وقتی «کد» بی‌رحم‌تر از دیکتاتور می‌شود؛ روایتی از امپراتوری هولناک داده‌ها
چهار شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴
زمان تقریبی مطالعه ۱۶ دقیقه
در تاریخ ۱۲ آذر ۱۴۰۴، پژوهشگاه فضای مجازی میزبان نشستی تخصصی با عنوان «امپراتوری داده‌ها؛ چگونه زندگی ما مدیریت، پیش‌بینی و تصرف می‌شود؟» بود. در این جلسه که با محوریت نقد و بررسی کتاب «بسیار هوشمند: چگونه سرمایه‌داری دیجیتال، داده‌ها را استخراج، زندگی ما را کنترل و جهان را تصرف می‌کند؟» برگزار شد، دکتر محمدعلی داگسترنیا به‌عنوان مترجم این اثر و دستیار رسانه‌ای وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به ایراد سخنرانی پرداخت. در این گزارش، محورهای اصلی سخنرانی به تفکیک ارائه شده است.

۱. پیام نویسنده

دکتر داگسترنیا برای آغاز بحث، پیام ویدیویی اختصاصی جیتان سادوفسکی، نویسنده کتاب «بسیار هوشمند» را پخش کرد. این پیام که حاصل مکاتبات پیشین بود، بیانگر خرسندی نویسنده از دیده شدن اثرش در جوامع دیگر بود. در نهایت، عنوان اصلی ارائه با پرسش «مالکیت داده و چرا هک می‌شویم؟» مطرح شد تا بررسی شود که آیا هک صرفاً سرگرمی هکرهاست یا اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری در پس آن نهفته است.

۲. سرمایه‌داری دیجیتال: تداوم انقلاب صنعتی در فرمی نوین

دکتر داگسترنیا با استناد به کتاب و گزارش سال ۲۰۱۵ نشریه اکونومیست، اشاره کرد که نبردهای بسیاری بر سر مالکیت داده‌ها شکل گرفته است، زیرا داده‌ها به اقتصاد جدید رونق می‌بخشند. وی این پرسش را مطرح کرد که ماهیت این اقتصاد چیست و چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را در بر دارد؟ بر اساس دیدگاه مطرح‌شده در کتاب، ما با یک دگرگونی تاریخی گسسته مواجه نیستیم؛ بلکه فناوری کنونی، تداوم همان انقلاب صنعتی است که تنها در قالبی جدید بازتولید شده است. این نگاه جامعه‌شناسانه که یادآور آرای گئورگ زیمل در کتاب «فردیت و فرم‌های اجتماعی» است، نشان می‌دهد که اگرچه با ظهور گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی احساس گسست از تاریخ به ما دست داده، اما با نگاهی عمیق‌تر درمی‌یابیم که همان مکانیزم‌های پیشین در صورتی تازه فعال هستند.

ما با یک دگرگونی تاریخی گسسته مواجه نیستیم؛ بلکه فناوری کنونی، تداوم همان انقلاب صنعتی است که تنها در قالبی جدید بازتولید شده است.

دکتر دادگسترنیا با ارجاع به داستان «ماشین متوقف می‌شود» (The Machine Stops)، نقد دورکیمی مبنی بر عبور از مرحله الهیاتی را به چالش کشید و با تایید نگاه نویسنده کتاب، تأکید کرد که بشر همچنان در پارادایم‌های الهیاتی به سر می‌برد و تنها شکل ظاهری آن تغییر کرده است؛ گویی ماشین‌ها ساخته دست بشر نیستند و جایگاهی مقدس یافته‌اند.

۳. اقتصاد سیاسی هک و نشت داده‌ها

در ادامه، دکتر دادگسترنیا به موضوع «هک» و ارتباط مستقیم آن با سرمایه‌داریِ داده‌محور پرداخت. وی بیان داشت شرکت‌هایی که افراد را ردیابی می‌کنند، خود نیز هدف حملات سایبری قرار می‌گیرند. ایشان با اشاره به هک‌های گسترده اخیر در ایران و انتشار داده‌ها در وب و دارک‌وب، واکنش کاربران ایرانی مورد تحلیل قرار گرفت. به گفته ایشان، شوخی‌های کاربران (مانند اشاره به سفارش‌های غذا در نیمه‌شب) نه ناشی از بی‌خیالی، بلکه نوعی «مواجهه طنزآمیز» جامعه در برابر پدیده‌ای است که کنترلی بر آن ندارد.

