مدرسه فصلی «والدگری در عصر فضای مجازی» در پردیس قم پژوهشگاه فضای مجازی برگزار شد
یکشنبه, ۳۰ آذر ۱۴۰۴
زمان تقریبی مطالعه ۴۷ دقیقه
در روزهای ۲۹ و ۳۰ آذرماه ۱۴۰۴، مدرسه فصلی «والدگری در عصر فضای مجازی» با حضور جمعی از والدین دغدغه‌مند، معلمان، مربیان و پژوهشگران حوزه کودک، خانواده و رسانه، به همت پژوهشگاه فضای مجازی (پردیس قم) برگزار شد. این مدرسه فصلی با تمرکز بر نسبت خانواده و دنیای دیجیتال، تلاش داشت به یکی از مهم‌ترین و ملموس‌ترین مسائل زندگی امروز خانواده‌ها بپردازد؛ مسئله‌ای که تصمیم‌گیری درباره آن، تأثیری مستقیم بر رشد، یادگیری، هویت‌یابی و سلامت روان کودکان و نوجوانان دارد. در این رویداد آموزشی، فضای مجازی نه به‌عنوان یک تهدید مطلق و نه صرفاً یک ابزار خنثی، بلکه به‌مثابه بخشی از زیست روزمره خانواده‌ها مورد توجه قرار گرفت. مدرسه فصلی «والدگری در عصر فضای مجازی» با رویکردی کاربردی و واقع‌بینانه شکل گرفت تا به‌جای نسخه‌پیچی‌های یکسان، مجموعه‌ای از تجربه‌ها،  دیدگاه‌ها و راهکارهای عملی را در اختیار خانواده‌ها قرار دهد و امکان تصمیم‌گیری آگاهانه متناسب با شرایط متنوع خانواده‌ها را فراهم سازد. حضور اساتید و پژوهشگران حوزه‌های روان‌شناسی کودک و خانواده، علوم تربیتی، رسانه و بازی‌سازی، این امکان را فراهم کرد که موضوع والدگری در عصر دیجیتال از زوایای مختلف و مکمل بررسی شود. تبادل تجربه، گفت‌وگو، طرح پرسش‌های واقعی خانواده‌ها و بازاندیشی در شیوه‌های تربیتی، از جمله محورهایی بود که این مدرسه فصلی بر آن تأکید داشت. مدرسه فصلی «والدگری در عصر فضای مجازی» کوشید فراتر از یک برنامه آموزشی کوتاه‌مدت، بستری برای یادگیری جمعی، هم‌افزایی و بازنگری در نقش والدین در مواجهه با تحولات پرشتاب دنیای دیجیتال فراهم آورد و زمینه‌ساز شکل‌گیری نگاه‌های آگاهانه‌تر و مسئولانه‌تر در حوزه تربیت رسانه‌ای خانواده‌ها شود.

اساتید و موضوعات کارگاه‌ها

– موبایل و تربیت لحظه‌ای؛ بچه‌ام همیشه آنلاین است!
با حضور: دکتر زهره عباسی
روان‌شناس کودک، نوجوان و خانواده؛ رئیس نظام روان‌شناسی و مشاوره استان قم

– خانواده آنلاین؛ وقتی صفحه‌ها جای گفت‌وگو را گرفتند
با حضور: مهسا قربانی
دانشجوی دکتری علوم تربیتی، پژوهشگر حوزه نوجوان، معلم و طراح آموزشی

– امنیت فضای مجازی؛ از رمز عبور تا اعتماد
با حضور: محمد رستم‌پور
مدیر سابق تحلیل شرکت تحلیل داده لایف‌وب

– اعتیاد به گیم و محتوای آنلاین؛ سرگرمی یا وابستگی؟
با حضور: مریم داوردان
توسعه‌دهنده ارشد پلتفرم، پژوهشگر حوزه بازی‌سازی، کارشناسی‌ارشد مهندسی نرم‌افزار

– خانواده رسانه‌ساز؛ به‌جای مصرف، تولید کنیم
با حضور: فاطمه تشکری جهرمی
استاد دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی، مترجم و پژوهشگر رسانه

– تربیت در عصر بلاگرها و بحران‌های ترندشده
با حضور: محسن ربانی
مدیر گروه کودک و رسانه مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

الگوریتم‌ها چه‌کار می‌کنند با ذهن فرزندم؟

با حضور: حجت‌الاسلام سید روح‌الله موسوی
دکترای دین‌پژوهی، مدرس دوره‌های تربیت مربی کودک و نوجوان

– قلدری مجازی؛ وقتی ضربه‌ها دیده نمی‌شوند
با حضور: مهدی صدری
پژوهشگر و تحلیلگر فضای مجازی

 

موبایل و تربیت لحظه‌ای؛ بچه‌ام همیشه آنلاین است!

