این پنل تخصصی با محوریت تدوین طرح کلان برای توسعه هوش مصنوعی در لایه محتوا و خدمات محتوایی باحضور کارشناسان و فعالان این حوزه برگزار شد. امیر شکوهینیا با نقد سند جامع هوش مصنوعی، آن را واکنشی و فاقد آیندهنگری دانست و بر ضرورت رویکرد مسئلهمحور و بازارمحور تأکید کرد. وی همچنین به اولویت حل مسائل عملی در شرکت پیشران اشاره و انتقاد کرد که معرفی مدلهای خارجی بهعنوان محصول داخلی، ارزش واقعی برای صنعت ندارد. احسان امینی ظرفیتهای بومی ایران، از جمله دادههای غنی و نیروهای انسانی فعال را برجسته کرد و لزوم تمرکز بر مزیتهای رقابتی، بومیسازی مدلها و توسعه ائتلافهای منطقهای را مورد توجه قرار داد. سینا کیهانیان بر اهمیت کیفیت دادهها، تعریف شاخصهای سنجش و هماهنگی سیاستگذاری با بخش خصوصی تأکید کرد و ضعفهایی مانند نبود برچسبگذاری استاندارد را مانع پیشرفت خواند. محمدحسین متقیزاده تمرکز بر اصول موضوعه و استقلال شبکهای را راهبرد تولید محتوای هوش مصنوعی بومی معرفی کرد و نقش دولت را در تسهیل و نظارت در کنار بخش خصوصی و نهادهای مردمی موثر دانست. محمد قزانزاده نیز ضرورت ایجاد همکاری میان صنایع خلاق، رسانه و فناوری برای تولید محتوای مؤثر، حکمرانی مسئولانه فضای مجازی و بومیسازی فناوریهای هوش مصنوعی در حوزههای فرهنگی و دینی را یادآور شد.
امیر شکوهینیا: هوش مصنوعی؛ از قانونگذاری پسینی تا رویکرد مسئلهمحور
آقای شکوهی نیا ضمن بررسی «سند جامع هوش مصنوعی» تأکید کردند که هوش مصنوعی پدیدهای جدید محسوب نمیشود و طی ۵ تا ۸ سال اخیر در حوزههای فنی کشور نیز مورد استفاده قرار گرفته است. وی افزود آنچه در سالهای اخیر برجسته شده، ظهور مدلهای زبانی و شیوههای نوین تعامل با کاربر است.
به اعتقاد ایشان، سند موجود بیشتر واکنشی به شرایط فعلی است تا یک طرح آیندهنگر، در حالی که تدوین اسناد بالادستی باید بر پیشبینی تحولات و جلوگیری از عقبماندگی در برابر جهشهای فناوری تمرکز داشته باشد. از نظر ایشان، فقدان برشهای محتوایی، صنعتی و موضوعی مشخص از جمله ضعفهای مهم این سند است.
وی همچنین ضمن مخالفت با رویکرد تنظیمگری متمرکز توسط حاکمیت، تأکید کرد که ورود حاکمیت به این حوزه باید بر اساس قواعد بازار باشد و سند بالادستی زمانی کارآمد خواهد بود که کارکردی مشابه «راهنمای کاربر» داشته، عاری از ابهامات ادبی بوده و خروجیهای آن قابل ارزیابی باشند.
در تشریح رویکرد مجموعه پیشران، آقای شکوهی اظهار داشت که این شرکت همواره اولویت را به حل مسئله میدهد و در صورت نیاز بدون محدودیت از مدلهای خارجی استفاده میکند. به گفته ایشان، رقابت مستقیم با شرکتهای بزرگ جهانی به دلیل محدودیتهای زیرساختی کشور (در حوزه سختافزار، نیروی انسانی و محتوا) مؤثر نبوده و تمرکز باید بر بهینهسازی راهکارهای موجود باشد. به عنوان نمونه، وی به کاهش هزینه هر پیام در سامانه چتبات شرکت از ۵۰ تومان به ۵ تومان اشاره کرد و پروژههایی مانند بهبود سامانههای «تبدیل گفتار به متن» فارسی را از جمله اولویتهای کاری مجموعه دانست. ایشان تصریح کردند که مجموعه پیشران در عمده فعالیتها مصرفکننده فناوری هوش مصنوعی است، اما با شناخت دقیق نقاط کاربرد، بیشترین بازدهی حاصل میشود. وی همچنین نسبت به معرفی مدلهای خارجی با عنوان محصول داخلی توسط برخی شرکتها انتقاد کرد و این رویکرد را فاقد ارزش واقعی برای صنعت دانست.