شوخی‌های کاربران (مانند اشاره به سفارش‌های غذا در نیمه‌شب) نه ناشی از بی‌خیالی، بلکه نوعی «مواجهه طنزآمیز» جامعه در برابر پدیده‌ای است که کنترلی بر آن ندارد.

دکتر داگسترنیا هشدار داد که این مسائل معمولاً با یک بیانیه عذرخواهی ظاهری پایان می‌یابد و پس از مدتی به فراموشی سپرده می‌شود، در حالی که دسترسی عمومی به این حجم از داده‌ها بسیار هولناک است. وی با ارجاع به نظرات «لنگدون وینر»، فناوری را پدیده‌ای ذاتاً سیاسی دانست که نیازمند رگولاتوری (تنظیم‌گری) دقیق است، چرا که اشکال فنی، مستقیماً رفتار انسانی را شکل می‌دهند.

۴. سیاست فناوری: کد به‌مثابه قانون و وجه الهیاتی آن

دکتر دادگسترنیا با استناد به جمله مشهور لارنس لسینگ که «کد، قانون است» و وندی چون که معتقد است «کد بهتر از قانون عمل می‌کند»، وجه الهیاتی فناوری شرح داد. استدلال این است که کارشناس انسانی (قاضی یا مجری قانون) ممکن است دچار خطا شود یا انعطاف نشان دهد، اما کد یک «جبر خطی» است که هرگز اشتباه نمی‌کند و از تعریف خود عدول نمی‌نماید؛ بر این اساس ما امری مواجهیم که به شدت ترسناک است. حتی مستبدترین حاکمان نیز ممکن است فرمان عفو صادر کنند، اما کد فاقد چنین درکی است.

حتی مستبدترین حاکمان نیز ممکن است فرمان عفو صادر کنند، اما کد فاقد چنین درکی است.

دکتر دادگسترنیا اشاره کرد که وقتی کد را به مثابه قانون بپذیریم، راه گریزی نخواهیم داشت و این «الهیات دیجیتال» است که ما را پاداش یا مجازات می‌کند. وی به مقاله‌ای در سال ۲۰۱۰ اشاره کرد که روش‌های جمع‌آوری داده را به دلیل تأثیرگذاری بر رفتار انسان «مضحک» خوانده بود (مانند رصد کاربران توسط ابزارهای شخصی هوشمند یا تشخیص گفتار توسط ژیروسکوپ‌ها). اگرچه این مباحث در گذشته دور از ذهن بود، اما پس از وقایعی نظیر انفجار پیجرها در لبنان و ترور دانشمندان، درک چگونگی ردیابی و نظارت برای عموم ملموس‌تر شده است.

۵. مصادیق عینی امپراتوری داده‌ها

دکتر داگسترنیا برای روشن شدن بحث، مثال‌هایی واقعی را مطرح کرد که عبارتند از:

  • نمای خداگونه (God View) در اوبر: که تصویری کلی از شهر را در اختیار شرکت قرار می‌دهد و بدون اطلاع کاربران، از داده‌های مکانی آن‌ها برای مقاصد تجاری دیگر استفاده می‌کند.
  • خرید Whole Foods توسط آمازون: این معامله ۲۵ میلیارد دلاری در سال ۲۰۱۱، نه صرفاً برای تصاحب فروشگاه‌ها، بلکه با هدف دستیابی به «داده‌های آفلاین» و ترکیب آن با داده‌های آنلاین جهت تکمیل پازل رفتار مشتریان انجام شد.
  • فروشگاه تارگت (Target): ماجرای معروف تحلیل الگوی خرید یک دختر نوجوان (تغییر خرید به سمت مواد ترش و مکمل‌ها) که منجر به پیش‌بینی بارداری او و ارسال پیام تبریک شد؛ موضوعی که ابتدا خشم پدرش را برانگیخت اما صحت آن بعداً تأیید شد.
  • باشگاه مشتریان: این سیستم‌ها اگرچه ظاهراً به اقتصاد کمک می‌کنند، اما در پارادایم جمع‌آوری داده عمل می‌کنند. به گفته «اندرو اِنگ»، شرکت‌ها محصولاتی را نه برای هدف اعلامی، بلکه برای جمع‌آوری داده و کسب درآمد از کانال‌های دیگر عرضه می‌کنند.

