روانشناسی سایبری چیست و چه حیطههایی را پوشش میدهد؟
روانشناسی سایبری، که گاهی با عناوین روانشناسی وب، روانشناسی دیجیتال، یا روانشناسی فناورانه نیز از آن یاد میشود، شاخهای از علم روانشناسی است که بر تعامل انسانها در محیط سایبر و به ویژه فضای اینترنت تمرکز دارد. محیط سایبر شامل کلیه وسایل دیجیتال از جمله تلویزیون منزل تا هرگونه وسیله دیجیتال دیگر است. تمرکز اصلی این شاخه بر مطالعه رفتارها، تعاملات و اثرات متقابلی است که فضای سایبر بر انسانها و انسانها بر فضای سایبر میگذارند.
به طور کلی، روانشناسی سایبر دو حیطه اصلی را دنبال میکند: اول، آسیبها و چالشهای این فضا و دوم، فرصتها و بهبودهایی (Improve) که این محیط در حیطههای آموزشی، پزشکی، و روانشناسی (مانند مراجعات و کلاسهای آنلاین) فراهم میآورد. هسته پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی از ابتدا بر این اساس شکل گرفت که صرفاً دیدگاه منفی و آسیبمحور به فضا نداشته باشد و هر دو جنبه مثبت و منفی را پوشش دهد.
چرا چالشهای روانشناختی فضای مجازی «نوین» هستند؟
اگرچه فضای سایبر عمر تحقیقاتی چندانی ندارد و قدیمیترین مفهوم مطرح شده در این حوزه (اعتیاد به اینترنت توسط آقای کیمبرلی لانگ یانگ در سال ۱۹۹۸) تنها حدود سی سال قدمت دارد، اما عوامل متعددی سبب میشود تا چالشهای این فضا نوین تلقی شوند.
آقای صدری بیان کرد که انفجار ناگهانی استفاده از فضای مجازی در طول چند سال کوتاه رخ داد. در گذشته، ابزارهایی مانند سوشال مدیا، ابزارهای لوکسی بودند و دسترسی به آنها برای همه فراهم نبود. اما با انفجار ناگهانی مصرفکننده، ادبیات تحقیقی از این قضیه جا ماند و به همین دلیل تمامی آسیبهای روانشناختی فضای سایبر نوین محسوب میشوند. برخی از این آسیبها نوینترند، زیرا پیشینه شکلگیری آنها تنها به ۵ یا ۶ سال قبل بازمیگردد (مانند کودکان کار دیجیتال). همچنین، نوین بودن از منظر شیوعشناسی نیز مطرح است؛ به طوری که آمار شیوع برخی آسیبها مانند قلدری مجازی در سالهای اخیر جهشهای دو تا سه برابری را نشان داده است.
قلدری دیجیتال: تکرار آزار در فضای ۲۴/۷
تعریف و شیوع: قلدری مجازی به رفتارهای تکرارشونده و مداومی اطلاق میشود که توسط یک فرد یا گروه، به منظور وارد کردن ضرر، زیان یا آسیب به فرد یا گروه دیگر و با هدف کنترل، تحقیر یا حذف آنها انجام میگیرد و این رفتار در فضای سایبر رخ میدهد. قلدری سایبری، به دلیل المانهایی که فضای سایبر ایجاد کرده، گستردهتر و شدیدتر از قلدری سنتی است. متأسفانه در ایران شیوعشناسی گستردهای برای این آسیب صورت نگرفته است و آمار موجود بر اساس مطالعات جزئی (۴۰۰ تا ۶۰۰ نفری) بوده و اعتبار بالایی ندارند. در ادبیات ایران، آمار قلدری تجربه شده در نوجوانان و جوانان بین ۱۰ تا ۴۳ درصد متغیر است. این آمار به دلیل گزارش نشدن توسط پسران (که گزارش قلدری را مساوی با ضعف میبینند) و گزارش نشدن توسط دختران (به دلیل هنجارهای اجتماعی و ترس از قضاوت) پایینتر از حد واقعی است. بر اساس آمارهای جهانی (یونیسف و سازمانهای مشابه)، تا ۴۳ درصد کودکان و نوجوانان قلدری را تجربه کردهاند. همچنین، تا ۷۰ درصد بزرگسالان حداقل یک بار مورد آزار یا اذیت قلدری سایبری قرار گرفتهاند.
