از آینده مشاغل و ضرورت سواد دیجیتال تا تحول سینما و شکستن انحصار استودیوهای بزرگ
مصطفی ضابط از آینده‌ای می‌گوید که هوش مصنوعی رقم می‌زند؛ آیا سینما بدون انسان ممکن است؟
پنج‌شنبه, ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
زمان تقریبی مطالعه ۱۷ دقیقه
نشست تخصصی «گرافن» در تازه‌ترین نوبت خود به یکی از حیاتی‌ترین و تحول‌آفرین‌ترین موضوعات دنیای مدرن، یعنی «آینده فیلمسازی در عصر هوش مصنوعی» پرداخت. در این نشست که با حضور مصطفی ضابط، کارگردان، مدرس و فعال حوزه سینمای هوش مصنوعی برگزار شد، ابعاد مختلف ورود این فناوری به صنعت هنر هفتم، چالش‌های اشتغال در این حوزه و بازتعریف مفهوم هنرمند در سایه تکنولوژی‌های نوظهور مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

هوش مصنوعی؛ نقطه عطف تمدنی و تقسیم تاریخ به دو دوران

مصطفی ضابط در ابتدای نشست با تأکید بر اینکه هوش مصنوعی فراتر از یک ابزار ساده و فناورانه است، خاطرنشان کرد که این فناوری به اندازه اختراع اینترنت و صنعت برق، انقلابی و اثرگذار است. به گفته وی، هوش مصنوعی جهان را به دو دوران «پیش» و «پس» از خود تقسیم می‌کند و از این پس بسیاری از ابعاد زندگی بشر، به‌ویژه در عرصه هنر و رسانه، شبیه گذشته نخواهد بود. وی این تغییر را یک پارادایم شیفت بزرگ دانست که تمامی ساختارهای تولیدی و خلاقانه را دستخوش دگرگونی بنیادین کرده است. در این میان، هنر و رسانه از جمله حوزه‌هایی هستند که به دلیل وابستگی مستقیم به خلاقیت، تولید محتوا و ابزارهای فناورانه، بیش از بسیاری از عرصه‌های دیگر تحت تأثیر این تحول قرار خواهند گرفت.

هراس از بیکاری و ضرورت انطباق با سواد دیجیتال

یکی از محورهای مهم این نشست، تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار و آینده مشاغل بود. ضابط با اشاره به مطالعات آینده‌پژوهانه اظهار کرد که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۸۰۰ میلیون شغل در جهان تحت تأثیر این فناوری قرار خواهند گرفت. از این میان، حدود ۴۰۰ میلیون نفر می‌توانند با به‌روزرسانی دانش خود و آداپته شدن با فناوری، جایگاهشان را در بازار کار حفظ کنند؛ اما نیمی دیگر که در برابر تغییرات مقاومت کنند، با خطر جدی بیکاری مواجه خواهند شد.

در مقابل، هوش مصنوعی ظرفیت ایجاد حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون شغل جدید را نیز دارد؛ فرصت‌هایی که تصاحب آن‌ها مستلزم برخورداری از سواد دیجیتال و مهارت‌های متناسب با فناوری‌های جدید است. بنابراین، از نگاه ضابط مسئله اصلی تنها حذف مشاغل نیست، بلکه تغییر ماهیت آن‌ها و ضرورت انطباق نیروی انسانی با شرایط جدید است. در چنین شرایطی، فردی که بتواند در کنار تخصص خود از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کند، شانس بیشتری برای حفظ جایگاه شغلی و بهره‌برداری از فرصت‌های جدید خواهد داشت. وی همچنین با اشاره به پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول تأکید کرد که در آینده، بدون برخورداری از سواد دیجیتال، امکان اشتغال به شکل محسوسی محدود خواهد شد.