۶. سه باور غلط درباره فناوری

دکتر دادگسترنیا در بخشی دیگر از این نشست، سه پندار نادرست رایج درباره فناوری را نقد کرد:

  1. فناوری پدیده‌ای جدا از جامعه و خارج از کنترل است:مانند بلایای طبیعی (زلزله) که باید در برابر آن تسلیم شد؛ دیدگاهی مشابه جوامع باستانی که برای مهار خشم طبیعت قربانی می‌دادند.
  2. پیشرفت فناوری خطی و اجتناب‌ناپذیر است:تصور اینکه مسیر از ابزار سنگی به تراشه سیلیکونی و کوانتومی یک خط مستقیم است و باید آسیب‌های آن را به عنوان هزینه طبیعی پیشرفت پذیرفت.
  3. فناوری همواره نیروی رهایی‌بخش است: اگرچه فناوری وجوه رهایی‌بخش دارد (مانند توانمندسازی افراد در شبکه‌های اجتماعی)، اما گاهی علیه آزادی عمل می‌کند (مانند کمپین‌هایی که در ظاهر رهایی‌بخش‌اند اما در عمل داده‌های کاربران را جمع‌آوری می‌کنند).تأکید شد که این باورها خطرناک هستند، زیرا فناوری را امری «طبیعی» و «غیرقابل تغییر» جلوه می‌دهند.

۷. پاداش و مجازات خودکار در زندگی روزمره

در بخش پایانی، به مکانیزم‌های کنترلی پرداخته شد.موافقت‌نامه‌های «همه یا هیچ» (All or Nothing) قدرت انتخاب را از کاربر سلب می‌کنند و اغلب بدون مطالعه پذیرفته می‌شوند. مثال‌های ارائه شده عبارت بودند از:

  • مسواک‌های هوشمند: که عدم رعایت روتین بهداشتی ثبت‌شده توسط آن‌ها، منجر به عدم تعلق بیمه دندانپزشکی می‌شود.
  • خودروهای قسطی هوشمند: که در صورت تأخیر در پرداخت قسط، حتی اگر خودرو در حال انتقال بیمار به بیمارستان باشد، پس از ۱۰ دقیقه خاموش می‌شوند.
  • خانه‌های هوشمند: که امکان قفل شدن از راه دور را دارند و گزارش‌هایی از حبس منجر به مرگ در آن‌ها وجود دارد.
  • سیستم‌های امتیازدهی اعتباری: که یک تأخیر در پرداخت (حتی به دلیل فقر) می‌تواند به محرومیت دائمی و حاشیه‌نشینی اجتماعی منجر شود (مانند تلاش دانشگاه آکسفورد برای اعطای وام بر اساس رزومه که لغو شد).

سرمایه‌داری دیجیتال، همچون همتای صنعتی خود، انسان‌ها را زیر چرخ‌دنده‌های انباشت داده له خواهد کرد، مگر آنکه مهار شود.

جمع‌بندی

دکتر داگسترنیا در پایان نشست نتیجه‌گیری کرد که سرمایه‌داری دیجیتال، همچون همتای صنعتی خود، انسان‌ها را زیر چرخ‌دنده‌های انباشت داده له خواهد کرد، مگر آنکه مهار شود. این روند هیچ «حد یقفی» ندارد و مواجهه با امپراتوری داده‌ها نیازمند نگاه انتقادی، تنظیم‌گری (رگولاتوری) فعال و پاسخ جمعی به این پرسش بنیادین است: «حالا با این همه چه باید کرد؟».

آنچه خواندید، گزیده‌ای از نشست تخصصی «امپراتوری داده‌ها؛ چگونه زندگی ما مدیریت، پیش‌بینی و تصرف می‌شود؟» با محوریت نقد و بررسی کتاب «بسیار هوشمند: چگونه سرمایه‌داری دیجیتال، داده‌ها را استخراج، زندگی ما را کنترل و جهان را تصرف می‌کند؟» بود. در ادامه نسخه‌های صوتی و تصویری کامل این نشست، به همت پژوهشگاه فضای مجازی، برای علاقه‌مندان و مخاطبان در دسترس است.

صوت
ویدیو