تفاوتهای قلدری سایبری و سنتی؛ قلدری سایبری به چند دلیل برجسته شده است:
- حالت ۲۴/۷: امکان وقوع قلدری سایبری در ۲۴ ساعت شبانهروز و ۷ روز هفته وجود دارد. در قلدری سنتی، مکان قلدر مشخص است (مثل مدرسه یا محله)؛ اما در فضای سایبر، قلدر با گوشی وارد اتاق خواب کودک و سر میز ناهار او میشود و عملاً کنترل بر کودک قربانی را از بین میبرد.
- حذف هیجانات انسانی: فضای سایبر هیجانات انسانی مانند همدلی، ترحم و محبت را از قلدر سلب میکند. در قلدری سنتی، قلدر ممکن است با دیدن آسیب فیزیکی قربانی، رفتار خود را تعدیل کند، اما در فضای سایبر و از پشت صفحه چت، قلدر آسیبهایی که میزند را نمیبیند و احتمال شدت بخشیدن به رفتار افزایش مییابد.
- قدرت تکنولوژیکی: در قلدری آنلاین، قدرت و برتری متفاوت از قلدری سنتی (که معمولاً وابسته به اندام درشتتر یا زبان تندتر بود) تعریف میشود. در فضای سایبر، قدرت تکنولوژیکی است که مشخص میکند چه کسی قلدر و چه کسی قربانی باشد. فردی که قدرت تکنولوژیکی بیشتری دارد (مدیر یک گروه، فن پیجدار، یا دارای افراد همفکر) میتواند به هر کسی قلدری کند.
- حذف محدودیتها: قلدری سایبری دامنه سن، جنسیت، سطح سواد و رفاه را حذف میکند. در این فضا ممکن است یک فرد ۱۵ ساله به یک فرد ۴۰ یا ۵۰ ساله قلدری کند. همچنین، بزرگسالان نیز میتوانند برای کودک و نوجوان قلدری کنند.
مدیریت و پیشگیری: مداخلات در این حوزه شامل درمان و پیشگیری است. قلدری در قالب یک مثلث مطرح میشود که شامل سه ضلع است: فرد قلدر، فرد قربانی، و فرد شاهد قلدری. فرد شاهد (دوست، خانواده، معلم) از اهمیت بالایی در درمان و پیشگیری برخوردار است.
یکی از اصول اصلی، آموزش شاهدان قلدری است تا گزارشدهی را بالا ببرند. این گزارشدهی میتواند در پلتفرم یا به صورت حضوری به خانواده، معلم یا مراجع ذیربط باشد. همچنین، باید روی فرد قلدر کار شود، چرا که اغلب قلدرها خودشان قربانیان قلدری بودهاند یا زندگی سختی داشتهاند و آسیبهایی دیدهاند که اکنون آسیب میزنند. در مورد قربانیان نیز، معمولاً مداخلات بر کاهش عزت نفس پایین، سرخوردگی و تقویت توانایی دفاع از خود تمرکز دارد.
مشکل اصلی در فضای سایبر، کمبود شاهد نیست؛ بلکه کمبود مداخله شاهدان است. فضای سایبر، هیجانات انسانی را از بین میبرد و فرد شاید از کنار کامنت قلدری به سادگی بگذرد. با این حال، چون قلدرها دوست دارند دیده شوند و رفتار خود را در فضای عمومی نشان میدهند، شاهدان زیاد هستند. تحقیقات نشان داده است که بایکوت کردن قلدر توسط شاهدان یا حتی خود قربانیان، تأثیر به سزایی در کاهش قلدری دارد.
آسیبهای جنسی: تنوع، انتشار و کاهش نظارت
آسیبهای جنسی در فضای مجازی گسترش زیادی پیدا کردهاند. قلدری جنسی میتواند بخشی از قلدری مجازی باشد که فرد قلدر با اهرم فشار به خواستههای جنسی میرسد.