 

اولین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با عنوان «موبایل و تربیت لحظه‌ای؛ بچه‌ام همیشه آنلاین است» و با حضور دکتر زهره عباسی، ریاست سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره استان قم، برگزار شد. این نشست با هدف ارائه رویکردی کاملاً کاربردی و فراتر از هشدارهای صرف، به چالش‌های پیش‌روی والدین در دنیای دیجیتال پرداخت؛ دنیایی که در آن تربیت به معنای واقعی کلمه «انسان‌سازی» و سخت‌ترین کار دنیا تلقی می‌شود .

دکتر عباسی در این جلسه تأکید کردند که تربیت امروزی بر سه پایه اصلی استوار است: ایجاد رفتارهای مطلوب، تربیت جنسی و جنسیتی، و تربیت فرزند در دنیای دیجیتال ایشان خاطرنشان کردند که والدین امروز «مهاجران دیجیتال» هستند، در حالی که فرزندانشان «ساکنان بومی» این فضا بوده و بدون لهجه با زبان دیجیتال صحبت می‌کنند. یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم مطرح شده، «هویت دیجیتال» بود؛ والدگری هوشمندانه ایجاب می‌کند که به فرزندان بیاموزیم هر کلیک، جست‌وجو و پیامی در فضای مجازی، هویتی ماندگار از آن‌ها می‌سازد که حتی با پاک کردن هم از بین نمی‌رود و در آینده (مثلاً زمان ازدواج یا اشتغال) ملاک قضاوت قرار می‌گیرد.

در این نشست، راهکارهای عملیاتی برای مدیریت حضور آنلاین فرزندان ارائه شد:

  1. 1. رژیم مصرف رسانه: والدین باید مانند رژیم غذایی، یک هرم مصرف رسانه برای فرزندان تنظیم کنند که در آن زمان و نوع استفاده از گوشی، بازی و چت مشخص باشد [۱۸]. طبق استانداردهای جهانی، استفاده از دیجیتال برای کودکان زیر دو سال ممنوع و برای سنین بالاتر باید با محدودیت‌های زمانی دقیق (مثلاً حداکثر ۲ ساعت برای ۶ تا ۱۲ سال) همراه باشد.
  2. 2. استفاده محدود و مشروط: به جای سیاست «مطلقا آزاد» یا «مطلقا ممنوع»، باید رویکرد فعالانه داشت. استفاده از گوشی باید مشروط به انجام تکالیف واقعی، رعایت ارزش‌های خانواده و نظارت والدین باشد .
  3. 3. قوانین خانگی: فضای دیجیتال نباید به اتاق خواب یا زمان صرف غذا راه یابد. دکتر عباسی پیشنهاد دادند که در زمان حضور خانواده، گوشی‌ها در یک «سطل زباله نمادین» یا سبد مخصوص قرار گیرند تا الگوی عملی برای فرزندان ایجاد شود .

در نهایت، تأکید شد که هدف ما تربیت یک «شهروند دیجیتال» است که مهارت‌های خودآگاهی و تفکر نقاد داشته باشد. والدین باید با ایجاد تعامل مثبت و محیط امن، به جای نصیحت صرف، فرزند را به سمتی ببرند که خودش بتواند نیازهای واقعی را از غیرواقعی تشخیص دهد و از ابزار دیجیتال برای رشد و شکوفایی استعدادهایش (مانند تولید محتوا یا یادگیری برنامه‌نویسی) استفاده کند. برای مطالعه تفصیلی این مباحث، کتاب «تربیت فرزند در دنیای دیجیتال» تالیف دکتر عباسی به عنوان منبعی بومی و کاربردی معرفی گردید.

