تبیین فلسفه «نیکولاس کار»؛ رسانه، معمار جدید مغز
امیرپویا باقری (مجری) در ابتدای برنامه به معرفی نیکولاس کار، متفکر آمریکایی پرداخت که با نگاهی میانرشتهای، پیوندی میان فناوری، روانشناسی شناختی و فرهنگ برقرار کرده است. باقری تز محوری کتاب را چنین تبیین کرد: «نویسنده معتقد است برخلاف تصور عمومی، این محتوا نیست که ما را تغییر میدهد، بلکه ماهیت رسانه است که عمیقترین تأثیر را بر تفکر ما دارد.
وی با اشاره به مفهوم «نوروپلاستیسیتی» (انعافپذیری عصبی) توضیح داد که مغز حتی در بزرگسالی در برابر محرکهای تکراری و اعتیادآور اینترنت، ساختار خود را بازآرایی میکند. باقری افزود که ابزارهای فکری در طول تاریخ (مثل نقشه و ساعت) درک ما را از جهان تغییر دادند و اکنون اینترنت با تبدیل محتوا به «تکههای قابل جستجو» و «هایپرلینکها»، بار شناختی سنگینی به حافظه وارد کرده و توان مطالعه عمیق را از بین برده است. او هشدار داد که ما در حال «برونسپاری حافظه» به اینترنت هستیم، در حالی که حافظه بیولوژیک برای بقای فرآیندهای عالی مثل «همدلی» و «استدلال خطی»، نیاز به تمرین و تکرار دارد.

میثم رمضانعلی
کالبدشکافی یک دوره تمدنی؛ ۱۵ سال پس از «کمعمقها»
میثم رمضانعلی بحث خود را با یک نکته کلیدی درباره زمان انتشار کتاب (۲۰۱۰) آغاز کرد. او معتقد است ۱۵ سال در حوزه فناوری معادل یک دوره تمدنی است.
در سال ۲۰۱۰ هنوز اینستاگرام فراگیر نشده بود و موبایلها ابزارهای سادهای بودند، اما امروز اینترنت نه یک انتخاب، بلکه زیرساخت حیات است. شما حتی برای امور اداری، خرید یا حملونقل ناچار به استفاده از گوشی هوشمند هستید. او تأکید کرد که ارزش کتاب در پیشبینی دقیق روندهاست، نه فقط توصیف زمانه خود. رمضانعلی افزود که اگر کتاب امروز بازنویسی میشد، به دلیل ظهور هوش مصنوعی، احتمالاً ادبیات آن بسیار «خشنتر» و هشدارآمیزتر بود.
رمضانعلی با اشاره به فصلی از کتاب که به تاریخ کتابخانهها میپردازد، گفت: «۴۰۰ سال پیش مردم کتاب را بلند میخواندند و قرائتخانهها مجموعهای از اتاقکهای مجزا بود تا صدای افراد مزاحم هم نشود؛ اما امروز ما بیصدا میخوانیم. این نشاندهنده تغییر تدریجی و تکاملی نسبت انسان با ابزار است». وی با مثال زدن از اختراع دیرهنگام چرخِ چمدان در دهه ۶۰ میلادی، اشاره کرد که تکامل ابزارها همیشه با نیازهای ما همگام نیست، اما وقتی تغییری رخ میدهد، «سیمکشی مغز» ما را بر اساس روتینهای جدید تغییر میدهد.
هشدار نسبت به «زامبیسازی» و سقوط توان ذهنی نسل جدید
محمد رستمپور با نگاهی انتقادی و از منظر «قدرت» و «آموزش» به بحث ورود کرد. او با ابراز نگرانی شدید از وضعیت دانشجویان امروز گفت: «دانشجویان در دانشگاههای برتر کشور، روزبهروز ناتوانتر میشوند. آنها در تست زدن ماهرند اما از خلاصه کردن یا ارائه گزارش یک کتاب ناتواناند.
وی با نقلقولی از دکتر شاهقاسمی که نسل جدید را به دلیل سطحینگری «احمق» مینامد، افزود: «اینترنت در حال تبدیل کردن ما به زامبی است؛ زامبی نه به معنای وحشیگری، بلکه به معنای موجودی فاقد شعور، آگاهی و قدرت تجزیه و تحلیل». رستمپور از منظر سیاسی پرسید: «حکومتی که با نسلی فاقد قدرت تفکیک و استنباط مواجه است، چگونه میخواهد اعمال حاکمیت کند؟ ما با یک “گلهگونگی بشر” مواجهیم که مدیریت آن بسیار دشوار است.