آسیبهای جنسی در فضای مجازی به دو نوع کلی تقسیم میشوند:
- منفعل: در این حالت، فرد (مخصوصاً کودکان و نوجوانان) به صورت غیرفعال در معرض محتوای آنلاین قرار میگیرند (مثلاً از طریق تبلیغات مستهجن فیلترشکنهای رایگان یا قرارگیری در گروهها و کانالها).
- فعال: در این حالت، فرد خود به صورت فعال درگیر تولید و عرضه محتوای جنسی میشود که متأسفانه طی سالهای اخیر به دلیل درآمدزایی و دیده شدن، افزایش یافته است.
گسترش آسیبها: فضای مجازی باعث تنوع آسیبهای جنسی شده است (از آسیب فیزیکی سنتی گرفته تا آسیب از طریق صوت، تصویر و فیلم). سرعت انتشار محتوا نیز حالت ویروسی گرفته و به راحتی فراگیر میشود. همچنین، اغفالهای جنسی (Grooming) از طریق فضای سایبر به آسانی صورت میگیرد، به طوری که فرد میتواند از شهری بسیار دور اقدام به اغفال فرد دیگری کند.
چالشهای نظارت و آگاهی: یکی از مشکلات جدی، عدم نظارت کافی پلتفرمها (به دلیل سیاستهای جذب مخاطب و درآمدهای جانبی) و همچنین عدم آگاهی خانوادههاست. در آسیبهای جنسی فیزیکی، المانهایی مانند لباسهای گرانقیمت یا کبودی روی بدن قابل لمس و پیگیری بود، اما در آسیب جنسی آنلاین این نشانهها محو میشوند. فقدان نظارت کافی، آسیبهای جنسی را در قشر کودک و نوجوان افزایش داده است. همچنین، دسترسی به این فضا از طریق VPNهای رایگان برای کودک و نوجوان بسیار راحت شده است.
آسیبهای جدید: آسیب جنسی آنلاین منجر به شکلگیری باورهای غلط و انتظارات نادرست جنسی میشود. یکی از آسیبهای جدید که با فضای مجازی بولد شده، اعتیاد به پورنوگرافی است. آمارهای پلیس فتا نشان میدهد که شیوع این اعتیاد در قشر نوجوان تا ۷۰ درصد در برخی مناطق زیاد شده است.
فومو (FoMO): ترس از جا ماندن و اقتصاد توجه
تعریف و شیوع: “فومو” (FoMO) سرواژه “Fear of Missing Out” یا ترس از جا ماندن است. این حالت زمانی رخ میدهد که فرد احساس میکند در غیاب او، افراد دیگر در حال کسب یک تجربه لذتبخش هستند که او به دلیل عدم حضور آن را از دست داده است. فومو باعث اضطراب، افسردگی و کاهش عزت نفس میشود. همچنین فرد همواره در حالت برانگیختگی و آمادگی (مثلاً بیقراری برای چک کردن نوتیفیکیشنها) قرار میگیرد. این پدیده بسیار گسترده است، به طوری که تا ۶۰ الی ۷۰ درصد بزرگسالان سطوح مختلفی از فومو را تجربه میکنند. فومو به ابزاری برای سوءاستفاده، بهخصوص توسط پلتفرمها و شرکتهای فروش اینترنتی تبدیل شده است که از «اقتصاد توجه» سود میبرند.
راهکارهای مدیریت فومو: اغلب راهکارهای مدیریت فومو بر مبنای رویکرد شناختی-رفتاری (CBT) است.
- مدیریت اعلانها (نوتیفها): فرد باید با مدیریت اعلانها و بیصدا کردن آنها، از محرومیت از نوتیفیکیشنها شروع کند.
- فاصله گرفتن تدریجی از گوشی: تعیین زمانهایی در روز بدون موبایل، مثلاً هنگام غذا خوردن یا گپ زدن با دوستان.
- جایگزینی محرکهای دیجیتال: جایگزینی المانهای دیجیتال تحریککننده با المانهای دنیای واقعی (مانند ورزش یا تفریح خانوادگی).
- تغییر باورهای ناکارآمد: کار بر روی شناخت فردی و نقض باورهایی مانند «اگر سر گوشیم نروم دوستانم را از دست میدهم». باید به فرد آموزش داده شود که خارج از فضای مجازی نیز فرصتهای رشد و ارتباطگیری وجود دارد.