خانواده آنلاین؛ وقتی صفحه‌ها جای گفت‌وگو را گرفتند

 

دومین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با عنوان «خانواده آنلاین؛ وقتی صفحه‌ها جای گفت‌وگو را گرفتند» و با حضور مهسا قربانی، پژوهشگر حوزه نوجوان و دانشجوی دکتری علوم تربیتی، برگزار گردید. این جلسه با رویکردی تعاملی به بررسی شکاف نسلی در دنیای دیجیتال و ارائه راهکارهای عملی برای بازگرداندن «گفت‌وگو» به بطن خانواده‌های امروزی پرداخت.

خانم قربانی با استناد به نظریه مارک پرنسکی، مفهوم «بومیان و مهاجران دیجیتال» را تبیین کردند؛ بر این اساس، نوجوانان که از بدو تولد با تکنولوژی رشد کرده‌اند، بومیان این فضا هستند، در حالی که والدین نقش مهاجرانی را دارند که تلاش می‌کنند با این زبان و فرهنگ نامأنوس سازگار شوند. ایشان وضعیت والدین امروزی را به «آلیس در سرزمین عجایب» تشبیه کردند که ناگهان وارد دنیایی ناشناخته و عجیب شده‌اند که درک قواعد آن برایشان دشوار است. در این زیست‌بوم جدید، فضای مجازی برای نوجوان دیگر یک ابزار ساده نیست، بلکه محیط اصلی زندگی اوست که هویت، ارتباطات و معنای جهانش در آن شکل می‌گیرد.

در این نشست، چالش‌های کلیدی والدین در مواجهه با نوجوانان دیجیتال بررسی شد:

  1. پدیده فومو: (FOMO) ترس از جاماندن از اخبار و پیام‌ها، باعث اضطراب و تمایل همیشگی نوجوان به آنلاین بودن می‌شود.
  2. نیاز به استقلال و حریم خصوصی: نوجوانان به طور طبیعی از حدود ۱۲ سالگی به سمت استقلال حرکت می‌کنند و فضای مجازی به دلیل ماهیت نیمه‌خصوصی، بستری برای پاسخ به این نیاز رشدی فراهم می‌کند .
  3. هویت چندلایه: نوجوان ممکن است در دنیای واقعی ساکت باشد اما در فضای مجازی هویتی بسیار فعال و متفاوت از خود بروز دهد .

خانم قربانی تأکید کردند که برای مدیریت این فضا، والدین باید از نقش «بازپرس، قاضی یا پلیس» خارج شده و به «مرجع امن» تبدیل شوند. ایشان با معرفی مدل «کوه یخ» بیان کردند که رفتارهای بیرونی نوجوان (مانند پرخاشگری یا غرق شدن در گوشی) تنها نوک کوه یخ هستند و ریشه اصلی آن‌ها در نیازها و احساسات برآورده‌نشده زیر آب نهفته است.

در نهایت، راهکار خروج از بن‌بست ارتباطی، «گفت‌وگوی مؤثر» معرفی شد؛ گفت‌وگویی که در آن والدین به جای سوالات بازجویانه با «چرا»، از «من‌گویی» (بیان احساسات خود) استفاده کنند، شنوندگی فعال داشته باشند و پیش‌فرض‌های خود را به تعلیق درآورند. هدف نهایی این است که والد با ایجاد یک محیط امن و بدون قضاوت، نوجوان را به سمتی هدایت کند که او خودخواسته تجربیات مثبت و منفی‌اش در فضای مجازی را با خانواده به اشتراک بگذارد.

امنیت فضای مجازی؛ از رمز عبور تا اعتماد

 

سومین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با موضوع «امنیت فضای مجازی؛ از رمز عبور تا اعتماد» و با حضور محمد رستم‌پور، مدیر سابق تحلیل شرکت لایف‌وب و پژوهشگر حوزه سایبری، برگزار شد . این نشست با نگاهی متفاوت به مقوله امنیت، از سطح مسائل فنی فراتر رفت و به تأثیرات عمیق این فضا بر شناخت، انتخاب و عاملیت انسان پرداخت .

