رقابت آینده منطقه فقط بر سر نفت، سرمایه و زیرساخت نیست؛ رقابت بر سر داده، استعداد، الگوریتم و قدرت تصمیمسازی است.
در نشست تخصصی «هوش مصنوعی و رسانه، حکمرانی هوشمند در عصر تحول دیجیتال» مطرح شد؛ از رقابت چین و آمریکا تا هشدار درباره عقبماندن ایران از جنگ روایتها
هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک فناوری برای تولید متن، تصویر یا تحلیل داده نیست؛ بهتدریج در حال تبدیلشدن به یکی از مؤثرترین ابزارهای قدرت، تصمیمسازی و شکلدهی به افکار عمومی در جهان است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای ایران دیگر این نیست که «چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنیم؟» بلکه این است که چه کسی، با چه سازوکاری و بر اساس چه قواعدی قرار است بر این فناوری حکمرانی کند؟
این موضوع محور اصلی پنل تخصصی «هوش مصنوعی و رسانه، حکمرانی هوشمند در عصر تحول دیجیتال» بود که ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ در پژوهشگاه فضای مجازی برگزار شد. در این نشست، فلسطین یاورینژاد، دکتری هوش مصنوعی از دانشگاه UM مالزی، ضمن بررسی روند تاریخی شکلگیری و توسعه هوش مصنوعی، به تفاوت مدلهای حکمرانی کشورهای پیشرو، وضعیت ایران، آینده رسانه و ضرورت بازطراحی سیاستهای کشور در مواجهه با این فناوری پرداخت.
از «خرد مصنوعی» در متون کهن تا انقلاب هوش مصنوعی
به گفته یاورینژاد، اگرچه اصطلاح «هوش مصنوعی» بهطور رسمی در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی وارد ادبیات علمی غرب شد، اما ایده ساخت موجودی هوشمند یا پیشبینی آینده، ریشههایی بسیار قدیمیتر دارد و میتوان نمونههایی از آن را در اسطورهها و روایتهای تمدنهایی مانند چین، یونان و مصر دنبال کرد.
در سنت فکری ایران نیز مفهوم «خرد» و ایدههایی نزدیک به «خرد مصنوعی» در متون کهن قابل ردیابی است و در آثار فیلسوفانی همچون فارابی و ابنسینا نیز میتوان رگههایی از تفکر منطقی و استدلالی را مشاهده کرد.
هوش مصنوعی مدرن اما مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده است؛ از دورههای اولیه خوشبینی و سرمایهگذاری تا «زمستان هوش مصنوعی» و سپس بازگشت قدرتمند آن با رشد دادههای کلان، توان پردازشی و یادگیری ماشین. از حدود سال ۲۰۲۰ به بعد نیز این فناوری از محیطهای تخصصی خارج شد و به یکی از مهمترین نیروهای اثرگذار بر اقتصاد، سیاست، رسانه و زندگی روزمره تبدیل شد.
ایران چگونه به مسابقه هوش مصنوعی رسید؟
مسیر ورود هوش مصنوعی به ایران نیز به سالهای پیش از دهه ۱۳۶۰ بازمیگردد؛ زمانی که برخی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور با این دانش آشنا شدند. با این حال، شرایط جنگ تحمیلی باعث شد توسعه جدی این حوزه تا دهه ۱۳۷۰ با تأخیر مواجه شود.
در دهههای ۷۰ و ۸۰، فعالیتهای دانشگاهی، پژوهشهای تخصصی و شکلگیری دورههای دکتری در دانشگاههایی مانند صنعتی شریف و امیرکبیر، زیرساخت علمی هوش مصنوعی در کشور را تقویت کرد. در ادامه نیز این دانش از دانشگاه به حوزههایی مانند صنعت، رباتیک و کاربردهای عملیاتی راه پیدا کرد.
اما نقطه عطف سیاستگذاری جدیتر هوش مصنوعی در ایران را میتوان در سالهای اخیر و بهویژه از سال ۱۴۰۰ به بعد مشاهده کرد؛ دورهای که هدفگذاری برای قرارگرفتن ایران در میان ۱۰ کشور برتر هوش مصنوعی مطرح شد و ساختارها و اسناد راهبردی متعددی در این حوزه شکل گرفت.
مسئله اکنون اما داشتن سند و ساختار نیست؛ مسئله، توان اجرای آن است.
چرا ایران با وجود نیروی انسانی، هنوز مشکل حکمرانی دارد؟
یکی از مهمترین نقدهای مطرحشده در این نشست، متوجه ساختار حکمرانی هوش مصنوعی در ایران بود.
سند توسعه ملی هوش مصنوعی با مشارکت بیش از ۲۰۰ نهاد و دستگاه تدوین شده است؛ موضوعی که در نگاه اول میتواند نشانه مشارکت گسترده دستگاههای کشور باشد، اما از زاویه حکمرانی یک خطر جدی نیز دارد: تعدد متولیان ممکن است به موازیکاری، تداخل وظایف و کندشدن روند اجرا منجر شود.