خرید مبتنی بر فومو: فومو به اقتصاد خرید دیجیتال نیز راه پیدا کرده است. پلتفرمها با تخفیفهای عجیب و غریب روزانه، توجه افراد را جلب میکنند و این ترس از جا ماندن باعث میشود افراد صرفاً به دلیل تخفیف خرید کنند (اعتیاد به خرید دیجیتال). در اتاق درمان، باید با منطقی کردن باورها، به فرد نشان داد که آیا واقعاً نیازی به این خرید داشته است یا صرفاً به دلیل ترس از جا ماندن اقدام به خرید کرده است (خریدی مبتنی بر فومو). همچنین، اگر فرد تجربه از دست دادن تخفیف یا فرصت را داشته باشد، باید ارزش آن تجربه را کمرنگ کرد.
کنترل هیجان در خرید: پلتفرمها با استفاده از محدودیتهای زمانی شدید (“فقط تا ظهر فرصت دارید”)، افراد را از فاز منطقی خارج کرده و تحت فشار هیجانی قرار میدهند. در این حالت، از تکنیکهایی مانند توقف فکر (Thought Stopping) استفاده میشود تا فرد بتواند بر هیجانات خود سوار شده و قبل از انجام رفتار، با استفاده از تفکر سقراطی، از خود بپرسد که این رفتار چه سودی دارد و انجام ندادنش چه ضرری.
کودکان کار دیجیتال: هویت در گرو لایک و فالوور
توجه، درآمد و معصومیت: در عصر دیجیتال، «توجه، پول است». مسئله کودکان کار دیجیتال (Key Influencers) از آنجا شروع شد که پلتفرمها نقش بالایی برای کودکان در نظر گرفتند. کودک به دلیل معصومیت، بار هیجانی و عاطفی و شیرینی که دارد، توجه بیشتری را جذب کرده و در نتیجه درآمدزایی بیشتری دارد. کودک به وسیلهای برای درآمدزایی و ارتقای طبقه اجتماعی والدین تبدیل میشود.
آسیبهای روانی و هویتی:
- سلب هویت کودکی: کودک میآموزد که عزت نفس و شخصیت او وابسته به تعداد لایک و فالوور است. اگر تعداد لایک پایین باشد، رفتار والدین (مثلاً مادر) با او تغییر میکند.
- فقدان فرصت تجربه کودکی: والدین به مدیر پیج یا کارفرما تبدیل میشوند و کودک فرصت بازی و تجربه کودکی را از دست میدهد.
- شدت گرفتن محتوا: محتوای تولیدی به مرور تکراری شده و والدین برای گرفتن ویو بیشتر، کودک را به سمت رفتارهای عجیبتر یا حتی آسیب زدن به او سوق میدهند.
- نقض حریم خصوصی و الگوسازی نامناسب: معلمبلاگرها حریم خصوصی کودک را با فیلم گرفتن از کلاس نقض کرده و تایم آموزش را صرف ویو گرفتن میکنند. این امر الگوی نامناسبی برای کودکان ایجاد میکند که بلاگری را بهتر از شغلهایی مانند معلمی میدانند.
- آسیبپذیری روانی: آمار افسردگی و خودکشی در کودکانی که از بچگی تحت فشار تولید محتوا بودهاند، بسیار بیشتر است؛ چرا که اگر توجه قطع شود، زندگی آنها که بر اساس توجه رشد کرده، نابود میشود.
چالشهای اخلاقی و حقوقی: در ایران، قوانین مستقیمی برای «kidfluencer» وجود ندارد. یک چالش اخلاقی بزرگ در سراسر دنیا این است که آیا وضع قوانین برای کنترل رفتار خانواده با فرزند، به حریم خصوصی آنها تجاوز میکند یا خیر. پیشنهاداتی از جمله حساب اشتراکی که پول تا ۱۸ سالگی بلوکه شود، در کشورهای دیگر مطرح شده است. تشخیص آسیبرسانی به کودک در این فضا دشوار است.