رستم‌پور بحث خود را با واکاوی حادثه هک «اسنپ‌فود» آغاز کرد تا به یک پرسش کلیدی پاسخ دهد: «چرا داده‌های به‌ظاهر بی‌اهمیت مثل سلیقه غذایی برای امنیت مهم هستند؟» . پاسخ در مفهوم «کلان‌داده» (Big Data) نهفته است؛ تجمیع این داده‌های خرد، شناسنامه‌ای از ناخودآگاه کاربران می‌سازد که می‌تواند برای مهندسی افکار عمومی و دستکاری در شناخت افراد مورد استفاده قرار گیرد . وی تأکید کرد که در دنیای امروز، توجه (Attention) به کالایی با ارزش اقتصادی تبدیل شده و اینترنت به مثابه یک «ماشین حواس‌پرتی» عمل می‌کند که با جلب توجه ما، تمرکز و انضباط ذهنی‌مان را سلب می‌کند .

در این نشست، دو نگاه کلی به اینترنت تبیین شد:

  1.  اینترنت به مثابه ابزار: نگاهی که فناوری را صرفاً وسیله‌ای برای تسهیل امور می‌بیند.
  2. اینترنت به مثابه محیط: رویکردی که معتقد است فضای مجازی یک زیست‌بوم جدید است که ساختار عصبی و فرایند ترشح دوپامین را در مغز مختل کرده و حق انتخاب واقعی را از انسان می‌گیرد.

 

رستم‌پور در بخش والدگری، بر پدیده «فومو (FOMO) یا ترس از جاماندن» تأکید کرد و خاطرنشان ساخت که والدین پیش از هر اقدامی باید اعتیاد خود به گوشی را مدیریت کنند؛ چرا که فرزندان آن چیزی نمی‌شوند که ما می‌خواهیم، بلکه آینه رفتار واقعی ما هستند. وی برای مدیریت این فضا، راهکارهای «معلم بلژیکی» را پیشنهاد داد:

  • دور کردن فیزیکی گوشی: کاهش دسترسی، سلامت روان را افزایش می‌دهد.
  • پرسش از چرایی: قبل از چک کردن گوشی، باید با صدای بلند پرسید: «چرا می‌خواهم گوشی را بردارم؟» تا استفاده از حالت ناخودآگاه خارج شود.
  • تفکیک ابزارها: استفاده از ساعت مچی یا زنگ اخبار به‌جای گوشی برای کاهش دفعات آنلاین شدن.

در پایان، بر این نکته تأکید شد که امنیت واقعی در فضای مجازی، فراتر از رمز عبور، در گرو «حفظ حق اختیار و تقویت تفکر نقاد» است. والدین باید بدانند که تربیت، «آشپزی» نیست که سریع به نتیجه برسد، بلکه مانند «باغبانی» نیازمند صبوری، هرس کردن‌های به‌موقع و ایجاد محیطی امن برای رشد طبیعی است.

اعتیاد به گیم و محتوای آنلاین؛ سرگرمی یا وابستگی؟

 

چهارمین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با عنوان «اعتیاد به گیم و محتوای آنلاین؛ سرگرمی یا وابستگی؟» و با حضور مریم داوردان، پژوهشگر حوزه بازی‌سازی و توسعه‌دهنده ارشد پلتفرم، برگزار شد. این نشست با نگاهی تخصصی به دنیای بازی‌ها، به بررسی این موضوع پرداخت که چرا گیم برای نسل جدید به یک ضرورت تبدیل شده و چگونه والدین می‌توانند میان سرگرمی و وابستگی مرز بگذارند.

خانم داوردان با تبیین تفاوت میان پلی (Play) که آزاد و بدون قاعده است و گیم (Game) که دارای قوانین سفت‌وسخت و سیستم پاداش است، تأکید کرد که نیازهای بشر (مانند شایستگی، قدرت و تعلق) ثابته، اما زمین بازی از «سنگ و چوب» به «پیکسل و کد» تغییر یافته است. به باور ایشان، نوجوانان برای جبران نقص‌های محیط واقعی، تجربه انتخاب‌های آزادانه و برآوردن نیازهای اجتماعی بدون قضاوت شدن، به دنیای گیم پناه می‌برند.

