اینفودمی؛ ویروسی خطرناک‌تر از خود بحران | گزارشی از پانزدهمین نشست پیکسل
یکشنبه, ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان تقریبی مطالعه ۲۶ دقیقه
درتاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ پژوهشگاه فضای مجازی میزبان نشست پنل تخصصی « تحلیل و تبیین الگوی مواجهه با اخبار جعلی درفرآیندمدیریت بحران »با حضور رضا پورحسین؛ رئیس دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، داوود نعمتی انارکی؛ دانشیار علوم ارتباطات، گرایش روزنامه نگاری دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ، محمد خدادی؛ معاون اسبق مطبوعاتی وزیر ارشاد و مدیر عامل اسبق ایرنا ، هادی البرزی؛ مدرس دانشگاه و قائم مقام خبرگزاری صداوسیما ، محمد لسانی؛ مدرس و مروج سواد رسانه و محمدحسین آزادی؛ پژوهشگر مطالعات رسانه بود.

در این نشست میهمانان به بررسی ابعاد روان‌شناختی، رسانه‌ای و امنیتی اخبار جعلی و نقش آن‌ها در مدیریت بحران می‌پردازند. سخنرانان بر این باورند که انفعال ذهنی مخاطب و غلبه هیجانات، بستر را برای پذیرش دروغ‌های هدفمند فراهم می‌کند، در حالی که ضعف مرجعیت خبری داخلی و ناهماهنگی مسئولان، به بی‌اعتمادی عمومی دامن می‌زند. همچنین، استفاده از فن‌آوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و جنگ‌های الگوریتمی، ضرورت ارتقای سواد رسانه‌ای و ایجاد سامانه‌های حرفه‌ای راستی‌آزمایی را دوچندان کرده است. در نهایت، مقابله با این پدیده نیازمند بازسازی اعتماد اجتماعی، تقویت تفکر نقادانه و حفظ سرعت و دقت در اطلاع‌رسانی رسمی برای صیانت از امنیت ملی است.

 

رضا پور حسین : روان‌شناسی انفعال ذهنی و بازخوانی مفهوم اخبار جعلی از منظر سازوکارهای ادراکی

دکتر پورحسین معتقد است که پذیرش اخبار، چه جعلی و چه واقعی، بیش از آنکه به ماهیت خود خبر بستگی داشته باشد، به وضعیت روانی و سطح فعالیت ذهن مخاطب وابسته است .زمانی که انسان از حالت فعال به حالت منفعل (پسیو) منتقل می‌شود، مقاومت ذهنی او در برابر اطلاعات شکسته شده و آمادگی بیشتری برای پذیرش هر نوع محتوایی پیدا می‌کند. در این وضعیت، واحد پردازش اطلاعات ذهن (CPU) از مدار خارج شده و فاصله میان محرک و پاسخ از بین می‌رود که نتیجه آن بروز رفتارهای تکانشی و «یهویی» مانند لایک کردن یا بازنشر سریع خبر بدون تحلیل است .این فرآیند ریشه در تمایل ذهن به صرف کمترین انرژی و استفاده از میان‌برهای شناختی دارد که در آن هیجانات بر پردازش ذهنی غلبه کرده و به محرک اصلی رفتارهای ناشیانه تبدیل می‌شوند.

از سوی دیگر، ایشان در مرزبندی قاطع میان خبر جعلی و واقعی تردید کرده و معتقدند که در دنیای ادراک و ذهن، تفکیک میان واقعیت و تخیل بسیار دشوار است. به باور وی، مشکل اصلی نه صرفاً در محتوا، بلکه در «سازوکار» (مکانیزم) ارائه خبر و استفاده از ابزارهایی مانند لحن و زبان بدن است که می‌تواند حتی یک خبر واقعی را فریبنده یا یک خبر نادرست را کاملاً واقعی جلوه دهد. همچنین، گاهی اخبار به ظاهر جعلی به عنوان ابزاری برای شناسایی «سایه‌های روانی» و نقاط آسیب‌پذیر مخاطبان به کار می‌روند تا مشخص شود جامعه در برابر چه موضوعاتی کمترین مقاومت را از خود نشان می‌دهد. در نهایت، ایشان تأکید دارند که یک سازوکار رسانه‌ای غلط می‌تواند حتی صادقانه‌ترین اخبار را تخریب کرده و منجر به تصمیمات نادرست شود.

