زنان، داده‌ها و امنیت اجتماعی: روایت آسیب‌های پنهان زنان در فضای مجازی | گزارشی از ۲۷مین نشست کربن
سه شنبه, ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان تقریبی مطالعه ۱۸ دقیقه
درتاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ پژوهشگاه فضای مجازی میزبان «نشست حقوق زنان در فضای مجازی از داده تا امنیت اجتماعی» با حضور حسین قاضی‌زاده؛ استاد دانشگاه و وکیل دادگستری بود. این نشست به بررسی تأثیر حضور گسترده اجتماعی زنان بر افزایش نرخ بزهکاری و بزه‌دیدگی آنان می‌پردازد؛ در این راستا، سخنران ابتدا مفاهیمی چون بزه‌دیدگی ثانویه و ثالث را تبیین کرده و توضیح می‌دهد که چگونه عرف‌های نانوشته و ساختارهای اجتماعی مانع از گزارش‌دهی جرایم توسط زنان می‌شوند، سپس به چالش‌هایی نظیر تله‌های عاطفی، باج‌گیری‌های سایبری و نقش والدین مجازی یا اینفلوئنسرها در تغییر هنجارها اشاره می‌کند و در نهایت، بر لزوم ارتقای سواد رسانه‌ای و استخراج آمارهای دقیق برای اصلاح قوانین و پیشگیری از آسیب‌های فضای مجازی تأکید می‌گردد.

درآمدی بر تحول تاریخی جایگاه حقوقی زنان

دکتر قاضی‌زاده بحث خود را با تبیین پیوند ناگسستنی میان حضور اجتماعی و پدیده‌های بزهکاری و بزه‌دیدگی آغاز کرد و اظهار داشت که در دوران مدرن، به میزانی که مشارکت بانوان در فضاهای تحصیلی و شغلی جدی‌تر شده، ابعاد حقوقی حضور آنان نیز پیچیدگی بیشتری یافته است. ایشان با نگاهی تاریخی به قرون ۱۸ و ۱۹ اشاره کرد که در آن مقطع، به دلیل فقدان حضور مؤثر و نظام‌مند زنان در ساختار قدرت و اجتماع، متون حقوقی و مجموعه‌های جرم‌شناسی برخورد بسیار حاشیه‌ای و کم‌اهمیتی با پدیده زن داشتند. اما درعصر حاضر، با تغییر توازن جنسیتی در عرصه‌های علمی و اشتغال میلیونی آنان در بخش‌های خصوصی و دولتی، ضرورت تعریف حقوق جدید و صیانت از آن دوچندان شده است. این حضور گسترده، علاوه بر ایجاد مطالبات حقوقی نوین مانند تساوی در دستمزدها که از دهه‌های ۱۹۲۰ در غرب آغاز شد، قانون‌گذار را مکلف ساخته تا فراتر از نگاه‌های سنتی، به تدوین نظامات حمایتی متناسب با نقش‌های مدیریتی، سیاسی و اجتماعی زنان بپردازد.

 

 تحلیل پویایی کنشگری نخبگان و سرعت استیفای حقوق

سخنران با ارائه یک تحلیل تطبیقی، به بررسی «بازه زمانی تبدیل مطالبه به حق تثبیت‌شده» پرداخت و از پویایی چشمگیر جامعه زنان در سال‌های اخیر سخن گفت. ایشان مثال «حق حضور در ورزشگاه‌ها» را مطرح کرد که از ابتدای دهه ۸۰ با چالش‌های عرفی، فقهی و حقوقی متعددی مواجه بود و طی یک فرایند طولانی ۱۷ تا ۲۰ ساله به یک پدیده پذیرفته‌شده تبدیل شد. در مقابل، مطالبه «حق رانندگی با وسایل نقلیه موتوری» را مثال زد که در بازه‌ای کمتر از دو سال، از مرحله تصور و مطالبه به مرحله تثبیت و تدوین آیین‌نامه رسید. این تفاوت زمانی فاحش نشان‌دهنده آن است که قشر نخبه و الیت زنان، امروزه با بهره‌گیری از ابزارهای اجتماعی، با سرعتی بسیار بیشتر مطالبات خود را به کرسی می‌نشانند. از این رو، دکتر قاضی‌زاده به حاکمان و قانون‌گذاران توصیه کرد که پیش از آنکه مطالبه‌ای به مرحله تصادم و تنش اجتماعی برسد، با انجام پیمایش‌های اجتماعی دقیق، حقوق احتمالی را پیش‌بینی و مدیریت کنند .

دکتر قاضی‌زاده به پدیده‌ای نوین تحت عنوان «والدین مجازی» اشاره کرد که در آن، چهره‌های تأثیرگذار یا اینفلوئنسرها جایگزین الگوهای سنتی نظیر پدر، مادر و معلمان شده‌اند.