در این نشست، تله‌های روان‌شناختی که منجر به وابستگی می‌شوند، تشریح شد:

  1. تله کازینو (جعبه اسکینر): استفاده از سیستم پاداش متغیر که مغز را برای ترشح مکرر دوپامین تشنه نگه می‌دارد.
  2. اثر زایگارنیک: تمایل مغز به تمام کردن حلقه‌های ناتمام؛ طراحان بازی با باز نگه داشتن مداوم تسک‌ها، اجازه نمی‌دهند ذهن نوجوان از بازی رها شود.
  3. تله فومو (FOMO) و فشار اجتماعی: رویدادهای زمان‌دار و زنجیره انسانی در بازی‌های آنلاین که باعث می‌شود نوجوان از ترس عقب ماندن از گروه یا شکست خوردن تیم، نتواند بازی را متوقف کند.

برای مدیریت این فضا، خانم داوردان راهکارهای عملیاتی زیر را پیشنهاد داد:

  • قرارداد رسانه‌ای مکتوب: والدین باید قراردادی شفاف شامل ساعت مجاز، شرط لازم (انجام تکالیف)، نوع محتوا و مکان بازی تنظیم کنند.
  • مهندسی محیط: دستگاه‌های بازی و گوشی نباید در اتاق خواب باشند؛ همچنین قانون «یک ساعت قبل از خواب بدون نمایشگر» برای جلوگیری از اختلال در هورمون ملاتونین ضروری است.
  • هشدارهای پله‌ای: به جای قطع ناگهانی بازی، باید از هشدارهای ۵، ۱۰ و ۲۰ دقیقه‌ای استفاده کرد تا مغز فرصت خروج از حالت غرقگی را داشته باشد.
  • استفاده از ابزارهای کنترلی: بهره‌گیری از سیستم‌های Parental Control در کنسول‌ها و گوشی‌ها مانند Family Link به عنوان یک دستیار عینی و غیرعاطفی برای مدیریت زمان

در نهایت تأکید شد که والدین باید با همدلی و شناخت دسته‌های مختلف بازیکنان، علایق فرزندشان را کشف کرده و جایگزین‌های درستی (مانند برنامه‌نویسی یا ورزش‌های تیمی) را بر اساس همان نیازها ارائه دهند.

خانواده رسانه‌ساز؛ به‌جای مصرف، تولید کنیم

 

پنجمین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با عنوان «خانواده رسانه‌ساز؛ به‌جای مصرف، تولید کنیم» و با حضور فاطمه تشکری جهرمی، مدرس دانشگاه، مترجم و پژوهشگر رسانه، برگزار شد. ایشان که خود مادر چهار فرزند است، این نشست را با تکیه بر تجربیات زیسته خود در تولید محتوا و پژوهش‌های رسانه‌ای به پیش برد تا راهکاری برای خروج خانواده‌ها از انفعال در دنیای دیجیتال ارائه دهد .

خانم تشکری تأکید کردند که امروزه رسانه به عضوی از خانواده تبدیل شده و بخش عمده‌ای از تربیت را بر عهده گرفته است. ایشان خاطرنشان کردند که انفعال در فضای مجازی به معنای تأثیرپذیری صرف است؛ به این معنا که اگر والدین و فرزندان فقط مصرف‌کننده باشند، ذهنیت و تربیت آن‌ها را رسانه شکل می‌دهد. راهکار کلیدی برای مقابله با این جریان، حرکت به سمت «والدگری رسانه‌ساز» است؛ یعنی تبدیل شدن از یک مصرف‌کننده صرف به یک تولیدکننده محتوا.

در این نشست، مزایای ورود خانواده به عرصه تولید محتوا در چند سطح تبیین شد:

  1. تقویت سواد رسانه‌ای: وقتی فرزندان می‌بینند والدینشان اهل تولید محتوا هستند، می‌آموزند که هر محتوایی را بدون فکر نپذیرند و به «تفکر نقاد» مجهز می‌شوند.
  2. هویت‌سازی و اعتماد‌به‌نفس: مشارکت دادن کودکان در تولید محتوا (مانند وبلاگ‌نویسی یا ساخت ویدیوهای آموزشی تحت نظارت والدین) به آن‌ها هویت می‌بخشد و قدرت نویسندگی و بیان آن‌ها را تقویت می‌کند.
  3. انسجام خانوادگی: گفتگو درباره ایده‌های تولید محتوا و مشورت اعضای خانواده با یکدیگر، روابط خانوادگی را گرم‌تر و صمیمی‌تر می‌کند .