سند موجود بیشتر واکنشی به شرایط فعلی است تا یک طرح آیندهنگر، در حالی که تدوین اسناد بالادستی باید بر پیشبینی تحولات و جلوگیری از عقبماندگی در برابر جهشهای فناوری تمرکز داشته باشد.
احسان امینی: رویکردهای تحولی ایران در عصر هوش مصنوعی
احسان امینی سخنان خود را در سه محور ارائه کرد: وضعیت هوش مصنوعی در جهان، منطقه و ایران، تأثیر آن بر حوزه محتوا و خدمات محتوایی؛ و رویکردهای تحولی پیشنهادی برای ایران. وی با اشاره به رشد شتابان بازار جهانی و سهم برجسته رسانه و تبلیغات، رقابت آمریکا و چین و حرکت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به سمت بومیسازی مدلها را برجسته کرد. به گفته او ایران با وجود سرمایهگذاری اندک و ضعف جدی در حکمرانی و حفاظت دادهها، دارای ظرفیتهای مهمی همچون دادههای بومی غنی و حضور فعال نیروهای انسانی در پروژههای متنباز است.
در محور دوم، وی بر بازآفرینی زنجیره ارزش محتوا از تولید انبوه تا شخصیسازی پیشرفته، جایگزینی جستجوی سنتی با مدلهای زبانی، و اهمیت روزافزون دادههای باکیفیت تأکید کرد. همچنین ظهور عاملهای هوشمند محتوا، محتوای چندوجهی و تعاملی، و لزوم ارتقای مهارت و سواد هوش مصنوعی مورد اشاره قرار گرفت. در بخش پایانی، آقای امینی بر لزوم تعیین جایگاه ایران در زنجیره ارزش منطقه و جهانی، تمرکز بر مزیتهای رقابتی همچون محتوای اسلامی حلال، ایجاد ائتلافهای منطقهای، توسعه حوزههای تخصصی نظیر متون حقوقی، و ارتقای رسانههای ملی به تلویزیون تعاملی برای بهرهگیری کامل از ظرفیتهای هوش مصنوعی تأکید کرد.
ایران با وجود سرمایهگذاری اندک و ضعف جدی در حکمرانی و حفاظت دادهها، دارای ظرفیتهای مهمی همچون دادههای بومی غنی و حضور فعال نیروهای انسانی در پروژههای متنباز است.
سینا کیهانیان: سیاستگذاری هوش مصنوعی و محتوا: از چالش داده تا فرصت نوآوری
کیهانیان ، با اشاره به اهمیت نگاه شبکهای و بازخوردی میان مردم، تولیدکنندگان محتوا و حاکمیت، تأکید کرد که اخبار جعلی میتوانند هم برای مردم نقش اطلاعرسانی و پالایش محتوا را داشته باشند و هم برای حاکمیت کارکردی در مدیریت جریانهای خبری ایفا کنند. او با بیان اصطلاح «نگاه فستفودی» در مصرف محتوا، بر ضرورت توجه به کیفیت، شخصیسازی و پژوهش در تدوین اسناد تأکید کرد و گفت اسناد راهبردی باید خلاصه، هدفمحور و با روش اجرایی مشخص باشند. وی لزوم تعریف شاخصهای سنجش در سطح راهبردی، پذیرش سهم پلتفرمهای خارجی، نگاه بازدارنده و فرصتمحور به فناوریهای شالودهشکن مانند هوش مصنوعی و انجام پژوهشهای پشتیبان برای انتخابهای درست را مطرح کرد.
