در این نشست تخصصی، سخنرانان با تمرکز بر نقش فزاینده فضای مجازی در شکلگیری، تشدید و مدیریت بحرانهای اجتماعی و شناختی، بر ضرورت بازاندیشی در الگوی حکمرانی این فضا تأکید کردند. به گفته آنان، فضای مجازی پیش از بحران میتواند بهعنوان ابزاری برای پایش اجتماعی و شناسایی نشانههای اولیه نارضایتیها و تغییرات رفتاری عمل کند و در زمان بروز بحران نیز، بهواسطه سرعت بالای گردش اطلاعات و شکلگیری کنشهای شبکهای، نقشی تعیینکننده در جهتدهی افکار عمومی ایفا میکند.
سخنرانان با اشاره به ماهیت پیچیده و دوگانه جامعه مجازی، آن را متشکل از کنشگران انسانی، پلتفرمها و الگوریتمها دانستند که کارکردهای ارتباطی، شبکهسازی و اطلاعرسانی آن میتواند هم در خدمت مدیریت بحران و هم در مسیر تشدید آن قرار گیرد. در ادامه، بر وجود شکاف میان تولید دانش و اجرای سیاستها، کندی فرآیندهای قانونی و ضعف در حکمرانی داده بهعنوان موانع اصلی مواجهه مؤثر با بحرانهای نوپدید تأکید شد و ضرورت حرکت بهسوی حکمرانی پیشدستانه، تنظیمگری هوشمند، یکپارچهسازی ساختارهای تصمیمگیری و ارتقای سواد رسانهای بهعنوان پیششرط افزایش تابآوری اجتماعی مورد توجه قرار گرفت.
«بیتوجهی به کارکرد پایش اجتماعی فضای مجازی، موجب تصمیمگیری بدون درک واقعیت اجتماعی و کاهش آمادگی نهادهای مسئول در مواجهه با بحران میشود».
سیدمحمدرضا اصنافی: فضای مجازی و مدیریت بحران از منظر حکمرانی

آقای اصنافی در تبیین مبانی مدیریت بحران، فضای مجازی را یکی از ابزارهای کلیدی حکمرانی در مراحل مختلف بحران معرفی کرد. به گفته وی، پیش از بروز بحران، فضای مجازی میتواند بهعنوان ابزاری برای پایش اجتماعی عمل کرده و نشانههایی از وضعیت عمومی جامعه، سطح حساسیتها و تغییرات رفتاری را در اختیار تصمیمگیران قرار دهد. این فضا امکان مشاهده سریع و کمهزینه تحولات اجتماعی را فراهم میکند و حتی بدون تحلیلهای پیشرفته داده، تصویری کلی از شرایط موجود ارائه میدهد.
از نظر او، بیتوجهی به این کارکرد موجب میشود تصمیمگیریها بدون درک کافی از واقعیت اجتماعی انجام شود و همین امر، آمادگی نهادهای مسئول را در مواجهه با بحران کاهش میدهد.
در مرحله بروز و تداوم بحران، آقای اصنافی به نقش ارتباطی و شبکهای فضای مجازی اشاره کرد و گفت این فضا امکان شکلگیری ارتباطات افقی میان افراد و گروهها را فراهم میسازد و از این طریق، سرعت انتقال اطلاعات و واکنشهای اجتماعی افزایش مییابد. وی تأکید کرد که این شبکهسازی لزوماً ماهیتی سازمانیافته یا هدفمند ندارد و اغلب بر پایه تعاملات روزمره و خودجوش شکل میگیرد. از این منظر، مواجهه با فضای مجازی صرفاً از طریق محدودسازی گسترده، راهکار کارآمدی برای مدیریت بحران محسوب نمیشود. هرچند اعمال اختلال محدود میتواند در کنترل هیجانات مؤثر باشد، اما رویکردهای فراگیر و غیرهدفمند، به کاهش کارآمدی مدیریت ارتباطات در شرایط بحرانی منجر میشود.
در مرحله پس از بحران، وی بر پیامدهای ارتباطی و اجتماعی تداوم محدودیتها تمرکز کرد و افزود استمرار اختلال در فضای مجازی میتواند موجب شکلگیری خلأ اطلاعاتی، افزایش اضطراب عمومی و تضعیف جریان گفتوگوی اجتماعی شود. این وضعیت در بلندمدت اعتماد عمومی را تضعیف کرده و مدیریت بحرانهای آتی را با دشواری بیشتری مواجه میسازد. به همین دلیل، نحوه مواجهه با فضای مجازی پس از بحران، بخشی از فرآیند بازگشت به وضعیت پایدار تلقی میشود.
«علمی که به میدان عمل نرسد، نه مسئلهای را حل میکند و نه شکاف میان جامعه، نخبگان و مدیران را کاهش میدهد».
میثم قمشیان: فاصله میان گفتوگوی علمی و حل مسئله