به اعتقاد این کارشناس، بروکراسی اداری و نبود چابکی در ساختارهای تصمیمگیری میتواند به یکی از مهمترین موانع توسعه هوش مصنوعی در کشور تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که سرعت تحولات فناوری بسیار بیشتر از چرخههای معمول تصمیمگیری دولتی است.
از این منظر، ایران بیش از آنکه به ساختارهای متعدد جدید نیاز داشته باشد، به یک «مقر فرماندهی متمرکز و چابک» برای سیاستگذاری و هماهنگی این حوزه نیاز دارد؛ ساختاری که بتواند از اتلاف منابع انسانی و مالی جلوگیری کند و تصمیمهای فناورانه را گرفتار تغییرات مدیریتی و بروکراسی نکند.
امارات، عربستان و قطر چه چیزی را زودتر فهمیدند؟
رقابت هوش مصنوعی فقط میان قدرتهای بزرگی مانند چین و آمریکا جریان ندارد. کشورهای منطقه نیز در حال طراحی آینده خود بر مبنای این فناوری هستند.
امارات متحده عربی با ایجاد ساختارهای تخصصی و تعیین افقهای بلندمدت، هوش مصنوعی را به بخشی از پروژه توسعه ملی خود تبدیل کرده است. عربستان سعودی نیز در چارچوب «چشمانداز ۲۰۳۰» تمرکز قابل توجهی بر داده، زیرساخت و جذب نیروهای متخصص گذاشته و قطر نیز از سال ۲۰۱۹ راهبرد ملی هوش مصنوعی خود را دنبال کرده است.
پیام این تحولات برای ایران روشن است: رقابت آینده منطقه فقط بر سر نفت، سرمایه و زیرساخت نیست؛ رقابت بر سر داده، استعداد، الگوریتم و قدرت تصمیمسازی است.
چین و آمریکا؛ دو مدل متفاوت برای حکمرانی هوش مصنوعی
تجربه چین و آمریکا نیز نشان میدهد که هوش مصنوعی مدتهاست از سطح یک فناوری تجاری فراتر رفته و به مسئلهای راهبردی برای دولتها تبدیل شده است.
چین در سال ۲۰۱۷ برنامه توسعه ملی هوش مصنوعی خود را با هدف تبدیلشدن به قدرت پیشرو جهان در این حوزه تا سال ۲۰۳۰ اعلام کرد و مدل حکمرانی متمرکز خود را برای پیشبرد این هدف به کار گرفت.
در سوی دیگر، آمریکا همچنان بر حفظ برتری فناورانه خود در حوزههای مختلف تأکید دارد و سیاستگذاری هوش مصنوعی را در پیوند با ساختارهای علم، فناوری و امنیت ملی دنبال میکند.
انگلیس نیز بخشهایی مانند سلامت، مراقبت اجتماعی و استفاده از ظرفیت سالمندان را در اولویتهای خود قرار داده است.
این تفاوتها یک نکته مهم را نشان میدهد: مدل حکمرانی هوش مصنوعی یک نسخه واحد جهانی ندارد؛ هر کشور تلاش میکند آن را با ساختار قدرت، اقتصاد و اولویتهای ملی خود تطبیق دهد.
رسانه؛ از «انتشار خبر» تا «مهندسی تصمیم»
شاید مهمترین بخش این نشست، جایی بود که هوش مصنوعی و رسانه به یکدیگر گره خوردند.
در مدل سنتی، رسانه وظیفه داشت اطلاعات را جمعآوری، پردازش و در اختیار مخاطب قرار دهد. اما رسانه عصر هوش مصنوعی میتواند فراتر از این عمل کند؛ دادههای مخاطبان را تحلیل کند، علایق آنها را پیشبینی کند، محتوای متناسب تولید کند و حتی در شکلدهی به مسیر تصمیمگیری آنان اثر بگذارد.
به بیان دیگر، قدرت رسانه از «توزیع محتوا» به سمت «تصمیمسازی» در حال حرکت است.
رسانههای بزرگ جهان از هوش مصنوعی برای شخصیسازی محتوا، تحلیل رفتار مخاطبان و تولید بخشی از گزارشهای مالی و ورزشی استفاده میکنند. این روند نشان میدهد که اتاق خبر آینده صرفاً مجموعهای از خبرنگاران و دبیران نخواهد بود؛ بلکه ترکیبی از انسان، داده، الگوریتم و سامانههای هوشمند خواهد بود.
همین نقطه، مسئله حکمرانی رسانه را به یکی از مسائل اصلی حکمرانی هوش مصنوعی تبدیل میکند.
برندی که الگوریتمها میسازند
در عصر پلتفرمها، تصویر یک کشور دیگر فقط در سفارتخانهها، شبکههای تلویزیونی یا رسانههای رسمی ساخته نمیشود. بخش مهمی از این تصویر را الگوریتمها و پلتفرمهای دیجیتال شکل میدهند.
از این منظر، برند ملی هر کشور تا حد زیادی به نحوه حضور آن در فضای دیجیتال وابسته است.
