صادق نیکو در نشست تخصصی گرافن؛ دیپلماسی رسانه‌ای در جنگ، تحلیل میدان و عملکرد ما
چهار شنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
زمان تقریبی مطالعه ۱۴ دقیقه
نشست تخصصی «گرافن» در نوبتی حساس و راهبردی، به سراغ یکی از پیچیده‌ترین مولفه‌های قدرت در دنیای معاصر، یعنی «نقش رسانه در دیپلماسی جنگ» رفت. این نشست با حضور صادق وفایی‌نیکو، کارشناس حوزه ارتباطات و رسانه و از چهره‌های پیشگام فضای مجازی برگزار شد؛ کارشناسی که تجربه‌ای متراکم و غنی را، از نخستین جرقه‌های شکل‌گیری زیست‌بوم دیجیتال ایران در دوران وبلاگ‌نویسی و گوگل‌پلاس تا هدایت کمپین‌های مدرن رسانه‌ای، در کارنامه دارد. محور اصلی این گفتگو، واکاوی دقیق عملکرد ایران در جریان «جنگ رمضان» و چالش‌های رساندن ندای حقانیت کشور به افکار عمومی جهان، در تقابل با هیمنه و انحصار رسانه‌های جریان اصلی (Mainstream) بود.

ایران؛ ملتی بی‌رسانه در مقیاس جهانی

نخستین فرضیه بنیادین وفایی نیکو در این نشست، توصیف ایران به عنوان یک «ملت بی‌رسانه» در تراز جهانی است. وی استدلال می‌کند که در ساختار رسانه‌ای دنیا، ایران تریبون مستقلی که بتواند به طور موثر صدای ملی را نمایندگی کند، در اختیار ندارد. به گفته او، تنها در موارد استثنایی که مواضع ایران با رسانه‌هایی چون الجزیره همسو می‌شود، بخشی از صدای ما انعکاس جهانی پیدا می‌کند.

در گذشته، بار اصلی تبیین سیاست‌های حاکمیت بر عهده «آقای شهید» (به عنوان عالی‌ترین مقام سیاسی و نظامی) بود که رسانه‌های جهان به دلیل جایگاه رسمی ایشان، ناچار به انعکاس مواضعشان بودند. با فقدان ایشان در دقایق اولیه جنگ رمضان، این مسئولیت میان سایر ارکان حاکمیت تقسیم شد تا خلاء تبیینی و تهدیدی در میدان رسانه پر شود.

دکترین جنگ نامتقارن در میدان رسانه

وفایی نیکو با استفاده از یک استعاره نظامی، وضعیت ایران را به «جنگ نامتقارن رسانه‌ای» تشبیه کرد. در یک جنگ کلاسیک و متقارن، قدرت‌ها بر اساس تعداد ناوها و جنگنده‌ها سنجیده می‌شوند، اما ایران به دلیل نداشتن ناوگان‌های رسانه‌ای مانند  CNN، BBC یا اسکای نیوز، ناچار به استفاده از روش‌های نامتعارف است.

همان‌طور که در میدان نبرد، پهپادها توازن را در برابر تجهیزات گران‌قیمت تغییر می‌دهند، در رسانه نیز ایران به سمت کنشگری‌های خرد اما موثر حرکت کرده است. این مدل باعث شد که بار رسانه‌ای میان اکانت‌های مختلف، از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی گرفته تا فرماندهان نظامی و اکانت‌های نیروهای مسلح، توزیع شود تا هر کدام بخشی از جبهه را پوشش دهند.

 پدیده «سایه‌نویسی» و تغییر لحن برای مخاطب جهانی

یکی از بخش‌های تحلیلی برجسته نشست، بررسی نقش «سایه‌نویس‌ها» (Shadow Writers) در اکانت‌های مقامات رسمی بود. وفایی نیکو توضیح داد که در دنیا، سیاسیون افرادی را دارند که هویت قلمی آن‌ها را مدیریت می‌کنند. در جنگ اخیر، یک «خطای آگاهانه» اما موثر در اکانت ریاست مجلس (قالیباف) رخ داد؛ لحن نوشته‌ها از یک «بچه مشهدی رزمنده» به سمت ادبیاتی شیفت پیدا کرد که برای یک شهروند آمریکایی یا فعال اقتصادی بین‌المللی قابل فهم باشد.

او تأکید کرد که ترجمه تحت‌اللفظی پیام‌ها برای دنیا کافی نیست؛ بلکه باید پیام را برای جامعه هدف بازتولید کرد. وقتی با مخاطب آمریکایی صحبت می‌شود، باید از شاخص‌های بورس، مارکت و دغدغه‌های اقتصادی او سخن گفت تا پیام در عمق استراتژیک دشمن شنیده شود.

 انقلاب «دیپلمات‌های کوله‌پشتی» در سفارت‌خانه‌ها

وفایی نیکو عملکرد برخی سفارت‌خانه‌ها، به ویژه سفارت ایران در آفریقای جنوبی را یک نقطه عطف دانست. این اکانت با شکستن پروتکل‌های اتوکشیده و کلاسیک دیپلماتیک، وارد فضای کنشگری تهاجمی شد که بازخورد جهانی بی‌نظیری داشت. این موفقیت منجر به ابلاغیه‌ای از سوی وزارت خارجه شد تا سایر سفارت‌خانه‌ها نیز این مسیر را دنبال کنند.

