلیل محتوا) را شناسایی کرده و به سرعت جایگزینهای بومی و امن برای آنها طراحی کنیم، حتی اگر در ابتدا از نظر فنی در بالاترین سطح جهانی نباشند.»
گامهای سهگانه و فوری در عرصه سیاستگذاری و حکمرانی
در پایان این نشست، استاد پیروزمند در قامت یک مشاور راهبردی، سه اقدام فوری و حیاتی را برای جلوگیری از عقبماندگی راهبردی کشور در عرصه هوش مصنوعی پیشنهاد داد:
۱. آگاهیبخشی عمیق و گفتمانسازی: شناخت و شناساندن ماهیت واقعی هوش مصنوعی به جامعه و بهویژه نخبگان. مردم باید آگاه شوند که فراتر از جذابیتهای کاربردی و رفاهی این ابزارها، مسئله هویت و بقای فرهنگی در میان است و نباید مفتون قابلیتهای سطحی آن شد.
۲. اولویتبخشی فوری به تولید هوش مصنوعی بومی: تسریع در ایجاد و توسعه زیرساختهای پایگاه داده بومی و هوش مصنوعی ملی با سرمایهگذاری حداکثری، بدون هراس از فشارهای رسانهای مبنی بر ایجاد محدودیت.
۳. مدیریت هوشمندانه و تفکیک کاربردها: احصای پرکاربردترین قابلیتهای هوش مصنوعی جهانی، استخراج نقاطی که بالاترین سوگیری فرهنگی و هویتی را دارند، و تمرکز ضربتی بر بومیسازی و مدیریت آن نقاط حساس پیش از آنکه وابستگی کاربران به پلتفرمهای خارجی غیرقابل بازگشت شود.