ظهور مفهوم «والدین مجازی» و تغییر مرجعیت الگوهای رفتاری

در بخش تحلیل آسیب‌شناختی فضای مجازی، دکتر قاضی‌زاده به پدیده‌ای نوین تحت عنوان «والدین مجازی» اشاره کرد که در آن، چهره‌های تأثیرگذار یا اینفلوئنسرها جایگزین الگوهای سنتی نظیر پدر، مادر و معلمان شده‌اند. ایشان استدلال کرد که فرزندان امروزی بخش عمده‌ای از زمان بیداری خود را در گروه‌های همسالان و فضای مجازی می‌گذرانند و دانا بودن به داده‌های این فضا (اعم از اخبار زندگی سلبریتی‌ها، مدل‌های لباس و سبک‌های زندگی دیجیتال) به معیاری برای پذیرش اجتماعی و «بزرگ شدن» تبدیل شده است. این تغییر مرجعیت به حدی عمیق است که برخی گروه‌های مجازی (مانند برخی باندهای موسیقی در شرق آسیا) با ترویج ادبیات خودکشی یا رفتارهای هنجارشکنانه، تأثیری بسیار فراتر از والدین حقیقی بر ذهن و روان نوجوانان و جوانان می‌گذارند. در واقع، اینفلوئنسرها با تعریف عرف‌های جدید، تعیین می‌کنند که چه رفتاری «خوب» یا «بد» تلقی شود و افراد برای فرار از طرد شدن توسط گروه همسالان، ناگزیر به تبعیت از این والدین مجازی هستند.

 نظریه معاشرتهای ترجیحی و قدرت هژمونیک عرفهای نانوشته

سخنران با استناد به نظریه «معاشرت‌های ترجیحی» ادوین ساترلند، بیان کرد که انسان‌ها به طور ذاتی تمایل دارند با کسانی همنشینی کنند که بیشترین شباهت فکری و رفتاری را به آنان دارند. این میل به شباهت در فضای مجازی باعث شکل‌گیری «گروه‌های هم‌فکر» یا گنگ‌هایی می‌شود که اعضای آن به شدت خود را مکلف به رعایت قواعد و «عرف‌های نانوشته» آن گروه می‌دانند؛ عرف‌هایی که گاه از قوانین رسمی کشور نیز نافذتر هستند. دکتر قاضی‌زاده تأکید کرد که جامعه بانوان در فضای مجازی دارای حساسیت‌ها، بینش‌ها و نگرش‌های خاصی است که لزوماً برای مردان قابل درک یا ارزش‌گذاری نیست، اما بر ذهنیت زنان هژمونی جدی دارد. این عرف‌های نانوشته تعیین‌کننده مطلوبیت یا نامطلوبیت یک پدیده در میان زنان هستند و نقض آن‌ها می‌تواند منجر به فشارهای روانی سنگین یا حذف از گروه‌های اجتماعی مجازی شود.

 

کالبدشکافی لایههای سهگانه بزهدیدگی و پدیده عدم گزارشدهی

دکتر قاضی‌زاده با نگاهی تخصصی به حوزه قربانی‌شناسی (Victimology)، بزه‌دیدگی زنان را در سه سطح تحلیل کرد که لایه سوم آن در فضای مجازی بسیار مخرب است. بزه‌دیدگی اولیه همان وقوع جرم است، اما در بزه‌دیدگی ثانویه، ساختارهای قضایی و حتی محیط خانواده با برخورد سرد و مقصر جلوه دادن زن، او را از پیگیری حق منصرف می‌کنند. فاجعه اصلی در «بزه‌دیدگی ثالث» رخ می‌دهد که در آن جامعه با ادبیاتی ملامت‌گر (مانند: چرا این عکس را گذاشتی؟ یا چرا خودت چراغ سبز نشان دادی؟)، قربانی را عامل اصلی وقوع جرم معرفی می‌کند. این فشار اجتماعی باعث شده است که آمارهای رسمی جرائم علیه زنان در فضای مجازی بسیار کمتر از واقعیت باشد؛ چرا که بانوان از ترس شرم اجتماعی، جرائمی مانند فشار برای انتشار چت، صوت یا تصاویر خصوصی را گزارش نمی‌کنند و تنها جرائم مالی (فیشینگ) را که جنبه حیثیتی ندارد، به پلیس فتا ارجاع می‌دهند.