آقای قمشیان سخنان خود را با طرح این پرسش آغاز کرد که چرا پس از حدود چهار دهه، همچنان بسیاری از مباحث تکرار میشود و چرا خروجی نشستها و گفتوگوهای علمی، اغلب در همان جمعهای محدود باقی میماند. به گفته او، دانش تولیدشده معمولاً به دست کسانی که باید از آن استفاده کنند نمیرسد و نزد خود تولیدکنندگان علم باقی میماند، در حالی که ساختارها و نهادهای متعددی سالهاست درگیر همین موضوعات هستند.
وی مسئله اصلی را نحوه مواجهه با سیاستگذاری دانست؛ جایی که کار اغلب در همان «گذاری» متوقف میشود و سیاست نوشته میشود، بدون آنکه چرخه کامل اجرا، ارزیابی و اصلاح طی شود. قمشیان این وضعیت را بخشی از پدیدهای توصیف کرد که از آن با عنوان «دکتراگرایی» یاد میکند.
در ادامه، او به شکاف میان تولید نظری و میدان عمل اشاره کرد و گفت با غلبه نگاه صرفاً نظری، عملگرایی جای خود را به بحثهای طولانی و مفاهیم پیچیده داده است. الزام به تولید پایاننامه و مقاله با تأکید بر «حرف جدید»، زبان علم را از زبان مدیر اجرایی و حتی از زبان مردم دور کرده و در نتیجه، طرحهایی که برای جامعه معنا دارند، به حاشیه رانده میشوند. به باور او، تفاوت سرعت علم و سرعت عمل باعث شده پژوهش، اغلب از مدیریت اجرایی و مواجهه با بحران عقب بماند و پیوند علم با حل مسائل واقعی مردم تضعیف شود.
«جامعه مجازی، جامعهای پیچیده و الگوریتمیک است که میتواند هم ابزار مدیریت بحران باشد و هم بستر تشدید جنگ شناختی».
میثم علیپور: حکمرانی فضای مجازی و مدیریت بحران شناختی

آقای علیپور بحث خود را با موضوع «جامعه مجازی و مدیریت آن در شرایط بحرانی» آغاز کرد و بر ضرورت تعریف مفاهیم پایه و ادبیات مشترک تأکید داشت. به گفته او، در ادبیات رسمی کشور، بحران به هر وضعیت خارج از شرایط عادی اطلاق میشود و نظام مدیریت بحران، بحرانها را به دو دسته طبیعی و بشرساخته تقسیم میکند.
وی توضیح داد که در مدیریت بحران فضای مجازی، مسئولیتها میان نهادهایی چون پدافند غیرعامل، مرکز افتا، مرکز ملی فضای مجازی و شورای عالی فضای مجازی توزیع شده و همین پراکندگی، به خلأ حکمرانی انجامیده است. علیپور جامعه مجازی را مشابه جامعه واقعی دانست، با این تفاوت که در آن، علاوه بر انسانها، ماشینها و انسانگونهها نیز در شکلدهی به روابط نقش دارند؛ امری که موجب پیچیدگی و الگوریتمیک شدن روابط اجتماعی میشود.
او رسانههای اجتماعی را موتور محرک جامعه مجازی معرفی کرد و شش کارکرد اصلی آن را برشمرد: شبکهسازی، انتشار، اشتراکگذاری، پیامرسانی، گفتوگو و همکاری. به گفته وی، این کارکردها ماهیتی دوگانه دارند و میتوانند هم در خدمت مدیریت بحران و هم در مسیر تشدید بحران و جنگ شناختی قرار گیرند. در پایان، علیپور راه برونرفت از وضعیت موجود را در طراحی پروتکلهای هوشمند، ایجاد ساختار فرماندهی یکپارچه، گذار از مدیریت اطلاعات به مدیریت شناخت و حرکت بهسوی کنشهای پیشدستانه دانست.
«بدون حکمرانی داده، فضای مجازی به میدان جنگ شناختی تبدیل میشود؛ جنگی که ذهن و ادراک کاربران را هدف میگیرد».
سیدعلیرضا آلداوود: حکمرانی داده و بحرانهای شناختی در فضای مجازی
آقای آلداوود بحث خود را با طرح یک فرض آغاز کرد و گفت اگر حکمرانی فضای مجازی در کشور مشابه اتحادیه اروپا بود، نتایج متفاوتی رقم میخورد. وی با اشاره به مقررات GDPR توضیح داد که این قانون حاصل بیش از یک دهه پژوهش است و جریمههای سنگینی برای تخلفات پلتفرمها در نظر گرفته است؛ بهگونهای که شرکتهایی مانند گوگل ناچار به تغییر رفتار شدهاند.
او با اشاره به فقدان قوانین جامع برای حفاظت از کودکان و ردهبندی سنی در کشور، تأکید کرد که نسلهای جدید در فضای بازیها و شبکههای اجتماعی بدون چارچوب مؤثر رها شدهاند. آلداوود با ذکر نمونههایی از رفتار پلتفرمهای جهانی در بحرانها، نشان داد که حکمرانی سایبری واقعی مبتنی بر قانون، قدرت اعمال و سازوکارهای اجرایی است.
در بخش پایانی، وی حکمرانی داده را هسته اصلی قدرت در فضای مجازی دانست و توضیح داد که پلتفرمها با ذائقهسنجی، ذائقهسازی و تصمیمسازی، میتوانند رفتار فرد، جامعه و حتی حاکمیت را تحت تأثیر قرار دهند. به باور او، بحرانهای آینده بیش از آنکه آشکار باشند، پنهان و شناختیاند و بدون حکمرانی داده و سواد رسانهای، جامعه در برابر آنها آسیبپذیر خواهد بود.

آنچه خواندید، گزیدهای از نشست تخصصی «مدیریت و حکمرانی فضای مجازی در شرایط بحرانی» بود که به همت پژوهشگاه فضای مجازی برگزار شد. در ادامه، نسخههای صوتی و تصویری کامل این نشست برای علاقهمندان در دسترس قرار خواهد گرفت.