تقابل سنت و مدرنیته؛ از مقاومت تا پذیرش

بخش دیگری از نشست به موضع‌گیری برخی سینماگران سنتی علیه هوش مصنوعی اختصاص داشت. ضابط با اشاره به تجربه برخوردهای تند برخی مدیران و فعالان سینمایی در فضای مجازی گفت که منتقدان، تولیدات هوش مصنوعی را «آشغال» و فاقد روح می‌دانند. با این حال، وی معتقد است چنین مقاومت‌هایی را می‌توان در ادامه روند تاریخی مواجهه هنر با فناوری‌های جدید دید؛ همان‌طور که زمانی تئاتر در برابر سینما یا نقاشی دستی در برابر ابزارهای دیجیتال و فتوشاپ قرار گرفت. از نگاه ضابط، مسئله اصلی ابزار نیست، بلکه توانایی هنرمند در انتقال حس، ایده و پیام است. اگر یک کارگردان بتواند با کمک هوش مصنوعی ایده خود را با سرعت بیشتر و هزینه کمتر به تصویر بکشد، ابزار مورد استفاده نباید در اولویت قرار گیرد. همان‌گونه که جلوه‌های ویژه کامپیوتری با وجود مقاومت‌های اولیه، امروز به بخشی جدایی‌ناپذیر از سینما تبدیل شده‌اند، هوش مصنوعی نیز می‌تواند به تدریج جایگاه خود را در فرآیند تولید آثار هنری تثبیت کند.

عدالت ابزاری و شکستن انحصار استودیوهای بزرگ

یکی از تحلیل‌های مهم مطرح‌شده در نشست، مفهوم «عدالت ابزاری» بود. ضابط معتقد است هوش مصنوعی مرزهای جغرافیایی و طبقاتی در دسترسی به ابزارهای تولید محتوا را تا حد زیادی کاهش داده است. در گذشته، تولید یک اثر سینمایی حرفه‌ای به سرمایه قابل توجه، تجهیزات تخصصی، استودیو و نیروی انسانی متعدد نیاز داشت و همین موضوع باعث می‌شد بسیاری از استعدادها به دلیل نداشتن منابع مالی و امکانات لازم، فرصت تبدیل ایده‌های خود به یک اثر حرفه‌ای را پیدا نکنند. امروز اما شرایط متفاوت شده است. به گفته ضابط، یک جوان در سیستان و بلوچستان می‌تواند به همان ابزارهای پردازشی و تولیدی دسترسی داشته باشد که یک فیلمساز در قلب آمریکا از آن بهره می‌برد. این دسترسی می‌تواند انحصار استودیوهای بزرگ را کاهش دهد و به استعدادهایی که پیش از این به دلیل محدودیت منابع دیده نمی‌شدند، فرصت بیشتری برای حضور و رقابت بدهد. از این منظر، هوش مصنوعی را می‌توان نوعی استودیوی کامل فیلمسازی دانست که امکان تولید را برای یک فرد فراهم می‌کند و فاصله میان «ایده» و «امکانات» را کاهش می‌دهد.

بازتعریف هنر؛ ایده در مرکز خلق اثر

در بخش دیگری از سخنان، رابطه هنر با ابزارهای خودکار مورد توجه قرار گرفت. ضابط تأکید کرد که هنر واقعی لزوماً در سختی فیزیکی اجرای اثر خلاصه نمی‌شود، بلکه ارزش اصلی آن در ایده و تفکر نهفته است. او با اشاره به شاعرانی مانند شهریار و هنرمندانی که از فناوری‌های مختلف برای خلق آثار خود استفاده کرده‌اند، خاطرنشان کرد که ابزار در نهایت وسیله‌ای برای انعکاس تصویر ذهنی هنرمند است.  بر این اساس، هوش مصنوعی نیز می‌تواند به عنوان یک ابزار در اختیار هنرمند قرار گیرد. ارزش یک اثر سینمایی به زاویه دید، خلاقیت و روایتی بستگی دارد که کارگردان انتخاب می‌کند و هوش مصنوعی می‌تواند در این مسیر نقش یک «دستیار توانمند» را ایفا کند. بنابراین، ورود این فناوری به فرآیند خلق اثر الزاماً به معنای حذف هنرمند نیست، بلکه می‌تواند محدودیت‌های فنی و اجرایی را کاهش داده و امکان تمرکز بیشتر بر ایده و روایت را فراهم کند.