او با انتقاد از رویکردهای تکراری گذشته همچون تمرکز بر پردازش زبان طبیعی فارسی، به ضعف جدی در استفاده عملی از دادهها و نبود برچسبگذاری استاندارد اشاره کرد و آن را مانع پیشرفت در پروژههایی مانند فیکنیوز دانست. کیهانیان نبود اتصال میان نهادهای حاکمیتی و بخش خصوصی را عامل شکست در پیوند سیاستگذاری با اجرا عنوان کرد و روند معکوس نسبت به کشورهای دیگر را یادآور شد. همچنین با ذکر نمونههایی از سوگیری در دیتاستهای بینالمللی، بر ضرورت ایجاد دیتاستهای ملی استاندارد برای آموزش مدلها و کاهش وابستگی تأکید کرد.
محمدحسین متقیزاده: اصول موضوعه و استقلال شبکهای؛ راهبرد هوش مصنوعی بومی
متقیزاده، بر ضرورت تعریف و تبیین دقیق «اصول موضوعه» بهعنوان مبنای راهبردی در تولید محتوا، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، تأکید کرد. تقیزاده بیان داشت که تولید محتوا باید با مشخصبودن ماهیت، مخاطب هدف و مقصود نهایی صورت گیرد. در این چارچوب، محتوا صرفاً نقش انتقال اطلاعات ندارد، بلکه ابزار هویتساز، اعتمادآفرین و زبان ارتباطی جامعه است و باید اهداف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی کشور را در جهت یک هدف غایی تأمین کند. او در تحلیل هویت فردی، پنج لایه اصلی شامل محیط، رفتار، باورها، ارزشها و مهارتها را مطرح نمود و معتقد است هوش مصنوعی میتواند در ارتقاء و هدایت هر یک از این لایهها نقش مؤثر داشته باشد. وی همچنین یادآور شد که ایران در تاریخ خود، مزیت مطلق در تولید فرهنگ، حکمت، فلسفه و اندیشه داشته و نباید برای خوراک فکری به منابع خارجی وابسته شود.
در ادامه، متقیزاده «استقلال» را نه به معنای خودکفایی مطلق، بلکه به شکل گسترش ارتباطات شبکهای چندلایه معرفی کرد که مصونیت کشور را در برابر اختلالهای مقطعی حفظ میکند. رویکرد پیشنهادی او بر تعریف اصول موضوعه دقیق برای هدایت الگوریتمهای هوش مصنوعی متمرکز است تا نتیجه آن رشد جامع شهروندان ایرانی در ابعاد فردی، خانوادگی، هویتی و ارزشی باشد و از تولید محتوای سطحی یا شعاری پرهیز شود. او همچنین تأکید کرد که دولت باید نقش ناظر و تسهیلگر را ایفا کند و از ظرفیت بخش خصوصی و نهادهای مردمی مشابه مدل هیئتهای مذهبی بهره گیرد. به اعتقاد وی، آثار و مفاهیم ادبی و فرهنگی ایران، ازجمله اشعار فردوسی، باید با قالبهای نوین نظیر تصویر، صدا و روایت بازآفرینی شوند. در پایان، تقیزاده خواستار ارائه پیشنهادهای عملیاتی از سوی فعالان حوزه شد تا این طرح در مراحل آتی تکمیل و اجرایی گردد.
محتوا صرفاً نقش انتقال اطلاعات ندارد، بلکه ابزار هویتساز، اعتمادآفرین و زبان ارتباطی جامعه است و باید اهداف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی کشور را در جهت یک هدف غایی تأمین کند.