داود نعمتی انارکی : ارتباط متقابل مدیریت بحران و مکانیسم انتشار اخبار جعلی

مدیریت بحران و پدیده اخبار جعلی پیوندی ناگسستنی دارند و به تعبیر دکتر انارکی، این دو مفهوم به خوبی با یکدیگر منطبق شده و از هم حمایت می‌کنند. بحران به عنوان وضعیتی ناگهانی یا تدریجی تعریف می‌شود که نظم عادی جامعه را مختل کرده و با تهدید امنیت، اعتبار و بقای سیستم، نیازمند تصمیم‌گیری‌های سریع است. بحران‌ها به دو دسته کلی غیرقابل پیش‌بینی، مانند زلزله‌های ناگهانی، و بحران‌های قابل پیش‌بینی تقسیم می‌شوند که در هر دوحالت، بستری برای رشد اخبار جعلی فراهم می‌آید. اخبار جعلی که شامل گزارش‌ها، تصاویر و روایت‌های فریبنده هستند، با هدف فریب افکار عمومی تولید شده و به دلیل شباهت بسیار زیاد به اخبار واقعی ساخته می‌شوند. این شباهت به حدی است که حتی افراد با تجربه را نیز به اشتباه می‌اندازند؛ در واقع، وقوع یک بحران باعث گسترش اخبار کذب شده و متقابلاً اخبار منجر به تشدید بحران می‌شود. تشخیص این اخبار به دلیل ساختار حرفه‌ای آن‌ها دشوار است و اغلب برای ایجاد انحراف در ادراک عمومی از واقعیت‌های موجود در جامعه طراحی و منتشر می‌شوند. از این رو، درک ماهیت بحران بدون در نظر گرفتن نقش مخرب و تقویت‌کننده اخبار جعلی در فضای رسانه‌ای امروز و مدیریت صحیح ابعاد آن امکان‌پذیر نخواهد بود. دکتر انارکی تأکید دارد که این دو پدیده همواره یکدیگر را پوشش داده و در شرایط اضطراری، ابزاری برای به چالش کشیدن مشروعیت و اعتبار سازمان‌ها می‌شوند.

از منظر سازوکار ذهنی، پذیرش اخبار جعلی زمانی رخ می‌دهد که سازمان آگاهی انسان به حالت منفعل درآمده و غلبه هیجانات مانع از صرف انرژی ذهنی برای تحلیل می‌شود. دکتر انارکی تفاوت ظریفی میان شایعه و خبر جعلی قائل است؛ شایعه را دارای رگه‌ای از واقعیت می‌داند اما خبر جعلی را اساساً یک دروغ آشکار توصیف می‌کند. در برخی موارد، رسانه‌ها از تاکتیک «تبخیر» استفاده می‌کنند که در آن بخشی از واقعیت حذف می‌شود تا مخاطب تصویر ناقصی از رویداد دریافت کرده و دچار خطای ادراکی شود. ایشان با نفی دسته‌بندی اخبار به دو گروه «خوب» و «بد»، معتقد است که نباید برای خبر صفت تعیین کرد، چرا که ماهیت و تاثیر خبر بر افراد کاملاً نسبی است. یک خبر واحد می‌تواند برای یک فرد خوشایند و برای فردی دیگر ناگوار باشد، بنابراین توصیف خبر با مفاهیمی مانند خبر خوب، رویکردی دقیق در حوزه رسانه نیست. این مکانیزم‌های پیچیده در انتشار اطلاعات نشان می‌دهند که چگونه حذف یا تغییر جزئیات کوچک می‌تواند کل برداشت و قضاوت مخاطب را نسبت به واقعیت تغییر دهد. در نهایت، شناخت این تفاوت‌ها و پرهیز از قضاوت‌های صفت‌گونه درباره ماهیت خبر، کلید اصلی در تحلیل صحیح پیام‌های رسانه‌ای و مقابله با جریان‌های تحریف‌شده است. آگاهی فعال و عدم برخورد هیجانی با روایت‌ها، راهکاری است که می‌تواند از سقوط ذهن در دام اخبار فریبنده که با ظاهر واقعی عرضه می‌شوند جلوگیری نماید.