چالش نظری؛ اینترنت «ابزار» است یا «محیط زیست»؟
یکی از نقاط عطف نشست، اختلافنظر دو مهمان بر سر ماهیت اینترنت بود.
میثم رمضانعلی تأکید کرد که بزرگترین درس برای حکمرانان این است که بفهمند اینترنت ابزار نیست، بلکه محیط است.
رسانه محیط زیست است. کسی که در ایکس (توییتر سابق) فعالیت میکند، ویژگیهای رفتاری و ذهنی متفاوتی با کاربر اینستاگرام یا پینترست پیدا میکند. هر پلتفرم محیطی با قواعد، قوانین و آیندهای متفاوت میسازد. او معتقد است که حضور در این فضاها نیاز به یک «زیست رسانهای» دارد و نمیتوان صرفاً با نگاه ابزاری و پیامی با آن برخورد کرد.
محمد رستمپور در مقابل معتقد بود که نیکولاس کار در کتاب خود نتوانسته تفاوت اینترنت با «چنگک کشاورزی» را بهدرستی تبیین کند.
نویسنده اینترنت را همچنان یک ابزار میبیند. او نتوانسته بپروراند که این فناوری چگونه مستقیماً با «دستگاه ادراک و معرفت» انسان درگیر میشود. رستمپور همچنین نقد کرد که کتاب به جنبههای اقتصادی و سود کلان شرکتهای فناوری از «حماقت بشر» و «اعتیاد دیجیتال» بیتوجه بوده است.

محمد رستمپور
هنر نویسنده در ایجاد «شوک شناختی»؛ تجربه مطالعه آنلاین
میثم رمضانعلی در دفاع از ساختار کتاب در پاسخ به نقد رستمپور که کتاب را صرفاً یک مقاله بسطیافته میدانست، از حجم ۳۵۰ صفحهای کتاب دفاع کرد، و عنوان کرد برای ایجاد شوک در مخاطب و وادار کردن او به بازبینی در رفتارهایش، یک مقاله کافی نیست. نویسنده با انبوهی از مثالها (بیش از ۳۴۰ منبع) جهانی را خلق میکند که خواننده را دچار شوک سنگینی میکند.
رمضانعلی به یکی از زیباترین تعابیر کتاب اشاره کرد: «خواندن کتاب در اینترنت شبیه به این است که بخواهید کتاب بخوانید در حالی که همزمان در حال حل کردن جدول هستید؛ هایپرلینکها مدام تمرکز شما را متوقف میکنند و این یعنی مرگِ عمیقخوانی». او هنر نویسنده را در این دانست که موضوع را به «مغز و تمرکز» محدود نگه داشت و وارد حواشی اقتصادی و سیاسی نشد.
جمعبندی؛ راه نجاتی از اقیانوس دیجیتال هست؟
امیرپویا باقری در بخش پایانی، از میهمانان پرسید که آیا امیدی به اصلاح این وضعیت هست یا ما در چاهی بیانتها افتادهایم؟
میثم رمضانعلی راهکار اصلی را ارتقای «سطح آگاهی» دانست.
حتی اگر ناچار به استفاده از فناوری هستیم، باید بدانیم چه بلایی سر ما میآید. مطالعه کتابهایی مثل «مدیریت توجه» یا «قلاب» ضروری است. او با ذکر مثالی از یک خانواده که فرزندانشان با وجود داشتن آیفون ۱۳، بهراحتی آن را کنار گذاشته و بازی میکردند، تأکید کرد که مشکل اصلی لزوماً خودِ ابزار نیست، بلکه نوع تعامل و آگاهی ماست. او کتاب نیکولاس کار را «دعوت به تأمل» در مورد وضعیت انسانی ما نامید.
محمد رستمپور با نگاهی هشدارآمیز گفت: «اینترنت در حال ساختن الهیاتی است که اختیار را از بشر میگیرد».
او از سیاستگذاران خواست تا به بهانه «مدرنسازی» و «خدمات آنلاین»، همه ابعاد زندگی مردم را به اینترنت گره نزنند. او تأکید کرد: «هر تسهیلی لزوماً پیشرفت نیست. نباید نوجوانان را پیش از رسیدن به بلوغ و آگاهی، به سمت این اقیانوس هل داد.»
نتیجهگیری: این نشست با تأکید بر لزوم مطالعه این کتاب توسط مسئولان و تصمیمگیران کشور به پایان رسید؛ چرا که به تعبیر کارشناسان، بدون شناخت دقیق این «محیط»، هرگونه سیاستگذاری در فضای مجازی محکوم به شکست یا خطاهای راهبردی خواهد بود.