در این نشست همچنین بر ضرورت جلوگیری از «ریبرندینگ» محصولات و دستاوردهای دانشبنیان ایرانی توسط دیگر کشورها تأکید شد؛ مسئلهای که نشان میدهد رقابت فناورانه فقط بر سر ساخت یک محصول نیست، بلکه بر سر مالکیت روایت، اعتبار علمی و هویت آن محصول در سطح جهانی نیز هست.
تقویت دیپلماسی دادهای و توجه به جایگاه زبان فارسی در مدلهای هوش مصنوعی جهانی نیز از دیگر موضوعات مطرحشده بود.
تهدید اصلی فقط «فیکنیوز» نیست
با گسترش هوش مصنوعی، تولید محتوای جعلی نیز وارد مرحلهای تازه شده است. تولید تصویر، صدا و متن جعلی با کیفیت بالا میتواند تشخیص واقعیت از جعل را دشوارتر کند و ظرفیت عملیات شناختی را افزایش دهد.
از همین رو، ایجاد اتاقهای خبر هوشمند و سامانههای رصد روایت میتواند به یکی از اجزای مهم پدافند رسانهای تبدیل شود؛ سامانههایی که علاوه بر رصد اخبار جعلی، بتوانند روند شکلگیری و گسترش روایتهای رقیب را نیز تحلیل کنند.
در چنین شرایطی، امنیت سایبری دیگر صرفاً حفاظت از سرورها و شبکهها نیست؛ امنیت در عصر هوش مصنوعی، امنیت داده، مدل، روایت و فرآیند تصمیمسازی را نیز شامل میشود.
ایران به «سند حکمرانی رسانه و هوش مصنوعی» نیاز دارد؟
یکی از پیشنهادهای کلیدی مطرحشده در این نشست، تدوین «سند حکمرانی رسانه و هوش مصنوعی» بود؛ سندی که در آن مسئولیت الگوریتمها، مدلهای دادهای و بازیگران مختلف اکوسیستم رسانهای بهصورت شفاف مشخص شود.
مسئله مهم این است که اگر الگوریتمی تصمیمی اثرگذار بر افکار عمومی بگیرد، چه کسی مسئول آن است؟ اگر یک مدل هوش مصنوعی اطلاعات نادرست تولید کند چه نهادی باید پاسخگو باشد؟ و اگر پلتفرمها با الگوریتمهای خود روایت خاصی را تقویت کنند، آیا سازوکار نظارتی مشخصی برای آن وجود دارد؟
این پرسشها نشان میدهد که حکمرانی هوش مصنوعی نمیتواند صرفاً به صدور مجوز برای استفاده از چند ابزار یا تدوین چند دستورالعمل محدود شود.

از «استفاده از ChatGPT» تا فهم تنظیمگری هوشمند
در نهایت، یکی از هشدارهای مهم این نشست متوجه نوع نگاه جامعه و حتی نظام آموزشی به هوش مصنوعی بود.
اگر مواجهه با هوش مصنوعی صرفاً به استفاده از ابزارهایی مانند ChatGPT برای تولید متن، ترجمه یا جستوجو محدود شود، بخش اصلی تحول فناورانه از دست خواهد رفت.
مسئله آینده، فقط کاربر هوش مصنوعی بودن نیست؛ بلکه شناخت سازوکارهای تولید، مالکیت داده، آموزش مدلها، امنیت، تنظیمگری و اثرگذاری الگوریتمهاست.
به همین دلیل، عبور از نگاه «ابزارمحور» و حرکت به سمت دانش عمیق تنظیمگری هوشمند میتواند یکی از پیششرطهای حضور مؤثر ایران در رقابت فناوری آینده باشد.
جمعبندی
آنچه از مباحث این نشست برمیآید این است که رقابت هوش مصنوعی، برخلاف تصور رایج، صرفاً مسابقهای برای ساخت مدلهای بزرگتر و ابزارهای هوشمندتر نیست. مسئله اصلی، قدرت حکمرانی بر فناوری و توان تبدیل آن به قدرت اقتصادی، رسانهای، امنیتی و تمدنی است.
برای ایران، چالش اصلی شاید کمبود دانش فنی نباشد؛ بلکه فاصله میان دانش، سیاستگذاری و اجراست. کشوری که نتواند برای داده، الگوریتم، رسانه، امنیت و روایت خود سازوکار حکمرانی ایجاد کند، ممکن است در آینده نه صرفاً مصرفکننده فناوری، بلکه مصرفکننده تصمیمهایی باشد که دیگران با فناوری برای او ساختهاند.
در این میان، بازطراحی حکمرانی رسانه، ایجاد ساختارهای چابک برای سیاستگذاری هوش مصنوعی، تقویت امنیت سایبری، توسعه سواد دیجیتال و حفاظت از هویت و زبان فارسی، دیگر انتخابهای جانبی نیستند؛ بلکه بخشی از الزامات رقابت در عصر جدید فناوری به شمار میروند.