محمد خدادی : بحران مرجعیت خبری و استراتژی امنیتی تولید اطلاعات گمراه‌کننده

آقای خدادی معتقد است ریشه اخبار جعلی در ضعف ساختار اطلاع‌رسانی داخلی و فقدان مرجعیت واحد خبری نهفته است. این خلأ باعث شده در زمان بحران‌ها، مقامات در اعلام خبر با هم رقابت کنند که خروجی آن چیزی جز تناقض در آمار و ایجاد ابهام در ذهن مردم نیست. رسانه‌های داخلی نیز به دلیل ضعف در مهارت تولید و روی آوردن به کپی‌ پیست، فاقد تخصص لازم برای مدیریت صحیح اطلاعات هستند. اولویت یافتن سرعت بر دقت و صحت درانتشاراخبار، بستری آماده برای پذیرش هرگونه شایعه درجامعه فراهم آورده است.همچنین، حساسیت‌های افراطی و بالا بردن سنسورها در موضوعات مختلف باعث شده است که کوچک‌ترین مسائل به سوژه‌های خبری بزرگ تبدیل شوند. تعدادزیاد خبرگزاری‌ها بدون تخصص‌گرایی، باعث شده در حوادث، تحلیل‌های دقیق جای خود را به حدس و گمان‌های رسانه‌ای بدهند. این وضعیت منجر به ایجاد فضای شکننده‌ای شده که در آن تحریف خبری به‌سادگی افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ناهماهنگی در بیان جزئیات حوادث توسط مسئولان، اولین و مهم‌ترین گام در سلب اعتماد مردم از رسانه‌های رسمی کشور است.

اطلاعات گمراه‌کننده با اهداف کاملاً امنیتی و توسط اتاق‌های خبر سازمان‌یافته در خارج برای ضربه زدن به نظام طراحی می‌شوند. این جریان‌ها با تمرکز بر موضوعاتی چون فساد و تبعیض، از اظهارات متناقض مسئولان به عنوان ماده خام برای باورپذیری دروغ‌ها بهره می‌برند. آن‌ها با ایجاد سابقه ذهنی از پنهان‌کاری در گذشته، تلاش می‌کنند آمار رسمی در بحران‌های جدید را به‌طور کامل زیر سؤال ببرند. هدف نهایی این راهبرد، ایجاد بی‌اعتمادی به آمار، تزریق ناامیدی از آینده و ایجاد اضطراب وگسست در میان افراد جامعه است. استراتژی تکرار و داغ کردن موضوعات، جامعه را به سمت عدم مشارکت و سیاه‌نمایی مطلق از وضعیت موجود در کشور سوق می‌دهد. نفوذ در ارکان مختلف و برجسته‌سازی نقاط ضعف، بخشی از طراحی گسترده برای القای حس بن‌بست در هویت و تمدن ایرانی است.  در نهایت، این فرآیند پیچیده با هدف تبدیل اعتراضات اجتماعی به اختشاش و ناامنی در سطح کلان ملی دنبال می‌شود. جریان‌های معاند از ظرفیت مخالفان خارجی برای گسترده کردن دامنه اخبار جعلی و تثبیت روایت‌های القایی خود استفاده می‌کنند.

هادی البرزی : تبیین جایگاه رسانه در بحران؛ از تقابل با فیکنیوز تا تحقق مرجعیت خبری

در زمان وقوع بحران‌های ناگهانی، نیاز انسان به خبر برای واکنش فوری و تصمیم‌گیری‌های امنیتی به یک ضرورت حیاتی تبدیل می‌شود که تمام ارزش‌های خبری را در خود جای داده است. در چنین شرایطی، پدیده خبر جعلی یا «اینفودمی» فراتر از جغرافیا ظهور کرده و با ابزارهای پیچیده‌ای نظیر ربات‌ها و هوش مصنوعی، آرایش رسانه‌ای متفاوتی را همپای میدان نبرد شکل می‌دهد. این جریان که در قالب یک پدیده ترکیبی عمل می‌کند، با انتشار آگاهانه دروغ‌های هدفمند درباره توان نظامی یا وضعیت سلامت رقبا، به دنبال حذف رقیب و هدایت افکار عمومی در فضای ابهام است. در طول مراحل مختلف یک بحران، از سایه جنگ تا دوران مذاکرات، رسانه‌های جریان سلطه با تولید اخبار فیک به عنوان بازوی عملیاتی تلاش می‌کنند نظام محاسباتی جامعه را مختل نمایند. بنابراین مقابله با این پیام‌های مخرب در فضای پیچیده شبکه‌های اجتماعی، ضرورتی است که مستقیماً با امنیت و نیازهای فیزیکی شهروندان در ارتباط است.