ایشان بر مفهوم «جنگ روایت‌ها» تأکید ویژه‌ای داشتند و معتقدند اگر ما زیبایی‌های زندگی متعهدانه، محبت‌های خانوادگی و سبک زندگی خود را روایت نکنیم، روایت‌های بیگانه این خلأ را پر خواهند کرد. خانم تشکری با اشاره به ابزارهای نوین مانند هوش مصنوعی، بیان کردند که امروزه هر خانواده می‌تواند یک «مبلغ بین‌المللی» باشد و با ترجمه محتواهای خود به زبان‌های مختلف، پیام خود را به گوش جهانیان برساند.

در پایان، توصیه شد که برای شروع تولید محتوا نیازی به ابزارهای پیچیده نیست؛ بلکه با یک گوشی ساده، نور طبیعی و صداقت در بیان واقعیت‌های زندگی (به جای ارائه یک ویترین دروغین)، می‌توان تأثیرگذار بود. هدف نهایی این است که خانواده‌ها به جای اسکرول کردن مداوم و بی‌هدف، با دقتی بیشتر به لحظات زندگی خود بنگرند و آن را آگاهانه روایت کنند.

تربیت در عصر بلاگرها و بحران‌های ترندشده

 

ششمین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با موضوع «تربیت در عصر بلاگرها و بحران‌های ترندشده» و با حضور محسن ربانی، مدیر گروه کودک و رسانه مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، برگزار شد. این نشست با این پیش‌فرض آغاز شد که تربیت، مقدس‌ترین علم و دشوارترین کار جهان است؛ چرا که موضوع آن «انسان» بوده و برخلاف پروژه‌های صنعتی، یک «پروسه» و سفری مداوم است که از بدو تولد تا لحظه مرگ ادامه دارد.

محسن ربانی کلیدی‌ترین مفهوم در تربیت امروزی را «ارتباط» دانست و تأکید کرد که ارتباط، پیش‌نیاز و شرط لازم هرگونه فعالیت تربیتی است. ایشان خاطرنشان کردند که بسیاری از والدین پیش از برقراری ارتباط با فرزند، شروع به تربیت می‌کنند؛ این کار مانند آن است که شخصی گوشی تلفن را بردارد و بدون آنکه دکمه تماس را بفشارد، ساعت‌ها با مخاطبش حرف بزند. در دنیای امروز، این ارتباط به دلیل ظهور «جامعه شبکه‌ای» و تغییر مراجع قدرت، به شدت دشوار شده است؛ جایی که دیگر نه پدر و معلم، بلکه «گره‌ها» (نقاط اتصال پرمخاطب در شبکه) و سلبریتی‌ها مرجعیت فکری و اقتدار را در دست گرفته‌اند.

در این نشست، تفاوت نسل‌ها در قالب مفهوم «بومیان و مهاجران دیجیتال» تبیین شد. فرزندان ما بومیان این فضا هستند که با زبان دیجیتال به دنیا آمده‌اند، اما والدین «مهاجرانی» هستند که تلاش می‌کنند این زبان را با لکنت بیاموزند. همچنین به پدیده تولیدکننده-مصرف‌کننده (Prosumer) اشاره شد؛ نوجوانان در فضای مجازی نه تنها مصرف‌کننده هستند، بلکه با هر لایک و مکث روی ویدیوها، اطلاعات و هویت خود را به پلتفرم‌ها می‌فروشند تا الگوریتم‌ها بر اساس علایق آن‌ها، محتواهای جدیدی تولید کنند. این الگوریتم‌ها با ایجاد «حباب‌های فیلتر»، تحمل مخالف را در نوجوان کاهش داده و او را در فضایی سطحی و زودگذر محصور می‌کنند.