رد پای دیجیتال: یکی از نگرانیهای اصلی، رد پای دیجیتال است. کلیپی که از کودک منتشر میشود، تا ابد باقی مانده و ممکن است در آینده، موقعیتهای شغلی و اجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهد و حتی رفتار جامعه با او را در محیط واقعی شکل دهد (مانند صدا زدن افراد با تیکهکلام یا نقش دیجیتال). همچنین، رضایت یک کودک زیر ۱۲ سال برای اینفلونسر شدن معنا ندارد، زیرا رشد اخلاقی و قضاوتی او به حدی نرسیده که در این باره تصمیم بگیرد.
پرستش سلبریتی (Celebrity Worship) و خطرات آن
پرستش سلبریتی یک آسیب جدی است که در مدل مفهومی هسته سایبرسایکولوژی به عنوان یک مؤلفه مهم در مدارس کشور شناسایی شد. این پدیده توسط دولتها گاهی تشویق میشود و به عنوان آسیب دیده نمیشود، زیرا منافع مالی و اهرم فشار برایشان ایجاد میکند.
سطوح پرستش سلبریتی” پرستش سلبریتی سه سطح دارد:
- سطح سالم: علاقهمندی به یک خواننده یا بازیگر و دنبال کردن کارهای او، که علاقه طبیعی محسوب میشود.
- سطح وسواسی: فرد گرایش وسواسی پیدا میکند (مثلاً اگر کنسرت سلبریتی را چک نکند یا محصولی مرتبط با او نخرد، احساس عذاب وجدان میکند).
- سطح مرضی: این سطح منجر به رفتار آسیبرسانی به خود یا دیگران میشود، مانند درگیریهای فیزیکی بین “فندومها” (فنها) [43، 44]، یا برداشتن پول از والدین برای تأمین علایق سلبریتی. این امر کشش مالی و زمانی زیادی را بر خانواده تحمیل میکند.
اهمیت نوع سلبریتی: در گذشته، سلبریتیها به خاطر هنر یا وجههای خاص معروف میشدند، اما امروزه سلبریتیها مانند کارخانه تولید میشوند و صرفاً با یک تیکهکلام معروف میشوند. این امر سبب افزایش «سلبریتیهای بد» شده است. اگر سلبریتی مصرف مواد مخدر، الکل یا سبک زندگی ناسالم را ترویج دهد، حتی سطح سالم علاقه نیز برای کودک آسیبزا خواهد بود.
نتیجهگیری: نیاز مبرم به قانونگذاری و مداخله
مباحث مطرح شده (قلدری دیجیتال، آسیبهای جنسی، فومو، کودکان کار دیجیتال و سلبریتی ورشیپ) نشان میدهد که این موارد به چالشهای جدی در جامعه ایران تبدیل شدهاند. مشکل اصلی این است که ما در ایران هنوز به سطح قانونگذاری و عمل نرسیدهایم. در حالی که کشورهای مختلفی مانند استرالیا، اروپا، آمریکا و چین قوانین جدیدی را برای حفاظت در برابر آسیبهای دیجیتال وضع میکنند، در ایران باید ابتدا در مورد چالشهای اخلاقی، حقوقی و روانشناختی این مسائل بیشتر بحث شود و با حضور متخصصان، زمینههای قانونگذاری و پیشگیری فراهم گردد.
هسته پژوهشی روانشناسی سایبر دانشگاه شهید بهشتی اعلام آمادگی کرده است تا با پذیرش انتقادات و پیشنهادات پروژه و همکاری، در جهت پیشبرد این اهداف و رفع این خلأهای قانونی و عملیاتی گام بردارد.
چالشهای روانشناسی فضای مجازی مانند یک کشتی اقیانوسپیما هستند؛ در گذشته، ما تنها با خطرات سطح آب (مانند اعتیاد ساده به اینترنت) روبرو بودیم، اما امروزه به دلیل سرعت انفجاری فناوری، کوه یخی بزرگی از آسیبها (قلدری ۲۴/۷، کودکان کار دیجیتال، فومو) به یکباره از زیر آب سر برآورده است. این کوه یخی که پایه آن در تاریکی (عدم نظارت و قانونگذاری) است، تهدیدی نامرئی و فراگیر برای سلامت روان جامعه محسوب میشود که نیازمند نقشهکشی دقیق متخصصان (روانشناسان) و قوانین محکم (قانونگذاران) برای هدایت امن کشتی است.