برای درک عمیق‌تر اخبار جعلی باید به تمایز میان داده، اطلاعات و خبر توجه کرد؛ چرا که فیک‌نیوز حاصل تبدیل عمدی داده‌های غلط به اطلاعات پردازش‌شده برای فریب مخاطب است. این فرایند درست مانند ارائه یک اسکناس جعلی به جای واقعی است که با هدف ایجاد اشتباه محاسباتی درذهن گیرنده انجام می‌شود تا کالا یا امتیازی به ناحق کسب گردد. راهکار کلیدی در مقابل این جنگ شناختی، بازیابی «مرجعیت خبری» از طریق چهار مؤلفه اصلی شامل اعتبار رسانه، اعتماد مخاطب، ضریب نفوذ و قدرت تأثیرگذاری است. در این مسیر، حرکت در سه باند سرعت، صحت و دقت الزامی است تا رسانه داخلی بتواند در رقابت با شاهراه اطلاعاتی دشمن، جایگاه خود را به عنوان منبع اصلی تثبیت کند. اهمیت میدان رسانه امروزه کمتر از میدان نبرد، خیابان یا میز مذاکره نیست و هرگونه خلل در این عرصه می‌تواند به سایر حوزه‌های راهبردی کشور آسیب جدی وارد کرده و تفرقه ایجاد کند

محمد لسانی : بحران حکمرانی در سواد رسانهای و ضرورت تحول فنی و اجتماعی در مقابله با اخبار جعلی

روزنامه‌نگاری ضعیف و عدم ثبات شغلی خبرنگاران که رسانه را نه به عنوان یک قرارگاه، بلکه به عنوان پله‌ای برای عبور می‌بینند، از علل اصلی تولید اخبار جعلی در کشور است.  سواد رسانه‌ای دارای ابعاد اجتماعی و فناورانه است، اما در سطح حکمرانی، سرمایه‌گذاری بلندمدت و پایداری برای توده مردم انجام نشده و رویکردها عمدتاً مقطعی و متمرکز بر راهکارهای میونبر مانند اصلاح منبع یا حذف محتوا از طریق دادستانی بوده است. این نگاه از بالا به پایین باعث شده لایه‌های اجتماعی و «سپر دفاع شناختی» مردم تقویت نشود و کارکردهای اجتماعی رسانه‌ها برای جامعه از بین برود، به طوری که امروز ظرفیت‌سازی‌های اجتماعی در فرهنگ‌سراها فاقد کارکرد واقعی هستند . علاوه بر این، امنیتی‌سازی و سیاسی‌سازی سواد رسانه‌ای منجر به این شده که در سطح جامعه، این آموزش‌ها گاهی به عنوان «سیستم مغزشویی حاکمیت» تلقی شده ومخاطبان نسبت به آن گارد دفاعی بگیرند. برای برون‌رفت از این وضعیت، باید به زمینه‌های اجتماعی بازگشت و سواد رسانه‌ای رااز کف جامعه و مدارس به عنوان یک ضرورت آموزشی و نه یک موضوع پرستیژی دنبال کرد .

امروزه با پلتفرم‌بیس شدن نشر اطلاعات، زیرساخت‌های فنی و الگوریتم‌ها در گردش اخبار مداخله می‌کنند که این امر منجر به پیدایش گونه‌های نوین جنگ الگوریتمی شده است. ظهور هوش مصنوعی در تولید تصاویر و ویدیوهای جعلی، مانند موارد مربوط به موشک تجریش یا حمله به اوین، ضرورت برخورداری از تفکر نقادانه و مهارت‌های فنی برای شناسایی «دیپ‌فیک» را دوچندان کرده است. فقدان شبکه‌های حرفه‌ای و برندهای ملی «فکت‌چک» (راستی‌آزمایی) در داخل کشور باعث شده تا در وقایع حساس، رسانه‌های خارجی مانند بی‌بی‌سی با انجام بررسی‌های فنی، ابتکار عمل را در دست گرفته و روایت خود را به جامعه تحمیل کنند. برای مقابله با پدیده «کلیک‌بیت» و لشکرهای سایبری که به دنبال ایجاد نفرت و عملیات میدانی هستند، پلتفرم‌های داخلی باید امکاناتی نظیر پرچم‌گذاری اخبار جعلی و سیستم ارجاع را ایجاد کنند. همچنین باید از تشخیص‌های ساده فراتر رفت و مهارت‌های تخصصی نظیر «خواندن جانبی (Lateral Reading) و راستی‌آزمایی حرفه‌ای را از طریق آموزش شبکه‌های دانشجویی در سراسر کشور گسترش داد.

 

صوت
ویدیو