ربانی راهکار مواجهه با این چالش را در چند محور ارائه داد:

  1.  تقویت ارتباطات انسانی: ارتباط دیجیتال «داده‌محور» و سطحی است، اما ارتباط انسانی «عمیق و باکیفیت». والدین باید از برتری خود در حوزه عاطفه و احساس استفاده کنند
  2. تغییر نگاه به تربیت: تربیت، خط تولید کارخانه (انقلاب صنعتی) نیست که همه را یک‌شکل بسازد، بلکه مانند «بذر پاشیدن و کشاورزی» است. وظیفه مربی تنها فراهم کردن نور، آب و خاک (زمینه) است و رشد واقعی در تسخیر خداست .
  3. هضم فضای مجازی در زندگی واقعی: به جای حذف رسانه، باید آن را در زندگی واقعی «هضم» کرد؛ مثلاً با فرزند درباره کلیپ‌هایی که می‌بیند گفتگو کرد و از فضای مجازی برای تقویت پیوندهای انسانی استفاده نمود.

 

در نهایت تأکید شد که تربیت، «گفت‌وگو» به معنای شنیدن فعال و به تعلیق درآوردن پیش‌فرض‌ها است. والدین باید به جای کنترلگری مفرط، بر اساس کرامت انسانی با فرزندان خود همدلی کنند تا در طوفان فضای مجازی، خانه همچنان «مرجع امن» باقی بماند.

الگوریتم‌ها چه‌کار می‌کنند با ذهن فرزندم؟

 

هفتمین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با عنوان «الگوریتم‌ها چه‌کار می‌کنند با ذهن فرزندم؟» و با حضور حجت‌الاسلام دکتر سید روح‌الله موسوی، دکترای دین‌پژوهی و مدرس دوره‌های تربیت مربی، برگزار شد. ایشان مبنای بحث خود را بر پایه اهمیت «تفکر» در آموزه‌های دینی بنا کردند و خاطرنشان ساختند که حدود یک‌ششم آیات قرآن کریم مستقیماً به تفکر و تعقل دعوت می‌کنند؛ در حالی که ساختار فضای مجازی و الگوریتم‌های آن، دقیقاً همین وجه ممیزه انسان یعنی قوه تفکر را نشانه گرفته‌اند.

دکتر موسوی تشریح کردند که الگوریتم‌ها از طریق مکانیسم‌های پیچیده، بروندادهای رفتاری و ذهنی مخربی در نوجوانان ایجاد می‌کنند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  1. اضطراب و حس ناکافی بودن: مقایسه دائمی ظاهر و باطن زندگی خود با تصاویر ویترینی در فضای مجازی، منجر به اضطراب، کاهش عزت‌نفس و در نهایت ناامیدی در نوجوان می‌شود .
  2. از بین رفتن تمرکز و افت تحصیلی: آمارها نشان می‌دهد میانگین معدل دانش‌آموزان تحت تأثیر حواس‌پرتی‌های دیجیتال به شدت کاهش یافته است؛ چرا که نظام ارزش‌گذاری آن‌ها تغییر کرده و دیگر برای دانش و تخصص عمیق، ارزش سابق را قائل نیستند .
  3. فقدان اصالت (Asalat): فضای مجازی نوجوان را از «خودِ اصیل» تهی کرده و او را به موجودی دنباله‌رو تبدیل می‌کند که حتی سلیقه رنگ سال یا استایل خود را بدون تفکر و صرفاً بر اساس ترندهای تحمیل شده توسط سلبریتی‌ها انتخاب می‌کند .

ایشان با تبیین نقش «دوپامین» به عنوان سیستم پاداش مغز، بیان داشتند که دریافت لایک و کامنت، همان واکنشی را در مغز ایجاد می‌کند که مواد مخدر ایجاد می‌کنند؛ یعنی مغز را برای تجربه مجدد لذت، به فضای مجازی معتاد می‌سازد. همچنین مفهوم «حباب فیلتر» و «انتخاب‌های مهندسی‌شده» (نظریه ریچارد تیلر) مطرح شد؛ جایی که نوجوان تصور می‌کند آزادانه انتخاب می‌کند، اما در حقیقت در محیطی محصور شده که الگوریتم‌ها بر اساس علایق او ساخته‌اند تا حق انتخاب واقعی را از او سلب کنند .