وی این نسل جدید را «دیپلمات‌های کوله‌پشتی» نامید که هم‌زمان نقش سوژه‌یاب، عکاس و تدوین‌گر را ایفا می‌کنند. این افراد به جای انتظار برای دستورالعمل‌های سنگین از تهران، با شناخت ترندها، میم‌ها و زبان مخفی شبکه‌های اجتماعی، شمشیر رسانه‌ای ایران را در خارج از مرزها صیقل دادند. کلید موفقیت آن‌ها، خروج از «پیله» (Cocoon) خودی و برقراری ارتباط با خبرنگاران و کاربران غیرفارسی‌زبان پیش از وقوع بحران بود.

 آسیب‌شناسی رسانه ملی؛ از بوروکراسی تا فقدان درام خبری

بخش عمده‌ای از نقد وفایی نیکو متوجه ساختار صداوسیما بود که آن را سازمانی «فشل و سنگین» توصیف کرد. او با ذکر خاطره‌ای از معطل شدن مجریان معروف پشت گیت‌های سازمان به دلیل بوروکراسی آفیش، اشاره کرد که این ساختار حتی برای شرایط صلح هم چابک نیست .

وی با مقایسه عملکرد رسانه‌هایی چون BBC، مفهوم «درام خبر» را مطرح کرد. رسانه‌های جهانی خبر را به شکل یک داستان پرکشش با شخصیت‌های خاکستری و فراز و فرودهای دراماتیک ارائه می‌دهند که مخاطب را سرگرم و اقناع می‌کند. در مقابل، رسانه ملی همیشه به دنبال نمایش یک «برد شش بر صفر» است. وقتی رسانه همیشه مدعی پیروزی مطلق است، مخاطب در دنیای واقعی با شنیدن خبرهایی مثل آتش‌بس، دچار تضاد روانی و احساس شکست می‌شود، زیرا آمادگی مواجهه با واقعیت‌های خاکستری را ندارد.

 ایتا و بحران حکمرانی بر فیک‌نیوزها

وفایی نیکو هشدار تندی نسبت به وضعیت پیام‌رسان ایتا داد و آن را یکی از تهدیدات داخلی در زمان جنگ برشمرد. او معتقد است ایتا به دلیل عدم پروموت کردن رسانه‌های رسمی و معتبر، به جولانگاه فیک‌نیوزها (Fake News) تبدیل شده است. وی با ذکر مثالی از مادر خود و بسیاری از مردم در شهرستان‌ها، اشاره کرد که چگونه اخبار جعلی مثل «زدن نتانیاهو» به طور مداوم در این پلتفرم بازنشر می‌شود و مرجعیت تحلیل را از بین می‌برد.

او پیشنهاد داد که ایتا باید ملزم به رعایت پروتکل‌های حکمرانی شود؛ مشابه توییتر که برای توییت‌های ترامپ «تگ فیک» می‌گذاشت. ایتا باید رسانه‌های رسمی را در ویترین خود قرار دهد تا سلامت روانی جامعه حزب‌اللهی و انقلابی با شایعات بی‌اساس به خطر نیفتد.

 راهبرد اقتصادی برای عبور از بن‌بست فیلترینگ

در حوزه فیلترینگ، کارشناس نشست معتقد است که بستنِ صرف راهگشا نیست و باید «انتفاع اقتصادی» مردم را با سیاست‌های ملی گره زد.

  • حل مسئله معیشت: اگر حاکمیت می‌خواهد مردم از اینستاگرام کوچ کنند، باید شرایطی فراهم کند که سود یک فروشنده در پلتفرمی مثل «باسلام» بیشتر از اینستاگرام باشد. او پیشنهاد داد صداوسیما و شهرداری‌ها بیلبوردها و باکس‌های تبلیغاتی خود را رایگان در اختیار این پلتفرم‌ها بگذارند تا نفع اقتصادی مردم تغییر کند.
  • تغییر الگوی مصرف: وی با ذکر مثالی از حضور رهبری کنار تابلوی «کاچیران»، تأکید کرد که حمایت از انتفاع اقتصادی بخش خصوصی در راستای منافع کلان، یک تدبیر هوشمندانه است.

لزوم بازشدن سوپاپ‌های نقد سیاسی

وفایی نیکو تأکید کرد که بخشی از تمایل مردم به رسانه‌های خارجی، ناشی از انسداد فضای نقد و نظر در داخل است. وقتی پلتفرم‌های داخلی به جای تعامل (Web 2.0)، به شکل یک‌سویه (Web 1.0) عمل کنند، مخاطب احساس خفگی می‌کند. او پیشنهاد داد که باید در فضای سیاسی داخلی سوپاپ‌هایی باز شود تا نقدها و نظرات مختلف شنیده شود. اگر مخاطب «خبر متوازن» را در داخل دریافت کند، دیگر نیازی به تحمل سختی فیلترشکن برای یافتن حقیقت در رسانه‌های معاند نخواهد داشت.

نتیجه‌گیری و چشم‌انداز آینده

آینده دیپلماسی رسانه‌ای ایران در گرو اعتماد به نسل جدید و عبور از کلیشه‌های سنگین بوروکراتیک است. وفایی نیکو هشدار داد که اگر بعد از پایان جنگ، دوباره ساختارهای کهنه و تفکرات کلاسیک بر میدان مسلط شوند، سرمایه‌ای که توسط دیپلمات‌های جوان در جنگ رمضان به دست آمده، از بین خواهد رفت. رسانه باید به عنوان بخشی از زنجیره تسلیحاتی کشور دیده شود و همان‌طور که برای موشک هزینه می‌شود، برای رسانه نیز باید سرمایه‌گذاری هوشمندانه صورت گیرد. در نهایت، پیروز این میدان کسانی هستند که می‌توانند از پیله خود خارج شده و با زبان دنیا، درام خبری خود را روایت کنند.

 

صوت
ویدیو