حسین کریمی: تمرکز هوشمند؛ کاربردپذیری و حوزههای نوظهور
حسین کریمی، رئیس هیئت مدیره شرکت هوشمند اول شریف ومشاور چند شرکت حوزه فناوری، با انتقاد از تدوین اسناد کلان دارای جزئیات فنی ثابت، گفت ابزارهایی مثل ایجنتها و مدلهای تخصصی توسط چند توسعهدهنده و در مدت کوتاه قابل پیادهسازی هستند و نیازی به سیاستگذاری حاکمیتی در این سطح ندارند. وی با اشاره به سرعت پیشرفت فناوری و متنباز بودن ابزارها، تأکید کرد که بومیسازی کامل مدلها ضرورتی ندارد و میتوان با روشهایی مانند Fine-Tuning، مهندسی پرامپت و پنلهای کاربرپسند نیازها را برطرف کرد. همچنین ساخت ایجنتهای چندرسانهای و اپلیکیشنها اکنون بدون کدنویسی پیچیده ممکن شده است. او امور فنی عملیاتی مانند بکاپ و تضمین سرویس را وظیفه بخش خصوصی و شرکتهای زیرساخت دانست و نمونههایی از پروژههای داخلی را در این زمینه بیان کرد.
او از نبود تمرکز بر «کاربردپذیری» در اسناد حمایتی انتقاد کرد و آن را عامل سوءاستفادههایی مانند ریبرندسازی مدلهای موجود و دریافت بودجههای بیثمر دانست. کاربردپذیری را شاخصی قابلاندازهگیری معرفی کرد که میتواند بهعنوان رویکردی فرهنگی و عملیاتی زندگی مردم را سادهتر کند. کریمی پیشنهاد کرد. ایران برای کسب مزیت رقابتی در حوزه هوش مصنوعی، بر حوزههایی متمرکز شود که غولهای فناوری در آنها حضور ندارند یا تمرکز کافی ندارند، مشابه تجربه موفق صنعت پهپاد، و تأکید کرد که نقش حاکمیت باید محدود به دو محور : حمایت از بخش خصوصی برای گسترش کاربردپذیری خدمات هوش مصنوعی و سرمایهگذاری در پژوهش و توسعه حوزههای نوظهور و کمرقیب باشد.
ایران برای کسب مزیت رقابتی در حوزه هوش مصنوعی، بر حوزههایی متمرکز شود که غولهای فناوری در آنها حضور ندارند
محمد قزانزاده: هوش مصنوعی در تولید محتوا: تقاطع مخاطب، حکمرانی دیجیتال و ضرورت بومیسازی
در این نشست آقای قزانزاده در ابتدا صحبت های خودبه مرکز نوآوری شهید آوینی به جهت اهمیت کاربرد هوش مصنوعی در تولیدات رسانهای پرداختند و با اشاره به تجربه سریال «سیزده» به تأثیر عمیق انتقال شخصیتهای داستان به فضای مجازی، مانند اینستاگرام، که موجب درگیری شدید مخاطب با محتوا و شکلگیری پویشهای اجتماعی شد، نکاتی مهم را بیان کردند. ایشان تأکید کردند که برای موفقیت در تولید محتوا باید نقطه تقاطع مخاطب با محتوا شناسایی شود و این امر مستلزم همکاری و همنشینی فعالان صنایع خلاق، رسانه و هوش مصنوعی است. همچنین به ضرورت تمرکز بر مزیتهای رقابتی و نوآوری در حوزههای متنوع محتوا مانند کمیک، موسیقی و محصولات فرهنگی اشاره کرد.
قزانزاده درباره حکمرانی فضای مجازی و نقش بخش خصوصی نیز هشدار دادند که سپردن کامل این عرصه به بخش خصوصی میتواند منجر به حکمرانی خارج از کنترل و تهدید امنیت اجتماعی شود. علاوه بر این، ایشان بر اهمیت بومیسازی فناوریهای هوش مصنوعی به ویژه در حوزههای موسیقی سنتی و محتواهای متناسب با جهان اسلام تأکید کردند و پیشنهاد دادند برای ارتقا و ساماندهی تولید محتوا، نظامهای رتبهبندی دائمی و جشنوارههای ملی طراحی و اجرا شود تا ضمن حمایت از تولیدکنندگان، سیاستگذاری روشنتری در صنعت محتوا شکل گیرد.