در پایان، حجت‌الاسلام موسوی تأکید کردند که والدگری در این عصر به معنای راهبری تفکر خلاق و اکتشافی است. والدین باید با جایگزین کردن بازی‌های هیجانی و واقعی به جای بازی‌های رایانه‌ای، تولید دوپامین سالم را در فرزندشان تحریک کنند و با شناخت دقیق دنیای نوجوان و برقراری ارتباط عمیق، از تبدیل شدن او به یک «مصرف‌کننده صرف» جلوگیری نمایند.

قلدری مجازی؛ وقتی ضربه‌ها دیده نمی‌شوند

 

هشتمین نشست از مدرسه فصلی والدگری در عصر فضای مجازی با عنوان «قلدری مجازی؛ وقتی ضربه‌ها دیده نمی‌شوند» و با حضور مهدی صدری، پژوهشگر و تحلیلگر فضای مجازی، برگزار گردید. این نشست با هدف انتقال از رویکرد «کنترلگری محض» به سمت «راهبری و هدایتگری» در فضای دیجیتال، به بررسی یکی از پیچیده‌ترین آسیب‌های این حوزه یعنی آزار و اذیت‌های آنلاین پرداخت .

در این جلسه، قلدری مجازی به عنوان یک فرآیند تکرارشونده تعریف شد که در آن فرد یا گروهی با تکیه بر برتری قدرتی (فیزیکی، اجتماعی، روانی یا تکنولوژیکی)، قصد آسیب رساندن، تحقیر یا استفاده ابزاری از دیگری را دارند. صدری تأکید کرد که والدین باید تفاوت میان «شوخی» و «قلدری» را بدانند؛ در شوخی توازن قدرت و جنبه متقابل وجود دارد، اما در قلدری یک طرف قربانی و طرف دیگر با هدف تخریب وارد عمل می‌شود. این فرآیند یک مثلث شامل قلدر، قربانی و تماشاگر می‌سازد که تماشاگران می‌توانند با خنده یا تأیید، رفتار قلدر را تقویت کرده و یا با دفاع از قربانی، آن را کاهش دهند .

مهدی صدری تبیین کرد که چرا قلدری مجازی از نوع سنتی آن خطرناک‌تر است:

  1.  حضور ۲۴ ساعته: برخلاف قلدری در مدرسه که با بازگشت به خانه تمام می‌شد، قلدری آنلاین تا اتاق خواب نوجوان نفوذ کرده و او را همواره در معرض آسیب قرار می‌دهد .
  2. ناشناس بودن: قلدر به دلیل مخفی بودن هویت، احساس امنیت کاذب کرده و سطح خشونت خود را افزایش می‌دهد .
  3. کاهش همدلی: در فضای مجازی، قلدر واکنش فیزیکی و درد قربانی را نمی‌بیند، لذا حس انسان‌بودن او را سلب کرده و ضربات سنگین‌تری وارد می‌کند .

در این نشست، نشانه‌های هشدار برای والدین در دو دسته بررسی شد:

  • نشانه‌های جسمی و روانی: تغییر ناگهانی در الگوی خواب و اشتها، افت تحصیلی، انزوای اجتماعی، ترس از مدرسه، اضطراب شدید و دردهای جسمانی بی‌دلیل (سوماتیک) مانند دل‌درد .
  • نشانه‌های دیجیتال: رفتارهای مخفی‌کاری، تغییر رمز گوشی، پاک کردن وسواسی چت‌ها، واکنش‌های هیجانی شدید (خشم یا اضطراب) هنگام دریافت نوتیفیکیشن و سیاه کردن پروفایل .

راهکار مواجهه با این پدیده، ایجاد محیط امن خانوادگی معرفی شد تا فرزند اولین جایی که برای گزارش آسیب به آن پناه می‌برد، آغوش والدین باشد. والدین در صورت وقوع قلدری باید آرامش خود را حفظ کرده، بدون قضاوت و سرزنش به حرف نوجوان گوش دهند، شواهد (اسکرین‌شات‌ها) را مستندسازی کنند و از واکنش‌های عجولانه مثل گرفتن گوشی یا قطع اینترنت خودداری ورزند، چرا که این کار تنها باعث پنهان‌کاری‌های بعدی می‌شود. هدف نهایی، تقویت «جرئتمندی» در فرزندان است تا بتوانند بدون پرخاشگری، احساسات خود را بیان کرده و قدرت «نه» گفتن در برابر آزارگران را داشته باشند .