انسان ۴.۰ در جهان الکتریک استیت
سومین حلقه «درنگ» نسبت انسان و فناوری را از دریچه سینما بازخوانی کرد

در جهانی که فناوری دیگر صرفاً یک ابزار نیست، بلکه به محیط زیست انسان تبدیل شده است، پرسش از «انسان بودن» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. آیا در عصر هوش مصنوعی و جهانهای میانجیشده، هنوز میتوان تجربهای اصیل از حضور، رابطه و زیستن داشت؟
به همین مناسبت، پژوهشگاه فضای مجازی روز ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ در خانه اندیشهورزان، سومین نشست از سلسله حلقههای اندیشه «درنگ» را با موضوع «انسان ۴.۰ در جهان الکتریک استیت؛ بازخوانی جهان فیلم The Electric State» برگزار کرد. این نشست با تسهیلگری عرفان گرگین، منتقد و پژوهشگر هنر و فلسفه، به بررسی لایههای فلسفی، رسانهای و انسانشناختی یکی از آثار شاخص علمیتخیلی سالهای اخیر پرداخت.
در این نشست، فیلم نه صرفاً بهعنوان یک اثر سرگرمکننده، بلکه بهمثابه متنی برای اندیشیدن به نسبت انسان، فناوری و آینده مورد واکاوی قرار گرفت؛ رویکردی که «درنگ» را از یک نشست نقد فیلم، به فضایی برای گفتوگوی میانرشتهای درباره مسائل بنیادین عصر دیجیتال تبدیل کرده است.

وقتی فناوری به محیط زندگی تبدیل میشود
عرفان گرگین در آغاز نشست با تفکیک میان «موضوع» و «فرم» در سینما، تأکید کرد که ارزش یک فیلم تنها در آن چیزی نیست که روایت میکند، بلکه در شیوهای است که مخاطب را وادار به تجربه جهان خود میکند. به گفته او، The Electric State بیش از آنکه درباره رباتها یا هوش مصنوعی باشد، درباره وضعیت تازهای از زیست انسانی است؛ وضعیتی که در آن فناوری دیگر بیرون از انسان قرار ندارد، بلکه محیط ادراک، ارتباط و تجربه او را شکل میدهد.
از این منظر، عنوان فیلم نیز صرفاً به یک مکان یا رویداد اشاره نمیکند، بلکه «وضعیتی» را توصیف میکند که انسان امروز در آن زندگی میکند؛ جهانی که شبکهها، دادهها و سامانههای هوشمند، میان انسان و واقعیت واسطه شدهاند.

فقر حضور در جهانی سرشار از اشیا
یکی از محورهای اصلی این نشست، تحلیل پارادوکس مرکزی فیلم بود؛ جهانی که از منظر فناوری، اشیا و زیرساختها غنیتر از همیشه است، اما همزمان تجربه انسانی در آن کمرنگتر شده است.
گرگین با اشاره به جهان فیلم توضیح داد که رباتها، ماشینها و فناوریهای عظیم تقریباً همه فضای روایت را اشغال کردهاند، اما آنچه کمتر دیده میشود «حضور انسان» است. از نگاه او، مسئله اصلی فیلم سلطه ماشینها نیست، بلکه تضعیف تجربه زیسته انسان در جهانی است که اتصال دیجیتال جای حضور واقعی را گرفته است.
وی دستگاههای Neurocaster را نمادی از این وضعیت دانست؛ فناوریهایی که ارتباط دائمی را ممکن میکنند، اما تجربه مستقیم جهان را کاهش میدهند.

پرسشی درباره معنای انسان بودن
در ادامه نشست، این پرسش مطرح شد که اگر حافظه، ادراک، ارتباط و حتی تجربههای عاطفی انسان به فناوری سپرده شود، چه چیزی از انسان بودن باقی خواهد ماند؟
گرگین با بهرهگیری از رویکرد پدیدارشناسی، تأکید کرد که جهان صرفاً مجموعهای از اشیا نیست، بلکه عرصهای برای تجربه معنا، رابطه، ترس، امید و حضور است. از همین رو، پرسش بنیادین فیلم را میتوان اینگونه صورتبندی کرد: آیا انسان هنوز در جهان سکونت میکند یا صرفاً به آن متصل است؟
به باور او، خطر آینده نه شورش رباتها، بلکه کاهش تدریجی توان انسان برای تجربه بیواسطه جهان است؛ وضعیتی که در آن اتصال دیجیتال، جای حضور واقعی را میگیرد.

وقتی فرم و محتوا از هم فاصله میگیرند
یکی از نکات تحلیلی نشست، بررسی نسبت میان فرم و محتوای فیلم بود. گرگین معتقد است The Electric State از فقدان حضور و فرسایش تجربه اصیل سخن میگوید، اما ریتم سریع، شوخیهای مداوم و حجم بالای محرکهای بصری، کمتر فرصت میدهد مخاطب این فقدان را در سطح تجربه احساس کند.
به گفته او، همین فاصله میان «آنچه فیلم میگوید» و «آنچه مخاطب تجربه میکند»، خود به یکی از مهمترین نقاط قابل تأمل اثر تبدیل شده است.

سینما؛ بستری برای اندیشیدن به آینده انسان
جمعبندی این نشست نشان داد که آثار علمیتخیلی امروز، بیش از آنکه درباره آینده فناوری باشند، درباره اکنون انسان سخن میگویند. از این منظر، The Electric State آینده را پیشبینی نمیکند، بلکه پرسشهایی را پیش روی مخاطب قرار میدهد که هماکنون نیز با آنها مواجه است؛ پرسشهایی درباره نسبت انسان با فناوری، کیفیت حضور، معنای تجربه و امکان حفظ عاملیت انسانی در جهانی که هر روز بیش از گذشته شبکهای، دادهمحور و میانجیشده میشود.
سومین حلقه اندیشه «درنگ» نیز با همین رویکرد، کوشید نشان دهد که سینما میتواند فراتر از روایت و سرگرمی، بستری برای گفتوگو درباره مهمترین مسائل تمدنی عصر دیجیتال باشد؛ مسائلی که فهم آنها، نیازمند درنگ، تأمل و گفتوگوی میانرشتهای است.