جایگاه ایران در رقابت‌های بین‌المللی

ضابط که خود سابقه داوری جشنواره‌های جهانی را دارد، وضعیت ایران در این حوزه را امیدوارکننده ارزیابی کرد. به گفته وی، آثار ایرانی به دلیل عمق محتوایی و توجه به مسائل اجتماعی، از جمله موضوع غزه، توانسته‌اند در برخی جشنواره‌های بین‌المللی، از جمله در روسیه، رتبه‌های برتر و مدال‌های طلا و نقره را کسب کنند.

وی تأکید کرد که قدرت ایده‌پردازی جوانان ایرانی در سطح بالایی قرار دارد و اگر مشکلات مربوط به تبادلات ارزی و تحریم‌ها وجود نداشت، امکان حضور و درخشش آن‌ها در عرصه جهانی می‌توانست گسترده‌تر باشد. از نگاه ضابط، ایران از ظرفیت انسانی و فکری قابل توجهی برخوردار است و می‌تواند با استفاده درست از این ظرفیت، حضور جدی‌تری در عرصه جهانی تولید محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی داشته باشد.

هوش مصنوعی به‌عنوان معلم؛ توانمندسازی به جای تنبلی

در پایان نشست، ضابط خطاب به نسل جوان تأکید کرد: «اجازه ندهید هوش مصنوعی جایگزین عقل شما شود.» او هشدار داد که استفاده نادرست از این فناوری می‌تواند باعث توقف فرآیند تفکر و تولید آثار بی‌ارزش شود. از نگاه وی، هدف اصلی باید استفاده از هوش مصنوعی برای یادگیری اصول کارگردانی، تدوین، سناریونویسی و دیگر مهارت‌های هنری باشد تا فرد به هنرمندی توانمندتر تبدیل شود، نه اینکه صرفاً با فشردن یک دکمه، خروجی‌های تصادفی دریافت کند. در واقع، تفاوت میان استفاده هوشمندانه و استفاده منفعلانه از هوش مصنوعی در همین نقطه مشخص می‌شود. اگر این فناوری جایگزین تفکر انسان شود، می‌تواند به کاهش خلاقیت و وابستگی منجر شود؛ اما اگر به عنوان یک دستیار و ابزار یادگیری مورد استفاده قرار گیرد، ظرفیت آن برای افزایش توانایی‌های انسانی بسیار گسترده خواهد بود.

جمع‌بندی

مجموع مباحث این نشست نشان می‌دهد که هوش مصنوعی دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست، بلکه به بخشی از فرآیندهای جاری در زندگی، اقتصاد، هنر و رسانه تبدیل شده است. این فناوری می‌تواند برخی مشاغل را تغییر دهد یا از میان ببرد، اما هم‌زمان فرصت‌های جدیدی ایجاد خواهد کرد و زمینه را برای ورود افراد بیشتری به عرصه‌های خلاقانه فراهم خواهد ساخت.

در این میان، آینده متعلق به کسانی خواهد بود که بتوانند دانش، خلاقیت انسانی و ابزارهای هوش مصنوعی را در کنار یکدیگر قرار دهند. همان‌گونه که تأکید شده، ایران نیز برای قرار گرفتن در میان کشورهای برتر این حوزه، نیازمند استفاده هوشمندانه از فناوری و تکیه بر ظرفیت فکری و خلاقیت جوانان خود است. هوش مصنوعی قرار نیست جای عقل و خلاقیت انسان را بگیرد؛ بلکه اگر درست به کار گرفته شود، می‌تواند به قدرتمندترین دستیار انسان در مسیر یادگیری، خلق و انتقال پیام تبدیل شود.

صوت