 

چالشهای ساختاری فضای سایبر و تهدید حذف اجتماعی

سخنران ویژگی‌های ذاتی فضای مجازی نظیر «جهان‌شمولی و فقدان مرز»، «گمنامی کاربران» و «جعل هویت» را از اصلی‌ترین چالش‌های امنیت زنان برشمرد. در این فضا، مجرمان با استفاده از تله‌های عاطفی و هویت‌های جعلی، اقدام به «زورگیری سایبری(Cyber-Extortion) می‌کنند که به دلیل بی‌صدا و نامرئی بودن، واکنش سریع پلیسی را برنمی‌انگیزد اما آثار مخربی بر روان قربانی می‌گذارد. نکته حائز اهمیت در استدلال ایشان، تفاوت پیامد نقض حریم خصوصی برای زنان و مردان بود؛ در حالی که مردان پس از یک خطای رسانه‌ای یا اخلاقی معمولاً می‌توانند به عرصه قدرت و شهرت بازگردند، عرف جامعه در قبال زنان به سمت «حذف کامل اجتماعی» حرکت می‌کند. همچنین، فقدان امکان نظارت مؤثر و ساختارهای حفاظتی فیزیکی (مانند حراست یا دوربین) در فضای مجازی، باعث شده است که این فضا به بستری ناامن برای بانوانی تبدیل شود که به دلیل پیوندهای عاطفی، بیشتر در معرض آسیب هستند.

بزه‌دیدگی زنان را در سه سطح تحلیل کرد که لایه سوم آن در فضای مجازی بسیار مخرب است. بزه‌دیدگی اولیه همان وقوع جرم است، اما در بزه‌دیدگی ثانویه، ساختارهای قضایی و حتی محیط خانواده با برخورد سرد و مقصر جلوه دادن زن، او را از پیگیری حق منصرف می‌کنند. فاجعه اصلی در «بزه‌دیدگی ثالث» رخ می‌دهد که در آن جامعه با ادبیاتی ملامت‌گر (مانند: چرا این عکس را گذاشتی؟ یا چرا خودت چراغ سبز نشان دادی؟)، قربانی را عامل اصلی وقوع جرم معرفی می‌کند.

آنارشی اینترنتی، تلههای عاطفی و کلاهبرداریهای مدرن

دکتر قاضی‌زاده به تبیین پدیده «آنارشی اینترنتی» و رواج هویت‌های غیرواقعی پرداخت که منجر به شکل‌گیری پیوندهای عاطفی موقت و سست می‌شود. ایشان با اشاره به تفاوت‌های روان‌شناختی، بیان کرد که تمایل بانوان به ثبات در رابطه، آنان را در معرض باج‌گیری‌های مالی و جنسی توسط افرادی قرار می‌دهد که در ابتدا با شخصیت‌های مطلوب ظاهر می‌شوند. بخش دیگری از سخنان ایشان به کلاهبرداری‌های مدرن تحت پوشش رمالی، فالبینی و جادوگری اختصاص داشت که حتی زنان تحصیل‌کرده را نیز به دلیل خلأهای اطلاعاتی یا عاطفی درگیر می‌کند . در این نوع از کلاهبرداری، قربانی به دلیل دریافت اطلاعات غیبی کاذب، گاه از قربانی شدن لذت می‌برد و هرگز شکایت نمی‌کند. ایشان با استناد به گزارش کمیسیون «برودبند» سازمان ملل، خاطرنشان کرد که73%  زنان خشونت آنلاین را تجربه کرده‌اند و بازه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال به دلیل کمبود تجربه، بیشترین آسیب را در برابر قلدرمآبی‌های سایبری می‌بیند.

 

الزامات راهبردی، نقص آمار و لزوم پیوستهای فرهنگی

در جمع‌بندی نشست و بخش پرسش و پاسخ، تأکید شد که علی‌رغم وجود قوانین نسبتاً مناسب (نظیر قانون جرائم رایانه‌ای)، مشکل اصلی در فقدان «پیوست فرهنگی» و «سواد رسانه‌ای» است. سخنران بزرگ‌ترین خلل در سیاست‌گذاری فعلی را «نقص جدی آمار در حوزه آسیب‌های اجتماعی فضای مجازی» دانست و هشدار داد که آسیب‌های فعلی همچون یک «کوه یخ» (Iceberg) هستند که تنها بخش کوچکی از آن‌ها نمایان است. ایشان با ارائه الگوهای موفق فنی مانند «رمز دوم پویا» یا «سامانه صیاد» که منجر به کاهش جرائم مالی شد، پیشنهاد داد که برای تأمین امنیت زنان نیز ابتدا باید با پژوهش‌های میدانی، نقشه دقیقی از سن قربانیان، نوع جرائم و فراوانی آن‌ها تهیه شود .تنها در این صورت است که می‌توان به جای اصلاحات قانونی کورکورانه، به سمت اقدامات فنی حمایتی و ارتقای سطح آگاهی عمومی حرکت کرد تا از ریزش سرمایه‌های اجتماعی بانوان در فضای مجازی جلوگیری شود

 

صوت
ویدیو